|
ديداري تازه با خرمشهر!!!
۲ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۱۳
نويسنده:ميرمهدي گل آراء
ميدانم كه ميداني... كه نيامده ام بگويم ملالي نيست جز دوري عزيزان... ميدانم كه ميداني... كه حكايت سوز و گدا زهم نميخواهم بازگو نمايم چرا كه مارا همين بس كه امروز جهان آرا ها در كنارمان نيستند ، كه باكري ها دركنارمان نيستند ،كه هر ساله به غبار روبي گلزار تجلائي ها ميرويم پس سخن سوز و گداز هم باتو ندارم... ميدانم كه ميداني ... كه براي شنيدن قصه هم نيامده ام ،چراكه سالهاست قصه ها شنيده ايم و خود داستانها ساخته ايم... پس چرا آمده ام؟ اينبار ديگر نميداني !!!يا شايد هم ميداني و بروي خودت نمياوري كه باز سكوت را تعليمم كني.ولي خود خواهم گفت ،حكايت آن سه پروانه اي را كه درسياهي شب گم گشته بودند و ازدور شمعي سوزان نمايان بود ،اولي كه ديد گفت "نور است"...دومي تا نزديكي شمع رفت و برگشت و گفت "گرما هم دارد" ولي دريغ از سومي كه رفت و از نزديكترين نزديكي ها حقيقت شمع را لمس نمود و هرگز باز نگشت كه به ياران خود سر آنچه را كه درك كرده بود بازگويد. مانيز ياراني داشتيم كه آمدند و تورا ازنزديك درك كردند ولي هرگز بازنگشتند كه بما سري را كه در دل خود مدفون داري بازگو نمايند.سخن بگو خرمشهر...سخن بگو از حقيقتي كه بدانها نماياندي ،از عشقي كه ما حتي وصفش را هم درست نميدانيم و يا شايد املايش را هم !!! ميدانم كه ميداني كه هنوز شايد ظرف آنرا نداريم كه بدانيم و يا شايد... سالروز آزادي پر غرور خرمشهر بر تمامي هموطنان عزيزم ،خانواده هاي شهيدان عزيزي كه امروزه روز آسايش و آرامشمان مديون آنهاست ،رهبر فرزانه ام و همكاران گرامي كه امروزه در سنگر اقتصاد و خودكفائي اين مرز و بوم پر افتخار مجاهدت مينمايند مبارك باد. نظرات (1)
شهاب بحرانی:
باسلام خدمت شما همکار عزِِِیز ازمقاله خوب شما در مورد ارسال شده توسط شهاب بحرانی | 20 مهر 1388 10:12 قֽظֽ ارسال شده در 20 مهر 1388 10:12 |
|
|
تمامی حقوق این وبلاگ برای بانک ملی ايران محفوظ است
Copyright © 2008-2010 Bank Melli Iran, All rights reserved
Powered by Linkdoni.com
|