شعبه میدان تره بار تبریز و پدیده ای بنام آق متی!!!
۹ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۳۰

نویسنده:میرمهدی گل آراء
m.jpg
هفته پیش با قلبی مالامال از اندوه و یادی پر از خاطرات خوش و کوله باری از اندوخته های جدید با یاران صمیمی شعبه میدان تره باروداع کردم.
%D8%A8%D8%A7%D9%8A%20%D8%AA%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%8A.gif
هرچند هنوز این افتخار و امید برایم باقیست که در شعب تحت سرپرستی محمد سلطانی رئیس محبوب حوزه 2 تبریز مشغول انجام وظیفه هستم.حوزه ایکه برایم تداعی کننده نام علی است.حوزه ایکه میخواهد علی گونه مدیریت شود.حوزه ایکه امروز خوشحالم از اینکه سومین شعبه اش را تجربه میکنم و افسوس میخورم که چرا اینقدر دیر وارد چنین مجموعه ای شده ام؟؟؟!!! هیچ پدیده ای در این عالم بدون حساب وکتاب نیست،نام مبارک علی در علم الاعداد 110 است که مجموعش میشود 1+1+0=2
،پس بیحساب نیست که این حوزه بنابه نامش و عددش در تبعیتی راستین از مولی اداره میشود،چراکه حتی نام افراد وتاریخ تولد آنان در شخصیت و اعمالشان تاثیر گذار است و از همین سبب اینهمه توصیه در باب انتخاب نام نیکو شده است.

حضور در شعبه میدان تره باربرایم فرصتی بود تا تجربیات جدیدی بر اندوخته های قلیل قبلی اضافه نمایم و ابعاد جدیدی از مدیریت و بانکداری را شاهد باشم.فضای بسیار صمیمی و دوستانه شعبه و روحیه ایثار ،خدمت و همکاری از ویژگیهای بسیار برجسته این شعبه بود علاوه بر آن علیرغم آنکه شعبه در یک محیط پرجنب و جوش ،شلوغ وپرسروصدا واقع است و مشتریانش اغلب از تیپ خاصی برخوردارند و شاید در نظر اول افراد لمپن و خشنی بنظر برسند ولی انضباط تحسین برانگیزی که همان مشتریان بظاهرخشن اما سراپا معرفت و مرام در داخل شعبه رعایت میکردند حکایت از شخصیت برجسته آنان و همچنین حاکمیت مدیریتی توانمند از سوی مدیریت و کارکنان شعبه داشت.درشعب بسیاری شاهد بودم که مشتریانی که حتی سپرده قابل توجهی نیز نزد بانک نداشتند تنها بدلیل ضعف مدیریت شعبه چگونه نظم مجموعه را با پرخاشگریها و برخوردهای نامناسب خود برهم میزدند،اما در شعبه میدان تره بار دیدن افرادیکه صاحب حسابهای میلیاردی بودند و درعین حال نهایت همکاری را در حفظ نظم شعبه با همکاران زحمتکش بعمل میاوردند بسیار قابل بحث و تامل بود.از سوی دیگر حجم دریافت وجوه نقد بقدری زیاد بود که در کمتر شعبه ای نظیر آنرا دیده بودم ولی علیرغم همین حجم بالای کار دریغ از ذره ای احساس خستگی.معتقدم خسرو محمد زاده رئیس بسیار اندیشمند شعبه بهمراه تیم تحت رهبریش بهترین داروی ضد خستگی را کشف نموده است!!!
%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87
شخصیت آرام ومتین محمدزاده و همچنین تکاپوی همیشگی اش در کسب جدیدترین اطلاعات و دانش روز باعث شده که یکی از دلچسب ترین محیط های کاری را خلق نماید،محیطی که مهربانی و صمیمیت چنان در آن موج میزند که زیادی کار ،شلوغی بیش از حد شعبه و سایر مشکلات به هیچ وجه احساس نمیشوند و افراد هرروز باروحیه ای عالی در شعبه حاضر شده و صمیمانه به اجرای وظایف و حتی بیشتر ازآن مشغول میشوند.
سعداللهی معاون شعبه هر ازگاهی دست از کار میکشید و جهت رفع خستگی همکاران با چائی از آنان پذیرائی میکرد و چنین تواضعی واقعا هم مثال زدنیست،اوایل ریشه چنین تواضعی را بهیچ وجه درک نمیکردم،اما دریکی از مراسم مداحی که درمسجد بلال میدان برگزار بود ومیدیدم که چگونه برای حضور در مجلس بال و پرمیزند دانستم که از عاشق اهل بیت چنین تواضعی هیچ بعید نیست.
یوسف رمضانی سوپر وایزر شعبه که علیرغم سن و سابقه زیادش اوقاتی را که میتوانست صرف استراحت نماید به همکاران متصدی کمک میکرد و با برداشتن باری از دوش آنان علاوه بر تسریع انجام امورات مشتریان باعث ایجاد نوعی محبت و رفع خستگی از همکاران میشد.
یوسف پور فتحی که هرچقدر از روحیه همکاری این متصدی زحمتکش بگویم کم گفته ام ،نازنینی که هرگز ندیدم بخواهد کاری را بر دیگری تحمیل کند و یا از انجام وظیفه ای سرباز زند .نمونه کامل یک انسان واقعی که رفتارش تا ابد در ذهن و خاطرم باقی خواهد ماند.
مقصود بخشی در بحرانیترین لحظات و اوج شلوغی شعبه بدادمان میرسید و از هیچ کمکی دریغ نمیکرد.
واما.....
پدیده ای بنام آق متی!!!

