|
نگاهی گذرا بر واقعه عاشورا و حضور زعفر جنی
نوشته شده توسط میرمهدی گل آراء در تاریخ: ۰۲ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۰
نویسنده:میرمهدی گل آراء
-آرزو دارم که شهید این ماه یه گوشه چشمی هم بما شیعیان شرمندش بکنه بلکه یه تکونی بخودمون دادیم!!! *** واقعه عاشورا بزبانهای مختلف به ترسیم کشیده شده است و بقولی "هرکسی از ظن خود شد یار من"...عده ای با مداحیها و نقل سوزناک آن واقعه سعی در ترسیم مصائب حضرت و یارانش در آن روز را دارند و جالب اینکه هرچه مایه بیشتر ناله هم بیشتر!!!و غافل ازاینکه حسین مظلومی نبود که من کمترین به حال مصایبش اشک بریزم بلکه دلاوری بود که تنها گوشه چشمی اگر نظر کند دنیا و آخرتمان را به بهشت مبدل خواهد ساخت ُعده ای دیگر چون شریعتی وامثالهم با دیدی روشنفکرانه سعی در واگویه ابعاد دیگری از آن واقعه رادارندُعده ای از عرفا نیز سعی در بیان مراتب عشق حضرت مینمایند.ولی من بشخصه با نتایج دیگری از این واقعه درگیرم و درپی درسهایی اخلاقی واجتماعی هستم.نکته ای که امروزه بسیار بباد فراموشی سپرده شده است و هرکسی که دستش بجائی بند است میکند آنچه را که نباید....
آورده اند که درروز عاشورا زعفر بیخبر ازهمه جا بر تخت دامادی نشسته بود که خبر آن واقعه عظیم را برایش میاورند و فی الفور تخت دامادی و عروس رارهاکرده وبالشکری درحدود نودهزار نفر بیاری حضرت اباعبدالله ویارانش میشتابدو پس ازرسیدن به نینوا لشکریان عظیمی از فرشتگان را نیز در آنجا آماده یاری میبیند ولی هرگز رخصت آن را از طرف امام نمیابد که در جنگ دخالتی نماید ُدر بیان علت اینکه چرا آقا چنین اجازه ای را به آنان وحتی لشکریان فرشتگان نمیدهند باز حرف وحدیث زیادست و اثبات صحت وسقم هرکدامشان نیز ازتوان من خارج ولی روایتی که بیش از همه مرا تحت تاثیر قرار میدهد و حتی بیتوجه به سقم وصحت آن همیشه مرا بفکر وامیدارد این روایت است که میگویند امام درپاسخ به زعفر میفرمایند"...ای زعفر آنان شمارانمیبینند ولی شما آنهارا میبینید وتارومارشان خواهید کرد واین ازانصاف بدور است...." داری مطلبو؟؟؟؟؟؟خدائیش یه لحظه برو تو بحرش ویه قیاسی با خودمون بکن ببین کدوممون همچین کاری رو میکنیم؟در دست یه عده ظالم که بخونمون تشنه باشند وبخوان که خودمونو با خونوادمون ازدم تیغ بگذرونن گرفتار بشیم و اونوقت بفکر انصاف هم باشیم واز توانائیهائی که ممکنه داشته باشیم ودشمن نداشته باشه صرفنظر کنیم و به یک جنگ برابر فکرکنیم؟کدوممون میتونه ادعا کنه که میتونه یه موقعیتی داشته باشه تو این دور وزمونه و از اون موقعیت برای خرد کردن دشمنانش و یا حتی دوستانش !!!سوءاستفاده نکنه؟کافیه فقط رئیس یه قسمت کوچیکی باشیم مگه کسی جرات داره بهمون بگه بالای چشمت ابروست؟ مطمئن باش کاری میکنیم که هیچوقت یادش نره باکی طرفه؟یا اگه مثلا یه پسر خاله ای ُنوه خاله ای ُیانمیدونم عموزاده ای چیزی در شهرداری یااستانداری یا نمیدونم فامیل وزیری چیزی داشته باشیم مگه همسایه جرات داره بهمون بگه صدای ضبطو یه ذره کم کن !!!!!همچین میکوبیمش که تا هفت نسل بعدی نتونه ازجاش بلند شه.