<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>وبلاگ بانک ملی ایران</title>
      <link>http://www.bmiblog.ir/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2012</copyright>
      <lastBuildDate>Wednesday, 31 January 2012 10:17:32 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

      
      <item>
         <title>پروانه</title>
         <description>یکی به پروانه گفت، ای کوچک جثه، دون پایه، برآن باش تا محبوبی همتای خویش بدست آری و در طریقی که امیدوار هستی به منزل مقصود برسی، گام برداری. تو را با شمع کدام نسبت و الفت ؟ </description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/11/636.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/11/636.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کارکنان بانک</category>
        
        
         <pubDate>Wednesday, 31 January 2012 10:17:32 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>ماهیگیری</title>
         <description>سلام
عذزرخواهی میکنم .عذرخواهی میکنم از همه همکاران وبلاگ نویس وآقای حسین زاده دوست خوب وبلاگ نویسان **بانک .از اینکه برای حمایت از بانک در برابر اظهارات سایت الف دیر اقدام کردم .اما بقول قدیمیها ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه اس.حالا منم میخوام تور ماهیگیریم روتوی اب بندازموانشااله که بتونم یه ماهی بزرگ وخوشمزه صید کنم دوستای خوبم من به مهمونی اقای حسین زاده نرسیدم علتش هم این بود که دعوتنامه من توی کیف شیک اقای مدیر!جاموند یاشایدم گم شد یاشایدهم...حالا بماند که بالاخره چی شداما بهرحال دعوتنامه بدست ما نرسید که نرسیداما آقای مدیر به هدفش خیلی خیلی خوب رسید.بابا ای ولله دست خوش. انشااله که همیشه اقامدیرا به هدفشون برسن بعداین ماجرامیخواستم نوشتن برای بانک رو بذارم کنارچون ظاهرا آقامدیر میترسید یه وقت من بشم مدیرواون بشه تحولدار اونوقت دیگه واویلا بیاودرستش کن !خلاصه سکوت اختیارکردم وباخودم گفتم حتما بچه هاآماده روکم کنی هستن که یه چیز دندون شکن بنویسن واز بانک ملی وهمکاران دفاع کنن ولی واقعا دلم طاقت نیاورد وگفتم یه جواب دندون شکن به این سایت الف بدم یه خورده دل همکارامون خنک شه  وبعدشم اینکه دیگه سایت الف به خودش اجازه نده به بانک ما وبه خود ما وبه اعتبار مادربین مردم توهین کنه این جوابیه رو بادلی شکسته تقدیم میکنم به همه  همکارانی که دلسوزانه برای بانک دلسوزی میکنند حتی اگه **تحویدار باشند

در آینده از ما بیشتر خواهید شنیدچون کار ما گفتن است برای شنیدن
آیا گوش شنوایی هست؟


السلام وعلی من اتبع الهدی
</description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/commentate/1390/11/634.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/commentate/1390/11/634.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حاشیه ها</category>
        
        
         <pubDate>Saturday, 27 January 2012 20:51:31 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>بدون عنوان</title>
         <description><![CDATA[<div style="text-align: right;">چهار سال قبل برای اولین بار بابا شدم و برای اولین بار واژه بابایی و بابا را به زبان آوردم. راستش هیچ گاه نه این واژه را گفته بودم و نه برایم ملموس بود. حتی وقتی هم که ازدواج کردم نتوانستم این لغت را نسبت به پدر همسرم بر زبان جاری سازم. چرا که این کلمه واقعا برایم ناشناخته بود. پس از آنکه چند وقتی از پدر شدن و بابایی گفتنم گذشت، تازه متوجه شدم که چه واژه شیرین و چه نعمتی را نداشتم. وقتی پسرم مرا صدا میکند یا چیزی میخواهد با نهایت عشق و علاقه به او جان میگویم و کمبودی که خود داشتم را با وجود او جبران میکنم. اما برخی اوقات به او حسودیم میشود. همانطور که درخردسالی آرزوی داشتنش همیشه در ذهنم بود. آنروزها وقتی یکی پدرش را صدا میزد تمام وجودم را درد میگرفت. اما مادرم میگفت پدرت همینک نزد خداست و در حال دیدن اعمال و رفتار ماست. آری او ما را درست زمانی که در اوج جوانی بود و من غرق کودکی بودم، تنها گذاشت. امروز حتی تصویرش را هم به یاد نمی آورم. او ما را ترک کرد تا با دژخیمان و ظلم زمان بجنگد تا امروز من و امثال من آسوده خاطر و در نهایت امنیت و رفاه کودکمان را بوسیده و در آغوش بگیریم. جوانان آن زمان که خود در دل هزاران امید و آرزو داشتند به این امید از آمال و خاطرات خود دست کشیدند و خانواده ی خود را به خدا سپردند که جان ، مال ، ناموس ، شرف و دین ما اسیر فساد و تباهی بیگانگان نشود. ]]></description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/bmi-news/1390/11/633.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/bmi-news/1390/11/633.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اخبار بانک ملی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حاشیه ها</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کارکنان بانک</category>
        
