جهانی‌شدن چیست؟
نوشته شده توسط محمدرضا محموديان در تاریخ: ۱۹ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۱۰

جهانی‌شدن چیست؟

واژه جهانی شدن در سال‌های اخیر یکی از پرکاربردترین واژه‌های عرصه سیاستگذاری اقتصادی،فرهنگی و سیاسی داخلی و بین المللی کشورها و نیز موضوع بحث‌های آکادمیک و ژورنالیستی بوده است.
برغم کاربرد گسترده ای که واژه جهانی شدن (Globalization)در بیش از دو دهه گذشته پیدا کرده،هنوز معنا و مفهوم آن همچنان مناقشه آمیز است و بسته به اینکه از چه زاویه و با چه نگرشی به آن نگریسته شود معنا و مفهوم متفاوت پیدا خواهد کرد که ظهور واژه های مختلفی همچون "جهانی شدن"،"جهانی سازی"،"جهانگرایی"،"غربی شدن" و "آمریکایی" شدن در بسیاری از جوامع از جمله ایران بیانگر این امر می باشد.
این اختلاف دیدگاهها باعث شده تا در حالی که گروهی از جوامع و افراد با نگاه کاملا مثبت به پدیده جهانی شدن می نگرند و آن را یک فرایند می دانند که در بردارنده فرصت های زیادی برای جوامع است گروه دیگری از افراد و جوامع این پدیده را یک امر منفی تلقی می کنند و آن را پروژه ای می دانند که از سوی صاحبان قدرت در جهان در جهت منافعشان طراحی شده است که طرفداران این دیدگاه در مقابله با جهانی شدن از جنبش مخالفان جهانی شدن که طیف متنوعی از افراد و گر وهها را در خود دارد حمایت می کنند.البته در بین این دو دیدگاه یک دیدگاه بینا بینی هم بر این باور است که جهانی شدن همچون هر پدیده ی دیگری در ذات خود فرصت و چالش هایی دارد و کشورها و جوامع باید با شناخت دقیق آن از فرصت های آن به نفع خویش سود جویند و از چالش های احتمالی آن بدور مانند.


