نوشته شده توسط میرمهدی گل آراء در تاریخ: ۱۵ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۰۵
نویسنده:میرمهدی گل آراء

اندراين ظلمت شب ما به كسي محتاجيم/نرسد رازمگو چون همگي وراجـــــيــــــــــــــــم
دل ماراببريد ار هنري ميدانيــــــــــــــــــــد/چون به بازار فنا چند شبي حراجيـــــــــــــــــــم
ازازل روز به ما باده ومي آمختنــــــــــــــــــــد/حال بي مستي ومي همچوسري بي تاجيم
پدرم روضه رضوان به دوگندم نفروخـــــــــــــت/ماهمه نسل بشر فديه ان تاراجيــــــــــــــــم
تشنه كام و لب دريا وقدح با ما بـــــــــــــــــــود/صد دريغا كه كنون غرق دراين امواجيــــــــم
بهرچه امده ايم از پس اسرار وجــــــــــــــــــــود/حال هرشام وسحر درطلب معراجيـــــــــــم
دوش پيك آمدوگفتاكه بدان ماخودنيـــــــــــــــــز/همچودرويش دراين مسئله هاج وواجـــــيم

آقا آقا آقا آقا آقا آقا آقا آقا آقا آقا ...
امشب نه واسه خاطر مریض اومدم درت نه واسه ادای بدهی نه واسه هیچ درد دیگه ،هرچند میدونم هر چیزی از درت بخوام دستخالی برنمیگردم.شاید مهمون قابل نباشه اما میزبان خیلی آقاست.
آقا امشب فقط بادل پر اومدم میخوام باهات حف بزنم.آقا بدجور ناجوری وقتشه که بیای ،نمیگم چرا چون خودت خوووووب میدونی همه چی رو،اما تونمیای و نمیگی چرا و اینکه ما نمیدونیم چراشو!!!
آقا نمیگم قابلیم ببینیمت اما میگم خیلی محتاجیم به دیدنت.
آقا صبرمون عجیییب تموم شده.اندازه قرنها خسته ایم.دلمون مرهم میخواد آقا .بدجوری شیکسته.آقا نامحرما صداشو شنیدن شما نشنیدی؟؟!!!میدونم که شنیدی اما میخوای بازم صبر کنیم.صبر....صبر ....صبر....آقا چقدر صبر؟؟؟یه اینم نمیخوای بما بگی؟والله بخدا مام آدمیم.ظرفیتمون اونی نیس که شما میگی.ظرفمون پره پره.آقا نمیتونیم ظرفمونو بزرگترش کنیم چیکار کنیم؟بریم بمیریم؟؟؟؟یعنی اونوقت میشه شمارو دید؟اگه میشه که یه جون قابل نداره.اما میترسم بازم نشه!!!.آقا میدونی چن تا نیمه شعبون گفتیم که ایندفعه دیگه حتما میاد؟؟؟حالا اونو ضربش کن دوازده !!!!اونم ضربش کن چهار!!!!اووووووووونهمه جمعه انتظارتو کشیدیم آقا.نمیخوای یه نگا بهمون بندازی؟یعنی اینقدر بدیم؟میدونم شاید ازاونهم بدتریم اما چیکار کنیم آقا مردیم از بی کسی ،نداریم کسی رو باهاش راحت درددل کنیم آقا.!!!آقا غیر ازتو نداریم بزرگی رو که منشی نداشته باشه ،دفتردار نداشته باشه ،وقت قبلی نخواد،تازه بعد اینکه باهاش درددل کردیم توبیخمون نکنه،تبعیدمون نکنه،نزنتمون،خفمون نکنه.آیییییییییییییییییییییییی که آقا خفه شدیم اینجا چقدر کمه هوا !!!!
آقا آقا آقا آقا آقا آقا آقاآقا آقا آقا...
آقا تورو بجدت دریاب مارو.آقا تورو بحرمت مادرت دریاب مارو.آقا بهمون گفته بودن جوونا که سهله پیرام میبیننت.اما پیرامون یکی یکی رفتن و موندیم ما جوونائی که فقط بلتیم همو پیر کنیم.ما جونائی که فقط بلتیم دل بشکنیم.فقط بلتیم شمارو برنجونیم و باز هم اومدنتونو به تاخیر بندازیم.آقا چشم از خودمون هیچ آب نمیخوره.شمام دلتو خوش نکن.اگه میخوای کاری بکنی ،زود باش توروبمولی که دیگه ما اون بچه تنبلی هستیم که ولمون کردن به امون خدا.امیدی بهمون نیست.هزار بارم که امتحان بدیم باز همون رفوزه اولیم.!!!
آقا امسال هم مثل هرسال تولدتو تبریک میگم و میرم دورکعت نماز عشق بخونم اما هر رفتی یه اومدی داره.میشینم ببینم شما کی میخوای تولد منو تبریک بگی!!!آقا دلم میخواد خب چیکار کنم؟!!!
میلاد پر سعادت نور ،منجی عالم ،حضرت مهدی ،ولی عصر ،امام زمان بر تمام کائنات خجسته باد.در این روزهای ملکوتی برای تمامی شیعیان و همکاران عزیز تر ازجان و خانواده های گرامیشان ازدرگاه احدیت توفیق و سعادت مسئلت دارم...التماس دعا.