meti.jpg
چهره همیشه بشاش این متصدی بینظیر نه تنها کشته منو!!!!بلکه از تمامی مشتریان شعبه چنان دلی ربوده که علیرغم پیشنهادهای واقعا وسوسه کننده و مستمر بانکهای رقیب هیچکدام حاضر نیستند حساب خودرا به بانکهای دیگر منتقل کنند.و این یعنی همان چیزیکه از سالیان دراز از طرف متخصصان بازاریابی و در طول چندین مقاله طولانی در همین وبلاگ سعی شده تحلیل شود.و این همان بازارداری آوانگارد است که هنوز صنایع بسیار پیشرفته دنیای متمدن هم از درک کامل آن ناتوان هستند.مهدی علی اکبرزاده که در گویش اهالی میدان به آق متی معروف است برایم یک نمونه عینی و مجسم بازاریاب و بازاردار آوانگارد و حرفه ای بود.از همان لحظات اولیه حضورم در شعبه متوجه محبوبیت و اعتبار خاص مهدی در میان اهالی میدان شدم،محبوبیتی که حاکی از سالها مردمداری و تلاش صادقانه بود.محبوبیتی که به جرات میتوانم بگویم همانند مغناطیسی قوی در جذب انسانها عمل میکند و این همان آرزوی دیرینه هر متخصص بازاریابیست.شیوه کدخدامنشانه ای که مهدی در حل و انجام امورات مختلف مشتریان پیش گرفته هرچند باعث زیاد شدن زحمت بیش ازحد تصور و قابل انتظار در وی گردیده اما ثمره این تلاش چنین اعتبار و محبوبیتی بوده است.نفوذ کلامش در میان آنان ستودنیست چنانکه گاه حتی بایک اشاره یک فرد عصبانی را وادار به سکوت میکند.حضور در کنار مهدی برایم به منزله حضور در پیشرفته ترین کلاسهای بازاریابی بود و مشاهده عملی آنچه در عالم تئوری یافته بودم.اینکه میگویم مهدی یک پدیده است بی هیچ اغراقی میگویم و واقعا تا زمانیکه فردی از نزدیک شاهد مشتریداری و عملکرد وی نباشد شاید منظورم را بدرستی متوجه نشود.اما دراینجا مایلم مسئله ای را باهم مرور نموده و در جهت یافتن پاسخی مناسب به همفکری بنشینیم:
مسئله:آق متی تا بحال هیچ ترفیع یا تشویق دندانگیری که لایق و شایسته چنین متصدی بینظیری باشد دریافت نکرده است ،حال من مبتدی بادیدن وی چنین میاندیشم که حتی اگرخودم را هم بکشم شاید به یک هزارم آنچه که مهدی توانسته در امر مشتریداری دست یابد نرسم پس بااین حساب به یک هزارم تشویقها و ترفیعهای دندانگیر دریافت نشده مهدی هم دست نخواهم یافت و نهایتا انگیزه ای هم برای متصدی بهتر شدن و یا در بهترین حالت آق متی شدن در من بوجود نمیاید و یا اگرهم قبلا بوجود آمده بود بکلی از بین میرود...!!!
ظاهرا که تمامی معلومات مسئله گفته شد و هیچ مجهولی باقی نماند پس همان بهتر که دوباره بدنبال همان پرتقال فروش معروف باستانی بگردیم و هیچ غم مخوریم که الحمدالله همه چیز بروفق مراد است و شبگرد بیدار ،مانیز آسوده بگیریم بخوابیم که خوابیدن هیچ انگیزه ای نمیطلبد!!!!

پ.ن1)آرزو میکنم مسئولین امر نیم نگاهی به چنین افرادی داشته باشند تا انگیزه ناظران نابود نشود.

پ.ن2)آرزو میکنم هر شعبه ای حداقل یک آق متی داشته باشد ،در این صورت بجرات میتوانم بگویم که هیچ رقیبی قدرت قد علم کردن در مقابل چنین تشکیلاتی را نخواهد داشت

پ .ن3)آرزو میکنم هر شعبه ای یک مدیر همانند خسرو محمد زاده و پرسنلی همانند پرسنل وی را داشته باشد ،در این صورت چنین تشکیلاتی مدینه فاضله ای خواهد شد که در حال حاضر ما کجا و لب دریای وصالش هیهات!!!

پ.ن4)امروز سالروز شروع بخدمتم در بانک ملی است ،اولین ها همیشه خاطره هستند ،هرگز فراموش نخواهم کرد فریدون بالوده اولین رئیس شعبه ایکه افتخار همکاری باایشان راداشتم.بالوده هم جزو معدود کسانی بود که در شعبه تحت مسئولیتش تحولات بسیار عظیمی خلق کرد،بالوده کسی بود که هر از گاهی به زیر دستانش پیشنهاد میکرد که چند روزی مرخصی گرفته و به استراحت بپردازند و به این ترتیب هرگز ندیدم که در شعبه وی کسی دچار بیماری ناگهانی ،یا بیماری فرزند ،یا خرابی اتومبیل هنگام مراجعه به شعبه و یا فوت ناگهانی پدر جد همسایه عموجان و یا سایر موارد رایج !!!گردد.

| لینک ثابت






نظرات (27)

کارمند بانک:

وارد بانک می شی با کلی امید و آرزو . تصمیم می گیری هر آنچه در توان داری برای این موسسه عظیم و البته پیشرفت خودت انجام بدی با نهایت سخت کوشی مشغول می شی . خیلی جای کار داره . می شه خیلی روشها را اصلاح کرد می شه کلی ایده و نظر داد بعد از یکی دو سال کارکردن (برای رعایت ادب و اینکه نگن از راه نرسیده می خواد فضولی کنه مجبوری مدتی سکوت کنی) شروع می کنی به اجرای روشهای جدید و ایده های نو خدا رو شکر خوب هم پیش می ری. یکی دو نفر کنارت کار می کنند که چند سالی از تو بیشتر سابقه دارند یکی که مدتهاست در پست متصدی استخوان می ترکاند با پوزخندی می گه : تند نرو بابا این سازمان جای این کارها نیست کارتو بکن وگر نه بعدا پشیمان می شی.
نفر بعدی که با وجود سابقه کمتری که داره پست خوبی نیز دارد و اکثر مواقع پشت میزش مشغول امورات شخصیه می باشد نیز با پوزخندی به تو و تلاش تو نگاه می کنه . (تو دلش می گه این ره که تو می روی به ترکستان است بابا راه پیشرفت از این وری نیست )
هفت هشت سال بعد : کارمند با انگیزه آن روز پشت میزی نشسته و سعی می کنه ساعت کار خودش رو بااین ور اون ور کردن پوشه ها و کاغذهای روی میزش بگذرونه کارمند تازه استخدامی با انگیزه میاد و شروع می کنه با شور و حرارت در مورد ایده و فکر جدیدی حرف می زنه و او با لبخند تلخی به کارمند تازه استخدام نگاه می کنه و آهی از ته دل می کشه
این سرنوشت خیلی از کارمندای محترم ادارات مرکزی بانک و به نوعی هم بچه های شعبه است . دلت خوشه عمولی
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:اولا اییییییییی متصدی توی ادارات مرکزی چیکار میکنه اول اینو روشن کنین بینم.
دوما پس چقدر جون سختم مننننننننن بعد از همون هفت هشت سال هنوز به اون حدی که شما میگین نرسیدم ولی خب به لطف و مدد دوستان دارم کم کم به همون نتیجه میرسم.
سوما این سازمان مال من و شماست اگر قبول داریم که چنین وضعیتی موجود هست و فقط داریم ساکت و بی عمل نظاره گر نابود شدن سازمانمون میشیم که واویلا.ماهم شدیم مثل همونائی که کارو به اینجا رسوندن.قبول دارم سطح انگیزه و امیدواری همکاران بطرز فجیعی پائین هست اما باز معتقدم:ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم ...
چهارما سپاسگذارم از حضور ارزشمندتون.امیدوارم دوستان خودتونو تنها نذارین .بازهم منتظر نظرات ارزشمنتون هستیم.

ارسال شده توسط کارمند بانک | 11 مرداد 1388 9:09 قֽظֽ

ارسال شده در 11 مرداد 1388 09:09

فرج وند:

سلام عمولی . میدان تره بار از هرچی نوشتی الا قیمت بادمجان و میوه....فدات شم
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:با پوزش فراوان الساعه بروزترین نرخها اعلام حضور میگردد
شرح کالا فی
----------- -----------
بادمجان بدون آفت بم 4500ریال
شلوی صادراتی درجه یک 18000ریال
هلوی درجه یک صادراتی 15000ریال
گیلاس درجه یک 20000ریال
باقی بقایت!!!
جانم فدایت.!!!

