در آمدی بر الگوهای رفتاری !!!
۲۱ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۱۸

نویسنده :میرمهدی گل آرا

صطون عازاد:لازم میدانم که اولین نشانه های تحول موعود مدیرعامل عزیز و محبوبمان را که بعینه در این وبلاگ مشاهده میکنم به کلیه عزیزان زحمتکش ،همکاران ومسئولین عزیز تبریک بگویم،جدی گرفتن ابزار توانمند و تریبونی چون وبلاگ توسط سایر همکاران نشانه بسیار خوبیست و موجب دلگرمی تمامی همکاران وبلاگ نویس میشود.امیددارم درزیر سایه لطف و کرم حضرت دوست و همچنین مشارکت بیش از پیش شما عزیزان امید رو به یاس حقیر راقم نیز دوباره احیا شده و بتوانم بیشتر در خدمت عزیزانم باشم .به امید روزیکه دست دردست هم شعار تحول را به واقعیت تبدیل نمائیم.انشاءالله

***

يک گروه از دانشمندان پنج ميمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس يک نردبان که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادند .

هربار که ميمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان ميمون های ديگر را با دوش آب سرد خيس کردند
پس از مدتی، هر ميمون که از نردبان بالا میرفت ميمون های ديگر ميمونی را که از نردبان بالا رفته بود کتک میزدند.
پس از مدتی، هيچ ميمونی ديگر جرات اينکه از نردبان بالا برود را نداشت، گرچه وسوسه او بسيار عميق بودو دیگر دوش آب سردی هم درکارنبود.
دانشمندان تصميم ميگيرند يکی از ميمون ها را با ميمون جديدی عوض کنند. ميمون تازه اولين کاری که می کند برای بدست آوردن موز از نردبان بالا می رود. ولی ميمون های ديگر او را محکم کتک می زنند
پس از چند بار کتک خوردن، ميمون تازه وارد فرا می گيرد که نبايستی از نردبان بالا برود، اما هرگز نميداند چرا؟؟؟
ميمون دوم جايگزين می شود و همان وضع ادامه می يابد. ميمون اول هم در کتک زدن ميمون دوم همکاری می کند. ميمون سوم جايگزين می شود و همان وضع کتک زدن ادامه ميابد. ميمون چهارم جايگزين می شود و همچنان کتک زدن هر ميمونی که از نردبان بالا می رود ادامه دارد. ميمون پنجم هم جايگزين می شود و کتک زدن و کتک خوردن همچنان ادامه می یِابد.
حالا آنچه مانده ميمون های جديدی هستند که حتی هيچکدامشان دوش آب سرد را هرگز تجربه نکرده اند، ولی همچنان هر ميمونی که از نردبان بالا می رود را کتک می زنند.
اگر ممکن بود از ميمون ها پرسش شود چرا آنانی را که از نردبان بالا ميروند کتک می زنند، مطمئن باشيد جواب می توانست اين باشد...
”من نميدانم – اين روش کاری است که در اينجا مرسوم است“

حال عین همین اتفاق در گروههای انسانی هم می افتد و یک الگوی رفتاری بتدریج شکل گرفته و همه را کورکورانه وادار به تبعیت میکند که روزانه اگر دقت کنیم شاید دهها نمونه از این نوع الگوهارا بیابیم که علت و فلسفه اصلی یک مسئله برای افراد مشخص نبوده ولی همگی عامل به همان رفتار خاص هستند.و باز با اندک تاملی درخواهیم یافت که دهها و یا شاید صدها و هزاران نمونه از این الگوهارا در بانکها داریم،بعنوان مثال همکاری برای اولین بار وارد سیستم بانکی میشود و مشاهده میکند که سایرمتصدیان از مشتریان بهنگام پشت نویسی چک دو فقره امضاءاخذ مینمایند و بنابراین فرمولی درذهنش شکل میگیرد که چک بدون دو امضا در پشت آن قابل پرداخت نیست!!!غافل از آنکه این موضوع برمیگردد به زمانیکه چک توسط دو نفر (تحویلدار+کارمند)بررسی و پرداخت میشد و فلسفه امضا دوم مطابقت توسط تحویلدار با امضای اولی بود که توسط کارمند اخذ شده بود.
حال بحث بر سر چنین موارد پیش پاافتاده ای نیست چراکه بجز مواردی کاملا خاص هیچ ضربه اساسی بر پیکره سیستم بانکی وارد نمیاورد ولی متاسفانه مواردی هستند که نه تنها موجب اختلال درروند عادی عملیات شده و حتی گاها موجب رنجش مشتریان نیز میگردند بلکه با مسموم کردن فضای دوستانه شعب و یاحتی ادارات موجب ایجاد فشار روانی در خود همکاران نیز میشود بطوریکه محیط کار برای افراد غیر قابل تحمل گشته و چاره ای جز تعویض محل خدمت خود نمیبینند و این امر تاثیر بسزائی در بهره وری نیروی انسانی و نهایتا مشتری مداری میگذارد.بطور مثال در اکثر شعب همکارانی هستند که بخاطر برخی توانائیهای خاص از توجه و حمایت خاص مسئولین شعب برخوردار هستند و زمانیکه یک همکار جدید وارد چنین شعبی میشود مشاهده میکند که :
1-بعضیها میتوانند از زیر کار درروند و هیچ اتفاق خاصی نیفتد.
2-بعضیها میتوانند مشتری را به این و آن پاس دهند بدون آنکه با هیچ اعتراضی از سوی مسئولین مواجه شوند.
3-بعضیها میتوانند حتی با مشتری درگیر هم بشوند بدون آنکه هیچ تاثیری در سرنوشت کاری آنان داشته باشد.
4-بعضیها میتوانند غیر از وظایف مربوط بخودشان دست به سیاه و سفید نزنند و حتی تشویق هم بشوند.
5-بعضیها میتوانند حتی وظایف محوله خودراهم بدیگران تحمیل کنند و تشویقی هم بگیرند.

