بازاريابي آوانگارد (12)
۲۶ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۰

راهكارهاي مديريتي(4)-اجراي دقيق عدالت!!!
نويسنده :ميرمهدي گل آراء

%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA.jpg

هرج و مرج و تکروی يكي از بارزترين خصوصيات بازارهاي انحصاريست بدين معني كه يك ارائه كننده كالا و يا خدمات ميتواند هرگونه تصميمي را بنابه دلخواه خود درمورد مشتريان و كاركنانش اتخاذ نمايد بدون آنكه كوچكترين خطر جدي موسسه اش را تهديد نمايد ،حال آنكه در بازارهاي رقابتي ابدا چنين نيست و كوچكترين اشتباه در چنين تصميم گيريهائي مطمئنا منجر به ازدست دادن سهم عمده اي ازبازار خواهد شد لذا مديران آوانگاردخودرا ملزم به رعايت نوع خاصي از قوانين ميدانند كه بخشی از اين قوانين با تعريف خاصي از عدالت برابري ميكند كه اين تعريف خاص عدالت را نئو كلاسيكها در مقابل سوسياليست هائي كه معتقد به برخورداري مساوي و يكسان همه افراد يك مجموعه از امكانات آن مجموعه بودند ارائه دادند وجالبتر اينكه اين تعريف خاص نئو كلاسيك ها از عدالت كه منجر به تحولات اقتصادي و اجتماعي كلاني در اروپا گرديد دقيقا همان تعريفيست كه در دين مبين اسلام ارائه شده و معروف به عدالت علي (ع) است يعني "قرار گرفتن هرچيز و هركس دقيقا در جاي مناسب خويش".حال اجراي دقيق اين نوع عدالت در دوبخش اساسي در تامين سهم بازار نقش اساسي داردكه به تفكيك به بررسي هركدام ميپردازيم:
1)اجراي عدالت در ميان مشتريان
2)اجراي عدالت در ميان كاركنان

***
1)اجراي عدالت درميان مشتريان:عدالتي كه يك مدير و همچنين يك بازارياب آوانگارد در مورد مشتري اعمال مينمايد بسيار متفاوت است از آنچه كه يك مدير سنتي و كلاسيك عمل ميكند،در واقع تفاوت اين دو شيوه بر ميگردد به همان تفاوت نگرش و تفاوت در تعريف عدالت،مدير سنتي معتقد است كه تمامي مشتريان بايستي بطور يكسان ازخدمات موسسه برخوردار باشند،بطور يكسان از تسهيلات موسسه منتفع گردند و بطور خلاصه از تمامي مزايائي كه موسسه ميتواند در اختيار مشتريان خود قرار دهد بطور يكسان و مساوي برخوردار گردند،در حاليكه چنين نگرشي مدتها پيش شكست خورده و جاي خودرا به تعريف جديد عدالت داده است بدين معني كه يك مدير آوانگارد امروزه مشتريان خودرا بر اساس عملكرد آنها طبقه بندي نموده و براي هر طبقه تنها مزايائي را كه براي همان طبقه تعريف شده است ارائه ميدهد،بعنوان مثال ليست قيمتي كه به يك مشتري كلان و فعال ارائه ميدهد متفاوت است با ليست قيمتي كه به يك مشتري جزء ارائه ميدهد،شرايط فروش آنها را هم متفاوت از هم تعريف ميكند و نسبت به فعاليت و وفاداري يك مشتري نسبت به موسسه امكانات بيشتري در اختيار وي ميگذارد و بدين ترتيب هر مشتري تلاش ميكند كه خودرا تبديل به مشتري خوب و فعال موسسه نمايد تا از امكانات خاص برخوردار گردد در حاليكه در عدالت سنتي و سوسياليستي ابدا چنين اتفاقي نمي افتد و چون همه مشتريان از اين مسئله آگاه هستند كه خريد كم يا زياد آنان از موسسه هيچ تغيري در قيمت و شرايط فروش نخواهد داشت بنابراين هيچ تلاشي در ارتقاء خود به طبقه مشتريان خوب نكرده و چه بسا خودرا مقيد به وفاداري به آن موسسه هم ندانند و با موسسات رقيب هم وارد معامله گردند.
2)اجراي عدالت در ميان كاركنان:از خصوصيات يك نمودار سازمانى كه شباهت به اندام انسانى دارد كه اندام از مغز فرمان مى‏برند و مغز صلاحيت فرماندهى دارد، لذا اگر در رأس سازمان كسى قرار گرفت بايد اهليت مطاع بودن داشته باشد و يكى از شرايط مطاع بودن (عدالت) است... عدالت؛ يعنى اينكه مرتكب گناه كبيره نشده و بر صغيره اصرار نداشته باشد. رييس نبايد ظالم باشد؛ چرا كه «... لا ينال عهدي الظالمين...»(بقره: 124 ) ظلم در اين جا همان عصيان است كه طبق آيه شريفه مانع رياست و امامت است. (آنهم در يك جامعه دينى).

پيامبر خداصلى الله وعليه وآله مى‏فرمايند: «إن شئتم أنبأتكم عن الامارة (و ما هي) اوّلها ملامة و ثانيها ندامة و ثالثها عذاب يوم القيامة إِلّا من عدل». نهج الفصاحه، ص‏265

«اگر بخواهيد شما را از امارت (و مديريت) با خبر سازم، آغازش ملامت است و به دنبالش ندامت خواهد آمد و سرانجامش عذاب روز قيامت است مگر آنكس كه عدالت ورزد.»