ارسال شده توسط فرج وند | 11 مرداد 1388 0:56 بֽظֽ

ارسال شده در 11 مرداد 1388 12:56

همکار شعبه منجم:

عمولی خوش بحالت که خودتو از حوزه یک خلاص کردی و رفتی حوزه آقای سلطانی،یکی ازبهترین دوران خدمتم همون چند ماهی بود که آقای سلطانی رئیس حوزه یک شده بودند.اما بعدش چی؟قدیمها میگفتند دیو چوبیرون رودفرشته درآید اینبار برعکس شد سلطانی رفت و بلند نظر اومد جای اون یعنی فرشته رفت و دیو آمد.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :انگار از هرچه که بگذریم سخن بلند نظر خوشتر است.آقا ول کنین بنده خدارو چه گیری دادین ،هرچیزی مینویسیم اینجا یه طرفشو به اون بند میکنین.میگما اتفاقات اخیر بولکینا فاسو ربطی به این بزرگوار نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
اما از شوخی که بگذریم الحق و الانصاف کار کردن با سلطانی لذت بخش و خاطره انگیز هست.صمیمانه براتون آرزو میکنم که حداقل یکبار دیگه یه همچین فرصتی رو تجربه کنین.

ارسال شده توسط همکار شعبه منجم | 11 مرداد 1388 7:31 بֽظֽ

ارسال شده در 11 مرداد 1388 19:31

همکار بازنشسته:

سلطانی مجموعه ترین هاست:خوشتیپ ترین،خوش هیکل ترین،خوش برخوردترین،خوش اخلاق ترین و...مدیری که د ر استان میشناسم و بنظر من لیاقتش در حد ریاست اداره استان و حتی بالاتر از آن است و بهتر ازو گزینه دیگری نمیشناسم و بقیه فقط انرژی و سرمایه استان را بهدر میدهند(البته منهای چند نفریکه واقعا زحمت میکشند).خسرو هم که یک پارچه آقاست،شخصیتش زبانزد همه بود و هست و هرگز فکر نمیکردم که بتواند محیط ناجوری مثل میدان را مدیریت کند اما بااین اوصاف باید به ایشان تبریک بگویم.خسرو جان دستت را میبوسم و برایت آرزوی توفیقات روز افزون دارم.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:مر30 همکار بازنشسته عزیز !!!!!!!!!!آقا چه نظربازی هستین شما!!!!!!!!!!چیکار داری به تیپ و هیکل رئیس ما عزیز دل.معنی رو ول کردی چسبیدی به قافیه؟؟؟؟؟؟!!!!!! از شوخی گذشته ایول به شما با این روحیه زیبا و زیبا شناسانتون.بازهم سپاسگذارم از حضور بسیار ارزشمندتون و اینکه ما جوونارو بحال خود رها نکردین.ماهم دستبوس شما هستیم.

ارسال شده توسط همکار بازنشسته | 11 مرداد 1388 8:52 بֽظֽ

ارسال شده در 11 مرداد 1388 20:52

استاد:

باتقدیرازلطف وحسن نظر گل آقای بانکملی .گرچه همگان دانندولی لازم بیاداوری است که گل آرای عزیز خود یک اق متی در عرصه اطلاع رسانی است به امیدروزی که او را با اینهمه استعدادذاتی درجایی که بیشتراز نبوغش استفاده گرددببینیم(مثلاروابط عمومی)دعاازما آمین از اولیای دلسوز و محترم بانکملی .
-----------------------------------------------------------------------پاسخ:حاجت روا فرزند
از شیخ الشیوخ عیسی ابوزید رضی الله عنه به نقل از ابو تراب بلخی منقول از شیخ ابوالحسن کوفی جاننا له الفداء وکلهم مریدان مترجم آثار آصف ابن برخیاء قاعده ای بس مجرب آورده اند بدستور زیر:
نام مبارک عمولی بعدد آورده با عدد 1200 درروز شنبه که قمر درسنبله باشد به تثلیث و یا تسدیس بمشک و زعفران و گلاب شسته سپس در صبح روز آتی حروف ناری از آن جدا ساخته و با عود هندی و پوست آهو نابالغ بسوزاند سپس در صبح روز جمعه که ساعت متعلق بزهره میباشد بکنار رودخانه ای روان رفته و عریضه بر حروف نموده و هردو را بر آب روان اندازد،شیخ بشارت نموده که اگر طالب چهل سال بر این عمل مداومت دارد یا حاجت روا همی گردد و یا اگر بر این طریق جان باخت و عمر کفاف ننمود از مریدان عمولی محسوب گشته و چون با وی همی محشور گردندی از هرگونه عذاب دیگری معاف خواهند بود چرا که محشور بودن با عمولی خود اشد العذاب محسوب همیگردد.

ارسال شده توسط استاد | 12 مرداد 1388 8:12 قֽظֽ

ارسال شده در 12 مرداد 1388 08:12

يك سين.حسابدارتمام وقت:

واااااااااي خفه شدم بسكه نظردادم وبا خطا مواجه شدم!!
به به عمولي ووبلاگ ديگرشون! الان ساعت كاريمه !وقت كردم ميام نظرميدم براتون ! راستي خوب گذاشتمتون سركارها !! هرهرهر
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :از همین تریبون آزاد میخواهیم بشما گیری بدهیم اساسی بدین شرح:
گذاشتن هر کامنت در اینجا چیزی حدود 3 الی 4 دقیقه زمان میطلبد و شما که (بسکه نظر)گذاشته اید میشودبسکه *4 دقیقه و آن هم زمان بسیار قابل توجهیست،پس بااین حساب یا شما اصلا (بسکه نظر) نگذاشته اید و دور از جان خالی میبندید و یا باز طبق معمول در ساعت کاریتان مشغول وبگردی میباشید.

ارسال شده توسط يك سين.حسابدارتمام وقت | 12 مرداد 1388 9:46 قֽظֽ

ارسال شده در 12 مرداد 1388 09:46

مثلث برمودا:

هر دفعه میام اینجا یه سوالی برام پیش میاد:دی

اینجا که کامنتا میره تو در تو.یعنی رفته رفته فضای کامنت تنگ تر میشه.بعد اون وقت اگه دو تا خط اینوری و اونوری کادر به هم برسن چی میشه؟ظرفیت کامنتدونی پر میشه؟:دی
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:اومدی مطلب بخونی یا به درو دیفال مردم گیر بدی؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!:)

ارسال شده توسط مثلث برمودا | 12 مرداد 1388 9:53 بֽظֽ

ارسال شده در 12 مرداد 1388 21:53

خسرو:

باتشکرازلطف و محبت همکاربازنشسته گرامی بنده خودرالایق توصیف شمانمیدانم ولی همیشه نیازمندراهنمائی های راهگشای شماعزیزان هستیم ویقین دارم بانک درجلب اعتمادمردم مدیون زحمات عاشقانه وطاقت فرسای شماهمکاران بازنشسته میباشدبرای شماوخانواده محترم وخاانواده بانکملی آرزوی سلامتی دارم .
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:اووووووووووووووووووووو عسییییییییییییییییییییییس دل عمولی چخده ذوخ مرگ شدم ازاینکه کیبرد رنجه کردین.ایشالله که هیچوقت اینجارو تنها نذارین و با نفسهای گرمتون و نظرات ارزشمندتون قوت قلبمون باشین.خییییییییییییییلی دوستون دارم .به تک تک برو بچز سلام برسونین.

