نوشته شده توسط محمد رضا چراغی زرمهری در تاریخ: ۰۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۱۰
جای خالی اندکی تدبر!
هر ماهه و در هنگام پرداخت یارانه ها فشار عظیمی بر پیکره شبکه بانکی و مخابراتی کشور وارد میشود. بالا رفتن تعداد تراکنش ها به طور ناگهانی، ازدحام مشتریان در صف های طویل بانک ها و خودپردازها موجب ترافیک شدید شهری، بین شهری و از همه مهمتر موجب اختلالات ارتباطی مخابراتی در سیستم بانکی کشور می شود. در این ایام حجم کاری بسیار زیادی ایجاد میشود و موجب اعصاب خوردی و تنش های ناخواسته بین افراد میگردد. کمبود نقدینگی، افزایش تقاضای نقدینگی، سیل موج نقدینگی سرگردان در بازار، کم شدن عمر اسکناس به عنوان سرمایه ملی، استهلاک تجهیزات انفورماتیکی بانکها همچون خودپردازها، پرکاری و مشکلات کارکنان بانکها، بالا رفتن قیمت ها به طور ناگهانی، ازدحام جمعیت و ایجاد صفوف پشت باجه ها و خودپردازهای بانکها و همچنین شلوغی معابر و خیابان ها از جمله عواقب پرداخت یارانه ها به صورت نقدی است که هر ماهه شاهد آن بوده و برای همه ثابت شده و ملموس است.
نگارنده هیچ عنادی با فلسفه این پروسه نداشته و ندارد چرا که نه در حوزه اختیار اوست و نه راه بازگشتی به سیستم قبلی وجود دارد. چیزی که باعث شد دست به قلم گرفته و از این حیث مطلب بنویسم بررسی مشکلات و ارائه ی راه کاری به مدیران و مسئولین ذی ربط بوده؛ به امید بهبودی سیستم که به نفع کل افراد جامعه میباشد.تصور بفرمائید اگر یارانه ها به صورت نقدی پرداخت نمیشد و به هر سرپرست خانوار یک بن کارت غیرنقدی اعطا میگردید که توان انجام کلیه اعمال کارت های بانکی از جمله خرید، انتقال، دسترسی اینترنتی جهت پرداخت قبوض و خریدهای آن لاین و... به غیر از برداشت وجه را داشت؛ چه باری از دوش شبکه بانکی برداشته میشد و چه خدمتی به جامعه هدیه می گردید. چرا که نیاز به نقدینگی کم ، نقدینگی سرگردان در جامعه خیلی کمتر ، عوامل افزایشی تورم کاسته ، از بار ترافیکی شهرها کسر ، ترافیک ارتباطی شبکه بانکی به شدت کاهش و ازدحام مردم پشت عابربانکها و صف های بانک وجود نداشت. همچنین به دلیل به روز بودن این روش، سطح دانش و خرد جمعی افراد بالا میرفت و به طور کلی میتوان گفت در جامعه التهاب و تب یارانه وجود نداشت. البته من که با برخی کارشناسان در این خصوص صحبت میکنم، اکثرا فکر افراد بیسواد یا کم سواد جامعه را میکردند و پاسخ میدادند به خاطر آنها این طرح عملی نیست. اما من دو پاسخ برای این بیان دارم؛ اولا بفرمائید تعداد بیسوادها یا کم سوادها در جامعه چقدر است؟ یعنی اکثر مردم کشور بیسواد هستند؟ ثانیا تا چه زمانی کشور ما باید بیسواد داشته باشد؟ چرا آنها را با اینگونه اعمال به طرف علم و سواد سوق ندهیم؟ مگر امروز همان بیسوادها کارت سوخت ندارند؟ آیا در ابتدا طرز استفاده از آن را یادداشتند؟ مسلما نه. ولی امروز به خاطر حفظ منافعشان یاد گرفتند. اکثر آنها چون بیم سوء استفاده را دارند برای کارت سوخت هایشان رمز هم گذاشته اند. به طور کلی و بی اغراق باید گفت عموم ایرانیان مستعد فراگیری هستند حتی همان بیسوادها. من خود چون علاقه ی زیادی به آموزش و هدایت افراد به مکانیزه شدن و آن لاین بودن دارم، بارها مشتریانی را که سواد کافی نداشتند را جهت انجام امور بانکی و مالی راهنمایی کردم. به افراد بسیاری از این قبیل، طرز پرداخت قبوض با رمز دوم کارت را گفته ام. به جد باید بگویم اکثرا یاد گرفتند و در حال حاضر از این امکانات استفاده میکنند. پس میتوان گفت که دلیل ملاحضه بیسوادان جهت طرح بن کارت های غیرنقدی، دلیلی بی جاست. اینک سرپرست های خانوار جهت دریافت یارانه به سیستم بانکی معرفی شدند که از بانکهای ملی، صادرات،ملت، کشاورزی، مسکن، سپه،تجارت،پست بانک و رفاه سرویس دریافت میکنند. این بانکها همه گی عضو شبکه شتاب هستند و همه ی آنها توان ارائه بن کارت های غیرنقدی که همچون کارت هدیه است را دارند. هنوز میتوان با اندکی مطالعه و تدبر در این خصوص خدمتی بزرگ به ملت ایران هدیه کرد و خدمات بانکی را برای مردم تسهیل نمود. مطمئنا با انجام این مهم درابتدا ممکن است برای مدتی با مشکلاتی در سیستم بانکی کشور روبه رو باشیم اما اگر افق دید را دامنه دارتر کنیم فرداهای بهتری را در کشورمان شاهد خواهیم بود. التماس دعا محمدرضا چراغی زرمهری شعبه تربت حیدریه
www.zarmehr۴۰۴.persianblog.ir
نوشته شده توسط: محمد رضا چراغی زرمهری
|
لینک ثابت
با سلام
نظریه بسیار خوبی است انشااله مورد استفاده و توجه مسئولین قرار گیرد
ارسال شده توسط رجبعلی نژادرضا | January 3, 2012 12:12