        
         <pubDate>Saturday, 27 January 2012 16:38:31 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>تراژدی به نام سود بانکی</title>
         <description>سود بانکی که از آن به نام نرخ بهره در دول غرب یاد میشود ابزاریست جهت جذب نقدینگی سرگردان و بلاتکلیف در جامعه که رابطه مستقیمی با نرخ تورم دارد. در کشور ما چندسالیست که با سیاست های دولت از قبیل پرداخت نقدی یارانه ها، انواع و اقسام تسهیلات اعتباری، کمک های بلاعوض و.... میزان نقدینگی موجود در بازار به شدت افزایش یافته که این خود موجب افزایش تورم نیز میشود. اما با بالارفتن میزان نقدینگی تقاضا برای سرمایه گذاری و حفظ ارزش پول بالا رفته و از آنجا که بانک ها سود خوبی که توان رقابت با تورم را داشته باشد، جهت جذب مشتری نداشتند،  </description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/cat-1/1390/11/632.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/cat-1/1390/11/632.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اخبار اقتصادی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اخبار بانک ملی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">بازاریابی بانکی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">بانکداری الکترونیکی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حاشیه ها</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مفاهیم بانکداری</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نکات مدیریتی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کارکنان بانک</category>
        
        
         <pubDate>Thursday, 25 January 2012 18:01:32 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>تقدیم به مولا امام رضا (ع)</title>
         <description>تا یوسف اشکم، سر بازار نیاید

کالای مرا، هیچ خریدار نیاید

خارم من و در سینه من، عشق شکفته است

تا خلق نگویند، گل از خار نیاید

ای حجت هشتم که خدا خوانده رضایت

وصف تو جز از ایزد دادار نیاید

ما عافیت از چشم تو داریم، که گوید

بیمار به دلجویی بیمار نیاید؟

آخر به کجا روی کند، ای همه رحمت!

گر در حرمت ، شخص گرفتار نیاید؟

دیدم هم جا بر در و دیوار حریمت

جایی ننوشته است، گنه کار نیاید
موید</description>
         <link>http://www.bmiblog.ir//1390/11/631.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir//1390/11/631.php</guid>
        
        
         <pubDate>Wednesday, 24 January 2012 11:20:47 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>طوفانی با طعم اقتصاد</title>
         <description>کشتی بحران زده اقتصاد کشور در اقیانوس مواج و طوفانی اقتصاد در حال جا به جا شدن است و چشم ها همه به امید آرام شدن طوفان وحشتناک و لنگر انداختن این کشتی در نقطه ایست. اما بیم همه از آنجاست که قبل از آنکه کشتی در اسکله ای لنگر بندازد در این طوفان به گل نشسته یا در امواج خروشان آن غرق گردد. به راستی ناخدای این کشتی کیست؟ چرا سکان را در دست نمیگیرد و آرامش را به عرشه نمی آورد؟ شاید ناخدا خوابش برده است! یا شاید ناخدا از جانش سیر شده است! آخر گناه مسافران آن چیست؟ مگر این ناخدا تعهدی نسبت به آنها ندارد؟ شاید هم ناخدا را دزدان دریایی اسیر کرده و منتظر واژگونی کشتی و تاراج اموال هستند؟ اما اگر اینطور است چرا ناخدا فریاد کمک سر نمیدهد؟ یعنی غرورش تا بدین حد پیش رفته که حتی در این شرایط هم کمک نمیخواهد؟ کاش نویدی از سوی وی به کابین مسافران میرسید و ندایی می آمد که حداقل او زنده است تا دل مسافران آرام بگیرد. اما هیچ روزنه امیدی به چشم آنها نمی آید. تنها ملوانی در قسمت پایین کشتی برای آرام کردن مسافران صحبت میکند و به آنها میگوید همه چیز آرام است و هیچ جای نگرانی نیست. اما همه با خنده و تمسخر به وی مینگرند و هیچ کس حرف وی را باور نمیکند. حال چه باید کرد؟ منجی که میخواهد باشد؟ کی از این طوفان نجات خواهیم یافت؟ آیا زنده به مقصد میرسیم؟ آیا نجات خواهیم یافت؟ یعنی واقعا ناخدا خواب است؟
التماس دعا .محمدرضا چراغی زرمهری شعبه تربت حیدریه</description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/11/630.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/11/630.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">بانکداری الکترونیکی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حاشیه ها</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مشتریان</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نکات مدیریتی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">پولشویی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کارکنان بانک</category>
        
