۱۵ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۳
در دسامبر 1863 میلادی هیومک کلوک (Hiugh Moculloch) وزیر خزانه داری وقت انگلستان نامهای به کلیه بانکها ارسال نمود و نظر این نهادهای تازه سازمان یافته را به پارهای مسائل معطوف داشت. مفاد این نامه پس از گذشت بیش از یکصد و چهل و پنج سال هنوز بخردانه و در پارهای موارد راهنما است.
هرگز وامی در اختیار شخصی مگذارید مگر احتمال بازپرداخت آن معقول و تضمین شده باشد.
اعمال شما نباید در مسیر ایجاد و یا تسریع سفته بازی باشد و تسهیلات اعطائی شما میباید در زمینه فعالیتهای مشروع و اطمینان بخش محدود گردد.
معاملات خویش را تا حد امکان و با توجه به حرفه مشتریان خود، کوتاه مدت انتخاب نموده و در سررسید صرفنظر از اینکه به وام پرداختی در محلی دیگر نیاز داشته و یا ندارید، اصرار شما بر دریافت کل مبلغ اعطائی باشد.
هرگز برات و یا سفتهای را صرفاً بخاطر اینکه محلی دیگر برای انجام معامله وجود ندارد تجدید ننمائید.
وامهای اعطائی را تا حد امکان بین اشخاص بیشتری توزیع نمائید و هرگز آن را به تعداد محدود تخصیص ندهید.
در دسامبر 1863 میلادی هیومک کلوک (Hiugh Moculloch) وزیر خزانه داری وقت انگلستان نامهای به کلیه بانکها ارسال نمود و نظر این نهادهای تازه سازمان یافته را به پارهای مسائل معطوف داشت. مفاد این نامه پس از گذشت بیش از یکصد و چهل و پنج سال هنوز بخردانه و در پارهای موارد راهنما است.
هرگز وامی در اختیار شخصی مگذارید مگر احتمال بازپرداخت آن معقول و تضمین شده باشد.
اعمال شما نباید در مسیر ایجاد و یا تسریع سفته بازی باشد و تسهیلات اعطائی شما میباید در زمینه فعالیتهای مشروع و اطمینان بخش محدود گردد.
معاملات خویش را تا حد امکان و با توجه به حرفه مشتریان خود، کوتاه مدت انتخاب نموده و در سررسید صرفنظر از اینکه به وام پرداختی در محلی دیگر نیاز داشته و یا ندارید، اصرار شما بر دریافت کل مبلغ اعطائی باشد.
هرگز برات و یا سفتهای را صرفاً بخاطر اینکه محلی دیگر برای انجام معامله وجود ندارد تجدید ننمائید.
وامهای اعطائی را تا حد امکان بین اشخاص بیشتری توزیع نمائید و هرگز آن را به تعداد محدود تخصیص ندهید.
اعطای وامهای کلان به یک شخص و یا یک شرکت گرچه گاهی صحیح و ضروری است ولی اغلب بدور از تدبیر و دوراندیشی بوده و نامطمئن میباشد، زیرا دریافت کنندگان وامهای کلان اغلب تمایل دارند که حسابهای بانک را نیز تحت کنترل خویش درآورند و هنگامیکه چنین رابطه ای بین بانک و مشتریان ایجاد گردد در نهایت این بانکها هستند که از این نوع رابطه زیان خواهند دید.
با مشتریان بنحوی آزاد منشانه برخورد نمائید و به ذهن بسپارید که کامیابی بانک در گرو رضایت مشتریان است ولی هرگز به مشتریان خود اجازه ندهید که سیاستی خاص را به شما القا نمایند.
اگر در انجام معاملهای شک داشتید همان بهتر که در شک خود باقی بمانید تا انجام معامله.
اگر دلایلی در دست دارید که نادرستی یکی از مشتریان را اثبات میکند حساب آن را ببندید.
هرگز با شخص خلافکار معامله نکنید ولو مطمئن باشید که میتوانید از اعمال نادرست او جلوگیری کنید، عدم انجام معامله با چنین اشخاص منافع بیشتری را عاید بانک مینماید.
برای اعضای ارشد بانک در حدی حقوق در نظر بگیرید که آنان زندگی آبرومندانه را دارا بوده و نیازی به سوء استفاده نداشته باشند در مقابل از آنان بخواهید کلیه وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند.
اگر مشاهده نمودید که یکی از اعضای بانک بیش از سطح حقوق دریافتی زندگی میکند او را از سازمان خویش برانید.
اسراف گرچه خود عملی جنایت آمیز نیست ولی شخصی که اسراف میکند طبعاً به انجام اعمال سوء گرایش دارد.
کارمندی که خارج از توان و ظرفیت مادی دریافتی خویش خرج میکند نمیتواند کارمندی مطمئن بحساب آید.
سرمایه بانک میباید واقعی بوده و مجازی نباشد. مدیران بانکها بایستی با بکارگیری امکانات خویش از ایجاد سرمایه اسمی و غیر واقعی که از طریق گردش وجوه و یا طرق دیگر بدست میآید جلوگیری نمایند و در این مسیر همکاری کلیه بانکها ضرورتی آشکار است.
بدنبال انجام امور بانکی درست، صریح و قانونی باشید و هیچگاه اجازه ندهید عملی که احتمال برگشت سود کلان دارد شما را اغوا نماید مگر آنچه که در چارچوب قانون باشد.
منبع:http://www.bima.ir/view-3308.html