<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>وبلاگ بانک ملی ایران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.bmiblog.ir/atom.xml" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1</id>
   <updated>2012-05-15T11:59:43Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/"> Movable Type Pro 4.3-en</generator>


<entry>
   <title>به مناسب ۲۷ اردیبهشت روز روابط عمومی </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/commentate/1391/02/788.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.788</id>
   
   <published>2012-05-15T11:56:52Z</published>
   <updated>2012-05-15T11:59:43Z</updated>
   
   <summary>هرکه سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش نگران تـو چه اندیشه و بیم از دگـرانش بـه جـفـایی و قـفـایـی نـرود عـاشـق صـادق مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش گفتـم از ورطـه عشـقت به صبوری...</summary>
   <author>
      <name>افشار محمديان</name>
      
   </author>
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      هرکه سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش 	
                    نگران تـو چه اندیشه و بیم از دگـرانش
بـه جـفـایی و قـفـایـی نـرود عـاشـق صـادق	
                    مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش
گفتـم از ورطـه عشـقت به صبوری به درآیـم
	
                   باز می بینم و دریا نه پدید است کرانش

عهد ما با تـو نه عهـدی است که تغـیر بـپذیرد
	
                   بوستانی است که هرگز نزند باد خزانش



برای بسیاری از مردم از قدیم الایام به خصوص آن زمان که به اهمیت روابط و معاشرت های اجتماعی واقف شدند، همیشه این سوال مطرح بوده است که کدامین رفتار اجتماعی مقبول و کدام ناپسند است و این نیاز از طبیعت الهی، انسانی نوع بشر سرچشمه می گیرد که در هر جا و هر زمان با توسل به رفتارهای پسندیده و حسن سلوک به دنبال ترقی و تعالی خوی انسانی خویش بوده است. حسن معاشرت و ارتباط امری است که در توصیه ها و فرامین خداوند بزرگ و رسول کریم اسلام بر آن تاکید شده است تا جائیکه فرستاده خداوند کریم فلسفه بعثت خود را بر حسن سلوک نهاده و می فرماید من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را تکمیل کنم. 
مشتریان ارجمند و همکاران گرامی 
آنچه که امروز به عنوان دو رسالت محوری و مسئولیت های اصلی روابط عمومی بانک ملی ایران به عنوان بزرگترین بانک جهان اسلام برشمرده می شود عبارتند از تلاش مستمر برای کیفیت بخشیدن به بهبود روابط درون سازمانی با هدف ارتقا کارایی و بهره وری نیروی انسانی و حسن تعامل سازنده و هدفمند با مشتریان وفادار  بانک و آحاد جامعه به منظور جذب حداکثری ، تامین نیازهای متنوع و رو به تزائد مشتریان بانک ملی ایران.
 به لطف خداوند عالم، امروز روابط عمومی بانک ملی ایران ضمن استفاده از خرد جمعی، پیشنهادات ومشارکت مشفقانه مردم شرافتمندی که خود بنیانگذار این بانک تاریخ ساز بوده اند و بهره مندی از         تخصص های متنوع در حوزه ارتباط جمعی، وفاق، همدلی و انسجام سازمانی توانسته است تحولاتی عمیق درحوزه های تبلیغ موثر، ارتباط الکترونیکی ، تقویت سایت بانک در جایگاه برترین های کشور، انتشارات و افکار سنجی ایجاد نماید که امیدواریم با گسترش تعاملات دو سویه و سازنده، شاهد درخشش روز افزون نام پر افتخار بانک ملی ایران به عنوان بزرگترین بانک جهان اسلام در درون و برون مرزهای جغرافیای کشور باشیم. 
روز روابط عمومی و ارتباطات بر هم میهنان عزیز، مشتریان ارجمند و
 همکاران سیستم بانکی تهنیت باد

اداره کل روابط عمومی 

      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>به بهانه ۲۷ اردیبهشت ماه روز روابط عمومی </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/commentate/1391/02/787.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.787</id>
   
   <published>2012-05-15T07:44:03Z</published>
   <updated>2012-05-15T12:00:18Z</updated>
   
   <summary> تلاش و پیگیری دست‌اندرکاران روابط عمومی و جامعه روابط عمومی ایران به ثمر نشست و جامعه روابط عمومی ایران را صاحب روز ملی کرد. ۲۷ اردیبهشت ماه روزی که درسطح جهانی نیزبه عنوان روز ارتباطات وجامعه اطلاعاتی نامگذاری شده...</summary>
   <author>
      <name>محمدرضا محموديان</name>
      
   </author>
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[<strong> 
تلاش و پیگیری دست‌اندرکاران روابط عمومی و جامعه روابط عمومی ایران به ثمر نشست و جامعه روابط عمومی ایران را صاحب روز ملی کرد. ۲۷ اردیبهشت ماه روزی که درسطح جهانی نیزبه عنوان روز ارتباطات وجامعه اطلاعاتی نامگذاری شده است، به عنوان روز روابط عمومی و ارتباطات تعیین گردید. این روز فرصتی است تا نقش و جایگاه روابط عمومی را به عنوان هنر هشتم مرور کنیم  
امروزه نقش روابط عمومی ها در کمک به تصمیم گیری های مدیریتی و استراتژیک یک سازمان نقشی قابل توجه است. نقش روابط عمومی به عنوان ابزار مدیریتی برای فعالیت های حرفه ای، علمی و الکترونیکی،‌ از مشخصه های جدید روابط عمومی در عصر ارتباطات است. بنابراین،‌ از نقاط برجسته و ممتاز در مدیریت استراتژیک، تأکید بر محیط برون سازمانی و حتی جهانی است و در واقع،‌ منظور از وظایف استراتژیک روابط عمومی، دخالت در روند تصمیم گیری سازمان است. 
اهمیت جایگاه روابط عمومی در عصر ارتباطات و در دورانی که اطلاع‌رسانی در همه عرصه‌ها پیشتاز است، دوچندان شده است به گونه ای که موفقیت سازمان‌ها، ادارات و شرکت‌ها و دوامشان در عرصه‌ها و فعالیت های تخصصی به عملکرد روابط عمومی‌های آن‌ها وابسته است

در ذیل نوشته آقای دکترسید غلام رضا کاظمی دینان به مناسبت این روز درج میگردد امید است که مورد توجه همکاران واقع گردد
فکر کردم زمان مناسبی باشد تا چند خطی در ارتباط با نقش روابط عمومی در دنیای امروز و اینکه چرا باید روزی به نام این حرفه حساس و مهم داشته باشیم.
 آیا این اقدام باعث ارتقاء و ارزش روابط عمومی می شود؟
 آیا این حرکت منجر به معرفی صحیح و مناسب این حرفه در ارتباط با نقش آن در جوامع می شود؟
 حدود ۶۰ سال از ظهور روابط عمومی در ایران می گذرد و حدود صد و اندی سال در جهان سپری شده ولی متاسفانه شاهد حرکت کند سرعت و توسعه دانش روابط عمومی در مقایسه با سایر علوم در ایران هستیم و این موضوع پرسش هایی را در افکار علاقمندان و دانش آموختگان این حرفه مطرح کرده و می توان ضمن احترام به تلاش ها ، زحمات و دستاوردهای عملی و عملی پیشکسوتان گذشته و حاضر نقدهایی را مطرح و جهت رفع آن چاره اندیشی کنیم.
 عدم شناخت مدیران ارشد سازمان ها از کارکردها و تاثیرگذاری روابط عمومی، عدم برخورداری روابط عمومی از جایگاه مناسب سازمانی، عدم اختصاص بودجه کافی و مناسب، در اختیار نداشتن امکانات و ابزارهای لازم، عدم توجه به آموزش جهت آگاهی از پیشرفت های تکنولوژی و عملی توسط کارشناسان این حرفه و عدم علاقمندی و دانش بعضی از مسئولین روابط عمومی ها و بالاخره شنیدن پاسخ های کلیشه ای و پاسخ گویی شفاف عواملی هستند که باعث کند شدن حرکت رو به جلوی روابط عمومی می شوند.
 از طرفی با توجه به اینکه در نخستین سالهای هزاره سوم به سر می بریم که آنرا عصر ارتباطات و اطلاعات نام نهادند، سرعت تغییرات تکنولوژی و هرگونه تعلل در بهره گیری از این امکانات نوین مطمنا منجر به مرگ زودرس و با بهنگام روابط عمومی خواهد شد.
 از این رو روابط عمومی هایی در عصر حاضر موفق هستند که مجهز به ابزارهای جدیداطلاع رسانی باشند و به تولید اطلاعات بپردازند و از فرهنگ سازمانی تشکیلات خود به خوبی واقف باشند.
 کارشناسان و متخصصان روابط عمومی ها نقش به سزایی در این مسیر دارند و می توانند در درون سازمان یک فرهنگ جدید سازمانی ایجاد و عناصر درون سازمان را همگام با اهداف مدیریت جهت دستیابی به اهداف سازمان بسیج نمایند.
 برای اینکه این هدف محقق شود نیاز به این است که روابط عمومی ها اقدامات لازم بمنظورتوسعه و ترویج نگرش تحقیقی و علمی را بعمل آورده و از طرفی تلاش شود تا آگاهی و نگاه مسئولان و مدیران سازمانها را به نقش حساس روابط عمومی ارتقاء بخشند.
 نام گذاری یک روز به یک رویداد یا یک اتفاق به یک حرفه بمنظور ارزش گذاری و مهم انگاشتن آن امریست که در دنیا متداول و مرسوم است.
 در کشورمان نیز از سالها قبل شاهد این حرکت بوده ایم.
 خوشحالیم بعد از سالها پیگیری و در خواستهای مکرر توسط دست اندرکاران و دانش آموختگان این حرفه و هم چنین انجمن های تخصصی بخصوص انجمن روابط عمومی ایران امروز شاهد روزی با عنوان روز روابط عمومی هستیم هر چند انتظار این بود با توجه به یک رویداد دیگر به روابط عمومی اختصاص داده می شود. بهرحال وظیفه خود می دانیم از این حرکت زیبای دولت تشکر و قدردانی نماییم .
 روز ۲۷ اردیبهشت روز روابط عمومی را به اهالی خوب و مثبت نگر محله روابط عمومی تبریک عرض نموده امیدوارم با این اقدام، کارشناسان و دانش آموختگان روابط عمومی با تلاش بیشتر و علاقمندی مضاعف خود کمک کنیم تا هر روز شاهد روند رو به اوج کمیت و کیفیت این هنر بزرگ و ارتقاء واقعی این مسئولیت مهم در جامعه اسلامی مان باشیم
 انشاا....   غلام رضا کاظمی دینان 
  </strong>]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>شهروندیاری  دیجیتالی  جهت دست یابی  به  دولتی کارا تر</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/cat-2/1391/02/786.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.786</id>
   
   <published>2012-05-14T17:35:40Z</published>
   <updated>2012-05-15T12:00:54Z</updated>
   
   <summary>شهروندیاری دیجیتالی جهت دست یابیبهدولتی کارا ترآیا می شه دولت مثل اینترنت اداره بشه، بدون نیاز به مجوز و علنی؟ جنیفر پالکا، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت کد برای آمریکا ، بر این باور است که اینکار شدنی است - و...</summary>
   <author>
      <name>عليرضا مكري</name>
      
   </author>
   
      <category term="نکات مدیریتی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[<a target="_blank" href="http://www.ted.com/talks/lang/fa/jennifer_pahlka_coding_a_better_government.html"><span lang="AR-SA"><img src="http://images.ted.com/images/ted/3994bb68f47f2af79ce05ff2aae81a19184431ff_254x191.jpg" align="left" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></a><p class=" " dir="rtl" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="5"><span lang="AR-SA"><font style="color: rgb(0, 51, 51);" face="times new roman,times,serif"><strong>شهروندیاری </strong></font></span></font></p><p class=" " dir="rtl" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font size="5"><span lang="AR-SA"><font style="color: rgb(0, 51, 51);" face="times new roman,times,serif"><strong>دیجیتالی</strong></font> </span></font></p><p class=" " dir="rtl" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51);"><span lang="AR-SA"><font size="5"><strong><font face="times new roman,times,serif">جهت دست یابی</font></strong></font></span></p><p class=" " dir="rtl" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51);"><span lang="AR-SA"><font size="5"><strong><font face="times new roman,times,serif">به</font><br /></strong></font></span></p><p class=" " dir="rtl" style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51);"><span lang="AR-SA"><font size="5"><strong><font face="times new roman,times,serif">دولتی کارا تر</font></strong></font></span></p><p class=" " dir="rtl" style="text-align: left; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span lang="AR-SA"><br /></span></p><p class=" " dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><br /></font></p><p class=" " dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"><b><font style="font-size: 1.25em;" size="2"><span lang="AR-SA">آیا می شه دولت مثل اینترنت اداره بشه، بدون نیاز به مجوز و علنی؟
<a target="_blank" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Jennifer_Pahlka">جنیفر پالکا</a>، بنیانگذار و مدیرعامل </span><span lang="FA">شرکت <a target="_blank" href="http://codeforamerica.org/who-we-are/">کد برای آمریکا</a></span><span lang="AR-SA"> ، بر
این باور است که اینکار شدنی است - و برنامه های ساخته شده سریع و ارزان، راه های
مؤثر جدیدی برای ارتباط شهروندان با دولتهای خود - و همسایگانشان هستند...</span></font></b></p>