حالا اینا که چیزی نیست یه وقت میبینی یکی با یه مقاماتی یه سلام وعلیک مختصری داره ازاین اهرم حتی درموردشاخ وشونه کشیدن به نزدیکترین آدمها هم کم نمیذاره !!!!!بیچاره برادرش اگه بخواد ارث پدری روکه حق مسلمش هست ازاین آدم طلب کنه چه جاهای مخوفی که نباید راهش بیفته ؟ما آدمها امروز به زن وبچه و شوهر خودمونهم رحم نمیکنیم!!!!!! مرد :مهریتو میخوای ؟؟؟؟؟؟به همین خیال باش ُکاری میکنم یادت بره مهریه با کدوم میم نوشته میشه !!!فکر کردی باکی طرفی؟؟ زن:تو انتظار داری من غذا درست کنم؟؟؟؟؟؟؟؟صبر کن به پسرخالم بگم روزگارتو سیاه میکنه!!!!! پدر:هی بچه چن بار بهت گفتم بااون پسره نگرد؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا پسره چی بگه خوبه ؟؟؟؟؟"بابائی انگار هوس آب خنک کردی ها"!!!!!!!!! یا مثلا یه استاد بخواد نمره واقعی یه دانشجو رو که اتفاقا نوه دختر خاله عموی فلان کس هم هست اعلام کنه و ارفاق نکنه میدونی چی سرش میاد؟؟؟؟؟؟؟؟خب نمیگم ایشالله وقتی استاد شدی میبینی!!!!! یا مثلا تو این بانک ملی شعبه دادگستری خودمون بخوای به چک یه قاضی که پول توحسابش نیست برگشت بزنی !!!!!!!!!!!!!!!باید ازهمین حالا جلو چشمت بگیری که ازفرداش با یه حکم تشویقی منتقل میشی به شعبه ای که عرب نی انداخت!!!!!!!!! یااینکه مثل من یه کارمند دون پایه باشی و بخوای درمقابل رئیس شعبه از حقت دفاع کنی !!!!!!!!به حقت که میرسی هیچ یه تشویقی هم میگیری و حالشو میبری منتها یه چن کیلومتر اونورتر از شهرت!!!!!!! مخلص کلام:بسیار واهمه دارم از قبری که امام سجاد(ع) با آن مقام والا روز و شب از تصور عذابش میگرید و با خود می اندیشم که همان قبر با من و تو چه خواهد کرد؟!!!ایکاش آنجا هم میشد ریاکرد،ایکاش آنجا هم میشد از روابط خاص بهره مند شد،ایکاش آنجا هم میشد کلک زد و ایکاش ...!!! وکلام آخر از سالار شهیدان:اگر دین ندارید آزاده باشید...
نوشته شده توسط: میرمهدی گل آراء
| لینک ثابت
نظرات (3) |
|
|
تمامی حقوق این وبلاگ برای بانک ملی ايران محفوظ است
Copyright © 2008-2011 Bank Melli Iran, All rights reserved
Powered by Tapesh
|
خدا خیرت دهد همکار محترم این آرزوها چیه برای اون ور می کنی ؟ تنها دل خوشی ما و امید و انگیزه ما برای تحمل این است که اون طرف از این خبرها نیست . حالا شما هی دعا می کنی که باشه ؟ به خدا خوبیت نداره . آخه اگه این جوری باشه اون ور هم کلاه ما بی کس و کارها پس معرکست .
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:عزیز دل عمولی نمیشه آممممممما اگه بشه چی مییییییییییییشه:)!!!!!!!!!
ارسال شده توسط همکار | December 28, 2009 10:18
بزرگترین درس عاشورا آزادگی بود.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:عسیییییییییییییییس دل عمولی سخن از زبان ما میگوئی.قربونت برم که هیچ وقت مارو از یاد نمیبری.
ارسال شده توسط ساسان م | December 28, 2009 22:55
آی مردم فکر نکنید که ما از کوفیان آن دوره بهتر هستیم حتی اگر به پایش برسد ما از آنها بدتر هستیم امروزه کداو یک از ما برای رضای خدا کار انجام میدهیم جز اینکه برای منافع شخصی در اسلام یکی از گناهان بزگ اصراف است پس صرفه جو باشیم
ارسال شده توسط سعید محمدی | November 16, 2010 19:10