نوشته شده توسط: میرمهدی گل آراء
|
لینک ثابت
میبخشید من نمیدونم در اینجور موارد باید چی گفت؟
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ :زیاد بخودت فشار نیار عزیز دل،یه سنگی بزن به آق فرید خودمون و برو!!!!!!!:)
ارسال شده توسط همکار بانک ملی | August 13, 2009 19:22
عمولی اشکم دراومد.خیلی زیبا بود حرفات با آقا.کاشکی اسم شاعر روهم مینوشتی.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:خودم الانه میام اشکاتو پاک میکنم عسییییییییییییییییییسم!!!
اون چن بیتم اگه بشه اسمشو گذاشت شعر از خودم بود بااجازتون،اما بااین سبکهای مدرنی که مد شده دیگه کسی واسه این چیزا تره هم خورد نمیکنه هیچ اسمشم شعر نمیذاره ،منهم بهمین خاطر تو وبلاگ شخصی خودم اسم اینارو گذاشتم "فرمایشات منظوم عمولی"
ارسال شده توسط همکار شعبه مسجد کبود | August 15, 2009 15:44
سلاااااااام و درود بر آقای گل آراء عزیز
حفاتون با آقا فقط دل نشین نبود , نمی دونم چراااا ولی یه حسی از مسئولیت پذیری .. یه جورایی مث ه یه بار سنگین..دوشم گذاشت.مخصوصن آخراش .
در پناه خدا
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:حس مسئولیت پذیری؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!یعنی میخواین چیکار کنین اونوقت؟؟؟؟؟؟؟بابا سادات کم مونده کرامت نشونمون بدی بوخودا!!!!!!!!:)
ارسال شده توسط خوشحال | August 16, 2009 02:06
عمولی تبریک میگم داری به اصحاب کهف ملحق میشی.!
مثل اینکه نیمه شعبان ده روز پیش بود تو الان داری تبریک میگی؟مطمئنی که یه تختت کم نشده تازگیها؟
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:منکه فرش پاتریس نیستم یه تختم کم باشه ژیگوووووووول!!!:(
ارسال شده توسط مرتضی | August 16, 2009 19:24
اللهم عجل لولیک الفرج.
عالی بود،دستتان درد نکند.بروزم و منتظر نظراتتان.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:حاجی کجائی که سیدتو کشتن!!!!!!!!
این دیگه کومنت تبلیغاتیه و قبول نیس ،اما چشب حتما خدمت میرسیم.از آشنائیتون خوشحالم.بیشتر سربزنین اما نه بخاطر تبلیغات!!!!!!!!!!!!
ارسال شده توسط کربلائی | August 17, 2009 21:03
یه شعری بود!؟... همش و یادم نیست الان
گفتین کرامات یادش افتادم..
می گفتش که :
از کرامات ما چه عجب
مشت را باز کرد و گفت یک وجب
( گاز خاله باز ای________ن هوااااااا )
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:چه گویم از کرامات شیخ ما :
کافتاب دید و گفت میتابد
باران دید ،گفت میبارد...
ارسال شده توسط خوشحال | August 18, 2009 13:59
سايت هواداران بانک تات شروع به آدرس tat-bank.blogfa.com/ فعاليت نمود.
هر اطلاعاتي در مورد بانک تات نياز داريد به اين سايت مراجعه کنيد.
با تشکر
مديريت سايت
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:سپاسگذارم از لطف شما همکاران عزیزترازجان.حتما در اولین فرصت بهتون سرمیزنم.
ارسال شده توسط بانک تات | August 18, 2009 17:52
سلام بر میرمهدی عزیز.شعرت خیلی عالی بود و متنت عالیتر،دیدار باخرمشهر و این متنت خیلی تحت تاثیرم قرار داده،هرموقع که این صفحه رو باز میکنم حتما میخونمشون ولی سیر نمیشم.دستت دردنکنه و درکنار خانواده موفق و پیروز باشید.ازاین کربلائی هم خیلی خوشم اومده خاطرات سالهای دهه شصت رو برام زنده میکنه،در مورد مطلب بازاریابی آوانگارد هم نظر خیلی خوبی نوشته و باایشون کاملا موافقم.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:درود برشما .ماهم از خوندن نظرات شما سیر نمیشیم انشاءالله که سالهای سال از وجود ارزشمندتون مستفیض بشیم.
ارسال شده توسط همکار بازنشسته | August 18, 2009 19:24
سلام
جی بگم؟
از چی بگم؟
می خوام یه جایی پیدا کنم برم با این افزایش حقوقم یه خورده کیف کنم.
اخه می دونی چیه؟ حقوقم 6 درصد افزایش داشته!
تو می خوای چی کار کنی؟
من میگم بیا بریم نیم کیلو گوشت بخریم.چنتا دونه هم سیب زمینی و خلاصه تا اخر ماه .....
حالا من هیجی.این بازنشسته ها چی کار کنن.
اونا که نه بجه دارن نه نوه نه خرج دوا درمون.