ارسال شده توسط خسرو | 13 مرداد 1388 7:28 قֽظֽ

ارسال شده در 13 مرداد 1388 07:28

آزاده:

جدیدا در پی رفاه حال همشهریان عزیز اقلام جدیدی در بازار میوه و تره بار به فروش میرسد:
بانکی های بینمک
(آخیششششششششششششش بی حساب شدیم)
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :بو خودا این بنده خدا خیییییییییییییییییلی مودب و خجالتی بودا!!!!!!!!نمیدونم یه هوئی چشششششششششششش شد اینجا!!!!!!!فک کنم در تموم عمرش فقط یک بار کودک درونش اکتیو شده اونهم باید حتما اینجا جلو جمع میشد!!!!!!!!!!!.

ارسال شده توسط آزاده | 13 مرداد 1388 10:28 قֽظֽ

ارسال شده در 13 مرداد 1388 10:28

علی - م (همکار بانک ملت):

باسلام و خسته نباشید و تشکر بابت مطالب بسیار خوب و مفیدتان احتراما به عرض میرساند که این صفحه نظراتتان بقدری سنگین باز میشود که به هیچ وجه با دیال آپ نمیشود بازش کرد و مستلزم سیستم پر سرعت است ایکاش فکری در این زمینه بفرمائید،بنده حدود 10 روز است که آدرس اینجارا از یکی از همکارانمان دریافت کرده ام ولی تابحال موفق به درج نظر و خواندن کامل مطالبتان نشده بودم.نکته دوم اینکه قسمتهای اولیه مقالات بازاریابی نه در آرشیو موجود است و نه در صفحه اصلی ،هرچه گشتم نتوانستم پیدا کنم در صورت امکان راهنمائی بفرمائید.و نکته بعدی اینکه میخواستم سوال کنم که برای ایجاد یک وبلاگ مشابه همین وبلاگ بایستی با کدام قسمت مکاتبه نمود و پیشنهاد داد؟مرکز کامپیوتر یا اداره مرکزی؟و اینکه آیا هزینه ای هم برای شعبه دربر دارد؟و اگر هزینه ای داشته باشد چقدر؟با تشکر فراوان خدمت همکاران عزیز و گرامی
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:سپاسگذارم از توجه و حسن نظرتان.در مورد نکات اول و دوم نظرتان همکاران مسئول حتما پاسخ خواهند داد و اما در مورد نکته آخرتان باید بعرض برسانم که کلا ایجاد و مدیریت سایت و وبلاگ در بانک ملی تحت نظر اداره محترم روابط عمومی هست و فکر میکنم در سایر بانکها و سازمانها هم روال بهمین شکل باشه ،اما شما میتونید از سرویسهای رایگان مثل بلاگفا ،پرشین بلاگ ،بلاگ اسکای و یا بلاگ اسپات استفاده کنید بدون اینکه هزینه ای براتون داشته باشه و نیازمند هماهنگی با جائی باشه که البته از سرویسهای نامبرده شده ،ساده ترین سرویس و پر طرفدارترینش بلاگفا و بهترین سرویس همون بلاگ اسپات هست که بخاطر بعضی خصوصیاتش طرفدار زیادی در ایران نداره.

ارسال شده توسط علی - م (همکار بانک ملت) | 13 مرداد 1388 7:41 بֽظֽ

ارسال شده در 13 مرداد 1388 19:41

همکار اداره امور:

سلطانی نه تنها مدیر لایقیست بلکه انسان کامل و نمونه ای هم هست.حتی در زمانی که در بازرسی بودند کوچکترین ناراحتی برای همکاران ایجاد نکردند بلکه همیشه در صدد راهنمائی و گشودن مشکلات آنان بودند.بارها شاهد بوده ام که چطور بخاطر حق و حقوق همکاران خودرا در پیش دیگران ضایع نموده و حق همکاررا گرفته اند.محمدزاده هم که حرف ندارد و تواضع و ادبش مثالزدنیست.علی اکبر زاده هم که در دل همکاران هم جایگاه ویژه ای دارد.دست شما دردنکند که واقعا بهترینها و بدترینها را بخوبی تشخیص داده و معرفی میکنید.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :بابا امروز چرا مردم اینقدر لفظ قلم شدن؟؟؟؟؟فرییییییییید همش تقصیر توئه ها!!!!!بدو بیا دوتتا جوک توپ تعریف کن مردم یه کم ریلکس شن!!!!!!!!.

ارسال شده توسط همکار اداره امور | 13 مرداد 1388 8:05 بֽظֽ

ارسال شده در 13 مرداد 1388 20:05

همکار شعبه سرباز شهید:

عمولی تو خیلی بدی .چرا تو قسمت قبلی اسم مارو حذف کردی ؟تازه اسم طرفو هم حذف کردی.فقط اسم ونظر ما این وسط دفرمه بود؟حالا بگذریم از گلایه میخواشتم به این خشروخان بگم خشروخان دمت گرم بابا از اژین داروی ژد خشتگیت یه ژره هم بما بده.دشتم بدومنت خشروخان ماروهم بشاژباباژون
براتون آرزوی موفقیت و کامیابی دارم و امیدوارم همیشه شاد باشین.درضمن هیچ گلایه ای هم نداشتم فقط خواستم خستگیتون بعد از یه روز کاری دربره
-----------------------------------------------------------------------
ممنونتیم بامرااااااااااااااااام.
درضمن همه نظرتون که حذف نشده بود فقط اسم بزرگواری رو که بردین تو کامنت اول و سنگ اولو کج گذاشتین و بقیه دیفال تا آسمون کج و معوج رفت دیلیت شد تا عبرتی باشد برای آیندگان.هدف جسارت نبود عزیزان فقط سعی شد که نقد سالم به بیراهه نکشه.سپاسگذارم از حضور صمیمیتون.بازم بهمون سربزنین .

ارسال شده توسط همکار شعبه سرباز شهید | 13 مرداد 1388 9:47 بֽظֽ

ارسال شده در 13 مرداد 1388 21:47

فرج وند:

سلام بچه ها. شما زحمت نوشتن تعریف ها و انتقاد هارو بکشید. منم زحمت نشون دادن اونو به اقای سلطانی کشیدم.اونم خندید و گفت ول کنین با این حرفها کار می دین دستم . عمولی یک چیز دیگه هم گفت که بعدا در گوش ات میگم. زنده باد بچه های با مرام بانک ملی اسپیشیلی گل آرا.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:نات اونلی خیییییییییلی آقائی بات اولسو ایند مرامی!!!!!
فردا رستوران اوبا منتظرتم بیا درگوشی رو ردکن بینم ژیگوووووول.