<p align="center"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span dir="rtl" style="font-size: 11pt; line-height: 115%;" lang="AR-SA">برای دیدن فیلم سخنرانی وی که متن ان در زیر می آید&nbsp; ، روی عکس فوق کلیک کنید .</span></font></p><p>
 </p><p class=" " dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font style="font-size: 1.25em;" size="2"><span lang="AR-SA">خُب چند سال پیش من برنامه ای را شروع کردم
که در اون سعی کردم با تکنولوژی بی نظیری، مردم را تشویق کنم تا یکسال مرخصی کاری گرفته
و در محیطی کار کنند که نمایانگر تمام چیزهایی است که از اونها متنفرند، ازشون خواستیم که در بخش
دولتی کار کنند. نام این برنامه "کُد برای آمریکا" است، ویه کمی شبیه سپاه
صلح افراد نابغه است. ما هر ساله چند نفری انتخاب کرده تا در بخش دولتی شهر کار کنند.&nbsp; به جای فرستادن آنها
به کشورهای جهان سوم، اونا را به شهرداری بی در و پیکر می فرستیم. آنها در اونجا نرم
افزارهای کاربردی بسیار خوبی درست می کنند، آنها با کارکنان شهرداری کار می کنند. اما
در واقع می خواهند نشان بدهند که چه چیزهایی امروزه با کمک تکنولوژی امکان پذیر است.
</span><span dir="ltr">.</span></font></p>

<p class=" " dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><font style="font-size: 1.25em;"><span lang="AR-SA">خُب بریم "اَل" را ملاقات کنیم.
"اَل" ، یک شیر آتش نشانی در شهر بوستون است. در اینجا یه جورایی به نظر
می رسد که دنبال یه دوست می گرده، اما او واقعا دنبال کسی است که وقتی برف می یاد،
اونو با پارو از زیر برف بیرون بیاره، چون می دونه وقتی زیر چهار فوت برف مدفون می
شه، نمی تونه خیلی خوب با آتش سوزی مبارزه کنه.&nbsp; حالا چطور اون با این شیوۀ
بسیار منحصر به فرد دنبال کمک می گرده؟&nbsp; ما سال گذشته گروهی را از طریق برنامۀ "کد برای آمریکا"
در بوستون داشتیم.&nbsp; آنها در ماه فوریه اونجا بودند، و فوریه سال گذشته برف سنگینی اومد
و اونها متوجه شدند که مردم شهرهیچوقت قادر نخواهد بود همۀ شیرهای آتش نشانی را از
زیر برف بیرون بیارن. اما یک شخص به طور خاص، فردی بنام "اریک مایکل-اوبر"،
متوجه چیز دیگری شد، این که شهروندان درست جلوی این شیرهای آتش نشانی، در حال پارو
کردن پیاده روها هستند. بدین ترتیب اون کاری رو انجام داد که هر طراحی انجام می ده،
او یک نرم افزار کاربردی ساخت</span></font><span dir="ltr">...</span></font></p><p class=" " dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><strong><a href="http://amokri.blogfa.com/page/codeforamerica"><span dir="ltr"><span style="color: rgb(51, 0, 51);">ادامه مطلب</span></span></a></strong></font></p>]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>موانع  پیش روی  تحول در سازمان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/cat-1/1391/02/783.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.783</id>
   
   <published>2012-05-14T17:16:39Z</published>
   <updated>2012-05-15T16:52:05Z</updated>
   
   <summary>موانع  پیش روی  تحول </summary>
   <author>
      <name>عليرضا مكري</name>
      
   </author>
   
      <category term="مشتریان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="مفاهیم بانکداری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="نکات مدیریتی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[<font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><strong><span style="font-size: 16pt; line-height: 115%;" lang="FA"><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><img src="http://i.zdnet.com/blogs/resistance-to-change-the-real-enterprise-20-barrier.jpg" align="texttop" border="0" height="357" hspace="0" vspace="0" width="543" /></span></span></strong></font><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(153, 153, 153); text-align: center;" dir="rtl" class=" "><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><strong><span style="font-size: 16pt; line-height: 115%;" lang="FA"><font size="5"><span style="color: rgb(0, 0, 0);">موانع</span> </font></span></strong></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(153, 153, 153); text-align: center;" dir="rtl" class=" "><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><strong><span style="font-size: 16pt; line-height: 115%;" lang="FA"><font size="5"><span style="color: rgb(0, 102, 255);">پیش روی</span> <span style="color: rgb(255, 51, 51);"><br /></span></font></span></strong></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(153, 153, 153); text-align: center;" dir="rtl" class=" "><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><strong><span style="font-size: 16pt; line-height: 115%;" lang="FA"><font size="5"><span style="color: rgb(255, 51, 51);">تحول</span></font>&nbsp;</span></strong></font></p><p style="text-align: center; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(153, 153, 153);" dir="rtl" class=" "><a href="http://drfd.hbs.edu/fit/public/facultyInfo.do?facInfo=ovr&amp;facId=6495"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 16pt; line-height: 115%;" lang="FA"><span style="color: rgb(255, 204, 102);"><img src="http://www.historiadaadministracao.com.br/jl/images/stories/Imagens/John%20Kotter%201.jpg" align="left" border="0" height="232" hspace="0" vspace="0" width="175" /></span></span></font></a></p>

<p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><br /></span></font></strong></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><font size="4"><strong><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA">نویسنده:&nbsp; <a href="http://drfd.hbs.edu/fit/public/facultyInfo.do?facInfo=ovr&amp;facId=6495" target="_blank">دکتر جان
پی. کاتر</a></span></font></strong></font></p>

<p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><br /></span></font></strong></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA">مدیر ارشد نوآوری در
شرکت</span></font></strong></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"> </span></font></strong></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><a href="http://kotterinternational.com/"><img src="http://kotterinternational.com/Images/logo.png" height="34" width="148" /></a> <strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA">،سازمانی که <a href="http://www.hbs.edu/leadership/" target="_blank">رهبران</a> سازمان ها</span></font></strong></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"> رادر امر تسریع&nbsp; پیاده سازی<span> واجرای </span><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF" target="_blank">راهبردها</a> یاری می نماید .</span></font></strong></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"> وی استاد <a href="http://www.hbs.edu/leadership/">رهبری و مدیریت سازمانی</a> در <a href="http://www.harvard.edu/">دانشگاه هاروارد<span> </span></a>می باشد
.</span></font></strong></p><br /><br /><p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><a target="_blank" href="http://www.amokri.blogfa.com/"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://bmiblog.ir/engine-static/support/assets_c/userpics/userpic-80-100x100.png" align="left" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></a></p><p style="text-align: left; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><strong><font face="times new roman,times,serif" size="2"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><br /></span></font></strong></p><p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><strong><font face="times new roman,times,serif" size="2"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA">برگردان : علیرضا مکری</span></font></strong></p><p style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><br /></span></p><p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><br /></span></font></p><p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA">&nbsp;&nbsp; چندی پیش ،شرکت </span></font><a href="http://www.kodak.com/ek/US/en/Home.htm"><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://www.stevehuffphoto.com/wp-content/uploads/2012/01/kodak-logo.jpg" style="width: 31px; height: 16px;" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA">&nbsp;<span> </span>اعلام ورشکستگی کرد . غالباً ،<span>&nbsp; </span>هنگامی که چنین خبری در جراید منتشر می گردد،
با استفاده از گزارش های مالی پنج سال اخیر شرکت ،<span>&nbsp; </span>تحلیل های کمی و مالی پیرامون شکست آن ارائه می شود . تحلیل های کیفی تر، با بازگشت به<span>&nbsp;
</span>داده های ده سال اخیر</span></font><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA">پا را</span></font><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"> از سطح گزارش های مالی&nbsp; فراتر نهاده ، پیرامون
<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF" target="_blank">راهبرد</a> ، عملکرد مدیران عامل گذشته ، شرایط رقابتی و غیره ، بحث می نمایند . دو
مقاله شاهکار چاپ شده در <a target="_blank" href="http://amokri.blogfa.com/www.ft.com/">فایننشال تایمز</a> (<a href="http://www.ft.com/intl/cms/s/0/19a8e5fe-7989-11e1-b87e-00144feab49a.html" target="_blank">اینجا</a> و <a href="http://www.ft.com/intl/cms/s/0/b2076888-7a52-11e1-839f-00144feab49a.html" target="_blank">اینجا</a>) در مورد&nbsp;</span></font><a href="http://www.kodak.com/ek/US/en/Home.htm"><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://www.stevehuffphoto.com/wp-content/uploads/2012/01/kodak-logo.jpg" style="width: 31px; height: 16px;" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"> حتی از این
هم فراتر رفته اند . اما باز هم افراد از درک ریشه اصلی شکست&nbsp;</span></font><a href="http://www.kodak.com/ek/US/en/Home.htm"><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://www.stevehuffphoto.com/wp-content/uploads/2012/01/kodak-logo.jpg" style="width: 31px; height: 16px;" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA">عاجزند . عارضه </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"></span></font><a href="http://www.kodak.com/ek/US/en/Home.htm"><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://www.stevehuffphoto.com/wp-content/uploads/2012/01/kodak-logo.jpg" style="width: 31px; height: 16px;" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"> در بداهه امر چنین می نماید که&nbsp; این شرکت ، به
اندازه لازم و سرعت کافی به سمت دنیای <a target="_blank" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84">دیجیتال </a>خیز بر نداشت . کنکاش مقاله های
اخیر پیرامون این موضوع ، بیانگر این مطلب است که نزدیک و نزدیک تر شدن فاجعه
برای<span>&nbsp; </span>برخی از کارکنان&nbsp;</span></font><a href="http://www.kodak.com/ek/US/en/Home.htm"><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://www.stevehuffphoto.com/wp-content/uploads/2012/01/kodak-logo.jpg" style="width: 31px; height: 16px;" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"> مشهود بوده است
-کارکنان مدفون شده در <a target="_blank" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Hierarchical_organization">هرم سازمان</a>- اما سازمان به موقع ( دهه ها پیش) ،اقدام ننموده
است .<span> </span></span></font><a href="http://www.kodak.com/ek/US/en/Home.htm"><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://www.stevehuffphoto.com/wp-content/uploads/2012/01/kodak-logo.jpg" style="width: 31px; height: 16px;" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"> با چالش فن آوری های گسسته و
نامستمر که اولین بار توسط همکار من کلی کریستین سن <a href="http://hbr.org/product/disruptive-technologies-catching-the-wave/an/95103-PDF-ENG" target="_blank">مطرح شده</a> ، روبرو بوده است .<a href="http://www.claytonchristensen.com/"><img src="http://www.claytonchristensen.com/images/ClaytonTeaching04.jpg" align="right" border="0" height="96" hspace="0" vspace="0" width="149" /></a>&nbsp; پیامد آفرینش فن آوری نوین ، پیدا شدن سرو کله رقبای
سرسخت ، <span>&nbsp;</span>کسب حاشیه سود ناچیز و بلعیده شدن
درآمد <span>&nbsp;</span>بخش های <span>&nbsp;</span>محوری و سود ده سازمان است ؛<span>&nbsp; </span>و عزم&nbsp;</span></font><a href="http://www.kodak.com/ek/US/en/Home.htm"><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://www.stevehuffphoto.com/wp-content/uploads/2012/01/kodak-logo.jpg" style="width: 31px; height: 16px;" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"> در غلبه بر چنین چالش های اجتناب
ناپذیری ، آن چنان که باید وشاید ،جزم نبود .<span>&nbsp; </span>در مورد همه این موارد
، اکثر افکار معطوف به اتخاذ تصمیمات <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF" target="_blank">راهبردی </a>ضعیف توسط مدیران&nbsp;</span></font><a href="http://www.kodak.com/ek/US/en/Home.htm"><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://www.stevehuffphoto.com/wp-content/uploads/2012/01/kodak-logo.jpg" style="width: 31px; height: 16px;" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">&nbsp; و یا اصولاً اجتناب ازچنین تصمیماتی بوده است . <span>&nbsp;</span>اما سوالی که به ندرت پرسیده می شود این است که <span>&nbsp;</span>: چرا&nbsp;</span></font><a href="http://www.kodak.com/ek/US/en/Home.htm"><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://www.stevehuffphoto.com/wp-content/uploads/2012/01/kodak-logo.jpg" style="width: 31px; height: 16px;" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"> چنین تصمیمات <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF" target="_blank">راهبردی</a> ناپخته و ضعیفی
گرفته است ؟&nbsp;</span></font><a href="http://www.kodak.com/ek/US/en/Home.htm"><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="FA"><img src="http://www.stevehuffphoto.com/wp-content/uploads/2012/01/kodak-logo.jpg" style="width: 31px; height: 16px;" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"> در سال ۱۹۹۳ ، </span></font><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">از خارج سازمان </span></font><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">فردی <span>&nbsp;</span>خبره
در فن آوری را<span>&nbsp;</span> به عنوان
مدیر عامل منصوب نمودند . از جورج فیشر به عنوان فردی در اندازه های جک ولش
 (مدیرعامل جنرال الکتریک) و یا لو گارستنر( مدیر عامل آی بی ام ) یاد می 
شود.</span></font></p><p style="text-align: left; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><a href="http://www-03.ibm.com/press/us/en/biography/10153.wss"><img src="http://www-03.ibm.com/press/us/en/attachment/10153.wss?fileId=BIO_PHOTO2_FILE&amp;fileName=gerstner.JPG" align="left" border="0" height="263" hspace="0" vspace="0" width="210" /></a></span></font></p><p style="text-align: left; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><a href="http://www.ge.com/company/history/bios/john_welch.html"><img src="http://amokri.persiangig.com/blogfa/kodak/jwelch.jpg" align="right" border="0" height="263" hspace="0" vspace="0" width="249" /></a></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: left;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><br /></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: left;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><br /></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: left;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><br /></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: left;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><br /></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: left;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><br /></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: left;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><br /></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: left;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><br /></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: left;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><br /></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA"><br /></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><br /></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">مدیر عامل بی نظیر ،کارکنان مدفون شده در <a target="_blank" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Hierarchical_organization">هرم سازمان</a> که در
ایده پردازی و نوآوری چیزی کم نداشتند ، و باز هم تصمیمات <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF" target="_blank">راهبردی</a> ناصواب! چرا ؟...</span></font></p><p align="texttop"><a href="http://amokri.blogfa.com/page/kodak2"><strong><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">ادامه مطلب</font></strong></a></p><p><br /></p>]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>نگاهى به زندگى وآثار یوهان سباستین باخ</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1391/02/782.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.782</id>
   
   <published>2012-05-12T17:39:34Z</published>
   <updated>2012-05-14T17:11:45Z</updated>
   