        
         <pubDate>Monday, 22 January 2012 17:25:23 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>قطره ای از دریای بیکران</title>
         <description>نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان &quot;رضا&quot; به معنای &quot;خشنودی&quot; می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: &quot;خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند.&quot;

یکی از القاب مشهور حضرت &quot;عالم آل محمد&quot; است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش &quot;جنبه علمی امام&quot; آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد. </description>
         <link>http://www.bmiblog.ir//1390/11/629.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir//1390/11/629.php</guid>
        
        
         <pubDate>Monday, 22 January 2012 12:35:53 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>خصوصیات اخلاقی پیامبر اکرم (ص)</title>
         <description>در حدیثى از امام حسین علیه السلام) آمده است که مى گوید : از پدرم امیر مؤمنان على (علیه السلام) در باره ویژگیهاى زندگى پیامبر (ص) و اخلاق او سؤال کردم ، و پدرم مشروحا به من پاسخ فرمود ، در بخشى از این حدیث آمده است : رفتار پیامبر (ص) با همنشینانش چنین بود که دائما خوشرو و خندان و سهل الخلق و ملایم بود ، هرگز خشن و سنگدل و پرخاشگر و بدزبان و عیبجو و مدیحه گر نبود ، هیچکس از او مایوس نمى شد ، و هر کس به در خانه او مى آمد نومید بازنمى گشت : سه چیز را از خود رها کرده بود : مجادله در سخن ، پرگوئى ، و دخالت در کارى که به او مربوط نبود ، و سه چیز را در مورد مردم رها کرده بود : کسى را مذمت نمى کرد ، و سرزنش نمى فرمود ، و از لغزشها و عیوب پنهانى مردم جستجو نمى کرد . 
هرگز سخن نمى گفت مگر در مورد امورى که ثواب الهى را امید داشت ، در موقع سخن گفتن به قدرى نافذ الکلمه بود که همه سکوت اختیار مى کردند و تکان نمى خوردند ، و به هنگامى که ساکت مى شد آنها به سخن درمى آمدند ، اما نزد او هرگز نزاع و مجادله نمى کردند ... هرگاه فرد غریب و ناآگاهى با خشونت سخن مى گفت و درخواستى مى کرد تحمل مى نمود ، و به یارانش مى فرمود : هرگاه کسى را دیدید که حاجتى دارد به او عطا کنید ، و هرگز کلام کسى را قطع نمى کرد تا سخنش پایان گیرد . آرى اگر این اخلاق کریمه و این ملکات فاضله نبود آن ملت عقب مانده جاهلى و آن جمع خشن انعطاف ناپذیر در آغوش اسلام قرار نمى گرفتند ، و به مصداق لانفضوا من حولک همه پراکنده مى شدند .

</description>
         <link>http://www.bmiblog.ir//1390/11/628.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir//1390/11/628.php</guid>
        
        
         <pubDate>Monday, 22 January 2012 08:21:54 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>کارت هوشمند بانکی یک ضرورت نه انتخاب</title>
         <description><![CDATA[<div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;">از زمانی که بانک مرکزی از بانک ها خواست تا نسبت به جایگزینی کارت های هوشمند به جای مغناطیسی اقدام کنند حدود هفت سال می گذرد واینکه چرا تا کنون هیچ اقدام جدی از سوی بانک ها صورت نگرفته دلایل زیادی دارد اما مهمترین دلیل شاید بی توجهی جامعه بانکی کشور به عبارت آشنای " علاج واقعه پیش ازوقوع "باشد چرا که پایین بودن ضریب امنیتی کارت های مغناطیسی مساله ای است که از مدت ها پیش کارشناسان حوزه بانکداری الکترونیک با استناد به تجارب کشورهای پیشرو روی آن تاکید کرده اند.