صرف نظر از این اختلاف نظرها،پدیده جهانی شدن شامل طیف گسترده ای از روندهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که در کاربرد عمومی خود بر معانی مختلفی همچون تعقیب سیاست های لیبرالی کلاسیک (سیاست های بازار آزاد)در عرصه اقتصاد جهان(آزادسازی اقتصادی)، سیطره روزافزون اشکال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غربی (و حتی آمریکایی) (غربی شدن یا آمریکایی شدن)، گسترش تکنولوژیهای جدید اطلاعاتی (انقلاب اینترنتی) و نیز این که بشریت در آستانه تحقق یک جامعه واحد متحد که در آن عوامل عمده منازعه اجتماعی از بین رفته اند (همبستگی جهانی) قرار گرفته، دلالت می کند.
در خصوص این که چه عاملی باعث ایجاد وضعیتی که از آن به وضعیت جهانی شدن یاد می شود شده، بین نظریه پردازان اختلاف نظر است. همچنین این اختلاف نظر در مورد زمان آغاز فرآیند جهانی شدن نیز وجود دارد. این اختلاف نظرها در خصوص ماهیت جهانی شدن موجب شده تا بحث ها بیشتر بر آثار جهانی شدن همچون افزایش تجارت کالاها و خدمات، توسعه نقل و انتقال نیروی انسانی، گسترش جابه جایی سرمایه، تقویت نفوذ شرکت های چند ملیتی و سازمانهای بین المللی، تأثیر فزاینده تکنولوژی و در مجموع وابستگی متقابل بیشتر نظام بین المللی متمرکز شود تا جهانی شدن به مثابه یک نظریه.
جهانی شدن در عرصه سیاست هم تحول جدی ایجاد کرده است. به طور سنتی سیاست های هر کشور در چارچوب نظام های سیاسی داخلی آن ترسیم می شده است و دولت های ملی مسئولیت نهایی برای حفظ امنیت و رفاه اقتصادی شهروندان و نیز حفظ حقوق بشر و محیط زیست در درون مرزهای خود را داشته اند. تحولات ناشی از روند جهانی شدن به نوعی تصمیم گیری های سیاسی کشورها را به کارکرد نظام بین الملل نزدیک کرده و نقش نهادها و سازمانهای بین المللی را پر رنگتر کرده و به نوعی حاکمین ملی کشورها را فرسایش داده است.
در عرصه فرهنگی نیز نوآوری های تکنولوژیکی همچون اینترنت، دستگاههای فاکس، تلویزیون های ماهواره ای و کابلی، شبکه های اجتماعی و ظهور رسانه های جهانی موجب شده تا مرزهای فرهنگی کشورها درنوردیده شود.
گستردگی زوایای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرآیند جهانی شدن از جهات مختلف بر زندگی اجتماعی و فردی شهروندان کشورهای مختلف تأثیر گذاشته است. این امر طی چند سال گذشته موجب شده که برخی مؤسسات برای سنجش جایگاه کشورها در فرآیند جهانی شدن یک شاخص ترکیبی ایجاد کنند و براساس آن به ارزیابی بپردازند.
اگر چه مجموع این روندها موجب شده تا کارشناسان سیاستمداران و اندیشمندان این وضعیت را، «جهانی شدن» بنامند، اما همچنان این پرسش مرکزی مطرح است که معنی «جهانی شدن» واقعاً چیست؟ و در مرحله بعدی اهمیت، برندگان و بازندگان جهانی شدن به عنوان یک روند واقعی چه کسانی هستند و چگونه می‌توان حرکت این روند را هدایت کرد؟
همچنین اگر چه در دو دهه گذشته و همزمان با ظهور و توسعه فرایند جهانی شدن مخالفت‌هایی با آن صورت گرفته و مخالفان جهانی شدن در سراسر جهان به یک جریان نیرومند تبدیل شدند، اما آثار بحران کنونی اقتصاد جهانی موجب شده جهانی شدن زدایی (De -globalization)که در قبل از این بحران به طور جسته و گریخته مطرح می‌شد به عنوان یک موضوع جدید در عرصه فکری ، رسانه‌ای و سیاستگذاری کشورها تبدیل شود.
جهانی شدن زدایی چیست؟
بحران اقتصادی جهان که به گفته برخی صاحب نظران اکنون وارد موج سوم خود شده، فرایند جهانی شدن را به شدت مورد پرسش قرار داده است.
اگر در دو دهه گذشته و همزمان با ظهور و توسعه فرایند جهانی شدن مخالفت‌هایی با آن صورت گرفت و مخالفان جهانی شدن در سراسر جهان به یک جریان نیرومند تبدیل شدند، اما آثار بحران کنونی اقتصاد جهانی موجب شده جهانی شدن زدایی (De -globalization)که در قبل از این بحران به طور جسته و گریخته مطرح می‌شد اکنون به عنوان یک موضوع جدید در عرصه فکری ، رسانه‌ای و سیاستگذاری کشورها تبدیل شود.