   <summary>یوهان سباستین باخ</summary>
   <author>
      <name>عليرضا مكري</name>
      
   </author>
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[
					

<div style="font-size: 17px; text-align: center; color: rgb(0, 51, 255);" class="main_post_title">
 <font size="3"><strong><font face="times new roman,times,serif">نگاهى به زندگى وآثار یوهان سباستین باخ<br /><br /></font></strong></font><p style="text-align: left;"><a href="http://www.amokri.blogfa.com/post-75.aspx"><img src="http://www.flonthego.com/wp-content/uploads/2012/02/bach1.jpg" height="636" width="547" /></a><br /><font size="3">
</font></p><p style="text-align: right;"><a href="http://amokri.blogfa.com/page/bach2">

</a></p><p class="MsoNormal"><font style="font-size: 1.25em;"><span dir="RTL" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
mso-ascii-font-family:Calibri;mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-font-family:
Calibri;mso-hansi-theme-font:minor-latin" lang="AR-SA">جهت دیدن فیلم ، از مرور گر فایرفاکس جهت
کلیلک روی <a href="http://www.amokri.blogfa.com/post-75.aspx">عکس بالا </a>،استفاده نمایید</span></font></p><br /><div style="text-align: right; color: rgb(0, 0, 0);"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><strong><a href="http://www.akhshabi.mihanblog.com/post/597" target="_blank">جان
 بوت</a> با بررسى زندگى باخ و ارائه دلایل متعدد، معتقد است باخ نه صرفاً 
آهنگسازى مذهبى بلکه بیشتر یک «مدرنیست» است. عکس روى جلد CDهاى جدید آثار 
باخ از همان نگاه اول، بسیار تعجب  برانگیزند؛ به جاى طرح هاى همیشگى که 
معمولاً پیکره اى از آهنگساز باکلاه گیس را نشان مى داد و دست نوشته هایش و
 ارگ کلیسا و صلیب، به تازگى دوکانتات (فرم مرکب آوازى متعلق به دوره 
باروک) از باخ منتشر شد که طرح جلد یکى از آنها کودکانى با نگاهى پرشور و 
ظاهرى غیرغربى بود و دیگرى تصویرى از آبشارى با عظمت؛ اما در این میان از 
همه عجیب تر، عکس آهویى است که روى جلد کنسرتو براندنبورگ کار شده است.</strong></font></div></div><div style="text-align: right;"><br /><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">


حدس زدن اندیشه پشت این تغییرات چندان دشوار نیست. طرز فکر آنها و شیوه 
اجراى آثار باخ از سوى آنها به همان روشى است که پیش از این و پس از کشف 
مجدد باخ در قله رومانتیک قرن نوزدهم، شروع شده بود.
</font><font size="3">

</font><br /><br /><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">

 
 
واقعیت مسلم اینکه او آهنگسازى است متعلق به همه دوران ها و همه مردم دنیا.
 موسیقى باخ نه فقط زیباست، بلکه با عظمت و حیرت آور نیز هست و جنبه 
فراانسانى اش همه را مسحور مى کند.
</font><font size="3">
</font><br /><br /><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">
اینک و در قرن بیست و یکم نیز دنیاى باخ، هنوز جهانى پرشور، زنده و فعال به
 نظر مى رسد؛ بولتن خبرى «انجمن ملى تحصیلات عالیه در زمینه موسیقى» در 
شماره اخیر خود به نقل از یکى از مدیران این انجمن مى نویسد: «اگر دانش 
آموزى در امتحان پیشرفته دوره متوسطه، بدون هرگونه اطلاعاتى درباره کلید 
باس نمره الف کسب کند، بسیار بهتر است؛ چرا که در آن صورت او تحت فشار 
معلومات خود نیست؛ این فشار معلومات مى تواند خلاقیت را سرکوب کند.» و 
امروز مى توان تصور کرد که اگر همین برخوردارى از دانش کلید باس، خلاقیت 
باخ را سرکوب نکرده بود، او تا کجا پیش مى رفت؟
</font><font size="3">
</font><br /><br /><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">
برخى از کارشناسان،  مهارت در نوازندگى را امرى ذاتى مى دانند و معتقدند 
این مهارت در ما همراستا با مهارت هاى زبانى از اعمالمان سرچشمه مى گیرد و 
با فشارهاى تکنیک سرکوب مى شود.

</font><font size="3">
</font><br /><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><strong></strong></font></div>]]>
      <![CDATA[<font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><strong><br />یتیمى در ۱۰ سالگى
</strong>
باخ در سال ۱۶۸۵ در ایسناخ، تورینگه به دنیا آمد. اکثر اعضاى خانواده او 
هنرمند بودند و سطح آنها بالاتر از نوازندگان محلى در مکان هاى عمومى و 
کلیساها بود. اگرچه در آن زمان هنر موسیقى کلاسیک هنوز دوران اولیه و تجربه
 اندوزى خود را مى  گذراند، اما بیشتر اعضاى خانواده باخ موسیقیدان  هایى 
توانا و همه فن حریف بودند؛ اگرچه تعداد بسیار کمى از آنها توانستند تا حدى
 به توانایى هاى این آهنگساز بزرگ نزدیک شوند. در قرن نوزدهم به طور بسیار 
رایجى، معمول بود که آهنگساز و دستیار نوازنده باشد و در صورتى که نوازنده 
نمى توانست درباره موضوعى مشخص، بداهه  نوازى کند، از آهنگساز استفاده مى 
شد. نوازنده ها نیز بیشتر در مراسم ویژه مذهبى، سیاسى و ... خدمات خود را 
ارائه مى کردند.
</font><font size="3">
</font><br /><br /><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">
سباستین در ۱۰ سالگى یتیم شد و از آن پس با یوهان کریستف _ برادر بزرگش _ 
زندگى مى کرد. همانجا بود که آموزش رسمى سازهاى مختلف براى او امکان پذیر 
شد. براى ما روشن نیست که برادر سباستین کریستف _ آیا خودش هم آموزش 
آهنگسازى مى داده و یا اینکه اصلاً آهنگسازى مى کرده است یا خیر. در هر حال
 سیستم آموزشى آن دوره، بر فراگیرى و آموزش از نمونه هاى قدیمى و تلخیص 
ایده هاى آنها براى خلق آثار جدید تأکید داشت. به نظر مى رسد این روش، 
صبورى و تحمل پذیرى خاصى به باخ داد.
</font><font size="3">
</font><br /><br /><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"> باخ حتى در آثار اولیه خو د نیز توانایى زیادش در کپى کردن، گسترش 
دادن و پروراندن آثار گذشته را نشان داد؛ قطعه هایى که براى ارگ و کلاوسن 
نوشته بود استعداد،  ابتکار و قدرت بداهه نوازى او را به رخ مى کشید. در 
این آثار معمولاً او به مسیرى مى رود که حرکت انگشتانش بر کلاویه ها او را 
هدایت مى کنند! دو کشش درونى و توانایى کاملاً متناقض در باخ وجود دارد که 
باعث متبحر شدن این هنرمند شده است: از یک طرف او «بداهه نواز» بود و از 
طرف دیگر بسیار «متفکرانه» با مسائل برخورد مى کرد و با وسواسى مثال زدنى 
تک تک نت ها را کنار هم قرار مى داد.
</font><font size="3">
</font><br /><br /><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><strong>
یک درس از ویوالدى</strong></font><font size="3">
</font><br /><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">
باخ، ابتدا از نوازندگان ارگ کلیسایى و دربار بود که در این مشاغل نوازنده 
موفقى هم شد. چرا که سرانجام در دهه دوم قرن هجدهم به سمت نوازنده رسمى 
دربار و ایمار ارتقا یافت. او در آن زمان توانست علاقه خود در زمینه 
آهنگسازى براى ارگ و کلاوسن را پرورش دهد؛ و از طرفى از آنتونیو ویوالدى 
آهنگسازى که موسیقى سرزنده و مورد پسندى براى عامه مردم خلق مى کرد، درس 
هاى بسیارى آموخت؛ موسیقى ویوالدى در دربارهاى شمال آلمان بسیار محبوب بود و
 باخ از این آثار برجسته که براى سازهاى زهى تنظیم مى شدند، بسیار الهام 
گرفت. در اینجا بود که وجه تحلیلگر باخ به کمک او آمد و لذا توانست با 
استفاده از تکنیک برگشت و ترجیع، قفل موسیقى را براى دست یافتن به تمام 
اهداف خود بگشاید و یک گنجینه  سازى بسیار موفق تصنیف کند. 
</font><br /><br /><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">موفقیت این تکنیک در غافلگیر کردن انتظارات شنونده است: بدین ترتیب که 
در هنگام شنیدن قطعات مى دانیم یک ملودى آشنا به زودى بر مى گردد، اما نمى 
توانیم پیشاپیش حدس بزنیم که این مسأله در کدام بخش، یا در چه زمانى و حتى 
در کدام کلید اتفاق مى افتد.
</font><font size="3">
</font><p style="text-align: right;" align="texttop"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">
باخ کنسرتو، براندنبورگ را در دورانى که خود از آن به عنوان دوران شاد 
زندگى اش ۲۳-۱۷۱۷ یاد مى کند، نوشت. در این زمان او کاپل فایستر شاهزاده 
لئوپولد بود و در واقع تنها دوران زندگى باخ بود که مستقیماً به موسیقى 
کلیسایى نپرداخت. باخ از اشتیاق شاهزاده،  براى شنیدن قطعه هاى جدید لذت مى
 برد. اما متأسفانه ازدواج لئوپولد با زنى بى علاقه به هنر، موقعیت باخ را 
در خطر انداخت. در سال ۱۷۲۱ باخ که همسر خود را از دست داده بود، بار دیگر 
در همان سال ازدواج کرد و در سال ۱۷۲۳ در لایپزیک مشغول به کار شد و با 
سرعتى حیرت  انگیز آثارى زیبا در موسیقى آوازى، براى مراسم یکشنبه هاى 
کلیساى سنت توماس نوشت.&nbsp;</font></p><br /><p style="text-align: right;"><a href="http://amokri.blogfa.com/page/bach2"><font style="color: rgb(255, 0, 0);" face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">ادامه مطلب ...</font></a></p>]]>
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>به مناسبت روز زن</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/commentate/1391/02/781.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.781</id>
   
   <published>2012-05-12T02:40:38Z</published>
   <updated>2012-05-14T05:48:34Z</updated>
   
   <summary> سیر تاریخی حقوق زن ازدیدگاه اسلام و جوامع بشری زن هم ازلحاظ کیفی وهم ازنظرکمی ‌نیمی ‌از پیکر جامعه را می‌سازد،‌ این موجود اجتماعی در تنظیم امور جامعه، درهمه شئون حیات نقش به سزا و ارزنده دارد، زن در...</summary>
   <author>
      <name>محمدرضا محموديان</name>
      
   </author>
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[   <strong>سیر تاریخی حقوق زن ازدیدگاه اسلام و جوامع بشری

 زن هم ازلحاظ کیفی وهم ازنظرکمی ‌نیمی ‌از پیکر جامعه را می‌سازد،‌ این موجود اجتماعی در تنظیم امور جامعه، درهمه شئون حیات نقش به سزا و ارزنده دارد، زن در مراحل مختلف زندگی مایه امید، همسر وخواهر و مادر است

نقش زن در قالب سمت‌های فوق با زندگی انسان‌ها طوری عجین شده است که بدون مشارکت آن زندگی مفهومی ‌ندارد ورنگ ورخ نمی‌گیرد

زن درجامعه دارای حقوق و وجاهت مشخص می‌باشد. حقوق زن در اسلام و در جوامع بشری واضح و مبرهن است. علی رغم ‌این که دین مبین اسلام و ادیان پیشین هم در تکریم زن وتسجیل حقوق آن صراحت تام دارد، مگر در عمل، ‌این حقوق ازجانب زورمندان طوری که لازم است، تأمین نشده و بلکه نقض گردیده است  بد نیست مروری بر چگونگی وضع حقوق زن در ادوار تاریخ داشته باشیم</strong>]]>
      <![CDATA[<strong>جوامع قبل از اسلام

به‌صورت عام وصرف نظر از حالات و موارد استثنایی، زن درجوامع قبل از اسلام فاقد هرگونه ارزش و اهمیت دانسته می‌شد. زن مانند اموال و اجناس خرید و فروش می‌گردید و وسیله ای بیش در دست مرد نبود، در ‌این جوامع زن را تجسمی ‌ازگناه و مظهر بدبختی وتیره روزی و عذاب می‌دانستند، لذا نوزاد را درصورتی‌که دختر می‌بود، زنده به گور می‌کردند بنابراین به نمونه‌های ازطرز برخورد با زنان در جوامع یونان، روم و عرب را مورد نظر قرار دهیم

 الف) در یونان: درحالی‌که کشور یونان یکی ازجوامع متمدن ومترقی ملت‌های قبلی، از لحاظ علم وفرهنگ به‌شمار می‌آید، درمورد حقوق زن بی اندازه تاریک به‌نظر می‌رسد زیرا طوری‌که تاریخ شاهد است، در‌این عصر نه تنها زنان را جسماً در چاردیواری خانه محبوس ساخته بودند بلکه روحاً نیز مواجه به شکنجه و عذاب بودند زیرا از میراث محروم بود و به‌حیث یک وسیله تولید نسل شناخته می‌شد و مقامی ‌جز مستخدم درخانه نداشت ن در‌این اجتماع مترقی ازهیچ نوع احترام ومقامی ‌برخوردار نبود، و به جز حقارت و ذلت چیزی در دست نداشت وهمه مقام عالی و احترام وآبرو از آن مردها شناخته می‌شد و بس