ارسال شده توسط فرج وند | 14 مرداد 1388 8:27 قֽظֽ

ارسال شده در 14 مرداد 1388 08:27

آهو:

سلام عمولی عزیز نظر دادم پرید چرا؟!!من هم به اینجا نا بلد!
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:چرا نابلد؟؟؟؟؟؟؟نورچشمیا کم مونده بساط تخمه را بندازن اینجا:)اونوقت شما غریبی میکنین؟؟؟؟؟؟؟

ارسال شده توسط آهو | 14 مرداد 1388 6:10 بֽظֽ

ارسال شده در 14 مرداد 1388 18:10

فرج وند:

سلام عمولی.
عمولی ثبت نام کنندگان کارشناسی ارشد موسسه عالی بانکداری 1053 نفر هستن. اوضاع خیلی خرابه . تو سیدی .یک دعائی - جادوئی -وردی بالاخره چیزی بخون برا موفقیت بچه های بانک ملی .
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:کل اگر طبیب بودی
سرخود دوانمودی:(

ارسال شده توسط فرج وند | 18 مرداد 1388 8:31 قֽظֽ

ارسال شده در 18 مرداد 1388 08:31

همکار شعبه استاد شهریار:

سلام سلام.چه خوب همه همکارا اینجا جمعند و یه گلشون فقط کم بود.چرا اینقدر دیر بما خبر دادین.ایکاش تو مطلب قبلی خدمت میرسیدیم.
جناب عمولی حسابی دهنمونو آب انداختی هم بااین عکس زردآلوهات هم بااین آقای سلطانی ،هم بااین محمدزاده که البته قبلا هم ارادت داشتیم خدمتشون و هم بااین آق متی.خیلی خوشحالم ازاینکه میشه اینجا حرف دل زد و البته با همکارای گل بانک ملی تبادل افکار داشت ،حرکت خیلی خوبی رو شروع کردین وامیدوارم که درراهتون پاینده باشید و نصفه کاره ول نکنید.البته بیشتر دوست دارم مثل مطلب قبلی مطالب بزن بزن بذارین .
در مورد رئیس حوزه خودمون هم باید بگم که انصافا ایشون هم مدیر خوبی هستن ولی از حق که نگذریم آقای سلطانی و آقای احمدی یه چیز دیگه ای هستن ومنهم جزو کسانی هستم که آرزو دارم در طول خدمتم حداقل یکبار درخدمت یکی از این عزیزان باشم.آرزو میکنم چنین مدیران لایقی هرچه زودتر به مقامهای بالاتری دست پیدا کنند تا افراد بیشتری از وجودشون فیض ببرند.
راستی عمولی نگفتی الان توی کدوم شعبه هستی؟اگه من جای تو بودم کفشامو مینداختم دور گردنم و پاهامو میکوبیدم زمین و از پیش محمدزاده جم نمیخوردم.خیلی آقاس بقرآن.
بعدشم بااجازه میخوام در مورد مطلب قبلی یه نظر بدم.به نظر من بد نبود در مطلب قبلیت به اسم رئیس شعبه مفتح اشاره مستقیمی میکردی چون تااونجائیکه من اطلاع دارم سال قبل شعبه مفتح در عرض سه چهار ماه سه چهارتا رئیس شعبه داشت که البته اینهم از ابتکارات منحصر بفرد بلندنظر هست که هیچکس دیگری غیر ازایشون نمیتونه یه شعبه رو اینطور فلج کنه .آخه مگه ممکنه بشه در یک شعبه در چنین مدت کمی چمدین رئیس عوض کرد و انتظار داشت که شعبه اززوار درنره؟غیر ممکنه.البته بااین توصیفی که شما کردی من حقیر میدونم که رئیس شعبه مورد نظر غیر از حاجیلو نمیتونه شخص دیگری باشه چون باشناختی که از شعبه دانشگاه از ایشون دارم دقیقا میشه اینو فهمید و ایکاش اینو میگفتی که بقیه آقایون زیر سوال نرن.البته هرچند شماگفتی که بااین عملشون انگیزه شمارو ازبین بردند ولی عمولی بدل نگیر تو اگه بدونی که این حاجیلو چه بدبخت عقده ای هست هیچوقت ناراحت نمیشی.اون بابا واسه رئیس شدن هرروز دم در خونه معاون اداره وقت بود که قبلا رئیس شعبه دانشگاه بود،خدا میدونه باچه التماس و زاری تونست تو یکی از شهرستانهای اطراف تبریز یه پستی برای خودش جورکنه و بعدا با هزار گریه و زاری و ننه منقریبم بازی هرروز میومد اداره امور و میگفت وای زن و بچم موندن ،وای زندگیم داره ازهم میپاشه ،وای نوکرتونم ،وای خاک زیر پاتونم،وای هرچی که شماها بگین همونم تونست بیاد تبریز و اینجارو آبادش کنه.واقعا غیر از بلند نظر کی میتونست آدم مردمداری مثل یعقوب سرتیپی رو از شعبه مفتح برداره و یه همچین فرد بیتمدنی رو جایگزین کنه؟خدائیش فارسی صحبت کردنشو دیدی؟آبرو برای استان نمیذاره همه همکاران استانهای فارس زبان فکر میکنن هممون مثل ایشون از پشت کوه اومدیم ، واقعا یک رئیس حوزه نمیدونه که با انتخاب چنین فردی آبروی هرچی بانکی هست رو میبره؟واقعا نمیدونه که رئیس شعبه بنابه ارتباطاتی که دائما بااستانهای دیگه داره باید حتی طرز صحبتش هم قابل قبول باشه بنحویکه آبروی بقیه رو نبره و همچنین واقعا این آدم واقف نیست که با انتخاب چنین رئیس شعبه ای همه روسای شعب رو منفور میکنه؟چون بلطف خدا هیچ خبری نیست که توی این تبریز ما بعنوان یک راز بتونه حفظ بشه و اخبار بقدری سریع پخش میشن که گاهی همه رو دچار حیرت میکنه اونوقت در چنین جامعه ایکه بنابه گشترش ارتباطات کاملا میشه مفهوم دهکده جهانی رو لمس کرد چنین اشتباهاتی بنظر شما قابل جبران هست؟ بااین بقول شما اشتباه ولی به اعتقاد من جنایت حاجیلو و بلند نظر شما فکر میکنید بقیه روسای شعب چقدر باید زحمت بکشن تا آثار چنین نفرتی رو ازبین ببرن؟عمولی شما خیلی سکوت کردی من انتظار داشتم بیشتر ازاینها و جسورانه تر همه چی رو مینوشتی.این آقایون دارن به سازمانمون خیانت میکنن ،دارن تیشه به ریشمون میزنن دارن زحمات چندین ساله همکاران صدیق رو بباد میدن دارن نفرت تولید میکنن اونوقت شما اینهمه ملاحظه کاری میکنی که چی؟این آقای فرجوند چراناراحت میشن از افشا کردن اسامی؟اگه اسامی افشا نشن همه زیر سوال میرن.باید حقیقت رو همه بئونن.باید همه بدونن که کل سازمان بدنیست ،کل مدیران منفور نیستند،روسای خیلی لایق و کاردانی داریم ما تو این سازمان،نذارین افراد نالایقی مثل حاجیلو وبلند نظر افکار و آرمانهای عالی شمارو ازبین ببرن.کمی واقع بینتر باشیم مدیرانی مثل محمدزاده ،مثل سلطانی ،مثل احمدی ،مثل علیپور و...کم نیستن .سازمان غیر از ماها که چیز دیگه ای نداره ،میمونه فقط ساختمنان و اثاثیه واگه دچار این اشتباه بشین که سازمان بدهست باید قبول کنیم که من و شما بدیم.اون همکارمون که گفتن خانه از پایه خراب است اشتباه میکنند هرگز اشتباه چند نفر انگشت شماررو به پای بقیه ننویسین،من قبول ندارم که به خاطر نادانی چند نفر از پا بیفتیم و عقب نشینی کنیم بلکه باید بااراده و توان بیشتری کارکنیم که افراد لایق جای افراد نالایق رو بگیرن.مواظب باشین این همکاران جدیدی که استخدام میشن بدبین نشن آینده این سازمان در دست اینهاست .هرنسل باید بفکر نسل بعدی باشه و بدعت بد نذاره.نباید بذاریم تازه واردها به این نتیجه برسن که خلاقیت و ایثار در این بانک جائی نداره،چرا باید انگیزه یک فرد تازه وارد به خاطر اشتباه یک عده کاملا انگشت شمار ازبین بره؟اطلاع رسانی کنیئ ،از مدیران خوب هرچی میتونید بگید و گزارش بدین از کارهای خوبشون.بذارین هم تازه واردها ناامید نشن و هم اینکه قدیمیها هم چیزی یاد بگیرن.در پایان بسیار پوزش میطلبم ازاینکه کمی پر حرفی کردم.البته حق هم داشتم دیر خبر دادید و من هم تلافی چندین مطلبی که از دست داده بودم درآوردم.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:همکار عزیز کیبرد رنجه فرمودید و سرافراز نمودید.ابتدا تشکر میکنم از حضور صمیمی و ارزشمندتون.و اجازه میخوام مطلبی رو بعرض برسونم و امیدوارم بدل نگیرید.عزیز من هر سخن جائی و هرنکته مکانی دارد.همین اصول به ظاهر ساده رو رعایت نمیکنیم اونموقع انتظار داریم که وضعمون اینی نباشه که شاهدشیم.عزیز من هر پستی کامنتدونی مخصوص خودش رو داره،اینجا بحث بر سر کسانیکه شما نام بردید نیست اصلا نمیباید حرفی از این آقایون بمیان میاوردید.بحث چیز دیگریست و سخن سخن دیگری.خودمون اینجور مرتکب اعمال جهان سومی میشیم و اونموقع انتظار داریم که رشد هم بکنیم.با عرض معذرت شما انتظار دارین با همچین حرفهای خاله زنکی کجای دنیارو اصلاح کنید؟من بارها به عزیزان تذکر دادم که عادت ندارم هیچ نظری رو حذف کنم چون بتساوی سلاح معتقدم و معتقدم اگر من میتونم کامنت شمارو حذف کنم و شما نمیتونید پست منو حذف کنید پس بنابه شعارهائی که دادم و بهشون ایمان دارم هرگز کامنت عزیزی رو حذف نمیکنم ولی انتظار دارم که همکاران عزیزم حداقل اصول اولیه دنیای مجازی رو رعایت بکنند واگر شما هم به چنین تساوی سلاحی که از خصوصیات جوامع مدرن هست اعتقادی دارید خواهشا اصولی رو که باید رعایت کنیم، رعایت کنید.هیچ دل خوشی از این آقایون ندارم اما دوست ندارم اینجور ناجوانمردانه تخریبشون کنید،اونها اینجارو نمیخونن و اطلاعی از مطالب نوشته شده ندارند پس درست نیست زمانیکه فرصت دفاع ازخودشون رو ندارن کسی بهشون بتازه.این یکی از هزاران اصول اخلاقی هست که باید در انتقاداتمون منظور کنیم اگر قصدمان اصلاح باشد و نقد مدرن.و گرنه با اینگونه برخوردهای بربریتی چیزی اصلاح نخواهد شد ان کنتم ...!!!