اساسا کارت های هوشمند مزایای زیادی نسبت به کارت های مغناطیسی دارند اما در شرایط فعلی ترویج این تکنولوزی به دلیل مزایای امنیتی ضروری تر می نماید چراکه کارت های مغناطیسی فاقد استانداردهای امنیتی لازم بوده بنابراین بهتر است پیش از ایجاد مشکلات امنیتی جایگزین مناسب انها  ترویج یابد.
به گفته کارشناسان اگر چه کارت های مغناطیسی به دلیل تکنولوزی ساده ای که دارند ارزان هستند اما کپی شدن به آسانی  ،از بزرگترین معایب انها محسوب می شود که به شدت ضریب امنیتی انها را پایین می اورد.

]]></description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/ebanking/1390/11/627.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/ebanking/1390/11/627.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">بانکداری الکترونیکی</category>
        
        
         <pubDate>Sunday, 21 January 2012 10:21:29 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>قانون چک</title>
         <description>هرکس مرتکب بزه صدور چک بلامحل گردد به شرح زیر محکوم خواهد شد:
مبلغ چک کمتر از ده میلیون ریال باشد به حبس حداکثر تا شش ماه محکوم می شود.
مبلغ چک از ده میلیون ریال تا پنجاه میلیون ریال باشد به حبس از ۶ ماه تا یک سال محکوم می شود.
مبلغ چک از پنجاه میلیون ریال بیشتر باشد به حبس از یک سال تا دو سال و ممنوعیت داشتن چک به مدت دو سال محکوم می شود.
☺ این مجازاتها در مواردی که ثابت شود بابت معاملات نا مشروع یا بهره ربا (نزول )بوده است نمی شود. ☺
♣)هر گاه در متن چک شرطی برای پرداخت ذکر شده باشد بانک به آن شرط ترتیب اثر نخواهد داد.
♣)چک فقط در تاریخ مندرج در آن یا پس از تاریخ مذ کور قابل وصول از بانک است.
♣)هرگاه چک پس از برگشت از بانک به شخص دیگری منتقل شود حق شکایت کیفری را ندارد مگر اینکه انتقال قهری باشد.
♣)
</description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/10/625.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/10/625.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کارکنان بانک</category>
        