 ب) درجامعه روم: درجامعه رومی‌ مرد مانند شاه مطلق العنان حاکمیت بلاقید و شرط در خانواده خویش داشت و او رئیس مذهبی و حاکم سیاسی و متصرف تمام شئون زندگی خانواده شمرده می‌شد. او مالک همه چیز بود و در همه امور زندگی اختیار عام وتام داشت، درحالی‌که زن صاحب و مالک هیچ چیزی نبودطوری‌که مورخین توضیح نموده اند: زن به مجرد ‌این‌که مربوط خانواده‌ای می‌گردید، کاملاً درملکیت مردآن خانواده در می‌آمد، بعد از ازدواج ارتباط خویشاوندی و صله رحمی ‌همچنان پدر، مادر و امثال آن همه از او منقطع می‌گردید ومال شخصی شوهر محسوب می‌شدشوهر در شئون زندگی خانم ودختران خویش حاکم بود، شوهر قانوناً حق داشت به ارتکاب هرگونه جرمی زن خود را محاکمه نموده وهر گونه جزایی که لازم بداند عملی نماید وحتا می‌توانست زن را به اعدام محکوم نموده او را به قتل برساند. اگر شوهر زن فوت می‌نمود تحت اداره فرزند بزرگ و یا برادر شوهر قرار می‌گرفت

ج) درعصر یهود: اهل یهود به این عقیده بودندکه دختر حیثیت خادم را دارد و پدرش حق فروش آن را داشت. به زن میراث داده نمی‌شد مگردرصورت فقدان برادر، از این حق بهره ور شده  پدر می‌توانست در زمان حیات خود چیزی را به دخترش مساعدت کند. همچنان اگر دختر به علت نداشتن برادر مستحق میراث می‌شد، حق ازدواج را نداشت و در صورت ازدواج از این حق محروم می‌گردید، به همین ترتیب در صورتی‌که دختر به علت داشتن برادر از میراث محروم می‌شد، نفقه وی بالای برادر ومهر وی بر شوهر تثبیت می‌گردید

 د) درجامعه نصرانی: جامعه مسیحی در ارتباط حقوق زن نسبت به دیگران  برخوردشان روی یک سلسله عقاید استوار بود و زن را سرچشمه گناهان و مفاسد دانسته به این عقیده بودند که گویا زن دروازه‌هایی از دروازه‌های جهنم برای مرد است درقرن پنجم میلادی مجمع بزرگی از دانشمندان تشکیل گردید و روی ‌این سوال بحث می‌کردندکه «‌آیا زن فقط جسم مجرد وبی روح است ویــا این‌که دارای روح می‌باشد.» و در نتیجه ‌این گرد همآیی به این فیصله رسیدند که زنان از روح ناجیه که او را ازجهنم نجات می‌بخشد خالی می‌باشد. در سال ۵۸۶ میلادی فرانسوی‌ها کنفرانسی دایر نمودند تا بحث شود که آیا زن انسان است و یا غیر انسان؟! و بعد از بحث ومناقشه پذیرفتند که زن انسانی است که برای خدمت مرد آفریده شده است.

آنها به این عقیده بودند که تعلقات جنسی بین مرد و زن نجس وپلید و از آن اجتناب صورت گیرد، ولو از طریق نکاح و عقد مشروع صورت گیرد وگو شه گیری نسبت به ازدواج بهتراست

‌این طرز فکر رهبانیت در روح مردم چنان کارگر واقع شده بودکه ارتباط خانوادگی از هم پاشیده بود و دختران و پسران از ازدواج ابا می‌ورزیدند، و عقد نکاح را چیز پلید و نجس می‌دانستند ومقام ومنزلت زن درتمام نواحی زندگی کاملاً پائین آمد

 هـ) در جامعه عرب قبل از اسلام: زنان جامعه عرب قبل از اسلام در کلیه شئون زندگی ازحقوق شان محروم بودند. مردم از به دنیا آمدن دختر غمگین می‌شدند وآن را فال بد می‌گرفتند. در این جامعه تولد دختر را نزول شر و بلایی عظیم برای خانواده تعبیر می‌نمودند، بدبینی و بغض شان در برابر زن به اندازه‌ای بودکه دختران شان را زنده به گور می‌نمودند

زنان ازمیراث محروم بودند، زیرا عقیده داشتندکه میراث دادن به زن تحویل نمودن مال به شخص بیگانه (شوهر زن و اقارب او) می‌باشد. به این دلیل اکثراً حریص بودند که دختران درخانه پدر باقی ماند. زن صاحب هیچ نوع حقوق معینی نبودکه شوهر به پرداخت آن وادار باشد. در طلاق عدد محدود وجود نداشت ونه هم به تعداد زنان حدودی وجود داشت ونه در تعیین وانتخاب شوهر حقی برای زن وجود داشت

و) درجامعه ایران باستان و قبل از اسلام: 

در ایران باستان و خانواده اولیه آریایی ها احترام و اهمیت زنان به مراتب بیش از جوامع متمدن دیگر بوده است با این همه در متون قدیم ،خاصه اوستا ،نام مرد و زن همیشه با یکدیگر و در کنار یکدیگر آمده و هر صفت نیکی که به یکی از دو جنس تعلق گرفته به آن دیگری نیز اسناد داده شده است عباراتی چونان( زنان و مردان پارسا) و (مردان نیکو کار و زنان نیکوکار )مکرر در متون موجود به کار رفته وهمدوشی و همپایگی این دو را در مهام خانواده ومسئولیت های اجتماعی اقرار کرده است و شاید به همین دلیل زبان فارسی به دلیل عدم تمایز بین دو جنس از معدود زبانهایی است که ضمیر اختصاصی برای زن و مرد وجود ندارد ولی باید اذعان نمود که در دوره های تاریخی تا به زمان ظهور دین مقدس اسلام مرتبا بر اقتدار مردان و پدران خانواده افزوده شده است بطوری که در اواخر دوره ساسانی زن  کاملاً تحت اداره وتسلط مرد قرار داشت ومرد بعنوان خدای خانه مقامی روحانی یافته بود

در جامعه ایران آن زمان نکاح بامحرمات نسبی مانند: عمه، خاله، دختر، خواهر و امثال آن مجاز شمرده می‌شد

در قرن هفتم میلادی زنان ایرانی نسبتاً دارای اهمیت بودند، به‌موجب قوانین آن وقت زنان حق حکمرانی واشغال مقام شاهی راهم داشتند

بر اساس مقرراتی که در این عصر وضع شده بود، از روی طبقه بندی معنوی آریایی که مردم برچهار طبقه منقسم بودند ازدواج طبقات عالی با طبقه پائین ممنوع بود، ونیز ازدواج با خویشاوندان نزدیک جواز نداشت. و چون زن یک بار ازدواج می‌کرد بعد از آن نمی‌توانست شوهر دیگر بگیرد

علی‌رغم جهات مثبت فوق، حالت ناگوار نیز وجود داشت به‌طور مثال مورخین گفته اندکه در جامعه زردشتی که مربوط به همین عصر می‌شود، یک مرد می‌توانست، برای همدردی وپشتیبانی، یکی از زنان خود را باشخصی که مستحق مدد وکمک باشد به ازدواج وادار نماید. و اگر در مدت ‌این ازدواج عارضی اولادی ازآن زن پیدا می‌شد، به شوهر اولی‌اش تعلق می‌گرفت واین گونه ازدواج درتحت یک معاهده قانونی همان زمان انجام می‌پذیرفت

 

حقوق زن ازدیدگاه اسلام

طوری که از نظر گذشت، زن در جوامع قبل از اسلام، ارزش واعتباری نداشت؛ حتا برخی جوامع زن را در شمار انسان محسوب نمی‌کرد، و زمانی هم به این عقیده بودندکه جهت خدمت کردن برای مرد آفریده شده است وگذشته ازآن او را سمبول بد بختی، تیره روزی، عذاب‌ها و مصیبت‌ها می‌دانستند

اما اسلام به زن مقام و منزلت بزرگی قایل گردید. زن از دیدگاه اسلام در جمیع امور مانند مرد است زیرا کلمه انسان از نظر مفهوم ومدلول شامل زن و مرد می‌باشد. از همین جاست که قرآن کریم زن ومرد را دارای اصل ومنشای مشترک معرفی

می‌کند و هر دو را به کلمه الناس (مردم) خطاب می‌کند چنانکه فرموده است

یا‌ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة وخلق عنها زوجها وبث منهما رجالاً کثیراً ونساء (النساء)

 

یعنی:‌ای مردم! از پروردگار تان بترسید. آن که شما را از تنی واحد آفرید و از آن جفتش را خلق کرد وگسترده ساخت از آن‌ها مردانی وزنانی زیاد

ودر جای دیگر می‌فرماید

«والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض» - (التوبه،‌ایه ۷۱)

یعنی: مردان مسلمان و زنان مسلمان دوست و حامی ‌یک دیگر اند

همچنان حضرت رسول اکرم(ص) زن را شقائق مرد می‌داند و می‌فرماید: «انما النساء شقائق الرجال»- 

زن و مرد هردو به یک پدر ارتباط دارند و هر دو ممدوهمکار یک دیگرند طوری که درحدیث ذیل آمده است: «‌ایها الناس ان ربکم واحد وان اباکم واحد، کلکم لادم وآدم من تراب». یعنی: ‌ای مردم! یقیناً پروردگار شما یکی است و یقیناً پدر شما واحد است، همة شما از آدم وآدم ازخاک است

ارزش زن در اسلام از اینجا فهمیده می‌شودکه در قرآن کریم سوره مکمل وطویلی به نام زنان مسما‌ شده است که سور ه (النساء) می‌باشد

در قرآن‌کریم کلمات مثل: آمنو، اسلموا، اصبروا، اتقوا، امة، مفلح، مفسد، منکر و امثال آن خطاب به زن ومرد بوده به هر دو اطلاق می‌شود. و طوری که‌ایمان زن و مرد به اجزای مومن به یک سان است، جزای اعمال برای هردو یک سان بوده حساب اعمال هردو یک نوع گر فته می‌شود و در شعایر دینی هردو اشتراک می‌ورزندبه این ترتیب اسلام مقام زن را در اجتماع بلند برد و او را از پستی و ذلت ومحکومیت نجات بخشید وحقوق اجتماعی، سیاسی،اقتصادی وامثال او را اعاده نمودهمانگونه که اسلام درجمیع امور از افراط وتفریط جلوگیری می‌کند، در ارتباط حقوق زن هم عین روش را توصیه نموده است، و با در نظرداشت طبیعت وسرشت انسانی مرد و زن و بافت و ترکیب جسمی ‌و روحی و ایجابات زندگی شان، به هر کدام مسئولیت‌های مشخص وحقوقی را معین نموده است تا افراد انسانی باتطبیق آن در زندگی عملی به کمال خویش برسند و زندگی باسعادت وتوام باعزت و شرف داشته باشند

 

حقوق زن در جوامع امروزی

موضوع حقوق زن در جوامع امروزی کمتر از دوران قبل از اسلام نیست زیرا با آن که جوامع بشری به پیشرفت شایانی درعرصه‌های علم ودانش نایل گردیده اند، ولی در خصوص حقوق زن هنوز هم حد اکثر مشکلات پابرجاست

در عده‌ای از کشورها زن هنوز وسیله خواهشات نفسانی را تشکیل می‌دهد و در برخی دیگر هنوز جور و ظلم ومحرومیت‌ها در برابر زنان قرار دارد

به دلیل ‌این محرومیت‌ها سازمان ملل متحد وادار گردید تا به خاطر تأمین حقوق زنان، توجه جوامع بشری را ازطریق تنظیم یک سلسله اسناد بین‌المللی در باره زنان معطوف نماید که مختصرآ ‌این اسناد عبارتند از

اول: کنوانسیون رفع کلیه تبعیضات علیه زنان، مصوب ۱۸دسامبر ۱۹۷۹ مجمع عمومی ‌سازمان ملل متحد: ‌این کنوانسیون دارای یک مقدمه۶ قسمته و۳۰ ماده‌ای می‌باشد که به ارتباط رفع تبعیض علیه زنان تجویز شده است،

ماده دوم

دولت‌های عضو، تبعیض علیه زنان را درتمام اشکال آن، محکوم می‌کنند و بی درنگ وبه طرق مقتضی - باسیاست محوتبعیض علیه زنان موافقت می‌کنند وآن را پیگیری می‌نمایند وبدین منظور امور زیر را تعهد می‌کنند

الف) گنجاندن اصل برابری مردان وزنان در قوانین اساسی شان یا دیگر قوانین در این مورد

(دولت‌های عضو اگر تاکنون چنین قانونی را وضع نکرده اند ازطریق وضع قانون (قوانین عادی لازم الاجرا یا دیگر قوانین مناسب از تحقق عملی ‌این اصل اطمینان حاصل خواهندکرد؛

ب) اتخاذ قوانین مناسب و دیگر اقدامات لازم که شامل تصویب مجازات‌های مناسبی است، به منظور جلوگیری ازاعمال تبعیض علیه زنان؛

ج) ‌ایجادحمایت قانونی ازحقوق زنان برمبنای برابری با مردان و اطمینان ازطریق موسسات قضایی ملی و دیگر نهادهای عمومی ‌درجهت حمایت مؤثر از زنان درمقابل هرنوع اقدام تبعیض آمیز؛

د) خود داری از انجام هر گونه اقدام و عمل تبعیض آمیز علیه زنان وتضمین‌ این که مقامات وموسسات عمومی‌طبق‌ این تعهدعمل نمایند؛

هـ) هرگونه اقدام مناسب درجهت رفع تبعیضات علیه زنان به‌وسیله هرفرد، سازمان یا موسسه؛

و) اتخاذ اقدامات مناسب که شامل تدابیر وضع قوانین برای تغییر، اصلاح یافسخ قوانین موجود، مقررات، عادات، عرف و عملکرد‌هایی‌که باعث به ‌وجود آمدن تبعیض علیه زنان می‌باشد

ی) لغوکلیه مقررات کیفری داخلی (ملی) که باعث به‌وجودآمدن تبعیض علیه زنان می‌باشند

ماده سوم

دولت‌های عضو، کلیه اقدامات لازم ومناسب را درتمام زمینه‌ها به ویژه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و از جمله وضع قوانین، اعمال خواهند کرد تا بدین وسیله از توسعه و پیشرفت کامل وضعیت زنان اطمینان حاصل نمایند. ‌این اقدامات به‌منظور تضمین حقوق زنان جهت اعمال و بهره‌مندی آنان ازحقوق بشر وآزادی‌های اساسی بر پایه برابری با مردان انجام خواهد گرفت