ومولي متقيان حضرت علي (ع)ميفرمايد:
«العدل نظام الإمرة»؛ «عدل نظام‏بخش مديريت و امارت است.» نهج البلاغه، حكمت 132
عدالت از پيچيده ترين موضوعاتي است كه انديشه بشري دربارة آن به تامل و تفكر پرداخته است. پيچيدگي نظري عدالت از يك سو، و دشواري بسيار آن در تحقق عملي از سوي ديگر، عدالت را هم به مفهومي بسيار بغرنج تبديل كرده است و هم دغدغه اي دائمي و بزرگ براي تمامي بشريت بوده است. شايد در مورد هيچ موضوعي به اندازة عدالت بحث و بررسي نشده است، و شايد بتوان گفت كه هيچ موضوعي به اندازه عدالت موضوع اختلاف نظر نيست و تحقق آن در مقام عمل از اين هم بغرنج تر است. در انديشه هاي مكتوب و غير مكتوب موجود در ادبيات عربي و اسلامي هم اولين كسي كه به موضوع عدالت نگاه ژرفي داشته حضرت علي (ع) است.
هرچند در دين مبين اسلام بكرات در مورد ضرورت عدالت و حتي تعريف دقيق آن توصيه هاي فراواني شده است لذا بسياري ازمديران سنتي در خوشبينانه ترين حالت كه خودرا ملزم به رعايت عدالت ميدانند معتقدند كه همه كاركنان بايستي بطور مساوي از امكانات موسسه سود جويند حال اينكه در بدترين حالات دسته اي از مديران وجوددارندكه تبعيضاتي هم قائل ميشوند كه هيچ پايه و اساس منطقي و مدبرانه اي نداشته و صرفا بر اساس تمايلات شخصي مديران تعيين ميشوند كه هر دودسته ضربات اساسي و مهلك بر پيكره سازمان وارد آورده و نهايتا سازمان را به ركود و شكست ميرسانند،چرا كه در چنين حالاتي انگيزه افراد بكلي از بين ميرود ،حس رقابت و تلاش براي فعاليت بيشتر و موثرتر بي معني ميشود چون همگي ميدانند برخورداري آنان از مزاياي موسسه هيچ ربطي به ميزان و كيفيت فعاليت آنان نداشته و همگي بطور مساوي مزاياي مقرر خودرا دريافت خواهند نمود ،درحاليكه يك مدير آوانگارد كاركنان خودرا نيز طبقه بندي نموده و هر كس تنها به ميزان استحقاق و لياقت خود از مزاياي موسسه بهره مند ميگردد و اين عامل موجب رقابت روز افزون ،تلاش مستمر و نهايتا پويائي موسسه ميشود،اميرالمؤمنين‏عليه‏السلام به مالك اشتر مى‏فرمايد:
.«نبايد نيكوكار و بدكار نزد تو جايگاه مساوى داشته باشد زيرا اين كار موجب بى‏رغبتى نيكوكاران به كار نيك و تشويق بدكاران به كار بد مى‏شود و هر گروه را با آنچه خويش را ملازم با آن كرده ملازم و همراه ساز.»نهج البلاغه، نامه 53 -حال نكته بسيار مهمتر اينجاست كه مديراني كه عدالت سوسياليستي در موسسات اعمال ميكنند قادر به ايجاد انگيزه در ميان كاركنان خود نيستند و مديراني كه عدالت نوع دوم و نئو كلاسيك يا همان عدالت اسلامي را رعايت ميكنند قادر به ايجاد بيشترين ميزان انگيزه دركاركنان ميباشند ولي هزارن افسوس از مديراني كه حتي عدالت سنتي را هم اجرا نميكنند و با اعمال انواع تبعيضهاي بيجاموجب ايجاد نفرت وانگيزه منفي در كاركنان ميگردند كه متاسفانه جهان سوم از اين نوع مديريت رنج فراواني متحمل ميشود.در عدالت اسلامي گاهي تبعيض عين عدالت است ولي بشرطي كه براساس ضوابط تعريف شده باشد ،بعنوان مثال كسيكه در طول روز فقط يك ساعت فعاليت مفيد اقتصادي انجام ميدهد قرار نيست درآمدي برابر با فرديكه ده ساعت فعاليت مفيد و موثر دارد داشته باشد كه اگر چنين باشد نه تنها عدالت نيست بلكه دقيقا نقطه مقابل آن يعني ظلم محسوب ميشود حال چه برسد به اينكه همان فرد كم كار در آمدي بيشتر از فرد پركار و فعال داشته باشد !!!كه دراينصورت نظم مجموعه، كلا بهم خورده و چنين موسسه اي محكوم بفناست.دنبال چنين موسساتي ابدا در افغانستان و نقاط دور افتاده و محروم آفريقا نگرديد از استانهاي ديگر هم اطلاعي ندارم امادر همين حوزه شماره يك تبريز خودمان ميتوانيد به عينه شاهد اعمال چنين مديريتهائي باشيد،در سنوات قبلي در شعبه مفتح، يكي از شعب همين حوزه، مشغول انجام وظيفه بودم،رياست محترم شعبه در پايان يكي از ماه ها اعلام نمودندكه بشرط رشد ميزان تعيين شده اي در سپرده هاي شعبه مزاياي خاصي شامل افراد خواهد شد،در حاليكه همان روز به تنهائي توانستم حتي بيشتر از ميزان تعيين شده نسبت به رشد سپرده شعبه موثر باشم و در حاليكه ساير همكاران در نهايت خونسردي هيچ اقدام موثري انجام ندادند،در كمال ناباوري مشاهده كردم كه ميزان اضافه كاري آنان بيشتر از من ثبت گرديده وقتيكه گلايه پيش رياست محترم حوزه بردم فرمودند كه "بنده در منزلم دو فرزند دارم كه يكي از آنها خوب ميتواند خود شيريني كند درحاليكه ديگري نميتواند ،منهم حاضرم لقمه اورا از گلويش خارج نموده و بدست آن يكي بدهم..."!!!!!!!!!!عزيز دل اين منطق شما بدرد همان منزل شخصي خودتان هم نميخورد چگونه بخود جرات ميدهيد چنين عقايد مسمومي را وارد موسسه حساسي چون بانك ملي نمائيد؟سودي كه ما بمشتريان خود پرداخت ميكنيم دقيقا درصدي است از ميزان سپرده آنان كه اگر قرار باشد بر اساس خودشيريني و يا قيافه و هيكلشان سود پرداخت نمائيم كه كلاهمان پس معركه است آنموقع هرچه مشتري خودشيرين و چاپلوس است نصيب ما ميشود و هرچه مشتري سپرده گذار هست نصيب انانيكه حتي از ما بهتران هم نيستندوفقط اجازه نشر چنين افكار مسمومي را در موسساتشان نميدهند.اميدوارم عزيزانم بدل نگيرند اما اگر ميتوانند كمي بخود بگيرند و تكاني در افكار منسوخشان بدهند كه به ولله اين ره كه شماميرويد به تركستان هم نيست!!!چنين اقداماتي نه تنها انگيزه فردرا ازبين ميبرد بلكه صدها فرد شاغل در آن موسسه را به بيتفاوتي و انفعال واميدارد ،چه بسا همكاراني كه پس از درج مقالات بازاريابي و يا يك اقدام موفقيت آميز بازاريابي با تلفن و ايميل مذمتم نميكنند كه مگر نديدي باتو چه كردند؟بحث بر سر من نوعي نيست و قضيه بهيچ عنوان شخصي نيست بحث بر سر تمامي "من"هائي است كه تشكيل دهنده تار وپود موسسات هستند،اگر يك مدير ناآگاه با يك افدام نسنجيده و غير مدبرانه موجب چنين افت انگيزه اي در تيم تحت رهبري خود شود نه تنها به يكي از مهمترين وظايف خود كه همان ايجاد انگيزه است عمل نكرده بلكه دقيقا در جهت خلاف اهداف سازمان گام برداشته است در خوشبينانه ترين حالت ميتوان گفت كه چنين مديري از فقدان آگاهي و اطلاعات روز بشدت رنج ميبرد ،در بدبينانه ترين حالت هم كه الله اعلم ...!!!و اعوذ بالله من الشيطان الرجيم الوسواس الخناس ...!!!گاه مي انديشم كه چنين مديراني قبل از آنكه اقدام به برانگيختن كاركنان نمايند خود محتاج كسي هستند كه در آنان انگيزه بوجود آورد ولي كمي بخود بيائيم كمي صادقانه كلاه خودرا قاضي قرار دهيم ،قبول دارم كه همگي روزي بازنشست خواهيم شد و دوران خدمتمان بسر خواهد رسيد،قبول دارم كه همگي بخاطر كسب رزق حلال گرد هم آمده ايم و شايد قوتي لايموت موجب ارضايمان گردد ،قبول دارم كه كرسي مديريت خود كرسي بسيار محترم و لذت بخشي است و ميتواند سهم عمده اي از نيازهاي يك انسان را ارضا نمايد و تلاش براي مدير بهتر شدن شايد زياده خواهي و غير لازم بنظر برسد ،اما قدري تفكر كنيم!!! چه لذتي بالاتر ازاينكه روزي يك مدير بتواند ادعا كند كه سهمي در شكوفائي ايران مدرن داشته است؟آيا لذتش بسيار بيشتر از همان كرسي ها و پستهاي تكراري وكليشه اي كه در دسترس همگان هم قرار دارند نيست؟آياهمين طرز تفكر خود بتنهائي ايجاد انگيزه نميكند؟تا كي بايد اين انديشه مخرب را از خود جدا نكنيم كه"بگذار اين چند سال خدمت هم بي سر و صدا و بدون درد سر به اتمام رسد؟"حتي اگر نخواهيم كه بسيار ايده آليستي هم برخورد كنيم با همان معني ابتدائي و تحت الفظي واژه هم همگي وامدار بانك ملي هستيم چرا كه تحت همان معني ابتدائي از اين موسسه وام گرفته ايم پس چرا در راه رشد و تحقق اهداف آن كمترين زحمت كه همان انديشيدن است را متحمل نشويم،چرا كمترين وظيفه يك مسلمان را كه كسب علم روز است بجا نياوريم،امروزه مدرن ترين و پيشرفته ترين تئوريهاي مديريتي كه در سرتاسر جهان حرف اول را ميزنند برگرفته از تعاليم و روايات اسلاميست ،برگرفته از مولوي است ،برگرفته از عطار و سعديست ،آيابه غرورمان برنميخوردزمانيكه كه عدالت علي (ع)در يك مملكت بي مذهب اجرا ميشود و سودهاي كلاني را نصيب دشمنانمان مينمايد ،آنگاه ما كه فرزندان خلف مولي هستيم از قافله عقب بمانيم؟؟؟؟!!!
...صحبت از پژمردن يك برگ نيست
واي جنگل را بيابان ميكنند...!!!!!!