        
         <pubDate>Thursday, 18 January 2012 21:00:27 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>درمان سردرد بدون استفاده از داروهای شیمیایی</title>
         <description>درد،راه طبیعی بیان عملکرد نادرست بدن است تا از راه تشخیص به موقع آن بتوان ازآسیب بیشتر جلوگیری کرد.
در سردرد ابتدا سرخ رگهای خونی منقبض می شوند سپس به طور غیرطبیعی متورم می شوند که باعث اختلال در جریان خون می شوند.
میگرن حالت بسیار شدید سردرد است که در یک طرف سر ایجاد می شودوبا حالت تهوع ،استفراغ و بیزاری از نور روشن شروع می شود.
علایم میگرن : سردرد-اختلالات بینائی-احساس بیماری -استفراغ-بیزاری از نور -بیزاری از غذاو خواب آلودگی از جمله این علایم هستند.
دیر غذا خوردن ،نخوردن غذا،غذای ناکافی-کمبود خواب یا خواب زیاد-دردچشم ،سینوس ها،گردن ،درد دندان و فک-استرس و نگرانی-نورهای روشن و چشمک زن،فعالیت کاری زیاد،سفر ،تغییرات آب وهوایی ،بوهای تند ،صدای بلند،محیطهای دود آلوده و گرم و فضاهای بسته از جمله عوامل تحریک کننده سردرد، مخصوصا در افراد مستعدهستند.
توجه : (سردردی که در روز پی در پی ایجاد می شود میگرن نیست) :توجه
طرز نادرست نشستن بر روی صندلی و وضع بد قرار گرفتن سر و گردن با بقیه اعضاء بدن در ایجاد درد و بیماری موثر است.
انجام فعالیت های که چشم باید از فاصله نزدیک برروی آنها تمرکز کند یا پس از مطاله کردن و همچنین در کارهایی که با چشم سرو کار دارد،در اثر خستگی چشم و ضعف عضله های چشم گاهی موجب بروز سردرد می شود.
وقتی عوامل تحریک کننده به صورت ترکیبی عمل می کنندو به مقدار لازم برسند باعث بروز سردرد می شوند.
باتوجه به مطالب بسیار جزئی یاد شده برای درمان سردرد بهتر است کارهای زیر راانجام دهیم:
فیزیو تراپی به خصوص برای درمان مشکلات پشت گردن مفید است.
مصرف روزانه چهار برگ گل مینا تازه یا ۲۰۰ میلی گرم از آن از هفته ششم به بعد دارای تاثیرات قابل ملاحظه ای است.
زنجبیل و نعناع در کاهش حالت تهوع و کمک به هضم غذا مفید است.مالیدن روغن اسطو خودوس بر روی شقیقه ها برای تسکین درد مفید است.
طب سوزنی برای بهبود سردرد مفید است .
فشار بر روی نقاط درد در تسکین درد موثر است.
با روان درمانی برای تشخیص استرس، می توان از عوامل تحریک کننده سردرد کاست که راهی برای بهبود سردرد است.
ماساژ عضله ها به طور مرتب مخصوصا با روغن های گیاهی موجب کاهش کشش عضله ها می گردد و سردرد های ناشی از استرس را کاهش میدهد و در تسکین کمی خواب و دردهای سینوسی پیشانی و گونه مفید است.
یوگا باعث شل شدن عضلات، تسکین استرس ،تنفس بهتر وتسکین فشارها می شود .
تمرین های بدنی سخت در صورتی که آمادگی جسمانی نداشته باشیم موجب تحریک سردرد می شود اما با تمرین های ورزشی منظم و بدون زیاده روی در حرکات مانع تحریک سردرد می شود این تمرین ها به تنفس و تقویت عضلات کمک می کند و بدن را وادار به ترشح مسکن های طبیعی از خود می کندتا فرد احساس سلامتی و شادابی نماید.
استفاده منظم ازانواع قرص های مسکن (آسپرین و استامینوفن و...) احتمال زیادی وجود دارد که به سردردهای روزانه دچار شوید.
با آرزوی زندگی شاد وسالم انشاء الله
</description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/10/623.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/10/623.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کارکنان بانک</category>
        