درسایر مواد ‌این کنوانسیون نیز یک سلسه تدابیر جهت تأمین حقوق زنان اتخاذ گردیده که برای جلوگیری از طولانی شدن موضوع از ذکر آن اجتناب به‌عمل آمد. البته علاقمندان می‌تواند عندالضرورت به متن کنوانسیون مراجعه و حل مطلب بدارند

عهدنامه سیاسی زنان مورخ ۳۱ مارچ۱۹۵۳:‌ اینعهد نامه شامل ۱۱ مواد بوده به آرزوی تساوی مقام مردان و زنان جهت کسب امتیاز حقوق سیاسی برمبنای منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر صادرشده است

مطابق مواد اول و دوم ‌این عهد نامه زنان باید بدون تبعیض مساویانه با مردان درتمام انتخابات سهم گرفته وحق انتخاب کردن وانتخاب شدن را داشته باشند

به‌موجب ماده سوم: زنان باید حق داشته باشندکه در دفاتر خدمات عامه اجرای وظیفه نموده و درتمام وظایف عامه که در قانون وضع گردیده است بدون تبعیض به‌طورمساوی بامردان همگام باشند

- اعلامیه محو خشونت علیه زنان که به‌موجب قطعنامه شماره ۱۰۴ مورخ ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳ درمجمع عمومی‌ملل متحد به تصویب رسیده است: ‌این اعلامیه در یک مقدمه و ۶ ماده تنظیم شده با تشخیص ‌این‌که خشونت علیه زنان مظهر روابط نامساوی قدرت میان مرد و زن است که به تسلط مردان بر زنان و تبعیض علیه زنان و جلوگیری از پیشرفت کامل زنان منجر شده و با تشخیص ‌این‌که خشونت علیه زنان یکی از میکانیسم‌های مهم اجتماعی است که در اثر آن زنان مجبور می‌شوند تا در مقایسه با مردان دریک موقعیت تابع قرار گیرند، صادر گردیده تطبیق وتبلیغ آن تقاضا شده است

طوری‌که درماده اول اعلامیه تصریح شده است، اصطلاح (خشونت علیه زنان) به معنای هرعمل خشونت آمیز به اساس ژندر است، که منتج به آسیب فیزیکی، جنسی یا روانی و رنجش یامشکلات زنان شود، به‌شمول تهدید چنین اعمال اجباری یا استبدادی محروم کردن از آزادی، هرگاه در زندگی عامه یاشخصی واقع گردد

طی ‌این اعلامیه راه‌های حل رفع خشونت علیه زنان دسته بندی گردیده ودولت‌های عضو به اتخاذ تدابیر معین و مشخص در این زمینه مکلف گردیده اند ومطابق ماده سوم حقوق زنان قرارذیل پیش‌بینی شده است

زنان حق دارند تا ازحقوق مساوی و از حفظ تمام حقوق بشر و آزادی‌های بنیادی سیاسی، تصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی یا در هر عرصه دیگرمستفید باشند. ‌این حقوق شامل بخش‌های دیگر نیز می‌شوند

- حق زندگی ؛

- حق تساوی ؛

- حق آزادی ومصونیت فردی ؛

- حق تحفظ مساوی درسایه قانون ؛

- حق آزادی از اعمال هر نوع تبعیض ؛

خ- حق دسترسی به معیار‌های عالی خدمات استخدامی ؛

د- حق دسترسی به عدالت وشرایط دلخواه کار ؛

ذ- حق در معرض ظلم یا هرگونه بیدادگری غیر انسانی دیگر یا هرگونه برخورد حقارت آمیز

 

از آنجایی‌که ایران یک کشور اسلامی ‌بوده کلیه شئون زندگی واموراجتماعی آن تابع احکام دین مقدس اسلام وشریعت محمدی (ص) می‌باشد، بنابراین تساوی حقوق زن ومرد که درآیات قرآن کریم واحادیث نبوی (ص) تذکر یافته وقبلاً از نظر گذشت، دولت و مردم بدون شک وتردید به همه آن پابند ومتعهد ومسئول هستند

 بنابران تمام حقوقی که ازنظر شریعت مقدس اسلام، زنان مستحق آن می‌باشند به شمول مواردی‌که میثاق‌ها و اعلامیه‌های بین المللی تصریح و توضیح نموده است، جمهوری اسلامی‌ایران به‌ آن متعهد است و قانون اساسی آن را تائید می‌کند و تطبیق آن وظیفه مجریان قانون و رعایت و احترام آن وظیفه هرفرد ملت ایران است</strong>]]>
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>ضرورت اقدام عاجل</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/cat-1/1391/02/780.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.780</id>
   
   <published>2012-05-11T15:44:19Z</published>
   <updated>2012-05-16T16:45:16Z</updated>
   
   <summary>چکیده :بانک مرکزی هم قلم روی کاغذ برده و پول پرقدرت خلق خواهد کرد. مبلغ صدهزار‌میلیارد تومان سود نظام بانکی در سال ۱۳۹۱ را فقط از یک محل می‌شود پرداخت کرد: از محل خلق پول‌های جدید. اگر امروز دولت یونان هم می‌توانست با خلق پول پرقدرت، بدهی‌های خود را پرداخت کند، ظاهرا یونان از ورشکستگی نجات می‌یافت (!) </summary>
   <author>
      <name>عليرضا مكري</name>
      
   </author>
   
      <category term="اخبار اقتصادی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="مفاهیم بانکداری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="نکات مدیریتی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="پرسش و پاسخ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[
					

<img src="http://www.economywatch.com/files/imagecache/story/story/houseofcards.jpeg" align="texttop" border="0" height="354" hspace="0" vspace="0" width="537" /><p style="text-align: center;"><br /></p><p style="text-align: center;">&nbsp;&nbsp;
 <strong><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span dir="rtl" style="font-size: 20pt; line-height: 115%;" lang="FA"><span style="color: rgb(255, 51, 51);">ضرورت</span> اقدام <span style="color: rgb(153, 0, 51);">عاجل</span></span></font></strong></p><p style="text-align: right;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA"><a href="http://www.iranfinance.net/"><img src="http://www.iranfinance.net/upload/images/Bio.jpg" style="width: 158px; height: 159px;" align="left" border="0" hspace="0" vspace="0" /></a></span></p><p style="text-align: right;">&nbsp;
 
  


</p><p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><strong><font face="times new roman,times,serif" size="2"><span style="font-size: 12pt; color: rgb(0, 51, 51);" lang="FA">نوشته :</span><a href="http://www.iranfinance.net/"><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">حسین عبده تبریزی</span></a></font></strong></p>

<p style="text-align: right;"><br /></p><p style="text-align: left;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA"><br /></span></strong></p><p style="text-align: left;"><br /></p><p style="text-align: left;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA"><strong><br /></strong></span></p><p style="text-align: right;"><strong><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">چکیده</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;"> :<span dir="rtl" lang="AR-SA">بانک
مرکزی هم قلم روی کاغذ برده و پول پرقدرت خلق خواهد کرد. مبلغ صدهزار‌میلیارد
تومان سود نظام بانکی در سال ۱۳۹۱ را فقط از یک محل می‌شود پرداخت کرد: از محل خلق
پول‌های جدید. اگر امروز دولت یونان هم می‌توانست با خلق پول پرقدرت، بدهی‌های خود
را پرداخت کند، ظاهرا یونان از ورشکستگی نجات می‌یافت (!) </span></span></strong></p><p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" ">&nbsp;
 
  <span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">از مجموع متغیرهای امروز اقتصاد
ایران، هیچ موردی نگران‌کننده‌تر از وضعیت جاری نظام بانکی کشور نیست. در شرایطی
که حجم پول طی هفت‌سال گذشته قریب به هفت برابر افزایش یافته است، کمتر بانکی را
می‌توان یافت که طی این مدت، سپرده‌هایش تا این حد رشد کرده باشد. این بدان معناست
که به استثنای یک یا دو بانک، دیگر بانک‌های دولتی یا خصوصی سهم خود را از بسط
پولی دریافت نکرده‌اند؛ یعنی اگر معیار وسعت و قدرت بانک‌ها، حجم سپرده‌هایشان
باشد، اکثریت قریب‌به اتفاق بانک‌های دولتی و خصوصی ایرانی طی این دوره تضعیف شده‌اند.
انبوهی از بانک‌های جدید، موسسات مالی و اعتباری، تعاونی‌های اعتبار، صندوق‌های
قرض‌الحسنه و نهادهای پولی رسمی و غیررسمی دیگر، بخشی از این نقدینگی را جذب کرده‌اند.
انتشارهای متعدد اوراق مشارکت توسط بنگاه‌های اقتصادی دولتی و شبه‌دولتی، قدرت
تخصیص بخش عمده‌ای از وجوه نزد بانک‌ها را از دست مدیران بانک‌ها خارج کرده است.
در زمستان </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">۱۳۹۰</span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">، هجوم گسترده‌ای به بانک‌ها</span><span style="font-size: 12pt;" dir="ltr"> (bank run) </span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">اتفاق افتاد که ناشی از افزایش قیمت
ارز و به‌تبع آن قیمت طلا بود</span><span style="font-size: 12pt;" dir="ltr">. </span></p>

<p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">مردم هر روز به بانک‌ها رجوع می‌کردند
تا با نقدکردن سپرده‌های خود به خرید ارز و طلا اقدام کنند تا ارزش پول خود را حفظ
کنند. مدیران بانک‌ها مضطرب از سطح نازل نقدینگی خود، به مدیران و کارکنان‌شان
دستور دادند به مشتریان شعبه‌ها نرخ‌های سود بالا و بالاتری عرضه کنند. مدیران
موسسات مالی و اعتباری رسمی و غیررسمی در وضعیتی به‌مراتب دشوارتر قرار گرفتند.
هجوم به آنها به‌مراتب شدیدتر بود. سپرده‌های با نرخ‌های سود حتی تا </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">۳۰</span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">درصد به مشتریان عرضه می‌شد. دستور
مدیران این بود که به هر قیمت پول از موسسات خارج نشود، چراکه اگر بانک‌ها می‌توانستند
حساب خود را نزد بانک مرکزی به‌اصطلاح قرمز کنند و از بانک مرکزی پول بگیرند،
موسسات از چنین سازوکاری هم برای مقابله با مشکل پیش‌آمده برخوردار نبودند. کار به
جایی رسید که مدیران مهم‌ترین بانک‌های کشور به همکاران‌شان بخش‌نامه کردند که اگر
ظرف فلان مدت پول به داخل بانک بیاورند، نه‌تنها صاحب پول سود مناسبی می‌گیرد،
بلکه آنان نیز از پاداش‌های مناسبی برخوردار خواهند شد</span><span style="font-size: 12pt;" dir="ltr">. </span></p>

<p><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">هیچ‌کس نمی‌پرسید با
در نظر گرفتن سپرده‌ای که با سود مثلا </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="FA">۲۴‌</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">درصد دریافت می‌شد و به‌دلیل پرداخت ماهانه سود،
سود سالانه آن به </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="FA">۲۷‌</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">درصد هم می‌رسید و با احتساب حداقل سه‌درصد هزینه‌های
بالاسری، هزینه مالی این وجوه را برای بانک‌ها به </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="FA">۳۰‌</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">درصد در سال می‌رساند، چه‌کار می‌شد کرد؟ بانک‌هایی
که نمی‌توانستند تسهیلات زودبازده اعطایی </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="FA">۱۲‌</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">درصدی خود را از مشتریان پس بگیرند و معوقه‌های
سنگینی داشتند، حالا با پول </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="FA">۳۰‌</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">درصدی چه‌کار می‌خواستند بکنند. در شرایط «هجوم به بانک‌ها»
هیچ‌کس به‌دنبال پاسخ به چنین سوالی نبود؛ مدیران بانک‌ها و موسسات مالی تنها به‌دنبال
این بودند که پول بیشتری از مجموعه خارج نشود. اقدام عملی به افزایش نرخ‌ها در
بانک‌ها و موسسات مالی و اعتباری آنچنان گسترده بود که بانک مرکزی تنها چاره کار
را در این دانست که نرخ‌ها را آزاد کند. این مصوبه آنچه را بانک‌ها عملا انجام می‌دادند،
به اقدامی مجاز و قانونی بدل کرد</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;">...</span></p>]]>
      <![CDATA[


<p class=" " dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">موسسات مالی و اعتباری غیربانکی برای
حفظ فاصله نرخ‌های خود با بانک‌ها، سود سپرده‌های خود را باز هم بالاتر بردند تا
موفق به جلب سپرده شوند</span><span dir="ltr" style="font-size: 12pt;">. </span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">آنچه باعث نگرانی جدی است، طبعا سود پرداختی بانک‌ها و موسسات
مالی و اعتباری است. با وجود معوقه‌های بسیار سنگین و پرداخت این نرخ‌های سود بالا
و عدم‌وجود مشتریانی که بتوانند با پرداخت سودهای </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">۳۰‌</span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">درصدی، عملیات بانک‌ها را سودآور کنند، راهی باقی نمی‌ماند مگر
اینکه بانک‌ها از محل سودهای به‌اصطلاح غیرعملیاتی، در پایان سال مالی صورت‌های
مالی خود را آرایش کنند. از کدام منبع بانک‌ها به مشتریان خود سود می‌پردازند؟ پیش‌بینی
آن است که در سال </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">۱۳۹۱</span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">، بانک‌ها مجبور شوند سودی معادل
صدهزار‌میلیارد تومان به سپرده‌گذاران خود بپردازند. چنین رقم بزرگی یک‌چهارم تا
یک‌پنجم کل تولید ناخالص داخلی است</span><span dir="ltr" style="font-size: 12pt;">.</span></p><p class=" " dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span dir="ltr" style="font-size: 12pt;"><img style="" src="http://www.authenticlawmarketing.com/uploads/image/magnet_talent_peopleXSmall%281%29.jpg" height="405" width="541" /></span></p>

