|
طوفانی با طعم اقتصاد
نوشته شده توسط محمد رضا چراغی زرمهری در تاریخ: ۰۲ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۱۱
کشتی بحران زده اقتصاد کشور در اقیانوس مواج و طوفانی اقتصاد در حال جا به جا شدن است و چشم ها همه به امید آرام شدن طوفان وحشتناک و لنگر انداختن این کشتی در نقطه ایست. اما بیم همه از آنجاست که قبل از آنکه کشتی در اسکله ای لنگر بندازد در این طوفان به گل نشسته یا در امواج خروشان آن غرق گردد. به راستی ناخدای این کشتی کیست؟ چرا سکان را در دست نمیگیرد و آرامش را به عرشه نمی آورد؟ شاید ناخدا خوابش برده است! یا شاید ناخدا از جانش سیر شده است! آخر گناه مسافران آن چیست؟ مگر این ناخدا تعهدی نسبت به آنها ندارد؟ شاید هم ناخدا را دزدان دریایی اسیر کرده و منتظر واژگونی کشتی و تاراج اموال هستند؟ اما اگر اینطور است چرا ناخدا فریاد کمک سر نمیدهد؟ یعنی غرورش تا بدین حد پیش رفته که حتی در این شرایط هم کمک نمیخواهد؟ کاش نویدی از سوی وی به کابین مسافران میرسید و ندایی می آمد که حداقل او زنده است تا دل مسافران آرام بگیرد. اما هیچ روزنه امیدی به چشم آنها نمی آید. تنها ملوانی در قسمت پایین کشتی برای آرام کردن مسافران صحبت میکند و به آنها میگوید همه چیز آرام است و هیچ جای نگرانی نیست. اما همه با خنده و تمسخر به وی مینگرند و هیچ کس حرف وی را باور نمیکند. حال چه باید کرد؟ منجی که میخواهد باشد؟ کی از این طوفان نجات خواهیم یافت؟ آیا زنده به مقصد میرسیم؟ آیا نجات خواهیم یافت؟ یعنی واقعا ناخدا خواب است؟
نوشته شده توسط: محمد رضا چراغی زرمهری
| لینک ثابت
|
|
|
تمامی حقوق این وبلاگ برای بانک ملی ايران محفوظ است
Copyright © 2008-2011 Bank Melli Iran, All rights reserved
Powered by Tapesh
|