        
         <pubDate>Thursday, 18 January 2012 20:57:03 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>سایه شیطانی ابراج البیت بر سر بیت الله الحرام </title>
         <description><![CDATA[<p><br />&nbsp;	سایه شیطانی ابراج البیت بر سر بیت الله الحرام بزرگترین مأموریّت وهّابیون تا سال ۲۰۱۲ م. به اجرا در خواهد آمد، تا این سال، همه نشانه‌ها، نمادها و سوابق مسلمانان سلف و اهل بیت(ع) در امّ القرای اسلامی نابود خواهد شد و در غیبت همة سنّت‌های اسلامی که در اثر بدعت‌های سلفی و شرک‌آلود خواندن آن سنّت‌ها از میان مسلمانان رخ بربسته، در بنای اصلی «مسجدالحرام و مسجد النّبی» نیز در تیررس تیرهای زهرآلود ماسونی و شیطانی از جمله ابراج البیت، کارکردهای خود را از دست خواهد داد تا فراماسونری جهانی یا همان دجّال آخرالزّمان به راحتی بتواند حکومت جهانی شیطان را مستقر نماید. تا چند سال پیش، بلندترین بنای مُشرف به صحن مسجدالحرام، قصر ملک فهد، سلطان پیشین مملکت عربی سعودی یا همان خادم الحرمینی بود که بر بلندای ابوقُبیس، صدها متر فراتر از مخدوم خود نشسته بود. مهمانان خاصّ پادشاهی سعودی در ایّام حج در این قصر ضیافت اتراق می‌کردند تا ضمن انجام اعمال، از آن بلندا ناظر صحن مسجد و طواف حاجیان باشند. امّا امروزه دیگر، این بنا در برابر برج در دست ساخت «ابراج البیت» کوچک می‌نماید. درست مقابل رکن یمانی. این بنا که معرّفی‌اش خواهم کرد، قرار است در سال ۲۰۱۲ م. افتتاح شود. بر این مُژده گر سر فشانم رواست. در تمام نقاط جهان و میان همة اماکن مقدّس مذهبی، هیچ بنایی تاکنون مجال و جرئت قد برافراشتن به این قدّ و قواره را نداشته است. برج‌های تجاری مکه (ابراج البیت)، که در واقع باید «شا‌خ‌های شیطان» خوانده شود، سرشار از نمادهای ماسونی، بنای کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن» [۱] [۲] [۳] در سال ۲۰۱۲، که از دیدگاه فرقه‌های شیطانی شروع «نظم نوین دنیوی» است ساختمان "ابراج البیت" به پایان می‌رسد و کعبه چنین در سایه نمادهای شیطانی قرار خواهد گرفت. برج رفیعی که در میان دو بال قرار گرفته، در نوع خود بزرگترین ستون اوبلیکس جهان است که از عهد مصر باستان تاکنون ساخته شده است. همة کسانی که تا یکی دو سال پیش در ایّام برگزاری حجّ تمتّع در رمی جمرات، ستون شیطان را سنگباران کرده‌اند، شکل ستون میانی خانة شیطان را به یاد دارند. ستونی چهارگوش که در انتها، نوک هرمی مشکلش خود را می‌نمایاند. این ستون همان ابلیسک است که امروزه به عنوان یکی از معروف‌ترین نماد فراماسونرهای جهان قابل شناسایی است. میدان بزرگ رو به روی کاخ سفید در واشینگتن، میدان ساختمان بزرگ واتیکان، پاریس، لندن، برزیل و صدها نقطة دیگر جهان، نمونه‌هایی از این ستون را به نمایش گذاشته‌اند. حضور این نماد در هر کجای جهان نشان دهندة حضور و سلطة فراماسونرها بر مقدورات و مقدّرات آن سرزمین است. در کشورهایی همچون ترکیه و مصر هم که برای مدّت‌هایی طولانی فراماسونرها زمام امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در اختیار داشته و دارند، این نماد مقدّس ماسونی خود را می‌نماید. در ایران خودمان هم نمونه‌هایی از این ستون را تا سال ۱۳۵۷ قد برافراشته داشتیم. برج ایفل در فرانسه و برج ساعت لندن دو نمونة فانتزی ابلیسک هستند که توسط معماران ماسونی ساخته شده‌اند. امّا ابراج البیت بر بلندای مسجدالحرام گوی سبقت را از همگان ربوده است. این برج‌ها، در خود بزرگترین ابلیسک جهان را در امّ القرای جهان اسلام جای داده‌اند؛ البتّه، با تخریب ستون خانة شیطان در رمی جمرات و جایگزین شدن دیوار عریضی به جای آن. این برج‌ها با ابتکار معمار معروف ماسون‌ها؛ یعنی آقای لرد فاستر قد برافراشتند تا هم پاسخی به اسائة ادب مسلمانان به شیطان در وقت تخریب ستون‌های خانة‌ شیطان در رمی جمرات باشد و هم جبرانی برای آن. فاستر تا کنون بیش از ۲۰۰ برج ابلیسک در جهان طراحی و ساخته است. در واقع او معروف ترین معمار سازنده سازنده ابلیسک مورد نظر فراماسونرهاست. از اینجا، برج‌های مشرف بر مسجدالحرام و خانة کعبه با دو برج بزرگ دروازه‌ای شکل ساخته شد تا به همگان اعلام نماید نه تنها مملکت سعودی، بلکه خانة مقدّس مسلمانان جهان نیز در آغوش ما و تحت سلطة ماست. ماجرای «دروازه‌ها» نیز جالب است. در مصر باستان در میان ساحران و پس از آن در میان کابالیست‌ها و فراماسونرها، دو ستون دروازه‌ای شکل بر پهنة زمینی شطرنجی (مانند کف‌پوش شطرنجی تمامی لژهای ماسونی) به عنوان دروازة ارتباط با جهان ماورایی ابلیسی شناخته می‌شدند. اعمال کثیف مانند توهین به مقدّسات و مناسک شیطان پرستان و جادوگران، باعث بودند تا امکان ارتباط انسان‌ها (یا همان جادوگران و ساحران) با نیروهای اهریمنی شیطانی و جنّی ممکن شود. امروزه اشرار یهود و فراماسونرهای درجة بالا و کابالیست‌ها برای ارتباط با نیروهای شیطانی و اعمال قدرت بر رقیبان و مخالفان و مبارزة بی‌امان با انسان و ادیان در مناسک ویژه، از صفحات شطرنجی و دروازه‌ها و ستون‌ها بهره می‌برند. چند سال قبل، در سفری به فرانسه، در منطقة مدرن و نوساز پاریس، بنای رفیع دروازه‌ای شکل شیشه‌ای را ملاحظه کردم. البتّه شما هم از دیدار نمونة کاملی از آن بی‌نصیب نمانده‌اید. طیّ سه چهار سال اخیر دو نمونة بزرگ از برج‌های دروازه‌ای شکل شیشه‌ای را در حاشیة ‌غربی بزرگراه مدرّس ساخته‌اند. بر تپّه‌های معروف عبّاس آباد. <br /></p>]]></description>
         <link>http://www.bmiblog.ir//1390/10/622.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir//1390/10/622.php</guid>
        