<p class=" " dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">بعنی طی هر سال، وقتی درآمد تک‌تک
آحاد این ملت در قبال کار از صبح تا شام محاسبه و تجمیع شود و درآمد نفتی کشور نیز
به آن اضافه شود، به رقمی می‌رسیم که یک‌چهارم تا یک‌پنجم آن را فقط باید به شکل
بهره (سود بانکی</span><span dir="ltr" style="font-size: 12pt;">) </span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">پرداخت
کرد. نگرانی از آن است که تداوم وضعیت مالی جاری بانک‌ها و تکرار پرداخت سودهای
سنگین و ادامه معوقه‌های بزرگ متاسفانه عمده نهادهای فعال درون نظام بانکی را به
موسسات هرمی نزدیک کند: یعنی بانک‌ها از یازدهمین‌ نفر سپرده بگیرند و سود </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">۱۰</span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"> نفر سپرده‌گذار قبلی را پرداخت کنند
و از دوازدهمین نفر سپرده بگیرند و سود </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">۱۱</span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">
نفر قبلی را پرداخت کنند و الخ. بسیار از سپرده‌گذاران می‌پرسند آیا این وضعیت به
معنای آن است که سپرده‌های ما در خطر است. پاسخ منفی است. سنت موجود کشور آن است
که تا به حال دولت‌ها و بانک مرکزی اجازه نداده‌اند هیچ موسسه پولی رسمی یا
غیررسمی‌ای ورشکسته شود. همه سپرده‌ها قابل‌پرداخت است. در ادامه می‌پرسند، پس اصل
و فرع پرداختی به سپرده‌گذاران از کدام محل تامین خواهد شد؟ فرق بانک‌ها با سایر
بنگاه‌های اقتصادی آن است که آنها نقدینگی دارند. به‌دلیل این نقدینگی، وضعیت
نامناسب بانک‌ها دیرتر شناسایی می‌شود. تجربه بانک‌های ژاپنی در دهه </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">۹۰</span><span dir="ltr" style="font-size: 12pt;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">را به خاطر داریم. بانک‌های ژاپن چند
دهه وضعیت نامناسب خود را مخفی کردند و حساب‌های سوخت‌شده خود را نشان ندادند. اگر
اقدام عاجلی صورت نگیرد، این وضعیت در مورد ایران هم می‌تواند تکرار شود. تجربه
بحران سال </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">۲۰۰۵</span><span dir="ltr" style="font-size: 12pt;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">بانک‌های ترکیه نمونه اخیر این وضعیت
است</span><span dir="ltr" style="font-size: 12pt;">. </span></p>

<p class=" " dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA">به‌دلیل بسط پولی در جمهوری اسلامی
ایران، هر بانک و موسسه مالی‌ای که افتتاح شود، وجوهی را گرد خواهد آورد. در تهران
امروز، در طول خیابانی </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">۲۵۰</span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"> متری، </span><span style="font-size: 12pt;" lang="FA">۳۲</span><span style="font-size: 12pt;" lang="AR-SA"> شعبه بانک و موسسه مالی فعالیت می‌کنند و برای جذب بخشی از
این حجم پول، هر روز نرخ‌ها را بالا می‌برند. اوضاع نامناسب بانک‌ها با آرایش صورت‌های
مالی و به‌دلیل وجود نقدینگی به سطح نمی‌آید. وقتی شرایط نامناسب، ظاهر بیرونی
یابد، بحران بانکی وسیعی بخش‌های واقعی اقتصاد ایران را به‌طور جدی تهدید خواهد
کرد. سودهای قابل‌پرداخت نظام بانکی نهایتا از کیسه چه کسی پرداخت خواهد شد؟ وقتی
پول پرقدرت با سرعت کمتری تولید شود و ابعاد بسط پولی با چنین وسعتی ادامه نیابد،
بانک‌ها با مشکل نقدینگی مواجه خواهند شد. در این شرایط، ناچار دست به دامن بانک
مرکزی خواهند زد</span><span dir="ltr" style="font-size: 12pt;">. </span></p>

<span dir="rtl" style="font-size: 12pt; line-height: 115%;" lang="AR-SA">منبع: <a style="" target="_blank" href="http://sharghnewspaper.ir/">شرق </a></span>



]]>
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>شاخص های بنیادین اقتصادی </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/cat-1/1391/02/779.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.779</id>
   
   <published>2012-05-11T12:14:38Z</published>
   <updated>2012-05-14T05:43:08Z</updated>
   
   <summary>۱)شاخص مدیران خرید ۲)شاخص مدیران خرید کارخانجات دولتی ۳)شاخص خرید اوراق مالی بند مدت توسط سرمایه گذاران خارجی ۴ )شاخص تولیدی کارخانجات بزرگ ژاپن ۵)شاخص موجودی نفت ذخیره شده ایالات متحده ۶)کنفرانس مطبوعاتی سران هشت کشور بزرگ صنعتی ۷)شاخص تولیدی...</summary>
   <author>
      <name>علیرضا خلج زاده</name>
      
   </author>
   
      <category term="اخبار اقتصادی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="مشتریان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="مفاهیم بانکداری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="نکات مدیریتی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      ۱)شاخص مدیران خرید ۲)شاخص مدیران خرید کارخانجات دولتی ۳)شاخص خرید اوراق مالی  بند مدت توسط سرمایه گذاران خارجی  ۴ )شاخص تولیدی کارخانجات بزرگ ژاپن ۵)شاخص موجودی نفت ذخیره شده ایالات متحده ۶)کنفرانس مطبوعاتی سران هشت کشور بزرگ صنعتی ۷)شاخص تولیدی  ۸)اظهاریه ذخایر بانکی ۹)فهرست کالاهای انبار شده  ۱۰)میزان فروش فروشگاه های زنجیره ای ۱۱ )خرجکرد بخش ساخت و ساز مسکن ۱۲)شاخص میزان رضایت مصرف کننده ۱۳ )شاخص میزان اعتبارات مصرف کننده ۱۴)شاخص تمایلات مصرف کننده ۱۵)شاخص قیمت مصرف کننده ۱۶)موازنه معاملات بازرگانی بین المللی ۱۷)سفارشات کالاهای پایدار۱۸)میزان فروش خانه های موجود ۱۹)میزان سفارشات به کارخانجات ۲۰)تولید ناخالص داخلی ۲۱)شاخص هماهنگ قیمت مصرف کننده ۲۲ )شروع به ساخت واحدهای مسکونی ۲۳)شاخص وضعیت تجاریبخش صنعت و معامله ۲۴)شاخص قیمت واردات و صادرات ۲۵)شاخص تولیدات صنعتی و شاخص بهره وری کارخانجات تولیدی  ۲۶)موازنه بازرگانی خارجی  / موازنه تجاری ۲۷)انستیتو مدیریت عرضا ایالات متحده ۲۸)مطالبات بیمه بیکاری آمریکا ۲۹ )شاخص های راهبردی  ۳۰ )میزان عرضه پول ۳۱)میزان فروش  واحدهای مسکونی تازه ساز ۳۲) آمار دستمزدبگیران  بخش غیر کشاورزی ۳۳ ) میزان در آمد و خرجکرد شخص ۳۴)اعلام وضعیت صنعتی ایالت متحده از دید بانک فدرال فیلادلفیا ۳۵)شاخص  قیمت تولید کننده ۳۶)شاخص خرده فروشی ۳۷)شاخص قیمت خرده فروشی ۳۸ )مرکز تحقیقات اقتصادی  و سیاسی آلمان ۳۹ )شاخص وضعیت و تمایلات  اقتصادی دانشگاه میشیگان ۴۰ )شاخص صنعتی  برج امپایر استیت نیویورک  ۴۱)تصمیم گیری کمیته مرکزی بازار بانک فدرال ایالت متحده  در مورد نرخ بهره ۴۲)اعلام نرخ بهره نیوزلند۴۳)صورتجلسه نشست بانک مرکزی ژاپن در مورد سیاست های مالی ۴۴)سخنان  رئیس بانک مر کزی اروپا ۴۵)اظهارات رئیس خزانه داری امریکا در مورد  بانکداری ۴۶)گزارش سیاستهای  مالی  بانک مرکزی کانادا ۴۷ )تصمیم گیری بانک مرکزی  اتحادیه پولی اروپا  در مورد نرخ بهره ۴۸)تصمیمات بانک مرکزی  انگلستان   
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>بن بست دست یابی به راهکاری بومی برای جهانی سازی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/cat-1/1391/02/778.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.778</id>
   
   <published>2012-05-08T16:40:49Z</published>
   <updated>2012-05-14T05:25:41Z</updated>
   
   <summary>تضعیف جوامعی که تحت فشارهای شدید مالی قرار دارند به حد غایی رسیده: ساختار اقتصادی به لرزه افتاده و حجاب ایدئولوژیک که عملکرد آن را می پوشاند پاره شده. مداحان «جهانی شدن» ستایشات مبالغه آمیز از موفقیت چشمگیر بازاررا مسکوت گذاشته وبحث در اطراف آنتی تز آن یعنی « جهانی شدن زدایی»( وا جهانی سازی) شکل میگیرد. هواداران این ایده جدید، شامل اقتصاددانان و سیاستمدارانی میشود که برعلیه دیکتاتوری بازارهای مالی و خصوصا به مبارزه با پروژه پیمان پیش نویس قانون اساسی اروپا برخاسته اند  .</summary>
   <author>
      <name>عليرضا مكري</name>
      
   </author>
   
      <category term="مفاهیم بانکداری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[<div align="right">
					

<hr size="2" width="100%"><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Deglobalization"><img src="http://amokri.persiangig.com/blogfa/globalization/Capt%20-d%C3%A9mondialisation.JPG" align="right" border="0" height="308" hspace="0" vspace="0" width="406" /></a><p style="text-align: center;">
 </p><p style="text-align: center; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" " align="center"><strong><em><span style="font-size: 18pt;" lang="AR-SA">بن
بست</span></em></strong></p><p style="text-align: center; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" "><strong><em><span style="font-size: 18pt;" lang="AR-SA"> دست یابی</span></em></strong></p><p style="text-align: center; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" "><strong><em><span style="font-size: 18pt;" lang="AR-SA"> به</span></em></strong></p>

<p style="text-align: center; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" " align="center"><strong><em><span style="font-size: 18pt;" lang="AR-SA">راهکاری
بومی</span></em></strong></p>

<p style="text-align: center; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" " align="center"><strong><em><span style="font-size: 18pt;" lang="AR-SA"><span>&nbsp;</span>برای</span></em></strong><strong><em><span style="font-size: 18pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA"> </span></em></strong></p><p style="text-align: center; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" "><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C"><strong><em><span style="font-size: 18pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">جهانی سازی</span></em></strong></a></p><p style="text-align: center; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" "><br /></p><p style="text-align: center; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" "><br /></p><p style="text-align: left; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" "><a href="http://www.editionsbdl.com/collection-harribey-ang.html"><img style="width: 165px; height: 110px;" src="http://harribey.u-bordeaux4.fr/images/harribey-photo-site.jpg" align="left" border="0" hspace="0" vspace="0" /></a></p><p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><font size="2"><strong><font face="times new roman,times,serif"><span lang="AR-SA">نویسنده </span><span dir="ltr">:<br />
<a target="_blank" href="http://www.editionsbdl.com/collection-harribey-ang.html">Jean Marie HARRIBEY</a></span></font></strong></font></p>

<p style="color: rgb(0, 51, 51);"><font size="2"><strong><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">استاد <a target="_blank" href="http://www.u-bordeaux3.fr/en/university.html">دانشگاه بوردو</a></span></font></strong></font></p><p style="color: rgb(0, 51, 51);"><font size="2"><strong><font face="times new roman,times,serif"><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA"> و عضو کمیته علمی سازمان</span><span style="font-size: 11pt; line-height: 115%;"> <a target="_blank" href="http://www.attac.org/">ATTAC</a></span></font></strong></font></p><p style="text-align: left; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" "><br /></p><p style="text-align: left; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(255, 0, 153);" dir="rtl" class=" ">
 </p><p style="text-align: center; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51);" dir="rtl" class=" "><strong><font face="times new roman,times,serif" size="2"><span lang="AR-SA">برگردان</span><span dir="ltr">: <br />
<u>Katayon HAGHIGHI </u></span><u><span lang="AR-SA">کتایون حقیقی</span></u></font></strong></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" ">&nbsp;
 
  <font face="times new roman,times,serif" size="3"><span lang="AR-SA">تضعیف جوامعی که تحت فشارهای شدید مالی قرار دارند به حد غایی
رسیده</span><span dir="ltr">: </span><span lang="AR-SA">ساختار اقتصادی به لرزه افتاده و حجاب ایدئولوژیک که عملکرد آن
را می پوشاند پاره شده. مداحان «<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C" target="_blank">جهانی شدن</a>» ستایشات مبالغه آمیز از موفقیت چشمگیر
بازاررا مسکوت گذاشته وبحث در اطراف آنتی تز آن یعنی « <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Deglobalization" target="_blank">جهانی شدن زدایی</a></span><span dir="ltr">»( </span><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Deglobalization"><span lang="AR-SA">وا </span></a><a target="_blank" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Deglobalization">جهانی سازی</a><span dir="ltr">) </span><span lang="AR-SA">شکل میگیرد. هواداران این ایده جدید،
شامل اقتصاددانان و سیاستمدارانی میشود که برعلیه دیکتاتوری بازارهای مالی و خصوصا
به مبارزه با پروژه پیمان پیش نویس <a target="_blank" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%87%D8%AF%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94_%D8%AA%D8%AF%D9%88%DB%8C%D9%86_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7">قانون اساسی اروپا </a>برخاسته اند</span><span dir="ltr">&nbsp; .</span></font></p>