در پرتو روابط انساني سالم و سازنده و رعايت عدالت و اخلاق آثار مثبت فراواني نصيب افراد و سازمان مي گردد. که برخي از آنها عبارت است از:
1- محيط کاري و سازماني آرام بخش و نشاط انگيز;
2- ارتقاي احساس امنيت روحي و رواني;
3- نيرومند سازي روحي کارکنان;
4- افزايش رضايتمندي از کار و زندگي;
5- شکل گيري فضاي همکاري و همياري;
6- تشکيل صميميت و اخوت اسلامي;
7- ايجاد زمينه رشد و بالندگي مادي و معنوي;
8- ارتقاي سطح سلامت عمومي و بهداشت رواني;
9- پيشگيري از هدر رفت انرژيهاي مادي و معنوي;
10- جلوگيري از کم کاري و بي کاري پنهان،
11- ارتقاي بهره وري و سطح توليد،

و بي اعتنائي به موضوع عدالت موجب پيامدهاي منفي ميگردد كه برخي از آنها عبارتند از:
1- تقاضاي مرخصي هاي نابهنگام;
2- ابراز کسالت، بي حالي و خستگي;
3- افزايش ضريب اشتباهات و حوادث کاري;
4- بروز تعارض منافع بين افراد;
5- ايجاد کدورت و دشمني بين کارکنان;
6- افزايش نقل و انتقالات بي مورد;
7- بي نظمي و سرپيچي از مقررات;
8- افزايش غيبت هاي غير مجاز و اقدام به توجيه آن;
9- آمادگي براي بروز اختلالات رواني;
10- احساس کهتري و درماندگي.

لازم بذكر است كه در راستاي اجراي عدالت بر اساس تعريفي كه ارائه شد بايستي حدود اعتدال كاملا رعايت شود،چه بسا مديراني كه بواسطه تعابير اشتباه از اين تعريف چنان اقدامات افراطي انجام ميدهند كه منجر به ايجاد رقابتي ناسالم و اصطكاك در ميان كاركنان ميگردند و بي ترديد چنين فضائي نيز هرگز نميتواند اهداف عالي يك سازمان را تامين نمايد،لذا بمنظور اجتناب از چنين شيوه هائي ،وجودابزاري كه بتواندموضوعات كيفي را در قالب عناصر كمي بيان نمايد لزوم خودرا از مدتها پيش بر كارشناسان مديريت منابع انساني آشكار نمود ،فرمهاي ارزشيابي كاركنان يكي از مهمترين اين ابزارهاست،و باتوجه به حساسيت فوق العاده اين فرمها بايستي بنحوي دقيق و كارشناسانه تنظيم گردند و بتوانند تفاوتهاي افراد را در قالب اعداد و ارقام بخوبي نمايش دهند تا معيار دقيقي در جهت شناسائي توانمنديهاو تفاوتهاي افراد ارائه دهند،تنظيم دقيق و صحيح چنين فرمهائي نيازمند اصول و قوانين خاصي است كه خوشبختانه فرمهائي كه در بانك ملي بمنظور شناسائي افراد تنظيم ميگردند از لحاظ دارا بودن اين خصوصيات جزو بهترين نمونه هاي فرمهاي ارزشيابيست و ميتوان گفت كه تاحدود زيادي ميتواند پاسخگوي سوالات مديران در مورد منابع انساني باشد ولي يك مدير آوانگارد بعنوان يك حركت ابتكاري ميتواند بجاي روش معمول و رايج كه معمولا يكنفر بعنوان ارزيابي كننده اطلاعات فرمهارا تنظيم ميكند از تيم ارزيابي كننده استفاده نمايد تا اطلاعات بدست آمده از صحت و دقت بيشتري برخوردار بوده و از انواع حب و بغضهاي شخصي ارزيابي كننده مصون بماند.به اعتقاد كارشناسان هرگونه ابتكاري در جهت اجراي صحيح و دقيق عدالت در سازمانها به لحاظ اهميت فوق العاده موجب اجتناب از شيوه هاي افراط و تفريط گرديده و نهايتا منجر به شكوفائي ،تحول و پويائي شگرف سازمان خواهد بود،هرچند در سالهاي اوليه بعد از انقلاب صنعتي كه بيشتر ماشين جايگزين انسان گرديد عده اي تصور ميكردند كه رعايت اصول ذكر شده در مديريت منابع انساني اهميت ويژه خودرا از دست داده است ولي پس از سالها تجربه و خطا ،دوباره منابع انساني توانستند جايگاه خاص خود در موسسات را به اثبات برسانند و مديران پيشتاز را ملزم به تدابير جديدي نمايند بطوريكه درحال حاضر بزرگترين دغدغه مديران موفق مديريت صحيح منابع انسانيست،« ویلیام جمیز» با تحقیقی که درباره انگیزش انجام داد، به این نتیجه رسید که کارکنان ساعتی، تقریباً با میزان کاری در حدود20الی 30 درصد توانایی خود می توانستند شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند؛ این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان، انگیزش بیشتری داشته باشند تفریباً با 80 الی 90 درصد توانايی خود، کارمی کنند. مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند : توبیخ، کسر حقوق و .... فراهم سازد ؛ مدیر موفق نامیده می‌شود ولی مدیر مؤثر کسی است که بتواند 80الی 90درصد توانای های افراد را به کار گیرد.
با پوزش فراوان از طولاني شدن مطلب لازم بذكر است كه اغلب موارد بصورت فهرست وار و خلاصه ارائه گرديد و از شرح جزئيات اجتناب شد ولي بلحاظ حساسيت موضوع از حذف موارد كليدي صرفنظر گرديد و در صورت لزوم در پستهاي آتي توضيحات تفصيلي ارائه خواهد شد

| لینک ثابت






نظرات (26)

کارکنان شعبه:

عمولی از دست این آقانگو که دل همه خونه،بسکه این آدم اصلا الفبای مدیریت رو هم نمیدونه هیچ حتی طرز حرف زدنشم بلد نیست ،تا حالا کدوم رئیس حوزه ای رو دیدی که پیش کارکنان یک رئیس شعبه برگرده بهش بگه"اگه لیاقت نداری شعبه رو تحویل بده..."
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:امیدوارم این بزرگوار هرچند آشنائی با اصول مدیریت ندارند اماحداقل آشنائی مختصری با دنیای مجازی و اینترنت داشته باشن و بتونن اینجارو بخونن شاید موثر افتاد و خواستن که نقد دوستان رو بخونن و تجدید نظری در افکارشون و روشهاشون بدن.ممنونم عزیزان از حضور سبزتون و نظرات ارزشمندتون،اینجا خونه مجازی خودتونه امیدوارم بیشتر سر بزنین.

ارسال شده توسط کارکنان شعبه | 30 تیر 1388 10:19 بֽظֽ

ارسال شده در 30 تیر 1388 22:19

محفوظ:

آيا مديري هست كه قبول كندزيردستانش از او بيشتر ميدانند وبه نظريات آنان احترام بگذاردميدانيد كه اصولا افراد لايق در جايگاهشان حضور ندارند كه هيچ اظهار نظر دلسوزانه آنها مدام موجب سركوبي آنها ميشود آيا مديري هست كه قبول كند زير دستان اگاه خود را براي تشويق معرفي كند
اصولا تشويق براي افرادي به اصطلاح سر به زير و حرف گوش كني است كه منافع مشترك با مديران دارند نه افراد لايق.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:چنین مدیرانی بقدری در دنیای مدرن امروز کمیاب هستند که لقب "آوانگارد" بخود گرفته اند.