        
         <pubDate>Wednesday, 17 January 2012 23:27:53 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>سخنرانی فیلیپ کاتلر در ارمنستان</title>
         <description>آنچه در پی آمده است، گزیده‌ای است از اصلی‌ترین سخنان فیلیپ کاتلر پدر بازاریابی نوین که بعدازظهر روز دوشنبه ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۰ درارمنستان سخنرانی کرد:
صحبت خود را با تاریخچه علم بازاریابی و فروش آغاز می‌کنم. می‌خواهیم ببینیم فروش چه تاریخچه‌ای دارد؟ تاریخ بازاریابی با فروش آغاز شده و تاکنون ادامه دارد. گروه خاصی از افراد شروع به انجام این کار خاص کردند، بنابراین بازاریابها دست به کار شده و کاری کردند که فروش فروشنده‌ها بیشتر و کسب‌وکارشان موفق‌تر شود.
فروشنده‌ای را در نظر بگیرید که جلوی خانه مردم ایستاده و از آنها تقاضا می‌کند که محصول او را بخرند، در این شرایط یک نفر باید باشد که به فروشنده بگوید به سراغ چه کسانی برود و بهترین مشتری او چه کسانی هستند. خوب چه کسی این کار را می‌کند؟ یک محقق بازاریابی. کسی که بتواند ابعاد بازار را اندازه‌گیری و بتواند فروشنده را راهنمایی کند و همچنین آموزش اینکه با چه کسی و چطور ارتباط برقرار کند تا فروشنده مستقیماً سراغ آنها رفته تا بتواند محصولات خود را به فروش برساند. نکته جالبی که در این مورد وجود دارد این است که فروشنده‌ها به هیچ عنوان تهدید و هیجان را دوست ندارند و هیچ علاقه‌ای به این‌ که بدانند بازار دست چه کسی است و روند بازار چگونه است ندارند تنها هدف آنها فروش محصولاتشان است. مورد دیگر اینکه ما نمی‌توانیم کاری بکنیم که فروشنده را مجبور به کار تبلیغ و تهیه بروشور بکنیم، آنها به کسی نیاز دارند که این کار را انجام دهد.
نکته جالب دیگری که در مورد بازاریابی وجود دارد این است که اساساً و در ابتدا بخشی از کار فروش بوده و بخش بزرگی از فروش را تشکیل می‌داده. شرکت‌هایی را می‌دیدیم که تعدادی متخصص با نام محقق بازار، ارتباط‌دهنده و یا بخش روابط‌عمومی مشغول به کار بودند، اما امروزه شرایط کاملا متفاوت است. این گروه آنقدر بزرگ شده و وسعت پیدا کرده که یک واحد جداگانه به نام واحد بازاریابی تشکیل داده‌اند.
خود کلمه بازاریابی، کلمه جدیدی است.
خیابانی را تصور کنید در شهری در قرون وسطی و خانم و آقایی که در کنار خیابان مشغول فروختن محصول خاصی هستند، از همان دوران بازار وجود داشته و افراد کنار هم جمع می‌شدند و اجناس مختلفی را می‌فروختند با این حال یک تیم بازاری نبودند.