<p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span lang="AR-SA">در ماههای اخیر روزنامه ها، کتابها و سایر رسانه ها به مسائلی
همچون حمایت از تولیدات داخلی، خروج از «یورو» وراهکارهای « <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Deglobalization" target="_blank">جهانی شدن زدایی</a>»( <a target="_blank" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Deglobalization">وا
جهانی سازی</a></span><span dir="ltr">) </span><span lang="AR-SA">پرداخته اند(١). استدلال غالب این مباحث شامل ماهیت بحران
سرمایه داری، چهارچوب مقررات لازم و موضوع حاکمیت <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C" target="_blank">دموکراتیک</a> است</span><span dir="ltr">.</span></font></p>

<p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span lang="AR-SA">از اوائل دهه ١٩٨٠ ساختار های سرمایه بگونه ای ساخته شد که
سرمایه گذاریهای مالی -ازطریق ایجاد ارزش سهام - منجر به حداکثر سودآوری شود. در
حالیکه کاهش ارزش نیروی کار بطور <a href="http://eng.ut.ac.ir/nemati/Files/SystemThinking.ppt" target="_blank">سیستماتیک </a>رهبری می شد. این مسئله اجازه میداد که
آزادی گردش سرمایه وارد رقابت در سیستمهای اجتماعی و مالی شود. پس اینگونه بود
حقیقتی که «<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C" target="_blank">جهانی شدن</a>» کتمان میکرد.</span><span dir="ltr"><br /></span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span dir="ltr">&nbsp;</span><span lang="AR-SA">نقل و انتقال آزاد سرمایه داری در
سراسر جهان بمنظور مقابله با بحران ناشی از افزایش سود که در سالهای ١٩</span><span lang="FA">۶</span><span lang="AR-SA">٠-١٩٧٠ بوجود آمده بود، پیروزی طبقات
حاکم ازطریق ارجحیت دادن سهامداران نسبت به حقوق بگیران، و اجبار برای ساختار های
نظارتی که با شرایط موجود بازار خود را هماهنگ سازند؛ </span><span lang="AR-SA">اما دو دهه کافی بود تا داربست این سیستم فروریزد.</span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span lang="AR-SA">&nbsp;
 از اواسط
دهه ٢٠٠٠ افزایش نرخ سود در ایالات متحده متوقف شد و اعتبارات اعطا شده به
تهی -دستان به منظور جبران کردن دستمزد ناچیزشان ، برای جذب تولیدات اضافی 
محصولات
صنعتی کافی نبود. پس ضربه وارده با سرعتی معادل سرعت چرخش سرمایه گسترش 
یافت. بحران موجود تنها یک چالش ملی ( یونانی،&nbsp; ایرلندی ، پرتغالی،
اسپانیایی یا غیره) نیست که صرفا بدلیل مشکلات داخلی خاص آن کشور به وجود 
آمده باشد .
باید از خود پرسید چگونه است که این بحران همه جا بطور همزمان ظاهر شده؟ 
این</span></font><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span lang="AR-SA"><img style="width: 243px; height: 208px;" src="http://www.cnr-resistance.fr/wp-content/uploads/2011/09/mondialisation3-370x320-300x259.jpg" align="right" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></font></a><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span lang="AR-SA"> بحران
در واقع ادامه راه سرمایه داری به حد بلوغ رسیده در سطح جهان است که درآن منطق
ایجاد ارزش سهام به اوج خود رسیده ودیگر همه چیز به کالا تبدیل شده: از تولید و
خدمات تا بهداشت، آموزش، فرهنگ، منابع طبیعی و خلاصه تمام مظاهر زندگی</span><span dir="ltr">.</span></font></p><br /></div>]]>
      <![CDATA[<p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span lang="AR-SA"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C" target="_blank">جهانی شدن</a> تنها به مبادله آزاد کالا محدود نشده بلکه شامل گردش
آن نیز میشود. سرمایه داری مالی فرامرزی گرفتار قانون ارزش شده که امروزه محدودیتی
دوسویه و جداناپذیررا برآن تحمیل می کند: ازیک طرف ارتقا ارزش کار که تا بی نهایت
امکان پذیر نیست ، و از طرف دیگر ارتقا ارزش کار برپایه ای عینی که در حال از بین
رفتن و یا نادر شدن است (٢). پس بحران مالی براین دو اساس است: اضافه تولید سرمایه
داری و بن بست مدل توسعه آن</span><span dir="ltr">.</span></font></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span dir="ltr"><span style="font-family: times new roman,times,serif;"><img src="http://amokri.persiangig.com/blogfa/globalization/water.jpg" align="texttop" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></span></font></p>

<p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><font face="times new roman,times,serif" size="3"><span lang="AR-SA">یکی از بحثهای کلیدی طرفداران چپگرای « <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Deglobalization" target="_blank">جهانی شدن زدایی</a>»( <a target="_blank" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Deglobalization">وا
جهانی سازی</a>) آن است که تخریب مشاغل وغیر صنعتی شدن کشورهای ثروتمند را ناشی از</span><span dir="ltr">« </span><span lang="AR-SA">جهانی شدن</span><span dir="ltr">» </span><span lang="AR-SA">می داند. <a target="_blank" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Jacques_Sapir"><span style="font-family: times new roman,times,serif;"><img style="width: 175px; height: 265px;" src="http://www.politiquemagazine.fr/items/files/e121e77bb56c734551e5c853571ea0be_Sapir.jpg" align="right" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></a><a target="_blank" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Jacques_Sapir">ژاک ساپیر</a> معتقد است: « تا
اواسط دهه ١٩٩٠ افزایش بهره وری در کشورهای در حال توسعه بگونه ای نبود که قادر به
تغییر توازن قدرت با کشورهای قدرتمند شود، با این حال از اواسط سالهای ٩٠ افزایش
بهره وری قابل توجهی در کشورهایی مانند چین و یا کشورهای شرق اروپا دیده شد
،بنابراین برخی فعالیتها به مرور از کشورهای صنعتی خارج شدند»(٣</span><span dir="ltr">). </span><span lang="AR-SA">بهتر از این نمی شد نشان داد که تغییر توازن قوا ما بین طبقه
حاکم وحقوق بگیران در کشورهای صنعتی به پانزده سال قبل از ظهور قدرتمندی اقتصادی
چین بازمیگردد</span><span dir="ltr">...</span></font></p><p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><a href="http://amokri.blogfa.com/page/demondialisation"><font style="color: rgb(255, 0, 0);" face="arial,helvetica,sans-serif" size="3">ادامه مطلب</font></a></p>]]>
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>وب ۳( web ۳) چیست؟ </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir//1391/02/777.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.777</id>
   
   <published>2012-05-08T05:26:56Z</published>
   <updated>2012-05-08T10:47:02Z</updated>
   
   <summary>نسخه سوم وب تازه در حال متولد شدن است. با این که هنوز نمی توانیم در مورد این کودک زیاد حرف بزنیم اما می‌توان گفت که قرار است که فرزند جدید وب بچه باهوشی باشد. در «وب ۳.۰» بحث اصلی...</summary>
   <author>
      <name>محمدرضا محموديان</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      نسخه سوم وب تازه در حال متولد شدن است. با این که هنوز نمی توانیم در مورد این کودک زیاد حرف بزنیم اما می‌توان گفت که قرار است که فرزند جدید وب بچه باهوشی باشد. در «وب ۳.۰» بحث اصلی در مورد هوشمند شدن وب است. پیش بینی می‌شود که در آینده نزدیک کامپیوتر ها، محتوای وب را می‌فهمند و آن را درک می کنند. 

اگر در متنی کلمه «تبیان» آمده باشد نرم افزاری که در حال خواندن این متن است می‌داند که سایت تبیان چیست و چه مطالبی در آن نوشته می‌شود. اگر در متنی نوشته شد «اول فروردین» نرم افزار متن را به نوروز ربط می‌دهد.

این درک اطلاعات توسط نرم افزارهای مبتنی بر وب سبب می‌شود که جستجو و حرکت در اطلاعات بسیار سریع تر و بهینه تر از قبل بشود. نرم افزار ها قادر به شناسایی افراد، مکان ها، رویداد ها و ارتباط آن ها با یکدیگر خواهند بود. ارتباط متقابل اطلاعات با یکدیگر و قابلیت دسترسی به اطلاعات با هر نوع دستگاه ارتباطی از دیگر مشخصه‌های وب نسخه سوم خواهد بود. 

 وب ۲ آمد تا هر کجا که به اشتراک گذاری داده ها لازم است به ما کمک کند و نتیجه آن را در بلاگ ها، دایره المعارف های اینترنتی و RSS feedها می بینیم کهWikipedia ، MySpace و YouTube نمونه های عملی آنها هستند. از آنجا که این استاندارد جنبه های گوناگونی را پوشش می دهد هنوز ارزش و سودمندی آن برای برخی روشن نیست. ما ناگزیریم که تاریخچه وب را به دو بخش تقسیم کنیم: امروز که وب ۲را داریم و دیروز که از وب ۱استفاده می کردیم. 



      
● اما اکنون پرسش این است که وب ۳ دیگر چیست؟ 

البته هنوز خیلی زود است که بخواهیم با قاطعیت درباره آن صحبت کنیم. حتی وب ۲ هنوز از برخی جنبه ها در حال پیشرفت است. اما هیچ شکی نیست که همین حالا نیز فناوری های تازه شبکه در دانشگاه ها، مراکز پژوهشی و شرکت های پیشرو در دست بررسی و پایه گذاری اند. اگر به وب لاگ ها سری بزنید می بینید که گفتگو بر سر نسل بعدی بسیار داغ است. برای بسیاری، وب ۳ یعنی Semantic Web این عبارت را Tim Berners- Leeیعنی همان کسی که سنگ بنای وب را گذاشت مطرح کرده. Semantic Webیا وب مفهومی جایی است که ماشین ها صفحات وب را همانگونه که ما می خوانیم می خوانند و موتورهای جستجو می توانند بهتر درون وب کاوش کرده و نتایج دقیق تری ارائه کنند. Nova Spivackیکی از مدیران شرکت Radar Netwroks می گوید: «وب ۳ مجموعه ای از استانداردهاست که فضای وب را به یک بانک اطلاعاتی بزرگ تبدیل می کند». 

▪ وب ۳ چه شکلی خواهد داشت؟ کسی نمی داند اما امکانات زیر را باید محتمل بدانیم. 
▪ وب سه بعدی 
فضایی است که می توانید بدون نیاز به حرکت از پشت کامپیوتر، درون آن قدم بزنید و ساختمان های آن را بازدید کنید. 
▪ وب رسانه ای 
فضایی است که می توانید با یک فایل رسانه ای فایل های دیگر را جستجو کنید. برای نمونه تصویری از یکی از نقاشی های مورد علاقه خود را به کامپیوتر می دهید و او تصاویر و فیلم های مرتبط با آن را پیدا می کند. 
▪ وب فراگیر 
یک فضای وب است که همه جا وجود دارد؛ روی کامپیوتر شخصی، روی کامپیوتر جیبی، روی تلفن همراه و حتی روی لباس تان. حتی با ارتباط پنجره های اتاق تان و دریافت وضعیت هوا، پنجره ها در زمان لازم باز و بسته می شوند. 
▪ وب مفهومی 
یک فضای وب است که کامپیوترها می توانند در آن مانند ما صفحه های وب را بخوانند. کافی است از کامپیوتر بخواهید برنامه شما را با چیزی مثلاً یک پزشک یا پرواز هواپیما تنظیم کند. 


وب مفهومی ایده تازه ای نیست. این ایده که در آن فضایی وجود داشته باشد تا کامپیوتر ها بتوانند متن ها را بهتر خوانده، بفهمند و پردازش کنند نخستین بار در سال ۲۰۰۱ در قالب یک مقاله در نشریه Scientific American مطرح شد. این مقاله که Berners- Lee نیز در تالیف آن نقش داشت دنیایی را شرح می داد که در آن، agent های نرم افزاری اعمال مربوط به وب را که معمولاً خود ما انجام می دهیم انجام می دادند. این داستان با یک شخصیت مجازی با نام Lucy آغاز می شود که یک پزشک به مادرش گفته باید با یک پزشک متخصص مشورت کند. در داستان چنین آمده: در مطب دکتر، لوسی از طریق کامپیوتر خود به Semantic Web agnet خود فرمان داد و agent جزئیات مربوط به وضعیت مادر لوسی را از agent دکتر دریافت کرد. سپس با روشن شدن شیوه درمان، لیستی از ۲۰ بیمارستان که توانایی چنین کاری داشتند به دست آورد و روال های بیمه ای لازم برای آغاز درمان را با نزدیک ترین دفتر و بهترین خدمات هماهنگ کرد. این شاید اغراق آمیز به نظر بیاید اما آینده مورد نظر Berners- Lee از وب همین است. 

Semantic Web agnet لوسی می تواند بدون نیاز به کمک و راهنمایی او همه قرار ملاقات های مادرش را بررسی کرده و بهترین وقت ها را تعیین کند. Semantic Web agnet چیزی است که می تواند برای تنظیم مرخصی و تعطیلات شما گرفته تا تحقیق درباره یک موضوع برنامه ریزی شود. اما این کار چگونه انجام می گیرد؟ از نگاه Berners- Lee باید در استانداردهای وب بازنگری هایی انجام گرفته و همه meta- data هایی که ما برای خواندن صفحات وب به کار می بریم را به شکل قابل فهم برای ماشین به آن اضافه کنیم. اکنون شش سال پس از انتشار مقالهScientific American، meta- dataهای لازم همراه با Recourse Description و Web Ontology Language آماده شده و به سایت ها و ابزار اینترنتی نیز راه پیدا کرده اند. نتیجه این meta- data ها را می توانید برای نمونه در food siteیاهو ببینید. شرکت Radar Networks نیز گونه ای پورتال وب مفهومی را در دست ساخت دارد. HP در حال کار روی یک رابط برنامه نویسی با نام Jena است. ساختارهای وب مفهومی در ابزار بانک اطلاعاتی Oracle نیز دیده می شود. 