ارسال شده توسط همکار شعبه استاد شهریار | 19 مرداد 1388 8:20 بֽظֽ

ارسال شده در 19 مرداد 1388 20:20

فرید فرج وند:

سلام عمولی. دوست نداشتم زیاد مزاحم بشم ولی همکار استاد شهریاریمون بنده رو مورد خطاب قرار داد مجبور شدم جوابیه صادر کنم.
دوست عزیزم اولا اسم بنده فرید فرج وند است نه این فرج وند.
دوما عرض بنده کاملا روشن است . یک سوال دارم فقط جواب این یکی رو بده.شما چطور به خودتان اجازه میدین اسامی مختلفی را ببرین و و در باره همشون بد بگین ولی جرات نوشتن اسم خودت رو نداری؟
اقای محترم وقتی از آدمهای بد اسم میبری اسم آدمهای خوبی مثل خودت را هم بنویس همه بشناسیم و به وجودت افتخار کنیم.
با نوشتن این مطالب بنده رو وصل به اشخاص و یا حمایت از انان نکنین . بنده جزو کسانی هستم که در طول 14سال خذمت هیچگونه بهره ای از آقایون ندیدم که ازشون حمایت هم بکنم. و الان هم بیش از چهار سال است در شعبه خسروشهر( با 40کیلومتر فاصله از منزل )رفت و امد میکنم و کسی بدادمان نمیرسد. پس لطفا بنده رو مورد بی مهری قرار ندین .فقط با کمی استفاده از الفاظ مودبانه تر می توانیم اقایون را بیشتر خجالت زده تر بکنیم .همگی خسته نباشین . تا یادم نرفته امتیاز 660 ریال را به همه همکاران تبریک میگم . سرتان سلامت .
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:فرید دل الهی موش بخوردت ولی موش کور بخوره که نبینه چی داره میخوره:).

ارسال شده توسط فرید فرج وند | 20 مرداد 1388 10:40 قֽظֽ

ارسال شده در 20 مرداد 1388 10:40

همکار:

سلام و خسته نباشید عرض میکنم خدمت تک تک کارکنان زحمتکش بانک ملی که در واقع از افتخار آفرین ترین انسانهای این مرز و بوم بشمار میروند.تشکری صمیمانه مینمایم از همکاران صدیق و زحمتکش روابط عمومی که فی الواقع همانند سربازانی گمنام زحمت میکشند و چنین ابتکار بینظیر و بیسابقه ای را در تاریخ بانکداری ایران بوجود آورده اند.عزیزان هرچند نامتان برایمان آشنا نیست اما بدانید از صمیم قلب قدردان شماهستیم و چنین امکانی را که در اختیارمان قرار گرفته تا حرف دلمان را بگوش مسئولین و سایر همکاران صدیق و زحمتکش برسانیم مدیون تلاشهای صادقانه و بی ریای شما هستیم.اگر بدانید که چه شوروشوقی در استان ما بوجودآورده اید به ارزش والای این حرکت خودپی خواهید برد.گویا روحی تازه در کالبد همکاران استان دمیده شده است،مدام پیگیر مطالبتان هستند و در اکثر شعبه ها بخث این وبلاگ مطرح است.صمیمانه قدردانی میکنم از همکار عزیزمان جناب آقای گل آرا که چنین ریسک و مخاطره ای را بجان خریده اند،راستش را بخواهید در استان ما چنین حرکات روشنفکرانهای دل درویش میخواهد که قید همه چیزرا زده و بفرموده علی (ع)حرف حق بگوید.ولی گلایه ای که از همین همکارمانت دارم اینست که چنین حرکت زیبائی را دستخوش سلایق و عقاید شخصی خود ننمائید و اجازه بدهید همکاران در ابراز نظر خود راحت باشند،خط مشی تعیین نکنید جناب گل آرائ عزیز بگذارید هرکس عقیده شخصی خودش را بتواند بیان کند تهدید به حذف نظر نکنید خواهشا،مگر غیر از اینست که بخاطر همکاران زحمت میکشید؟پس اگر قرار براینست که همکار هیچ نگوید و شما متکلم وحده باشید که دیگر وبلاگ بچه دردمان میخورد ؟شما هم مثل سایرین تریبونتان را سفت و سخت بچسبید و به کسی اجازه ابراز وجود ندهید .پس اینهمه اطلاع رسانی برای چیست؟مگر غیرازاینست که همکاران تبادل نظر کنند و هرکس نظر خودش را بتواند آزادانه ابراز نماید؟قاعدتا باید خودتان انسان نقد پذیری باشید چون خودتان مرتکب نقد میشوید منهم ازاینرو بخود اجازه میدهم که اینچنین بیپرده باشما صحبت نمایم.در پاسخ همکار استاد شهریارمان خیلی بد به ایشان تاخته اید،شما که دم از روشنفکری میزنید چرا؟از اصول دنیای مجازی سخن گفته اید!مگر ما کدام آموزشهارا دراین زمینه دیده ایم که چنین انتظاری ازما دارید؟آیا بهتر نیست بجای آنکه در این دنیای مجازی یکه تازی و جولان کنید آموزشی هم برای همکاران دراین زمینه بگذارید تا آنها هم بتوانند نظر خودرا درج کنند و نسبت به حذف کامنتشان نگران نباشند؟آیا بهتر نیست که دیگران هم بتوانند اینجا مطلب بنویسند و نترسند ازاینکه ممکن است مطلبشان به مذاق شما خوش نیامده وحذف گردد؟جناب گل آرا ازشما انتظار دارم سلیقه شخصی اعمال ننمائید چرا که موجب دلسردی ذوباره همکاران گشته و امیدی را که باهزار زحمت در استان بوجود آورده اید به ناامیدی تبدیل میکنید.امیدوارم ناراحت نشوید اما چون خودتان معتقد به برخی اصول هستید گمان کردم که میتوانم اینگونه از شما انتقاد کنم و امیدوارم که ثابت نکنید که گمان خطا نموده ام.
مورد دیگر عدم اطلاع رسانی همگانیست،چرا ازدیگر استانها هیچ خبری نیست ؟مگر آنها اوضاعشان آنقدر بروفق مراد است که هیچ خرفی و گله ای برای گفتن ندارند؟میدانید اگر چنین امید وهیجانی که دراستان ما ایجاد شده درسایر استانها هم بوجود بیاید شاهد چه تحولات عظیمی خواهیم بود؟حتی دراستان خود ما اکثر شعبه ها هستند که آدرس اینجارا ندارند واصلا ازوجود چنین امکاناتی کاملا بیخبر هستند،تقاضا دارم اطلاع رسانی گسترده ای نموده و همه همکاران را از وجود چنین مخفلی مطلع نمائید تا شاهد پیشرفت واقعی بانک خودمان باشیم پیشرفتی که فقط لایق بانک ملی است یادتان باشد هرگز یکدست صدا ندارد،میتوانید طی نامه های عمومی آدرس اینجارا به کلیه شعب اعلام نمائید.
مورد دیگر شعبی هستند که زمان قرارداد سرویس اینترنت آنها تمام شده و به سرویس ون مجهز میشوند که آدرس اینجا متاسفانه در این سیستم موجود نیست تقاضا دارم به همکاران اداره انفورماتیک ابلاغ نمائید تا آدرس این وبلاگ راهم تعریف کنند.من واقعا تعجب میکنم ازاینکه چنین ابتکار بیسابقه ای را چطور میتوانید سرسری گرفته و اینگونه راحت ازکنارش عبور میکنید؟اینجا باید رونق بگیرد و هرروز هزاران نظر مبادله گردد،واقعا نظرات دورقمی در شان اینجانیست.
مورد دیگر اینکه میخواستم از مدیر عامل محبوبمان جناب آقای خاوری نهایت تشکرراداشته باشم.مدیر عامل عزیز مامیدانیم که شما درغیاب ما چگونه حامی حق و حقوقمان هستید،خودتان ختما خوب میدانید که اخبار بانکی چقدر زود پخش میشوند،ماهمگی مطلعیم ازاینکه شما بخاطر افزلیش ضرایبمان چقدر زحمت کشیده اید و میدانیم که هرگزهیچ مدیری تااینحد به خاطر ما دوندگی نکرده و متقبل زحمت نشده بود.ضرایبمان چه افزلیش داشته باشد و چه نداشته باشد،دوستتان داریم و بنمایندگی از تعداد کثیری از همکاران که همیشه ذکر خیرتان میشود اعلام میکنم منتظر ندائی هستیم تا لبیک بگوئیم،دستتان را صمیمانه میفشاریم و اطمینان میدهیم با این روحیه ای که در همکاران ایجاد نموده اید حاضر به تلاش شبانه روزی بوده ودر جهت تحقق اهداف بانک ملی از هیچگونه همکاری دریغ نخواهیم کرد،جناب آقای خاوری چنانکه میدانید امروزه اکثر رهبران دنیا علاوه بر داشتن یک سایت رسمی توسط وبلاگشان ارتباطی صمیمانه با زیر دستان خود مینمایند و البته این امر در پیشبرد اهدافشان تاثیرات بسزائی داردر،رئیس جمهور محبوبمان صاحب وبلاگ شخصی هستند و اخیرا باراک اوباما هم از این ابزار استفاده کرده،ما دوست داریم که گاهگداری فرمایشات راهگشای حضرتعالی را دراین وبلاگ بخوانیم و حرف دلمان را به شما برسانیم.ما همگی فرزندان شما هستیم دراین خانواده پر مهر و دوست داریم گاهگداری پدر محبوبمان دست نوازشی برسرمان بکشد و به حرفهایمان گوش دهد.و ایمان داریم که فرزندان خلفی خواهیم بود و بارها در طول سالها اثبات کرده ایم که علیرغم ناملایمات و رنجشهای سازمانی هرگز اعتبار خانواده خودرا آسان نفروخته ایم.عاجرانه تقاضاداریم که گهگاه شماهم مطلبی بنگارید حتی اگر چند سطر باشد و حتی اگر یک دستور باشد مطمئن باشید از همین حالا اطاعت میشودرا گفته ایم.
مورد دیگر یک پیشنهاد به همکاران عزیز زحمتکش در این وبلاگ دارم.ضمن تقدیر مجدد اززحمات بیدریغ شما و اعتذار از جناب گل آرا بخاطر سخنان بیپرده ای که داشتم،ازآنجائیکه شایعات و اخبار بانکی دربین همکاران از هرمطلب دیگری بیشتر طرفدار دارد ایکاش گاهگداری شماهم اخبار تازه را از همینجا به اطلاع همکاران برسانید که هم اعتبارش بیشتر است و هم طرفدارش و در آنصورت همه هرروز به اینجا سر میزنند تا اخبار جدید وموثق را بخوانند.باور کنید کلافه شده ایم از اینهمه اخبار شفاهی،یکی میگوید تا آخر این برج پاداش ترازنامه هارا میدهند ،دیگری وعده اش را همین امشب میدهد ،همکار دیگری آنرا بدو بخش تقسیم میکند و....هرکس هرجور که دلش میخواهد شایعه میسازد،خواهشمندم که شما اخبار صحیح را در اینجا درج نمائید.
عمولی عزیز باز هم عذر خواهی میکنم بخاطر حرفهایم و امیدوارم ناراحت نشوی.دوستت دارم ومیبوسمت.
ومورد آخر اینکه بنده هم مثل همکار بانک ملتمان قسمتهای اولیه بازاریابی آوانگاردرا نتوانستم پیداکنم ،خواهشمندم راهنمائی بفرمائید.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:راستش همکار عزیز شرمندتم ،قصدم جسارت نبود و تهدید هم نبود ،منهم مثل استاد عزیز ،فرجوند عزیز و خیلی ازسایرین معتقدم که نبایست با بردن نام افرادیکه عضو همین خانواده هستند،انتقاد تبدیل به تخریب شود،تک تک اعضای این خانواده برایم عزیزند و دوستشان دارم،حال اگر در ارتباطات کاری انتقادی از همدیگر داریم بهیچوجه باعث نمیشود که اتحاد عظیم خانوادگیمان را از یاد برده و مانند بیگانگان باهم رفتار کنیم.بارها گفته ام بگذریم از آنانکه با ما نامهربانی کردند.هدف اصلی ما اصلاح روشها و عقاید است ،رسیدن به نتایج مشترک و کارساز است نه تخریب همدیگر.اگر کسی در این خانواده جنایت هم بکند باز عضو خانواده بزرگ ماست و عزیز است و تعصبش به من و تومیرسد.ما ازهمدیگر کینه بدل نداریم ،انتقاد داریم واگر نتوانسته ام منظورم را بدرستی برسانم حکما ایراد از قلم ناتوان من بوده است و هرچه شماعزیزان بگوئید فقط میتوانم بگویم چشب.حالام اخماتو واکن و بجه خوبی باش بینم.آفریییییییین.چه زشت هم میشه وختی اخم میکنه.:(
بهدشم بقیه فرمایشاتت به من مربوط نمیشه تا قسمت اوباما!!!!ببینم آدرسشو داری یا آیدیشو بده یه خورده باهم بچتیم:).
بهدترشم قسمتهای 1 تا 6 بازاریابی آوانگاردو میتونی اینجا بخونی www.amoooly1.blogfa.com دیگه هم غرنزن ،خیلی باحالم حف ندارم.
از بابت تشکراتتم سپاسگذارم و دستبوس.منهم بنوبه خودم از عزیزان پشت صحنه این وبلاگ و بروبچز روابط عمومی بینهایت سپاسگذارم و ارزوی توفیقات روزافزون در این سنگر پرافتخار اقتصادی را برایشان دارم.دست همگی درست و زنده باشید انشاءالله.
یادم رف اینم بگم که لال ازدنیا نرم!!!!!آقاجون چه تاختی کردیم ما ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!منم نظر شخصیمو گفتم خب:(...یعنی شوما اجازه یه اظهار نظر ناقابلم بمن نمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟آخ که فردای محشر اگه خرتو نگرفتم!!!!!(خ رو با کسره بخونین لوففا")