چقدر خوب شد که ما دولتی موندیما وگرنه حق عایله مندیمون هم زیاد میشد .اونوقت خدای نکرده خوشی میزد زیره دلمونو دیگه کار نمیکردیم.
خدارو شکر.
یکی گفت پایان شبه سیاه سفیده
می ترسم که دیگه صبح نشه.
خدایا ما کارکنان بانک ملی رو هم دوست داشته باش.
ما هم کار می کنیم
ما هم دل داریم
ما هم زن و بچه داریم
ما هم آبرو داریم
ما هم قرض و بدهی داریم
ما هم یه وبلاگ داریم تا بگیمو ان شا الله مدیران بشنون
خدایا.......
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:آمین یارب العالمین!!!.
اتفاقا"با بروبچز برنامه گذاشتیم آخر هفته بریم دریا کنار ،پس گوشت و سیب زمینی رو به اسم شما نوشتیم ،منهم بربریامونو میگیرم!!!!:)
ارسال شده توسط چشم انتظار | August 18, 2009 20:58
سلام . خوب چشم منو دور دیدین گردو خاک راه انداختین.
موهبت الهی نصیبم شده دو هفته رفتم مرخصی.آقا مهدی خداوند به تمام مسلمانان اهل بانک ملی نصیب بکند.نفسی تازه می کنیم.راستی اون شعرها از با کمی تغییر از آغاسی مرحوم ندزدیدی؟
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:میبینم اینجا چخده آرومه و هیشکی تو سروکله هم نمیزنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!1پس نگو رفته بودی مرخصی ژیگوووووووول!!!!:)
بهدشم درسته من یتیمم ،درسته بجه ها گوشامو میکشیدن ،بهم پس گردنی میزدن ،لباسامو پاره میکردن اما بوخودادزد نیستم:(
ارسال شده توسط فرید | August 19, 2009 00:57
اهم اهم
سلام . اقا من خجالت می کشم نمیشه ما همون وبلاگ خوشگله کامنت بذاریم؟؟
باشه باشه .
اقای گل ارار بسیار مطالب و جالب و اموزنده و ... اینایی بود (نیشخند)
بدون شوخی شعر قشنگی بود و البته حرف های قشنگی موفق باشید و به امید روزی که بیاد ان کسی که قراره بیاد
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:شما درمعرض دوربین مخفی قرار دارید ژیگوووووووووول!!!!پس هرچی میتونید متانت خودتونو حفظ کنین:-) و جو گیرم نشین لوففا".
ارسال شده توسط الما | August 20, 2009 11:29
گفتم چرا دارم خجالت میکشما جلوی دوربین بودم
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:اگه میدونستم اینهمه تاثیرات داره همیشه یه دوربین مخفی کارمیذاشتم:)
ارسال شده توسط الما | August 20, 2009 18:32
سلام بر بیوفاترین و بیمعرفت ترین عمولی دنیا.
عمولی خیلی بیمعرفتی کردی بدون خبر گذاشتی رفتی،این همکاراتم که ماشالله یه کلمه حرف راست از دهنشون بیرون نمیاد،حاجیلو تا حالا ده مدل آدرس داده ،خدائیش میدونستم که چوپان هست اما دیگه نمیدونستم چوپان دروغگو هم هست.آخرین خبری که یکی از بچه ها تونستن ازت بگیرن باز یه آدرس اشتباهی بود ،همکارت گفته بود رفتی شعبه اطبا،اونجام رفتیم دنبالت ذیذیم دنبال نخود سیاه بودیم تا اینکه آدرس اینجارو بهمون دادن و ناباورانه اومدم دیدم بله یه نشونی درست و حسابی هم بهمون دادن این همکارات،خدارو شکر.حالاهم عوض اینکه شاعر بشی و شعر بگی بهتره تلاش کنی برگردی حوزه خودمون وگرنه قهر قهر تاقیامت.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:قربون شکل ماهتون برم منننننننننننننننننننننننننننننننننن!!!!!!!رفتنم اونقدر غیر منتظره بود که حتی خودمم خبرنداشتم.بهدشم بااینکه یه حدسائی میزنم اما ایکاش خودتونو بیشتر معرفی میکردین تا راحتتر بتونم بشناسمتون،وبلاگتونم سر زدم اما چیز خاصی دستگیرم نشد،کامنتدونیتونم که بسته است،بهرحال ممنونم از اینهمه لطفتون و مشتاقم که بیشتر بشناسمتون و در ضمن هر خبر تازه ای خواستین همکارای شعبه مفتح معمولا آخرین اخبار از موقعیت جغرافیائیمو دارن البته بغیر از ریاست محترم شعبه!!!!!
ارسال شده توسط هیئت امناءبازار تبریز | August 21, 2009 18:54
عمو یاشاسین مارالان اوغلان لاری
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:مرسی بجه محل .....قربونت برم منننننننننننننننننن!!!!!
ارسال شده توسط فتاح | August 23, 2009 17:14
سلام عمولی لطفا چندتاخبرازبانک البته مالی برامون بگو
ارسال شده توسط بلا | November 15, 2010 20:51