ارسال شده توسط محفوظ | 31 تیر 1388 4:58 بֽظֽ

ارسال شده در 31 تیر 1388 16:58

مونا -ح (همکار بانک ملت):

وای چه خبره اینجا؟

همیشه از اینکه در یک جامعه سنتی زندگی میکنم زجر کشیدم و همچنین از اینکه در چنین جامعه ای باید فعالیت اقتصادی هم داشته باشم زجر بیشتری رو تحمل کردم،خیلی خوشحال شدم از اینکه در یک وبلاگ بانکی چنین مباحثی مطرح میشه و البته بیتعارف عرض کنم از بانک ملی اصلا انتظار نداشتم که بنیانگذار چنین حرکت نوینی باشه چون همیشه یک ذهنیت سنتی و یک تصویر پوسیده از این بانک درذهنم داشتم،بهر حال بهتون تبریک میگم و امیدوارم بانکهای دیگر هم از این ابتکار شما تبعیت بکنند و چنین فرصتی رو به همکاران بدن که بتونن اینجور صمیمانه و کارشناسی نظرات خودشونو بیان کنن.ته دلم خیلی بهتون حسودیم شد.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:سپاسگذاریم از نظر لطفتان و اما اینکه چنین تصویری از بانک ملی داشتید کمی دو راز انصاف است چون هر تکنولوژی بانکی که در نظر بگیرید همیشه یا توسط بانک ملی ابداع شده است و یا اگر هم نقش مستقیمی در آن نداشته ولی نقش موثری داشته است،بهرحال خوشحالیم که خوشحالید و ماهم برای آرزویتان در مورد افتتاح وبلاگ توسط سایربانکها آمین میگوئیم.

ارسال شده توسط مونا -ح (همکار بانک ملت) | 31 تیر 1388 8:59 بֽظֽ

ارسال شده در 31 تیر 1388 20:59

خوشحال:

سلام و درود بر شما
در رابطه با انواع مدیران یه مطلبی سال هاست که تو ذهنم جا خشک کرده ...
مدیران چهار گروه ن :
1. مدیران شریف , اون هایی که کار می کنند و نمی خورند. یعنی هم کفایت دارند و هم سلامت نفس.
2.مدیران همه فن حریف ,اون هایی که هم می خورند و هم کار می کنند . یعنی فقط کفایت دارند.
3.مدیران خنثی , اونهایی که نه می خورند نه کار می کنند. یعنی فقط سلامت دارند.
4.مدیران نارو , اون هایی که می خورند اما کار نمی کنند. یعنی نه سلامت دارند نه کفایت.
این دوتای آخر ظاهرن متفاوتن اما چون کار نمی کنند هیچکدوم مدیر به حساب نمیان . شبه مدیرانی هستن که بنابر مصلحتی سرکار هستن تا گندکار نفر قبلی رو در بیارن و زیر آب بقیه رو بزنن!
امیدوارم روزی برسه که شاهد اجرای عدالت علی (ع) باشیم.
راستی از بس اینجا غر زدم که چرا آیکون نداره حالا خودم گرفتار بی آیکونی شدم.. بسوزه پدر بی آیکونی!
( گاز خاله باز )
آرزومند روزهایی پر از مرخصی برای همه ی کارمندان زحمت کش بانک ملی
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :ایضا"سلام و درود فراوانتر معروض است.بسیار مستفیض شدیم از طبقه بندی سرتا پا خلاقانه و مدرنتان ،سپاسگذارم از توجهتان و همچنین ماهم مشتاقیم تا شمه ای از عدالت علی (ع)را شاهد باشیم،از بابت آیکون هم بسی شرمنده فعلا به همان اسامی آیکون ها قناعت کنید تا شاید تجدید نظری در سرورتان بنمائید انشاءالله.

ارسال شده توسط خوشحال | 1 مرداد 1388 1:27 قֽظֽ

ارسال شده در 1 مرداد 1388 01:27

روايت پارسي:

درود
براي من بانك ملي يعني داداشم. يعني عيد وقت تحويل سال خانه نبودن و شب توي خانه نشستن و با برادر تراز نامه درست كردن و هي شنيدن اه و زهر مار بگيره هاي برادر كه چرا اين حساب ها نمي خواند.
براي من بانك ملي يعني غر غر هاي زن برادرم در ماه اول ازدواجش كه چرا نمي روند و فرصت ندارند و...
بانك ملي براي من برادر زاده هايست كه از سرو كولم بالا مي روند و من بايد ببرمشان پارك يا برايشان سي دي بخرم و ويا چهار دست پا ارام بروم تا الاغ خوب بودن من را تاييد كنند.
بانك ملي براي من يعني در صف نماندن و در هر بانكي يا كارمند سلام و عليك مي كند ويا خودم به زور سلام و عليك مي كنم و معرفي خودم!
بانك ملي براي من يعني همه مردم انتظار دارند سفارش شان را به برادرم بكنم.
بانك ملي يعني سر كوچه مان.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :سرووووووووووووووووووش!!!!!!پس تو هم عضو این خونواده بودی و خبر نداشتیم؟؟؟؟؟؟!!!!!ببینم سر کوچتون کوجاس؟؟؟؟کودوم شعبس؟انتقالیمو بیگیرم بیام اونجا!!!!!بت قول میدم هرروز بعد اینکه حسابم خوند بشینم و باهات یه داستان تپل نقد کنم.چرا تاحالا نگفته بودی بهم ری!!!تی قربان.ایشالله که همیشه گاز خالت باز باشه عزیز دل عمولی.

ارسال شده توسط روايت پارسي | 1 مرداد 1388 3:06 بֽظֽ

ارسال شده در 1 مرداد 1388 15:06

فرید فرج وند:

سلام عمولی. می بینم وب لاگ داره بین اللملی میشه و از سایر بانگها هم مشارکت دارن مخصوصا مونا خانم که قبول زحمت فرمودن.دوستان میتونن برا ارتباط بیشتر بانکها با هم توسط ایمیل شون با هم ارتباط بیشتری داشته باشن. درضمن از بچه های بانکملی خواهش میکنم در نظراتشون اسامی بکار نبرن . اولا برا خود ما زشته دوما در شان خودما نیست.درثانی با نوشتن اسامی طرف مخاطب شما که درست شدنی نیست. بیخودی خودتونو بزحمت نیاندازین . خسته نباشین بایfaridaboata@yahoo.com
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:سلام فریدجان.سپاسگذارم از نظرات ارزشمندت.واقعیت اینه که اینجا یک تریبون آزاده و سعی بر این هست که افراد نظرات خودشونو صادقانه و آزاد بیان کنند تا بین همکاران و خوانندگان اینجا تعامل موثری ایجاد بشه،در طول تاریخ هیچ پدیده ای رشد نکرده مگر اینکه در معرض نقد جدی قرار گرفته باشه.من خودم بشخصه از آوردن اسامی افراد در نقدها و انتقادات تا حد امکان اجتناب میکنم اما کسی رو نمیتونم مجبور کنم که مثل من بیاندیشه و یا روشش رو مطابق دلخواه و سلیقه من تعیین کنه .من خودم معتقدم وقتی نقدی صورت میپذیره بایستی اون نقد متوجه یک شیوه یا طرز تفکر غلط باشه نه متوجه فرد خاصی ولی گاهی اوقات هم لازم هست که افراد هم نقد بشن البته در این مورد بخصوص هدف من بیشتر نقد روش و طرز فکر بود نه شخص و اگر دقت کرده باشید حتی به سالی که اون مدیر محترم حوزه 1 مشغول خدمت بودن و یاحتی رئیس شعبه مذکور اشاره ای نداشتم که هویت فرد افشا نشه ولی ظاهرا این حوزه غیر ازاین بنده خدا مدیر دیگری با این اوصاف تجربه نکرده که همکاران از توصیف دقیقا پی به هویت ایشون میبرن.و اما بعد بسیار خوشحالم از اینکه این وبلاگ نظر همکاران سایر بانکها رو هم تونسته جلب کنه امیدوارم در آینده شاهد مباحث جدی تر و سازنده تری باشیم انشاءالله....بدرود.