اتفاق جدیدی که درسال ۱۹۱۰ افتاد، این بود که کلمه Marketing ایجاد شد، تا این مفهوم را برساند که کارکردن با بازار به چه شکلی است و به این افراد مارکتولوژیست (بازار شناس) گفته می‌شد. در سال ۱۹۲۰ کتابهایی نوشته شد که کلمه مارکتینگ در آنها به کار رفته بود. این کتابها توسط اقتصاددانان نوشته شد. اتفاقی که در این سال افتاد این بود که اقتصاددانان اظهار کردند در رابطه با بازاریابی اطلاعاتی ندارند و صرفاً در مورد عرضه و تقاضا می‌توانند اظهارنظر کنند.
آنها در رابطه با عاملان فروش، خرده‌فروشان، عمده‌فروشان و اینکه نمایندگان شرکت چه کسانی هستند، صحبت نمی‌کردند. اقتصاد دانان صرفاً انتزاعی صحبت می‌کنند و این‌طور بود که چاپ کتابهای بازاریابی شروع شد.

</description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/cat/1390/10/621.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/cat/1390/10/621.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">بازاریابی بانکی</category>
        
        
         <pubDate>Wednesday, 17 January 2012 11:41:45 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>افزایش سود سپرده بانکی ، آرزویی دور از دست </title>
         <description>با درود خدمت دوستان و همکاران گرامی 

بازهم مصوبه شورای پول و اعتبار برای افزایش نرخ سود سپرده بانکی که می توانست در این بازار آشفته ارز و طلا از یک طرف و هجوم سپرده گذاران برای خروج سپرده ها از بانک ها برای شرکت در بازار سیاه طلا و ارز از طرف دیگر ،مقداری از اثرات بحران بکاهد از طرف رییس جمهوری رد شد .
منبع :http://www.ghatreh.com
این در حالی است که تمام همکاران شاهد این حقیقت هستند که مشتریان بانک که حساسیت زیادی به نرخ سود نشان می دهند  در انتظار نتیجه پیشنهاد بانک مرکزی به شورای پول و اعتبار در مورد افزایش نرخ سود سپرده بانکی بودند و از هم اکنون می توان اثرات این عدم افزایش را در ماه های پایانی سال بر روی قیمت ها و تورم پیش بینی کرد ؛ چراکه با این اقدام سپرده گذاران مبالغ بیشتری را از بانک ها خارج کرده و باعث افزایش نقدینگی در جامعه شده و تورم طبیعی پایان هر سال را بیشتر تشدید می کنند .

ای کاش مسوولان به این نکته توجه می کردند که با تکذیب و انکار و بخشنامه نمی توان نرخ تورم را کاهش داد و به اصول اقتصادی ثابت شده در جهان اندکی اعتقاد پیدا می کردند .

ادامه این روند  به نفع هیچ ایرانی نیست و باید کارشناسان و دست اندر کاران اقتصاد کشور تمام سعی خود را برای اصلاح این وضعیت بحران زا بنمایند .

البته تلاش های بانک مرکزی و جناب دکتر بهمنی در این مورد قابل تقدیر است که امیدواریم به نتیجه مورد نظر برسد .

 
</description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/economic-news/1390/10/620.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/economic-news/1390/10/620.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اخبار اقتصادی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حاشیه ها</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مفاهیم بانکداری</category>
        
        
         <pubDate>Tuesday, 16 January 2012 21:38:30 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>او الان یک بازیگر است</title>
         <description>
مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟

جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !

یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید . . .

 مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود !

یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود . . .

مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست !

یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شده اند . . .

مرد نشسته بود . دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید .

به فکر فرو رفت . . .

باید کاری می کرد . باید خودش را اصلاح می کرد !

ناگهان فکری به ذهنش رسید . او می توانست بازیگر باشد :

از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد!

او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد!

وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم !!!

سفارش های مشتریانش  را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود . . .

حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده  و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!!

اما او دیگر  با خودش «صادق » نیست .

او الان یک بازیگر است .
</description>
         <link>http://www.bmiblog.ir/customers/1390/10/619.php</link>
         <guid>http://www.bmiblog.ir/customers/1390/10/619.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حاشیه ها</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مشتریان</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نکات مدیریتی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کارکنان بانک</category>
        
        
         <pubDate>Tuesday, 16 January 2012 18:15:21 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>

