بازاریابی آوانگارد(۲)
نوشته شده توسط میرمهدی گل آراء در تاریخ: ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۱۱

نویسنده :میرمهدی گل آراء(عمولی)

نکاتی چند قابل توجه نورچشمیان عزیز عمولی قبل از شروع بحث:

خورده فرمایشات ۱):نورچشمیان عزیزی که اینجارو میخونن همینجام نظراتشونو بذارن خب ،چه کاریه اینهمه بخودتون زحمت میدین میاین اونجا کامنت میذارین؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

خورده فرمایشات۲):نورچشمیانی که بر من خرده گرفته بودن که چرا اینجا فیگوررسمی میگیرم؟؟؟متوجه هستن که هرسخن جائی و هرنکته مکانی دارد.اینجا مثلا محل کارمونه خب ،منزل شخصی عمولی که نیست خونه رو بذارین روسرتون صابخونه هم هیچی نگه!!!!!اما بخاطر گل روی شما ازاین پست خورده فرمایشات هم گذاشتیم که پستها یه کم ازاون حالت خشک و رسمی دربیان و شماهم اینقدر غریبی نکنین.

خورده فرمایشات ۳):نورچشمی عزیزی که کامنت خصوصی گذاشته بود و نوشته بود چرا ازبازاریابی سنتی شروع نکردم و یه هو رفتم سراغ آوانگاردش؟باید عرض کنم که عزیزجان اولندش چرا خصوصی میپرسی ؟مسئله شرعی که نیست!!!دومندش باتوجه به این که دیگه امروزه اکثر اقشار بااصول بازاریابی قدیمی آشناهستند خواستم تکرار مکررات نکرده باشم اما چشم سعی میکنم درلابلای بحث ها اگرنیاز بود اشاره ای به اصول اولیه هم داشته باشم.

خورده فرمایشات ۴):شکلک هم نداریم اینجا ،هر جالازم بود اسم شکلکو میذارم براتون!!!!!دیگه اینقدر غرنزنین و برین تو ادامه مطلب بقیه بحثو بخونین (شکلک عصبانیت)

«امروزه هر سیستمی که مجهز به بازاریابی آوانگارد نباشد ،محکوم به فناست» (عمولی)
در بحث قبلی اهمیت بازاریابی آوانگارد باتوجه به تعریفی کلی از آن مشخص شد،دراین پست سعی میکنم خصوصیات یک بازاریاب آوانگارد رو توضیح بدم.گفتیم که بازاریاب آوانگارد همیشه حداقل یک قدم جلوتر از بقیه هست ،پیشتاز است و علاوه بر داشتن خصوصیات بقیه بایستی خصوصیات دیگری هم داشته باشد.دربازاریابی مدرن خصوصیات ویژه ای را برای یک بازاریاب موفق تعریف کرده اند ازجمله نوع پوشش،وضعیت جسمانی و فیزیکی ،آداب معاشرت و مهمتر ازهمه داشتن اطلاعاتی درزمینه کالا و یاخدماتی که میخواهد عرضه نماید.ولی بازاریاب آوانگارد به این داشته ها قانع نیست ،چرا که محدوده بزرگتری را برای خود تعیین نموده ومیخواهد سهم بازار بزرگتری را از آن خودبنماید و بنابراین باطیف بیشتری از مشتریان مواجه خواهد شد ،باافرادی از فرهنگهای مختلف ،تیپهای مختلف ،جهان بینی ها و طرز تفکرهای مختلف،پس بایستی همانند یک بازیگر خوب بتواند نقشهای مختلفی را ایفا نماید ،بعنوان مثال زمانیکه بایک مشتری ازتیپ لمپن برخورد میکند بایستی گویش ومنش متفاوتی داشته باشد با زمانیکه با یک مشتری تحصیلکرده مواجه است،پس باید ابتدا ارزیابی دقیقی از تیپ مشتری خود داشته و سپس با استفاده از فنون بازیگری و خلاقیت بتواند ارتباطی صمیمی با مشتری موردنظر برقرار کرده و سپس درباب محاسن کالا یا خدمات خود باوی به مذاکره بنشیند.بازاریاب مدرنی که فقط دارای تیپ شخصیتی ثابت و غیر قابل انعطافی باشد بدرد بازارهای رقابتی امروز نمیخورد،شاید زمانی دربازارهای انحصاری چنین بازاریابانی میتوانستند عملکرد موثری داشته باشند ولی امروزه صنایع و موسسات برای مخاطب قراردادن عامه مردم نیاز به برقرار نمودن ارتباط صمیمی تر و تنگاتنگی با آنها هستند تابتوانند ازاین طریق کانالهای مکالمه را باآنان باز نموده و رسالت کالا یا خدمات تولیدی خودرا به آنان ابلاغ نمایند.درکلاسهای بازیگری همیشه اساتید توصیه میکردند که یک بازیگر خوب بایستی از تمامی علوم روز حداقل اطلاعات مختصری داشته باشد حال ازتوضیح چرائی این مسئله صرفنظر میکنم اما معتقدم که یک بازاریاب آوانگاردهم باتوجه به آنچه گفته شد بایستی چنین اطلاعاتی داشته و تنها به داشتن اطلاعات کامل درزمینه حرفه خود بسنده ننماید.لازم بذکر است که داشتن این مهارتها ابدا بمعنی اغفال مشتری نیست و همانگونه که در اکثر کتب NLPقبل ازشروع مباحث و توضیح تکنیکها معمولا نوشته میشود«آیا بنظر شما این یک نوع شیادی نیست؟»و سپس درلابلای مباحث خواننده رابه این نتیجه میرسانند که ابدا وبرخلاف تصور اولیه ،چنین تکنیکهائی به منزله شیادی و اغفال دیگران نمیباشد ،اینجا هم بایستی متذکر شد که قدرت برقرار کردن ارتباط موثر با اقشار وتیپهای مختلف نه تنها شیادی نیست بلکه یک هنر والا و نیاز روز جوامع مدرن است.