ارسال شده توسط فرید فرج وند | 3 مرداد 1388 11:29 قֽظֽ

ارسال شده در 3 مرداد 1388 11:29

همکار بازنشسته:

باسلام خدمت تمامی همکاران و عزیزانم.مطالبتان روزبروز پربارتر و مفیدتر میشوند و از این بابت بسیار خوشحالم،در مورد این مطلب و همچنین نظرات نوشته شده نکاتی را باید بعرض عزیزانم برسانم.اول اینکه با نظر این آقای فرج وند موافق نیستم چون عقیده دارم روز روشن در مقابل شب تاریک معنی پیدا میکند و سفیدی در برابر سیاهی.پس اگر نام افرادیکه با عملکرد غیر اصولیشان تیشه به ریشه این سازمان میزنند آورده نشود آنموقع درحق کسانیکه سالیان دراز در راه پیشبرد اهداف آن زخمت میکشند ظلم شده است و البته با همین مطلبی هم که نوشته شده یعنی عدالت مغایر است،
دوم اینکه از همه همکاران بازنشسته ایکه پس از اتمام خدمت در بانکهای خصوصی مشغول بکار میشوند بسیار گله مندم،مگر یادتاتن رفته که چه شعارهائی میدادیم ؟مگر یادتان رفته چگونه تعصب بانک ملی را نگاه میداشتیم پس چه عاملی باعث میشود که پس از بازنشستگی اینگونه به سازمان محبوب خودتان پشت کنید و بارقیبان دست دوستی و همکاری بدهید؟آیا یک لقمه نان ارزش آن رادارد؟مطمئن باشید که ندارد .سوم اینکه زمانیکه من رئیس یکی از شعب بودم این آقای بلندنظر کارمند بنده بود ،از آن زمان عادت داشت زیر آب همکارانش را بزند و چاغولیشان را پیش من بسیار مینمود ،بدون توجه به عملکرد خوب یک همکار ایرادهای بنی اسرائیلی از آنها میگرفت و انتظار داشت که بنده نیز به آنان تذکر بدهم ایرادهائی همچون"چرا رنگ لباس فلانی روشن است:؟یا "فلانی چرا ال کرد بهمانی چرا بل کرد"من بارها به ایشان تذکر داده بودم که اگر پستهای بالاتری بدست آورند هیچ محبوبیتی نخواهند داشت و زیر دستانشان را از این سازمان منزجر خواهند کرد ولی هرگز گوششان بدهکار نبود،به اعتقاد من این آقا بااین افکار بیمارگونه ای که دارد باید در حواشی قرار گیرد در جائی مانند بایگانی و یا امثال آن که ارتباط کمتری با سایر عزیزان زحمتکش بانک ملی داشته باشد و همه را نسبت به این بانک بدبین ننماید،شغل حساسی چون ریاست یک حوزه ابدا در صلاحیت ایشان نیست بسیار پوزش میطلبم ازاینکه اینگونه درمورد مسائلی سخن میگویم که ظاهرا هیچ ارتباطی بمن ندارد ولی هرگز نمیتوانم کوچکترین ضربه ای را به این بانک تحمل کنم.کاشتند و خوردیم ،کاشتیم و خوردید ،بکارید تا بخورند.از همه شما فرزندان عزیزم تشکر میکنم که من پیرمرد راتحمل کردید و پای سخنانم نشستید،همگی درددلی بود و امیدوارم نسل جوان این بانک عزیز همچنان به فکر حرمت و حفظ قدرت سازمان خودشان باشند و دلسوزی نمایند.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:پیشکسوت گرامی دست مریزاد،خدای را شاکریم که ما جوانان را بحال خودرها نکرده و هنوز از سایه بزرگان قوم بهره مندمان میکند.سپاسگذاریم از اینهمه بذل لطفتان و ازاینکه وقت گرانبهای خودرا در اختیارمان گذاشتید تا شمه ای از تجارب ارزشمندتان را بر علم ناقص خود بیفزائیم.از خداوند منان برای حضرتعالی طول عمر و برای خانواده گرامی آرزوی سعادت و کامیابی دارم و امیدوارم بازهم از نصایح ارزشمندتان بی نصیبمان ننمائید.

ارسال شده توسط همکار بازنشسته | 3 مرداد 1388 9:30 بֽظֽ

ارسال شده در 3 مرداد 1388 21:30

فرید فرج وند:

سلام. بنده دوباره مزاحم شدم شرمنده.همکار بازنشسته ممنون از لطف شما.قصد بنده حمایت از اقای .... نبود عرض بنده در کل بود. ولی گلایه ای هم از شما داشتم.شما که می فرمائید رئیس شعبه همان شخص بودید و اخلاق و افکار ناپسند ایشان را از نزدیک مشاهده فرمودید. چرا در آن زمان که امکانش را هم داشتین جلو اینگونه افراد را نمی گرفتین. شما براحتی می توانستین در عرض یکسال چنان پرونده ایشان را سیاه کنید که تا اخر عمر حسرت رئیس شدن در دلش بماند و نتواند قد علم کند. آیا بهتر نیست در مقابله با این گونه افراد بجای شعار و غیبت پشت سرش با وجود قدرتی که در دست داشتین چنان خفه اش میکردین که برا بقیه هم درس عبرت میشد.بنده باز منتظر اظهار لطف شما هستم. تا یادم نرفته مطلبی هم عرض کنم خوشحال میشم در اظهار نظر اسم خودتان را هم بنویسین. چون واقعا مسئله ای برا پنهان کاری نیست.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :سلام فرید دل!!!!!خییییییییلی اکشن شدی پسر اینا چه توصیه هائی هستن میکنی ژیگول؟؟؟؟ما داریم از اصلاح عقاید صحبت میکنیم اونوقت تو پیشنهاد پرونده سازی میکنی؟؟با این نظرت بشددددددددددددددت مخالفم ولی با نظر آخرت در مورد اینکه خوانندگان عزیز اینجا راحت باشن و خودشونو معرفی کنن باهات موافقم چون واقعا چیزی برای پنهان کردن نداریم.قرن قرن شفاف سازیه ،امروزه دیگه در لفافه سخن گفتن و ایما و اشاره در کل دنیای مدرن منسوخ شده و تاریخ مصرفش گذشته. صراحت کلام یکی از خصوصیات عصر حاضره ،اونوقت چرا باید کسی برای گفتن نظر شخصی که داشتن و بیانش جزو حقوق اولیه و اجتماعی بشر هست خودش رو پشت اسامی مستعار پنهان کنه؟مگر داشتن نظر و عقیده خاصی در مورد افراد یا پدیده های مختلف جرمه که کسی نخواد اسمش فاش بشه؟البته منهم از این همکار پیشکسوت نهایت امتنان را دارم که حتی بعد از اتمام خدمتشان هم خود را جدا از این خانواده پرافتخار ندانسته و نظر لطفشان را دریغ نمینمایند و مطمئنم که اجتناب از معرفیشان حکما دلیل منطقی و محکمی داشته ،شاید سالهای دوستی و همکاری مانع از این مسئله گردیده و یا شاید هم ...بهر حال هرچه از دوست رسد نیکوست .

ارسال شده توسط فرید فرج وند | 4 مرداد 1388 8:44 قֽظֽ

ارسال شده در 4 مرداد 1388 08:44

کارمند بانک ملی:

ضمن تایید سحنان نویسنده محترم بایدعرض کنم همان رییس حوزه ای که وصف کمالاتش !دربالاآمده قادربه تکلم معمولی وساده نیست وتوانایی بیان کلمات ساده را به شکل منظم نداردضمنا ایشان ازاتفاقات اطراف خودکه درحیطه مسئولیتی اش رخ میدهدکاملا بی اطلاع میباشدوصرفابه خبرهای رسیده ازمنابع خبری مسمومش اکتفاکرده وبرحسب آنهاتصمیم گیری میکندوحتی قادرنیست این دستورالعمل ساده بانک که هرمستخدمی بایددرمحل سازمانی اش بکارگرفته شودرااجراکند.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:ضمن سپاس وافر از حضور ارزشمندتان آرزو میکنم:
1)همیشه سربلند و پیروز باشید.
2)ایکاش خودتان را معرفی مینمودید یا حداقل شعبه محل خدمتتان را.
3)ایکاش به سایر قسمتهای مقاله هم نیم نگاهی نموده و نظر ارزشمندتان را دریغ نمیکردید.منهم دوست دارم نقد شوم و نظرات مخالف برایم راهگشاتر از تائید و نظر لطف دوستان عزیز خواهد بود.