ارسال شده توسط همکار | 20 مرداد 1388 8:03 بֽظֽ

ارسال شده در 20 مرداد 1388 20:03

علي نوري:

سلام براي اولين بار وارد اين سايت شده ام وباديدن نام همكاران و از روي حس فضولي مطالب آن راخواندم0 خوشحالم كه همكاران فهيمي مثل شما دارم0 به آينده موسسه اميدوارتر شدم0كاش موسسه شمارانه بعنوان تبعيد بلكه بعنوان تبليغ به ساير شعب هم ميفرستاند تابقيه آقامتي ها(باتمام احترامي كه براي آقاي علي اكبرزاده قائلم)هم كه درتمام شعب وجود دارندشناخته ميشدند0 براي شماونيز آقاي فرج وند آرزوي توفيق دارم0
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:نوری جان ممنونم از اینهمه لطفت،درسته باراولته ایشالله که بار آخرت نباشه و مارو از راهنمائیهات بی نصیب نذاری.منهم از طرف خودم و فرجوند عزیز برات آرزوی توفیق دارم.

ارسال شده توسط علي نوري | 27 مرداد 1388 11:56 قֽظֽ

ارسال شده در 27 مرداد 1388 11:56

مثلث برمودا:

سلام

میدونم پست جدید نوشتیا ولی میخوام اینجا رو امتحان کنم:دی
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:امیدوارم که از امتحان سربلند بیرون بیائیم(:

ارسال شده توسط مثلث برمودا | 30 مرداد 1388 7:56 بֽظֽ

ارسال شده در 30 مرداد 1388 19:56

مثلث برمودا:

یک:دی
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:بشمار

ارسال شده توسط مثلث برمودا | 30 مرداد 1388 8:27 بֽظֽ

ارسال شده در 30 مرداد 1388 20:27

مثلث برمودا:

دو:دی
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:خسته کیه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!دشمن...

ارسال شده توسط مثلث برمودا | 30 مرداد 1388 8:28 بֽظֽ

ارسال شده در 30 مرداد 1388 20:28

مثلث برمودا:

سه:دی

ارسال شده توسط مثلث برمودا | 30 مرداد 1388 8:33 بֽظֽ

ارسال شده در 30 مرداد 1388 20:33

مثلث برمودا:

سه رو گفتم؟

چهار:دی
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:سرباز دیگه شورشو درآوردی.

ارسال شده توسط مثلث برمودا | 30 مرداد 1388 8:36 بֽظֽ

ارسال شده در 30 مرداد 1388 20:36

مثلث برمودا:

جون مثلث تحقیقاتمو خراب نکنا

پنج
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:تبریک میگم شما باموفقیت تونستین آپولو رو بفرستین هوا!!!!!!!دی:دی:دی:)

ارسال شده توسط مثلث برمودا | 30 مرداد 1388 8:41 بֽظֽ

ارسال شده در 30 مرداد 1388 20:41

مثلث برمودا:

کشف کردما چی میشه:دی

اگه دوس داری به تو هم توضیح بدم:دی
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:خب خودمم میدونم،شما با موفقیت تونستین آپلورو بفرستینش رو هوا:)))

ارسال شده توسط مثلث برمودا | 4 شهریور 1388 7:39 بֽظֽ

ارسال شده در 4 شهریور 1388 19:39

حسین مرسلی:

مطالب جالب و ارزنده ای را در لابلای پست ها مطرح نموده اید که جای بسی تامل می باشد . انشاالله در آینده بتوانم از راهکارهای شما استفاده نمایم .
-----------------------------------------------------------------------
سپاسگذارم از توجه حضرتعالی.

ارسال شده توسط حسین مرسلی | 31 شهریور 1388 3:15 بֽظֽ

ارسال شده در 31 شهریور 1388 15:15

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)