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نوشته شده توسط: میرمهدی گل آراء | لینک ثابت






نظرات (14)

اكسير:

كاش مديران امروز كمي هم به فكر انسانها باشند.نميدونم كه اين روش آوانگارد هست يا نه اما ميدونم كه خيلي به زنده ماندن يك سازمان كمك مي كنه.

ارسال شده توسط اكسير | February 11, 2009 15:08


Demon:

هر بار که به این وبلاگ سر میز نم! یاد دوران حکومت سیستم عامل داس می افتم! (با داس کار کردی؟) نه جذابیتی نه رنگی نه روئی! نمی گم نه مطلبی! ولی خب بدم هم نمیامد که می گفتم! در هر صورت تا باشد از این خرده فرمایشها ! تا باشه از این غرغر ها!

ارسال شده توسط Demon | February 11, 2009 15:32


درویش کوله به دوش:

شکلک:(توهم) البته قبلا نداشتیم.
ها اینجا کجاسسست؟
من سرم گیج میره.
کی به کیه؟
:دی ما اینجا هم راه پیدا نمودیم آیا؟
بیچاره شدید آیا؟
به ما چه خودتون آدرس دادید.

ارسال شده توسط درویش کوله به دوش | February 11, 2009 17:36


gatree:

سلام عمو لی.

بله من هم موافقم که:

قدرت برقرار كردن ارتباط موثر با اقشار وتيپهاي مختلف نه تنها شيادي نيست بلكه يك هنر والا و نياز روز جوامع مدرن است.
انسانی که از روابط عمومی قوی برخوردار باشد یک هنر مند است.
موفق باشید.

ارسال شده توسط gatree | February 11, 2009 18:26


سمیل:

سلام
روش جلبی است بازاریابی آوانگارد اگر پیاده شود

ارسال شده توسط سمیل | February 11, 2009 19:05


شازده كوچولو:

بابا كلاس!!!!!!!!!!!!!!

ارسال شده توسط شازده كوچولو | February 11, 2009 21:16


ترنم:

با سلام خدمت میر مهدی گل آرا ( عمو سید خودم )

جامعه انساني از جهات مختلف علمي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي تغيير مي‌كنه به‌ويژه در عصر ما تحولات سرعت روزافزون داره ، ابداع و ابتكار تنها راه بقاست ،و به نظر من هم یک بازار کار خوب باید یک هنرمند خوبی باشه .

ارسال شده توسط ترنم | February 11, 2009 22:36


ساسان م:

به نظر من مسئولين بانك ملي بايستي در دوره آموزشي - توجيهي قبل از شروع به كار كلاسهاي ارتباطات و مديريت و ... بازاريابي را حتما به كارمندانش آموزش دهند.
اين يك اصل است!

ارسال شده توسط ساسان م | February 11, 2009 22:49


مجید ( یادداشتهای یک وبلاگر ):

سلام///////////مثل اینکه اینجا باید رسمی باشیم!:
با عرض سلام خدمت استاد بزرگ عمولی گرام//////////بسیار فیض بردیم از مطالبتان در این بانکلاگ!! امیدوارم که اون وام ما فراموش نشه!! خدا الهی خیرت بده!! دمت گرم جورش کن!! ایووووول!
----------------------------------------------------------------------------
عمولي:بچه جردن اينجام پيدات شد؟آخ كه خدا نگذره ازاوني كه آورد اينجا ولت كرد.

ارسال شده توسط مجید ( یادداشتهای یک وبلاگر ) | February 12, 2009 00:26


حمیدالدوله:

درود بر عموی مهربان خودمان . ما مرده نو آوری شما گشتیم . این نیز از کارهای جماعت رعیت است دیگر . تصدیق می فرمایید ؟ راستی ما درشت فرمایشات خود را کجا بنگاریم ؟ در این سرای یا در سرای مستراح ( شکلک گیج ) از چه رو شاکی می شوید ؟ مستراح یعنی محل استراحت !!!

ارسال شده توسط حمیدالدوله | February 12, 2009 10:56


پوریا:

تبریک میگم.انشا الله با همین روند پیش برید بزودی وبلاگ ریاست جمهوری رو هم بروز می کنید

ارسال شده توسط پوریا | February 13, 2009 12:13


نگار:

سلام عمو جون گرچه از بانك موارد پولي اصلا اطلاعات ندارم اما بازم خوندنيهاي شما مثل همشه برام شيرينه چي ميشه كرد شايد با خوندن مطالب شما ماهم يه كم از موارد مختلف اقصادي سر در آورديم راستي ورود اميد به فضا رو منم به شما تبريك ميگم موفق و سر بلند باشيد

ارسال شده توسط نگار | February 13, 2009 18:20


مثلث برمودا:

توی کامنت بعدی میگم

ارسال شده توسط مثلث برمودا | February 19, 2009 03:19


مثلث برمودا:

نذاشت نقشه شومم رو عملی کنم.حیف

ارسال شده توسط مثلث برمودا | February 19, 2009 03:21


ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)