|
بهرهوري و خلاقيت
نوشته شده توسط مهرداد عباسي در تاریخ: ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۰۳
ارتقاي بهرهوري بر سه محور اصلي استوار است. نخست، بهبود در فرآيند و تكنولوژي انجام عمليات و دومين زمينه بهبود در سازمان بهبود فرآيند عمليات است. سومين عرصه براي ارتقاي بهرهوري، بهبود بهرهوري انسان به عنوان عامل اصلي توليد و عمليات است. خلاقيت به عنوان نيروي ايجاد نوآوري براي بهبود در طول تاريخ قدرت اصلي انسان در دستيابي به شيوههاي جديد، ايجاد بهبود در فرآيندها و رفع تنگناها و موانع عمليات بوده است. به اين ترتيب، خلاقيت انسان عامل تعيينكننده در جهت ارتقاي بهرهوري است. زمينه عملكرد آن، در دستيابي به فرآيندهاي مؤثر و كارآمدتر است. ديگر عملكرد مستقيم خلاقيت بر بهرهوري، عبارت است از ابداع شيوهها و تكنيكهاي ارتقاي بهرهوري. كاركرد ديگر خلاقيت در اثرگذاري بر نگرش افراد به مفهوم بهرهوري و تلاش در جهت بهرهوري بيشتر در عمليات است. بنابراين ميتوان گفت: خلاقيت، بستر هر گونه بهبود و در نتيجه، ارتقاي بهرهوري است. ويژگيهاي افراد خلاقه خلاقيت از ديدگاه روانشناسي، نمايان شدن تلفيقي از انديشههاي نو به وسيله شهودگرايي از منابع ناشناخته تعريف شده است. خلاقيت «توانايي ديدن چيزها در يك نظر نو و غيرمعمولي، ديدن مشكلاتي كه هيچكس ديگر امكان تشخيص موجود بودن آنها را نميدهد و سپس ارايه رهيافتهاي جديد، غيرمعمولي و اثربخش » است و نوآوري عبارت است از «به كارگيري ايدههاي نوين ناشي از خلاقيت» اما افراد خلاق داراي چه ويژگيهايي هستند؟ افراد خلاق تازگي و بديع بودن را ترجيح ميدهند، پيچيدگي مسايل توجه آنان را جلب ميكند و به قضاوتهاي مستقل ميپردازند. ديگر اينكه توانايي اتمام، تكميل و يكي كردن افكار گوناگون افراد را دارند. افراد خلاق بيشتر به وسيله علايق دروني خود نسبت به كارهاي خلاق برانگيخته ميشوند تا عوامل بيروني نظير شهرت، پول يا تأييد ديگران. علاوه بر موارد فوق، ديگر ويژگيهاي افراد خلاق عبارتنداز: - بخش عمدهاي از وقت خود را صرف توجه دقيق به اطراف خودميكنند و از اين طريق سوژههاي جديدي براي تفكر پيدا ميكنند. - بسيار كنجكاو بوده و به طور مستمر در جستجوي موضوعات پيچيده، جديد، ناشناخته و عجيب هستند. - حل مشكلات و مسايل توسط افراد خلاق از اصالت خاصي برخوردار است. - افراد خلاق انعطافپذير هستند و در ارايه راهحل و انديشه بكر و بديع، آمادگي بسيار دارند. - افراد خلاق به استقلال و ناهمنوايي تمايل دارند. - مسايل پيچيده را به مسايل ساده ترجيح ميدهند و با علاقهمندي بسيار براي يافتن راه حل ميكوشند. - مسايل و وضعيتهايي را ميبينند كه قبلاً مورد توجه قرار نگرفته، فكرهاي بكري ارائه ميدهند و از كنار مسايل بيتفاوت نميگذرند. - ايدهها و تجربيات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط ميدهند و آنها را بر مبناي مزيتشان مورد بررسي قرار ميدهند. - از مهمترين ويژگيهاي افراد خلاق، داشتن سلامت فكر است. به طوري كه همزمان در مورد يك مسأله چندين فكر و راه حل را در نظر خواهند داشت. - نسبت به پيشفرضهاي قبلي ترديد ميكنند و محدود به رسم و عادت نميشوند. اولين قدم براي بهبود يك وضعيت، ابراز شك و ترديد نسبت به آن است. - فيالبداهه از نيروهاي احساسي، ذهني و بينشي مدد ميگيرند و استفاده ميكنند و در عين بصيرت تخيل خود را نيز به كار ميگيرند تا فكري كارآمد ارايه كنند. - در فكر و عمل هميشه به دنبال بهبود روش انجام كار، بهبود كيفيت و استاندارد هستند. - غالباً افرادي اجتماعي هستند و دوست دارند در گروههاي متفاوتي عضويت داشته باشند تا بتوانند از ايدهها و نظرات ساير افراد نيز استفاده كنند. در نتيجه خلاقيت براي بقاي هر سازماني ضروري است. تداوم حيات سازمانها به بازسازي آنها بستگي دارد. بدون بازسازي، سازمان نميتواند دوام بياورد و بازسازي هم جز از طريق نوآوري كه خود ثمره خلاقيت است، ميسر نيست. بنابراين سازمانها براي ادامه حيات و بقاي خود به بازسازي از طريق خلاقيت نيازمندند. موفقيت مديريت در اين است كه افراد خلاق را در سازمان شناسايي و از وجود آنها براي بهبود و بازسازي سازمان استفاده كند. مديريت سازمان بايد هميشه از بروز ايدهها و فكرهاي جديد استقبال كند و افراد خلاق را تشويق كند. جهت وقوع خلاقيت، بايد چنان نگرشي وجود داشته باشد تا از پيشنهادهايي كه مبتني بر تغيير شرايط موجود هستند استقبال شود. مديران امروزي بايد بدانند كه موانعي همچون عدم اعتماد به نفس، ترس از انتقاد و شكست، تمايل به همرنگي و همگوني و عدم تمركز ذهني و ساير موارد بر سر راه بروز خلاقيت از سوي افراد زير دستشان وجود دارد كه بايد در برطرف ساختن آنها بكوشند. ما بايد اين نكته را قبول كنيم كه عادت زدهايم. متأسفانه در نظام اداري ما كم نيستند مديراني كه خود را عقل كل ميدانند و كارمندان را افرادي كه مجبورند دستورات آنها را اجرا كنند، در نظر ميگيرند. ويژگيهاي سازمان خلاق چيست؟ برخي از ويژگيهاي سازمان خلاق، عبارتند از: 1- رقابت كامل و فشرده: در يك سازمان در صورتي خلاقيت صورت ميگيرد كه رقابت كامل در آن حاكم باشد. 2- فرهنگ خوب و پويا: بر پايه يك فرهنگ خوب، اتلاف وقت گناه محسوب ميشود. بديهي است در چنين بستر مناسبي بحث و رقابت، خلاقيت يا سازمانهاي پويا بهتر شكل ميگيرد. 3- دسترسي به مديران: در سازمانهاي خلاق مديران بر اين اعتقاد هستند كه دانش در سطح سازمان به وفور پراكنده شده است و مديران به راحتي ميتوانند افكار و نظرات ديگران را مستقيم و بدون واسطه دريافت كنند. 4- احترام به افراد: ويژگي ديگر سازمان خلاق احترام به افراد است و آنها باور دارند كه ميتوانند همگام با نيازهاي سازمان، رشد كنند. 5- ارائه خدمات عمومي: هدف نهايي در اين سازمانها توجه به نيازمنديهاي اجتماع و جلب رضايت آحاد مردم است. 6- گردش شغلي: در سازمان خلاق، افراد داراي يك تخصص ويژه نيستند و اين امكان را دارند كه براي قرار گرفتن در جايگاه مناسب گردش شغلي داشته باشند. 7- كار گروهي: در سازمانهاي خلاق، كارها به صورت گروهي انجام ميشوند. 8- روابط دائمي و بلندمدت كاركنان با اين نوع سازمانها و در نتيجه برخورداري آنها از امنيت شغلي از ديگر ويژگيهاي اين سازمانهاست. 9- استفاده مديران از عامل تغيير: در اين سازمانها تمامي مديران، مسئله تغيير را به عنوان تنها عامل ثابت و گريزناپذير ميدانند و با خشنودي آن را پذيرفته و در برابر آن مقاومت نميكنند. طبيعي است در چنين سازماني، ضرورت ندارد كه مدير بخش زيادي از وقت خود را براي چگونگي برخورد با تغييرات اختصاص دهد، زيرا همه به اين باور رسيدهاند كه تغيير يك ارزش مثبت است. مديريت خلاق خلاقيت موهبتي الهي و همگاني است كه به طور بالقوه در وجود همه نهفته است. اما ظهور آن مستلزم هدايت و پرورش صحيح است و براي تحقق اين، نياز به مديريت خلاقيت ميباشد. براي پرورش خلاقيت، تنها آموزش مطالب مناسب يا برنامهريزي براي توسعه استعدادهاي خلاق كافي نيست، بلكه بايد نقاطي را كه محل تقاطع خلاقيت هستند تشخيص داد. نقاطي كه باعث تشكيل تقاطع خلاقيت ميشوند عبارتند از: 1- مهارتهاي مربوط به موضوع 2- مهارتهاي مربوط به خلاقيت 3- انگيزه يك مديريت موفق ميتواند اين محل تقاطع را در افراد يافته و از اين تركيب بهره زيادي ببرد و نتيجه سازماني پويا، فعال، نوآور و پيشرو خواهد داشت. مهمترين اصل سه عامل بالا همسويي هدفها است. اگر در ميان اهداف افراد چه فردي و چه سازماني همسويي بوجود آيد، فرد تحقق اهداف خود را در تحقق اهداف سازمان ميداند پس در او ايجاد انگيزه ميشود تا به طور ناخودآگاه به هدف سازمان نيز برسد. تقاطع فكري هنگامي به ثمر ميرسد كه فرد در مرحله نهايي قادر باشد خارج از قالبها و روشهاي معمول دست به خطر بزند. يك مديريت خلاق و كارآفرين در سازمان روحيه اي ايجاد ميكند كه افراد به گونهاي خلاق فكر و عمل كنند. ايجاد اين جو مستلزم شرايطي خاص است. سازمان بايد به گونهاي باشد كه فرد به راحتي به تفكر بپردازد يعني مدير اجازه دهد كه افراد فرصت ابراز ديدگاه و انديشههاي خود را داشته باشند. اگر افراد از اين لحاظ احساس راحتي كنند باعث ميشود كه براي ارائه ايدههاي جديد و نو تلاش كنند. در اين ساختار ضروري است براي افراد امنيتي در زمينه ريسك مالي و معنوي وجود داشته باشد زيرا براي پيشبرد خلاقيت بايد قواعد و چارچوب ذهني را شكست تا به راهها و روشهاي نوين رسيد.
نوشته شده توسط: مهرداد عباسي
| لینک ثابت
نظرات (1) |
|
|
تمامی حقوق این وبلاگ برای بانک ملی ايران محفوظ است
Copyright © 2008-2011 Bank Melli Iran, All rights reserved
Powered by Tapesh
|
با سلام لطفا منابع این نوشته راذکر کنید
ارسال شده توسط حسن | July 1, 2010 18:20