بدون عنوان
نوشته شده توسط محمد رضا چراغی زرمهری در تاریخ: ۰۷ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۱۱
چهار سال قبل برای اولین بار بابا شدم و برای اولین بار واژه بابایی و بابا را به زبان آوردم. راستش هیچ گاه نه این واژه را گفته بودم و نه برایم ملموس بود. حتی وقتی هم که ازدواج کردم نتوانستم این لغت را نسبت به پدر همسرم بر زبان جاری سازم. چرا که این کلمه واقعا برایم ناشناخته بود. پس از آنکه چند وقتی از پدر شدن و بابایی گفتنم گذشت، تازه متوجه شدم که چه واژه شیرین و چه نعمتی را نداشتم. وقتی پسرم مرا صدا میکند یا چیزی میخواهد با نهایت عشق و علاقه به او جان میگویم و کمبودی که خود داشتم را با وجود او جبران میکنم. اما برخی اوقات به او حسودیم میشود. همانطور که درخردسالی آرزوی داشتنش همیشه در ذهنم بود. آنروزها وقتی یکی پدرش را صدا میزد تمام وجودم را درد میگرفت. اما مادرم میگفت پدرت همینک نزد خداست و در حال دیدن اعمال و رفتار ماست. آری او ما را درست زمانی که در اوج جوانی بود و من غرق کودکی بودم، تنها گذاشت. امروز حتی تصویرش را هم به یاد نمی آورم. او ما را ترک کرد تا با دژخیمان و ظلم زمان بجنگد تا امروز من و امثال من آسوده خاطر و در نهایت امنیت و رفاه کودکمان را بوسیده و در آغوش بگیریم. جوانان آن زمان که خود در دل هزاران امید و آرزو داشتند به این امید از آمال و خاطرات خود دست کشیدند و خانواده ی خود را به خدا سپردند که جان ، مال ، ناموس ، شرف و دین ما اسیر فساد و تباهی بیگانگان نشود.

هزاران شهید، هزاران جانباز، صدها آزاده و آنهایی که هنوز هیچ اثری از آنها نیست همگی به امید حفظ کشور و ایمان و غیرت این مملکت جانفشانی کردند و فرزندان بسیاری را در حسرت داشتن پدر گذاشتند.آنها ما را به خدا سپردند و جان خود را در برابر هدف دشمن قرار دادند به امید آنکه در نهایت امنیت امروز ما بتوانیم زندگی کرده و ایرانی آباد بسازیم. اما همیشه برایم این مطلب سوال است که آیا آنها به هدفشان رسیدند؟ آیا ما که نسل بعد آنها هستیم توانسته ایم با اعمال و رفتار خود موجب شادی روح آنها شویم؟ آنروزها کشور ما درگیر مشکلات بسیاری بود و آن جنگ هرچند موجب تجربه، استقامت و رشادت بود ، لیکن کشور را از مسیر توسعه و پیشرفت دور ساخت و این وظیفه به نسل دوم و سومی هایی واگذار شد که آنروزها کودک، دانش آموز یا دانشجو بودند. قطعا آنها به خاطر دارند که دسته دسته از جوانان این کشور به نیت استقلال و سربلندی کشور رفتند و فقط خاطره ای از خود برجای گذاشتند. پس امروز همه ی ما از بالاترین رده مسئولین گرفته تا کودکی که امروز چشم به جهان گشوده، همگی مدیون خون آنها هستیم و این وظیفه ی شرعی و وجدانی ماست که برای پیشرفت و آبادانی کشور تلاش کنیم و دست کفر، مزدور، فساد را از جامعه کوتاه سازیم. در پایان پیامی هم به مسئولین و گردانندگان اقتصاد کشور دارم و اینکه اگر براستی روزی آنها از شما بپرسند بعد از ما چه کردید و چه گونه عزت و عابروی کشور و نظام را که ما برایش جان دادیم حفظ نمودید،چه خواهید گفت؟ بهتر نیست طوری عمل نمایید که حرفی برای دفاع داشته باشید که خون آنها هم پایمال نشده باشد؟!؟
التماس دعا. محمدرضا چراغی زرمهری شعبه تربت حیدریه

  • Currently 0/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نوشته شده توسط: محمد رضا چراغی زرمهری | لینک ثابت






نظرات (1)

حسن زاده:

همکار عزیز خیلی زیبا بود. در پناه حق محفوظ باشید

ارسال شده توسط حسن زاده | February 6, 2012 12:23


ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)