ارسال شده توسط کارمند بانک ملی | 4 مرداد 1388 3:46 بֽظֽ

ارسال شده در 4 مرداد 1388 15:46

اسما كارمندبانك ملي ،درواقع يدك كش نام كارمند:

سلام عموغلي وتشكرازذوق وعلاقه وافردرتهيه مطالب .ولي بعنوان يك برادركوچك نصيحتي ميخواهم بكنم وآن اينكه بااين حرفها، نظام مديريتي ضعيف ومريض مادرست نخواهدشدوبه قول معروف "خانه ازپاي بست ويران است"دراينجامصداق است وريشه مثل غده سرطاني است وانقلابي به معناي واقعي درنظام مديريتي لازم است تااين غده سرطاني ازبين برودوشايسته سالاري وضابطه مندي جاي رابطه وچاپلوسي رابگيردواگرواقع بينانه به اين موضوع بنگريم اصلاح نخواهدشدپس بيشترخودتان راخسته واميدوارنكنيد!!!!!!!!!!!!!!!!!
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:تشکر میکنم از تشکرتان و صفا میکنم بااینهمه روحیه ای که پخش فرمودید!!!!

ارسال شده توسط اسما كارمندبانك ملي ،درواقع يدك كش نام كارمند | 4 مرداد 1388 9:26 بֽظֽ

ارسال شده در 4 مرداد 1388 21:26

فرید فرج وند:

سلام. عمولی میگم من تاحالا موفق به زیارت این حضرت آقا نشدم. میشه عکسشو هم بزاری به فیض برسیم .شنیدن کی بود مانند دیدن . بازار گرم تر میشه بخدا.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:ما از طرف شما نائب الزیاره هستیم،شما غصه مخورید.

ارسال شده توسط فرید فرج وند | 5 مرداد 1388 0:03 قֽظֽ

ارسال شده در 5 مرداد 1388 00:03

روایت پارسی:

سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
به روزممممممممممممممممممممممممممممممممممم
خوفیییییییییییییییییییییییییییییییییییی
می شه اومد بانک شما سرقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :سروووووووووووووووووووووووووووش!!!!هروقت خواستی بیای فقط قبلش یه خبر بده که شرمندت نشیم!!!!!!!!

ارسال شده توسط روایت پارسی | 5 مرداد 1388 6:13 بֽظֽ

ارسال شده در 5 مرداد 1388 18:13

همکاری از شعبه مسجد کبود:

گفتنی هارو که همه گفتن و چیزی نموند پس مجبورم که منهم نگفتنی هارو بگم.یادتون باشه شماها مجبورم کردین وگرنه من میخواستم فقط گفتنی ها رو بگم اما چون چیزی نذاشتید بمونه مجبورم برم تو نخ نگفته ها.اینکه این برادر عزیز جناب بلند نظر دهن بین هست و مدیریت بلد نیست و چنان بلائی بر سر این حوزه آورده که هیچ کس دیگری غیر از ایشون قادر نبود و در تمامی شعب تمام رئیس و معاونها رو انداخته بجان همدیگر و چنان تفرقه ای انداخته بین همکاران با این حرف گرداندنها،دهن لقیها و خاله زنک بازیهایش همه قبول،اما یک سوال دارم از همتون؟ چرا این بلند نظر در هر شعبه ای بهترینهارو گلچین میکنه و میرنجونه؟اگر دقت کنید در این حوزه تمام کسانیکه جزو بدترینها هستند از انواع الطاف ایشان بهره مندند اما بهترینها بنوعی در معرض اذیت و ازار ایشان قرار دارند؟خب جوابتون پیش خودمه!واقعا غیر از این میتونه باشه که این بابا با یک یا چند تا از بانکهای رقیب تبانی کرده که زیر دستانشو چنان از کار و مشتریداری دلسرد کنه که رقبا بهتر بتونن فعالیت کنند؟منکه شک ندارم!یه کم کلاهتونو قاضی کنید و به چیزی که گفتم فکر کنید!
بعدش این آقای فرجوند هم بد نیست موضع خودشونو روشن کنند ،یک بار میگویند این بابارو باید خفش میکردند یک بار هم میگه اصلا اسمشو هم نیارین بده !منکه موندم این آدم موضعش چیه؟و اما در مورد مطالبی که همکار بازنشستمون فرمودند،باید بگم که منهم کاملا تائید میکنم چون اکثر همکاران قدیمی موارد مشابهی رو تعریف میکنند ،در صورت هرگونه ابهام و سوال متوانید حد اقل بیکی دوتا از این همکاران قدیمی مراجعه فرمائید جناب فرجوند.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:دوست من ،ابدا با این نوع مباحثه موافق نیستم ،شما خودتون دارید تهمت میزنید و از چیزی صحبت میکنید که یقینی درموردش ندارید پس فرق شما باایشون چیه؟ما اینجا داریم دم از اصلاح عقاید میزنیم ،دم از ترقی میزنیم ،دم از تعالی میزنیم ،آرزوی پیشرفت و مدرنیسم میکنیم اونوقت شما ....
من معمولا نمیپسندم کامنت عزیزی رو حذف کنم ولی امیدوارم دوستان هم مجبورم نکنند که مرتکب این عمل مردود بشم.بهتر هست مباحثمون کارشناسانه تر و منطقیتر از این باشه.
در نهایت از حضور ارزشمندتان بسیار سپاسگذارم و امیدوارم که نرنجید و این حق را به بنده داده باشید که نظر شخصی خودم را در مورد کامنتتان ابلاغ نمایم.منهم به همان دموکراسی که به شما اجازه اظهار نظر میدهد معتقدم.

ارسال شده توسط همکاری از شعبه مسجد کبود | 5 مرداد 1388 8:33 بֽظֽ

ارسال شده در 5 مرداد 1388 20:33

کاکه تیغون:

سلام
آقا اینجای تان خیلی علمی بود. ما رفتیم که از بوعلی بپرسیم گپ برسر چیست.

-----------------------------------------------------------------------

پاسخ :فقط یک گپ دوستانه است کاکه جان شما نگران نباشیییییییید.

ارسال شده توسط کاکه تیغون | 5 مرداد 1388 11:22 بֽظֽ

ارسال شده در 5 مرداد 1388 23:22

فرج وند:

سلام دوستان . همکار عزیزم از شعبه مسجد کبود. چه بهتر بود همه اسم خودمان را می نوشتیمتا همه طرف مخاطبمان را می دانستیم کیه. من موضع خاصی نسبت به کسی ندارم . دو تا موضوع گفتم. اول اینکه در بدگوئی از اشخاص نام همکار را ننویسین( همه می شناسن که طرف صحبت شما کیست )تازه اگه نوشتن اسامی افراد بد چهره را روا میدانید چرا اسم خودتان که خوش چهره هستین نمی نویسین؟؟؟ دومین موضوع این بود که روسائی که در زیر دست خودشان همچنین کارکنانی دارن باید شرایط را برای ارتقا انان فراهم نکنن تا این افراد در اینده برا سایر همکاران مشکل ساز شوند.همین . بنده طرفدار کسی نیستم چون اصلا طرف مخاطب شمارو نه دیدم و نه می شناسم الحمدالله .همه موفق باشین .
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :سلام و درود فراوان بر یاور صمیمی و همیشه حاضر در صحنه.فرید جان بسیار سپاسگذارم از نظرات سازنده و بیطرفتان و گفتنی است که با حضور سازنده خود و انتقادهای بجایتان همکاران را به تعامل و تبادل اندیشه واداشته اید و هدف ما هم دقیقا چنین چیزیست تا از طریق بتوانیم روشهای صحیح اندیشه و انتقاد و در نهایت بانکداری مبتنی بر اندیشه و ابتکاررا تمرین نمائیم.امید است با حضور مداومتان بیش از پیش مارا در این امر یاری فرمائید.