و هزاران مورددیگر ازاین جمله که فرد مشاهده کننده حتی اگر قبل از ورود به چنین محیطی جزو بهترینها و کاری ترینها هم بوده باشد متاسفانه با مشاهده چنین الگوهای رفتاری بطور کاملا ناخودآگاه به نتایج بسیار اسف باری میرسد که تا سالیان سال و اتمام آخرین دقایق دوران خدمتش باوی همراه خواهند بود و اورا تبدیل بفردی ناکارامد ،هزار چهره ،سیاستمدار،استثمارگر و ...مبدل خواهد ساخت.

حال ایکاش ماجرا به همینجا ختم میشد.عمق فاجعه دراین است که هرکدام از افرادیکه در چنین محیطی شاغل هستند تبدیل به یک ویروس بسیار مخرب ومسری گشته و حتی پس از انتقال به شعب دیگر همین الگوهای شکل گرفته غلط و مخرب خودرا بهمراه میبرند و بدیگران هم سرایت میدهند و شعبه جدیدشان که احتمالا قبلا جزو بهترین شعب بوده و روابط افراد در اوج صمیمیت و ایثار بوده است تبدیل به شعبه ای آلوده و غیرقابل تحمل میشود و این چرخه بهمین منوال ادامه میابد تا روزی فرامیرسد که انواع رفتارهای غلط و غیرانسانی در تمامی شعب به نوعی عرف و شیوه مرسوم مبدل میشود.
البته انشاءالله که مادرکره زمین چنین شعبی نداریم و همه چیز بروفق مراداست و شبگرد بیداراست و شهر امن و امان و ملالی نیست جز دوری شما عزیزان دل...

| لینک ثابت






نظرات (2)

hoddddddd:

آقای مهدی سلام تعجب میکنم چرادرمورد عمل کرد آقای سعید صالح ودادی چیزی نمی نویسی چرا نمی نویسی که خاموش شد چراغ اصفهانیها وروشن شد چراغ این استان چرا نمی نویسی وآن مرد کذاب را به اصفهانیها معرفی نمی کنی تو که قلم این استان هستی اگر خواستی خیلی چیزها دارم درست است طرف داران آن مرد کذاب در قدرت باقی هستند امابامدیریت جناب آقای دکتر خاوری نمی توانند کاری بکنند بنویس دلاور
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:عزیز دل عمولی بنظر شما غیبت کردن در شان ما هست؟مطمئنم که نیست و اگر انتقادی هم داشتیم میبایست در زمان حضور خودشان مطرح میکردیم نه الان که دیگه دربین ما نیستند.

ارسال شده توسط hoddddddd | 24 آذر 1388 11:57 قֽظֽ

ارسال شده در 24 آذر 1388 11:57

ساسان مهران پور:

برای از بین بردن دیوار ذهنی نیاز به یک بازمهندسی اصولی فرایندهاست.
-----------------------------------------------------------------------
پاسخ:ساسان جان خودت خوب میدونی که عمولی رو حف ساسانش حف نمیزنه.هرچی تو بگی قبووووووووووله عسیییییییسم.:)

ارسال شده توسط ساسان مهران پور | 24 آذر 1388 10:59 بֽظֽ

ارسال شده در 24 آذر 1388 22:59

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)