بحث‌های زیادی که طی سال‌های اخیر درباره تاریخ جهانی شدن و آغاز این فرایند صورت گرفته از اختلاف نظر در این زمینه حکایت دارد. عده‌ای جهانی شدن را یک پدیده دوران باستان می‌دانند و گروهی آن را در قرن۱۶ و انقلاب صنعتی جستجو می‌نماید و بسیاری آن را یک پدیده قرن بیستمی تلقی می‌کنند. با این وجود قدر متقن همه این بحث‌ها این است که دهه آخر قرن بیستم و دهه اول قرن بیست و یکم ابعاد پدیده‌ای که از آن به عنوان جهانی شدن یا به تعبیر مخالفان جهانی سازی یاد می‌شود بسیاری از عرصه‌های زندگی اجتماعی بشر را در نوردید و تأثیرات عمیقی برجا گذاشته است.
جهانی شدن برغم ابعاد گسترده اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که در ذات خود دارد عمدتاً به عنوان یک پدیده اقتصادی فهمیده می‌شود. شدت این امر تا آن حد است که هنگام بیان واژه جهانی شدن بدون صفاتی همچون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بلافاصله جهانی شدن اقتصادی به ذهن متبادر می‌گردد. جهانی شدن اقتصاد در واقع یک فرایند تاریخی و نتیجه ابتکارات و پیشرفت‌های تکنولوژیکی بشر است.
دلیل کاربرد عمومی این واژه از اواخر دهه ۱۹۸۰نیز تا حد زیادی تأیید کننده نقش پیشرفت‌های تکنولوژیکی در گسترش این فرایند می‌باشد. در این دوران با پیشرفت‌های حاصله در تکنولوژی‌های مخابراتی و ارتباطاتی زمینه توسعه ارتباطات به ویژه ارتباطات اقتصادی بین کشورها فراهم شد. جهانی شدن به عنوان فرایند ادغام رو به رشد اقتصاد‌های جهان از طریق جریان‌های تجاری، مالی، نیروی کار و تکنولوژی طی دو دهه گذشته در پرتو پیشرفت‌های تکنولوژیک به شدت توسعه یافت به طوری که چنین وانمود می‌شد که هیچ جامعه ای را گریزی از آن نیست.
در این شرایط جهانی شدن به معنای افزایش معاملات بین‌المللی در بازارهای کالا، خدمات و برخی از عوامل تولید همراه با رشد تعداد و دامنه فعالیت بازیگران فرامرزی مثل شرکت ها، حکومت ها، نهادهای بین‌المللی و سازمان های غیر دولتی تعبیر شده است.
در اولین وهله، جهانی شدن به معنای رشد تجارت بین‌المللی است، ولی این مفهوم شامل رشد و گسترش پدیده‌های بسیار دیگری مثل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، شرکت های چند ملیتی، یکپارچگی بازارهای سرمایه جهانی و جابجایی سرمایه مالی ناشی از آن، دامنه فراسرزمینی سیاست های دولتی، توجه سازمان های غیر دولتی به مسائل جهانی و محدودیت های حاکم بر سیاست های دولتی در اثر عضویت در نهادهای بین‌المللی نیز می‌گردد. تمام این مسائل باعث سرگشتگی فزاینده عده زیادی شده که احساس می‌کنند زندگی و گزینه‌های اقتصادی آنها به جای این که به وسیله خودشان یا حتی هموطنان و دولت هایشان تعیین شود به وسیله نیروهای خارجی بیرون از کنترل آنها تعیین می‌شود
بر این اساس ،در کنار آثار مثبتی که طرفداران جهانی شدن برای آن بیان داشته‌اند این پدیده همراه خود آثار منفی نیز به بار آورده است.
به عنوان نمونه بحران‌های مالی و پولی که در سالهای اخیر بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی وآمریکا را درنوردیده به خوبی نشان داد که فرصت‌های ناشی از جهانی شدن می‌تواند خطرات اقتصادی، اجتماعی،فرهنگی، سیاسی و زیست‌محیطی را به همراه آورد. به هر حال مخالفان این پدیده نیز در سراسر جهان از قدرت زیادی برخوردار هستند و در سطوح ملی و بین المللی به عنوان یک جریان نیرومند حضور دارند. تظاهرات‌ و اعتراضات‌ شدیدی‌ که سال‌ ۱۹۹۹ ‌همزمان‌ با برگزاری‌ کنفرانس‌وزیران‌ سازمان‌جهانی تجارت ‌در شهر سیاتل‌ آمریکا رخ‌ داد طرفداران‌ سیاست های‌ آزادسازی‌تجاری ‌را با شوک‌ بزرگی‌ روبه‌روساخت‌ . از آن‌ زمان‌ به بعد ‌اعتراضات ‌و تظاهرات‌ بر ضد روند جهانی شدن‌ به‌ صورت‌یک‌ رویه‌ عادی‌ درآمده ‌و با نشست های‌ مختلفی‌ که‌ در گوشه‌ وکنار جهان‌ درباره‌ ‌موضوعات مرتبط با آن ‌برپا می‌شود همزاد و همزمان‌ شده‌ است‌ .

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نوشته شده توسط: محمدرضا محموديان | لینک ثابت






ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)