ارسال شده توسط فرج وند | 6 مرداد 1388 9:31 قֽظֽ

ارسال شده در 6 مرداد 1388 09:31

خان آقا!:

اینجانب خارمند نه بانک ملی که شرمم اید ازانچه میبنم وهستم که انچه هستم دستپخت عزیزانی است بنام مدیران!براستی کجا دیدیدچنین مدیرانی که انچه رقیبان نتوانندکرد انان کردند که یکی دوتا نیستند که بسیارند...
بعلت وخامت احوال پس از خواندن این مطلب و نظرات دوستان ادامه نظر فوق را برای بعد موکول میکنم،اما اجازه میخواهم فعلا کمی با همکاران عزیز مخالفت نمایم:
ا)در پاسخ به همکاران محترم شعبه سرباز شهید باید عرض کنم که کاملا بی انصافی نمودید مگر دیگر مدیران جوامع عقب مانده ای چون تبریزچه میکنند که این بابا نمیتواند ،نمیتواند؟هر خرابی که آندیگران ببار میاورند ایشان نیز بخوبی توانسته مشابهش را و یا حتی بدتر ازان را ببار آورد پس مدیر خوبیست!
2)در پاسخ همکار محترم بانک ملت باید عرض کنم که از چه رو اینهمه خوشحالید مگر دچار این خیال واهی شده اید که هرگاه وبلاگی تاسیس شد و نقدی صورت پذیرفت بلافاصله همه چیز درست خواهد شد و همه اصلاح خواهند گردید؟مگر در طول تاریخ ندیده اید که منتقدان گلوی خودرا پاره کرده اند و خطاکاران بی هیچ واهمه ای اعمال خطای خودرا تکرار کرده اند و هیچ اتفاقی هم نیافتاده؟مگر گمان کرده اید که این فرد مذکور از آنان بهتر و نقدپذیر تر است یا ما بدان درجه از تمدن دست یافته ایم که گوشمان بدهکار این چیزها باشد؟من به شما قول میدهم تنها کسی را که با انواع فشارها و شیوه های جهان سومی اصلاح !خواهند کرد همان خود منتقد یعنی عمولی عزیز خواهد بود.
3)در پاسخ به همکار گرامی جناب خوشحال باید عرض کنم که مگر عدالت علی را نمیبینید؟هرروز هزاران گونه از عدالت بنام علی اختراع و اجرا میشود!عدالتی که خوارج اجرا کردند ،عدالتی که معاویه ابداع کرد بانام علی و ...ماهم شاهد عدالتی نوین در حوزه یک تبریز هستیم.
4)در پاسخ جناب فرجوند باید عرض کنم که:بیشین بینیم با!هوا نمیاد!فکر کردی با این بچه مثبت بازیها پستی چیزی بهت میرسه؟
5)و اما درپاسخ همکار محترم شعبه مسجد کبود باید عرض کنم که هرآنچه میخواستی به این جناب بلند نظر بچسبانی میچسبید الا خیانت ،چون این بابا اصلا چنین کارآیی مغزی نداردکه بخواهد تبانی هم بکند،حالا شما میخواهی به ایشان تهمت ناروا بزنی؟
6)واما یک پاسخ دندان شکن میخواهم به نویسنده محترم این مقاله بدهم!جناب عمولی فکر کردی با بچه طرف هستی که هرچه میخواهد دل تنگت میگوئی؟این جناب بلند نظر هر چقدر هم که در پیش همکاران خودش منزلتی نداشته باشد در میان رقیبان ما ازمنزلت بسیار بالائی برخوردار است! چون نه به جهت تبانی بلکه از روی ندانم کاری و ساده لوحی و آزردن همکاران چنان منابعمان را بسوی آنان گسیل میکند که آنها خود نیز انگشت بدهن مانده اند و از طرفداران پرو پا قرص ایشان هستند ،عمولی همین روزهاست که رقیبان ترورت کنند.بس کن اینکارهارا و به صراط مستقیمی که بارها رئیس حوزه ات هدایت کرده هدایت شو!تو چرا ....؟
لغت نامه:خارمند=آنچه سابقا کارمندش میخواندند اما دراین حوزه چنان خوار و ذلیل شده که چنین خوانده میشود.
نه بانک ملی=همان است که سابقا بانک ملی خوانده میشد اما باز به لطف این عزیز مسئول هیچ کدام از کارمندان این حوزه دیگر خودرا عضوی از این خانواده پرمهر نمیدانند.یادم هست زمانیکه درحوزه همایشی ترتیب داده بودند و آنگاه که همان رئیس محترم حوزه پس از ایراد یک سخنرانی نه چندان حرفه ای و دوچندان خنده دار آمار و ارقام منابع ازدست رفته را برمیشمردند ،رضایت و طیب خاطر را براحتی میشد از چهره تک تک متصدیان زجر کشیده و شاکی حوزه مشاهده نمود.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:چه دل پری داشتی ننه!!!!!جونم برات بگه خان آقا جان عزیز اگر بر این باور باشیم که نقدی صورت خواهد گرفت تا کسانی خودرا اصلاح کنند و تغییراتی صورت بگیرد سخت در اشتباهیم و ما هم ره به ترکستان خواهیم برد .به اعتقاد من هر تغییری و هرگونه اصلاحی بایستی از خودمان آغاز شود،بقول بزرگی که گفته "منتظر هیچ تغییری در جامعه نباش مگر آنکه از خودت شروع کرده باشی".پس نباید منتظر معجزه ای باشیم که اتفاق بیافتد و شخصی اینچنین متحول گردد و بخواهد رویه خودرا تغییر دهد،مخاطب اصلی من نسل جدیدی است که دارد دوشادوش من در این سنگر اقتصادی و پرافتخار مملکت میرزمد ،مخاطب من همان متصدیان زجر کشیده ای هستند که با چشمان خود شاهد این نابرابریها و بیعدالتیها و نقض انواع حقوق شده اند و فردا مدیران این سازمان خواهند بود.من به نسل گذشته کمترین امیدی ندارم،من تمام امیدم را به نسل سوخته خودمان دوخته ام.پس اولین اصلاح باید از من و توشروع شود...اگر معتقدیم که از بیت المال ارتزاق میکنیم و محشری خواهد بود و حساب و کتابی پس خواهیم داد...ان کنتم ...!!!

ارسال شده توسط خان آقا! | 6 مرداد 1388 7:36 بֽظֽ

ارسال شده در 6 مرداد 1388 19:36

فرج وند:

سلام. عمولی بدادمان برس . چرا جوابشو نمیدی ؟ داره بمن تهمت میزنه.تو که از احوالات من با خبری . آقا اصلا هرکی دوست داره هرچی بگه بگه با نام و نشان . اصلا اسم فامیل هاشم بنویسین بمن چه.
عمولی موضوع رو عوض کن یک مطلب جدید بزار بازهم بحرفیم .
----------------------------------------------------------------------
پاسخ :دهفا نکنین باهم بجه های گلم،دوس شین بازیتونو بکنین.آففرییییییییییییییین.در ضمن حرفیدنم نمیاد بوخودا فهلا بیا یه خورده بچتیم بهدا میحرفیم!!!!!!

ارسال شده توسط فرج وند | 7 مرداد 1388 8:00 قֽظֽ

ارسال شده در 7 مرداد 1388 08:00

چشم انتظار:

به نظر من ما کارمندهای بانک باید فقط به فکر بازنشستگی خودمان باشیم.چون با این شرایطی که الان داریم میبینیم اوضاع زیاد جالبی پیش رو نداریم.مثلا:
نه ضریب مشخصه
نه تراز نامه مشخصه
نه خدمات کشوری مشخصه
نه دولتی بودنمون مشخصه
نه حمایت مدیرانمون مشخصه
و هزاران نه دیگه
حالا بیان با یه کارمند بانک صادرات خودمونو مقایسه کنیم:
120 ساعت بابت خصوصی شدن
ضریب 745
تراز نامه 4ماه
کلی کلاس و فیس و افاده
یه خصوصی میگن 100 تا خصوصی میریزه بیرون
و 100 ها نکته دیگه
چرا؟؟؟؟؟
اگه مدیران را از آمار حذف کنیم میبینیم که این چرا را 30000 کارمند دیگه هم میپرسه . ولی کو جوابگو؟؟؟
ازتون میخوام که شما هم نظراتتونو در این باره بگید.به امید روزی که کارمندای بانک ملی چشم انتظار ضریب و تراز و اضافه کاری و این جور چیزا نباشن.آمین
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :آمین یا رب العالمین

...وندائی که بمن میگوید
گرچه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است...

ارسال شده توسط چشم انتظار | 9 مرداد 1388 0:45 قֽظֽ

ارسال شده در 9 مرداد 1388 00:45

فاطمه:

سلام علیکم یا عمولی واقعا این چن هفته جلو جلو طلاع رسونیتون ما رو کشته!
ما شما رو نداشتیم چیکار میکردیم؟
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:وعلیکم السلام فرزند.خدا نکناد که مارا نداشته باشید .ماکه حتی فکرش را هم نکرده ایم که در آنصورت شمایان چه خواهید کرد؟؟؟؟

ارسال شده توسط فاطمه | 11 مرداد 1388 1:24 قֽظֽ

ارسال شده در 11 مرداد 1388 01:24

فاطمه:

سلام علیکم یا عمولی واقعا این چن هفته جلو جلو طلاع رسونیتون ما رو کشته!
ما شما رو نداشتیم چیکار میکردیم؟
-----------------------------------------------------------------------
مجددا وعلیکم السلام فرزند چرا چونان عروسهای دهاتی دم به دقیقه سلام عرض میکنی؟؟؟؟؟؟

ارسال شده توسط فاطمه | 11 مرداد 1388 1:25 قֽظֽ

ارسال شده در 11 مرداد 1388 01:25

همکار شعبه منجم:

از کوزه همان برون تراود که در اوست!
شما همکاران محترم چه انتظاری دارید؟میخواین معجزه اتفاق بیفته؟
میرجمال بلندنظر فرزندمیر کریم متولد یک خانواده ای که بشدت فقر فرهنگی داره و در یکی از بدترین محلات شهر تبریز بنام قیرمیزی باغ رشد کرده حالا شماها انتظار دارید این آدم بیاد مثل یک اشراف زاده عمل کنه؟انتظار دارید حالا که بعد از کلی تحمل کردن حقارتها و داشتن عقده های متعدد ،امروز که صاحب منصبی شده خودش رو نبازه؟چه خیال باطلی!البته قبول دارم که ریاست حوزه انهم حوزه درب و داغونی مثل حوزه یک تبریز چنان منصب قابل توجهی هم نیست اما یادتان باشد عزیزان که برای چنین فرد تمدن ندیده ای این پست میتواند بسیار وسوسه کننده و فریبنده باشدچنانکه حتی خداراخم فراموش کند و،همچنانکه فراموش هم کرده و هیچ اثری از دیانت دروی نیست که اگر بود اینهمه ظلم نمیکرد و خلاف دستورات خداوند عمل نمینمود.این آدم برای حفظ آن پست بی ارزشش از هیچ دروغ و پستی و نیرنگی فروگذار نمیکند.نمیخواهم نفرینش کنم ،فقط میتوانم دعا کنم که خداوند خودش هدایتش کند.
یارب روامدار که گدا معتبر شود
گر معتبر شودزخدا بیخبر شود
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:با این استدلالتون اصلا موافق نیستم دوست من.از همون محله ایکه نام بردین فرد روشنفکری همچون نادر ساعی ور هم ظهور کرده،پس این نمیتونه دلیل خوبی باشه.بتهون هم از خانواده ای ظهور کرده که همه بچه هاش معلول بودند.و یادتون باشه قابیلی که دستش بخون برادر آلوده شد فرزند پیامبر بود.بنده شخصا به این نوع عقاید بورژوواسیک عقیده ای ندارم و بنظرم تاریخ مصرفشون خیلی وقته گذشته.

ارسال شده توسط همکار شعبه منجم | 11 مرداد 1388 7:45 بֽظֽ

ارسال شده در 11 مرداد 1388 19:45

استاد:

دوستان و همکاران گرامی ضمن عرض سلام وخداقوت اگر صلاح بدانید به ایشان مدتی فرصت بدهید جهت تفکر درگذشته خویش و انشاا..تحول افکار روی بدهد جون کش دادن مطلب آنرا از مسیر انتقاد به انتقام سوق میدهد وآن با افکار اصلاحی عمولی منافات دارد .(اگر در خانه کس است یک حرف بس است )
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:مریدتیم استاد و کاملا باهاتون موافقم .زنده باشید.یا علی.

ارسال شده توسط استاد | 14 مرداد 1388 2:40 بֽظֽ

ارسال شده در 14 مرداد 1388 14:40

اردشير ريپورتر:

پس چي شد اين ضريب كوفتي ؟
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:ضریب رفته گل بچینه !!!!!!!!!!:)

ارسال شده توسط اردشير ريپورتر | 24 مرداد 1388 4:38 بֽظֽ

ارسال شده در 24 مرداد 1388 16:38

اردشير ريپورتر:

چرا نوشته هارو جرح و تعديل ميكني ؟ ضمنا يعني چي كه پس از موافقت جنابعالي نمايش نظرات ممكن است؟! اگه جرات نمايش نظرات ديگران رو نداري در سايتو تخته كن !
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:چشب!!!:)

ارسال شده توسط اردشير ريپورتر | 26 مرداد 1388 7:24 قֽظֽ

ارسال شده در 26 مرداد 1388 07:24

کربلائی:

اللهم عجل لولیک الفرج.
اینگونه مدیران یا متوجه نیستند که باایجاد نارضایتی در زیردستانشان آنهارا بجان این مردم بیچاره میندازند و یا متوجه هستند و عمدا چنین میکنند تا ملت عزیز را نسبت به دولت خدمت بدبین کنند.
هرکس بطریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا دوست جدا میشکند.
بروزم و منتظر نظراتتان.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:حاجی چی میگییییییییی!!!!!!!

ارسال شده توسط کربلائی | 26 مرداد 1388 9:00 بֽظֽ

ارسال شده در 26 مرداد 1388 21:00

محسن -همکار:

قرار گرفتن هرچيز و هركس دقيقا در جاي مناسب خويش"
واقعا اگر آقایون بجای این همه تظاهر فقط به همین یک جمله زیبا از حضرت علی (ع) عمل می کردند،هم خدا از آنان راضی بود و هم خلق خدا...
سیستم انتصابات درون سازمانی که در بانک ملی می بینیم،سیستمی قرون وسطائی موسوم به صف نانوایی است که بدون در نظر گرفتن نوع شخصیت ،ملیت ،تخصص ،توانایی ،جنسیت و ...افراد در این صف هستند تا هرکه زودتر امده زودتر نانش را بگیرد،اما ...اما اگر شما مورد توجه یکی از شاطران یا چانه بگیران یا خمیر گیران و یاحتی دوستان و اقوام این آقا یان قرار داشته باشید تنها با یک تلفن سفارش نان شما ثبت و سهم شما اول صبح روز بعد داغ و تازه و خارج از نوبت برای شما کنار گذاشته شده آن هم از نوع خاش خاشی ،بروید و حالش را ببریدو اگر کسی را ندارید ممکن است پشت سر چند افغانی هم،حتی سالها در صف بایستید و شاید هم آرزوی نان را با خود به گور ببرید.
راستی نمی دانم آقایان دوره شهروند الکتریکی رفته اند که امیدوار باشیم... شا...ید یه نگاهی به این وبلاگ و نظرات کارمنداشون بیندازند یا نه ؟
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:محسن جان چی بگم که حف حساب جواف نداره،ولی خدائیش اینوقت روز که چن ساعت هم مونده تاافطار عجب چیزی گفتی،هوس نون خاش خاشی کردم خفن،من که رفتم تو صف تو خود دانی ژیگوووووووووووووول:)))))

ارسال شده توسط محسن -همکار | 13 شهریور 1388 1:16 بֽظֽ

ارسال شده در 13 شهریور 1388 13:16

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)