David Lankers پروفسور علوم اطلاعات در دانشگاه سیراکیوز می گوید: «وب مفهومی چیز خوبی است اما استفاده از آن بسیار پیچیده و زمان گیر است». 
● یک وب مفهومی دیگر 
هم اکنون پژوهشگران زیادی هر یک با دید شخصی خود در حال کار روی وب مفهومی هستند. این گروه به جای بازنگری در فرمت وب که تغییر در همه سایت ها را ایجاب می کند در حال آماده کردن agent بهتری هستند که صفحات وب را بهتر بفهمند. یعنی آنها به دنبال ساد ه تر کردن ساختار صفحه های وب نیستند بلکه agent های با هوشتری می سازند. Blue Organizer محصول Adaptiv Blueیکی از نخستین نمونه هاست. مرورگر Blue Organizer محصول Adaptiv Blueیکی از نخستین نمونه هاست. 

مرورگر Blue Organizer تحت شرایطی هنگامی که یک صفحه وب را باز می کنید موضوع سایت را می فهمد و به طور خودکار اطلاعات پیرامون آن موضوع را از سایت های دیگر می گیرد. برای نمونه اگر یک وبلاگ مربوط به یک فیلم را باز کنید. بی درنگ سایت هایی که می توانید این فیلم را بخرید یا بیشتر درباره آن بخوانید را دریافت خواهید کرد. البته حرف زدن درباره این توانایی ها در مقایسه با پیاده کردن آنها بسیار ساده تر است. 

شرکت های بی شماری همچون شرکت Claris as Personal Web محصولاتی مانند Blue Organizerعرضه کرده اند که البته با recommendation engine آمازون تفاوت چندانی ندارد که بسته به چگونگی کشت و گذار شما در اینترنت، موضوعات مورد علاقه شما را حدس زده و تازه ترین محصولات را معرفی می کند. ما هنوز تا رسیدن به agent هایی که بتوانند خودشان فکر کنند راه درازی در پیش داریم. شاید نخستین چیزی که برای وب مفهومی نیاز داریم همانگونه که Berners- Lee معتقد است، metadata باشد. Pattic Maesیکی از کار کشته های Media Lab در دانشگاه MIT و پایه گذار گروه agent های نرم افزاری می گوید: «agent های خودکار بسیار با ارزش هستند اما واقعاً سخت است که بگوییم tag های درون صفحات وب بهترند یا tag هایی از سوی خود ماشین ساخته می شوند».

 


   </content>
</entry>

<entry>
   <title>نجات یافته</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/commentate/1391/02/776.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.776</id>
   
   <published>2012-05-08T05:17:52Z</published>
   <updated>2012-05-08T10:45:48Z</updated>
   
   <summary> تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود. او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست. سرانجام خسته و نا امید ، از تخته پاره...</summary>
   <author>
      <name>محمدرضا محموديان</name>
      
   </author>
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[
<strong>تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.
سرانجام خسته و نا امید ، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن  بیاساید.
اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.
بدترین اتفاق ممکن افتاده بود و همه چیز را از دست رفته میدید.
از شدت خشم و اندوه در جا خشکش زد. فریاد زد :
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟؟؟ »
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.
کشتی آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته ، و حیران بود...
نجات دهندگان می گفتند :
" خدا خواست که ما دیشب آن آتـشی را که روشن کرده بودی بـبیـنیم " ...</strong>
 ]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>خاطره یک حریق</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1391/02/775.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.775</id>
   
   <published>2012-05-06T18:08:04Z</published>
   <updated>2012-05-07T17:14:51Z</updated>
   
   <summary>علم روانکاوی خود را وقف آزادسازی روانی فردی می کند؛ ولی کشف هراس ها، امیال و اوهام در درک ارزش های عموماً پذیرفته شده و صحت و اعتبار سلسله مراتب حاکم بی تاثیر نیست و به رهائی از بند الگوهای سیاسی که به عنوان یگانه واقعیت ممکن تلقی می شوند نیز کمک می کند .

</summary>
   <author>
      <name>عليرضا مكري</name>
      
   </author>
   
      <category term="مشتریان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[
					


					

<img src="http://www.classbrain.com/artteensb/uploads/freud_001.jpg" align="texttop" border="0" height="710" hspace="0" vspace="0" width="539" /><p style="text-align: center;" align="texttop">
 
 <strong><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><span style="font-size: 20pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">خاطره یک حریق</span></font></strong></p><p style="text-align: center;"><font face="times new roman,times,serif" size="3"><a href="http://fr.wikipedia.org/wiki/Max_Dorra"><span dir="rtl" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;" lang="AR-SA"><span style="color: rgb(255, 51, 0);"><img src="http://www.denistouret.fr/textes/dorra_max.bmp" align="right" border="0" hspace="0" vspace="0" /></span></span></a></font></p><p class=" " dir="rtl" style="margin-bottom: 12pt; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51); text-align: right;"><font face="times new roman,times,serif" size="3">&nbsp;
<strong> <span style="font-size: 13pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">نویسنده :</span><font><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA"><a target="_blank" href="http://fr.wikipedia.org/wiki/Max_Dorra">ماکس دورا&nbsp;</a></span></font></strong></font></p><p class=" " dir="rtl" style="margin-bottom: 12pt; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51); text-align: right;"><strong><a href="http://fr.wikipedia.org/wiki/Max_Dorra"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><span dir="ltr" style="font-size: 13pt;">Max DORRA</span></font></a></strong></p><p class=" " dir="rtl" style="margin-bottom: 12pt; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51); text-align: right;"><strong><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA"> نویسنده و استاد علوم پزشکی در دانشکده
پاریس- غرب</span></font></strong></p><p class=" " dir="rtl" style="margin-bottom: 12pt; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51); text-align: right;"><br /></p><strong>&nbsp;
 
  <font face="times new roman,times,serif" size="2"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%;" dir="rtl" lang="AR-SA">برگردان:
</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%;"><br /></span></font></strong><p style="color: rgb(0, 51, 51);"><strong><font face="times new roman,times,serif" size="2"><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%;">Shirine ROCHARD</span><span style="font-size: 13pt; line-height: 115%;" dir="rtl"> <span lang="AR-SA">شیرین روشار</span></span></font></strong></p><p style="color: rgb(0, 51, 51);">&nbsp;
 
  


</p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><strong><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">علم <a target="_blank" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C">روانکاوی</a>
خود را وقف آزادسازی روانی فردی می کند؛ ولی کشف هراس ها، امیال و اوهام در درک
ارزش های عموماً پذیرفته شده و صحت و اعتبار سلسله مراتب حاکم بی تاثیر نیست و به
رهائی از بند الگوهای سیاسی که به عنوان یگانه واقعیت ممکن تلقی می شوند نیز کمک
می کند .</span></strong></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><strong><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA"><br /></span></strong></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA"><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Henri_Lefebvre"><img src="http://amokri.persiangig.com/blogfa/firememoire/HenriLefebvre.jpg" align="right" border="0" height="363" hspace="0" vspace="0" width="273" /></a>آیا مبارزه طبقاتی
محتوائی نهفته دارد؟» <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Henri_Lefebvre" target="_blank">"هانری لوفور</a>، مانیفست </span></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">تفاوت گرا&nbsp;</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">&nbsp;&nbsp; ." </span>
 <span style="font-size: 13pt; line-height: 115%;">différentialiste</span></p>

<p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">هر قدرتی، در نهایت،
بر پایه قابلیت هراساندن و همچون کودکان رفتار کردن با مردم استوار است. از نو فعال
کردن ترسی که در برابر دیگری حس می شود، ترس از بیگانه. ارزیابی که دیگری از ما می
کند - رفتار، و ایما و اشارات وی یقیناً مبین آن هستند - می تواند واقعاً در ما هراس
ایجاد کند. نیروی حیات و نیروی استقامت ما در مدت زمان ردوبدل، به داوری وی، به احترامی
که نسبت به ما حس می کند و به اعتباری که برای ما قائل است بستگی دارد (ارزیابی، احترام،
اعتبار، معامله : می بینید که چگونه اقتصاد مانند شبحی سایه اش بر تمامی این واژه ها
گسترده است). خلاصه کلام ، در دسترسی ما به مخزن مفاهیم</span>.<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A6%D9%88%D8%B1%DA%AF_%D9%88%DB%8C%D9%84%D9%87%D9%84%D9%85_%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B4_%D9%87%DA%AF%D9%84"><img src="http://gb.fotolibra.com/images/previews/672113-georg-wilhelm-friedrich-hegel.jpeg" align="right" border="0" height="395" hspace="0" vspace="0" width="271" /></a><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">آن دیگری - به گفته
<a target="_blank" href="http://www.esalat.org/images/Zendagi%20va%20Falsafae%20Tarikh%20Hegel.htm">هگل</a>، در این لحظات «ترس مطلق»، وجدان آدمی متزلزل است - آیا یک کشف است یا ساخته ذهن؟
این پرسش خیلی زود مطرح می شود، با اولین فریاد «نه» کودک - به تقلید از والد منع کننده
- . حتی پیش از کشف «من»، لابد از طریق این «نه»، دیگری ساخته شده است. خود منشا سیاست.
منشا عاطفی انکارشده («غیر علمی...»)، که دسته بندی های کنونی دانشگاهی آن را به اختیار
پنهان کرده اند</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span lang="AR-SA">بازشناسی
برای تلاش در رهائی از این ترس دیرینه، چهره پنهان هر خشونت - ترس از دیگری - ، مقدمات
بدون شک ضروری برای یک دگرگونی واقعی موفقیت آمیز است. خشونت تنها یک تندروی کاذب است،
یک تندروی ناکام مانده</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span lang="AR-SA">چگونه بدون
گم کردن خویشتن خود به سوی دیگری رفتن، هنر بنیاداً سیاسی است که می بایست از کودکی
آموخت. از اینجاست که، برای عینیت بخشیدن به این <a href="http://www.aftabir.com/social/sociology/groups/town/base_city.php" target="_blank">اوتوپی</a> تربیتی، فکر یک داستان تخیلی
شکل گرفت که در آن <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Jacques_Lacan" target="_blank">لاکان</a> (مرد «بازگشت به فروید») به دیدار نوشته های <a target="_blank" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF">زیگموند</a> می رود. <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Jacques_Lacan"><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/e/e1/Lacan2.jpg/250px-Lacan2.jpg" align="left" border="0" hspace="0" vspace="0" /></a>برخورد خیالی دو شخصیتی که در تمام عمر خویش با به خطر انداختن موجودیت خود به دیگران
گوش داده اند</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">..</span></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA"><a href="http://amokri.blogfa.com/page/maxdorra2"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><span style="color: rgb(255, 0, 0);"><br /></span></font></a></span></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA"><a href="http://amokri.blogfa.com/page/maxdorra2"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><span style="color: rgb(255, 0, 0);"><br /></span></font></a></span></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA"><a href="http://amokri.blogfa.com/page/maxdorra2"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><span style="color: rgb(255, 0, 0);"><br /></span></font></a></span></p><p style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA"><a href="http://amokri.blogfa.com/page/maxdorra2"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><span style="color: rgb(255, 0, 0);"><br /></span></font></a></span></p><p style="margin-bottom: 12pt; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; color: rgb(0, 51, 51); text-align: right;" dir="rtl" class=" "><strong><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"></font></strong></p><p class=" " dir="rtl" style="line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;"><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA"><a href="http://amokri.blogfa.com/page/maxdorra2"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"><span style="color: rgb(255, 0, 0);"></span></font></a></span></p>]]>
      <![CDATA[<p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">او اکنون کاملاً
بی حرکت بود</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA">به نام خود
فکر می کرد، به نام پدرش که هرگز هیچکس نام کوچک او را نخواهد دانست. نام کوچک خود
ش - ژاک ماری - همچنان به آن رد پای بخصوصی که در طول سالها موفق به بر جا گذاشتن آن
شده بود، متصل می ماند، دست کم تا مدتی</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;">
<span style="" lang="AR-SA">او مدتها بسیار تنها بوده. </span></span></p><p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;"><span style="" lang="AR-SA"><a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF"><img style="" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/1/12/Sigmund_Freud_LIFE.jpg/250px-Sigmund_Freud_LIFE.jpg" /></a><a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF"><img style="" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/1/12/Sigmund_Freud_LIFE.jpg/250px-Sigmund_Freud_LIFE.jpg" /></a></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;"><span style="" lang="AR-SA">سپس دیگران آمده بودند، مریدان، چنان بیشمار
که لازم شد برای مانع شدن ایشان از تحریف گفته هایش، بسیار مراقب باشند. در طی سمینارها،
یک سری تمام نشدنی از طرح های کلی، پیش طرح های کشیده شده روی تخته، جلوی آنها ریخته
بود که هیچیک در این سیلاب در هیچ زمان، طرح درست نبودند. طرح درست را، مجبور شده بود
ناخواسته برای خود نگه دارد : یک چیزی هرگز به طور قطعی ترسیم نشده بود. آنها سوال
پیچ اش کرده بودند. تمامی آن پرسش ها اکنون در یک دسته گرد آمده بودند و یک پرسش واحد
را تشکیل می دادند. </span></span></p>

<p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">و این پونتالیس بود،
این یاغی مهربان، یگانه کسی که قادر بود بی آنکه او را بکشد، ترک اش کند - همان اتفاقی
که واقعاً افتاده بود - که آن پرسش را از او کرده بود (</span><span style="font-size: 13pt;" lang="FA">۱). </span><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">در ملاء عام. سالها
پیش، پونتالیس از او در باره «واقعیت» پرسیده بود. منظور او چه بوده؟ او پاسخ درستی
به وی نداده بوده است</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">واقعیت یعنی ناممکن. برای اینکه تصورناپذیر است</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;">
<span style="" lang="AR-SA">هرفرد جدیدی که برای روانکاوی می آید، یک رویداد است. این را بایست
پذیرفت که چهره این «دیگری»، و گفتارش آغازی است مطلق که کارشده ترین نظریه ها و پیچیده
ترین طرح های کلی در برخورد با آن درهم می شکنند. این لحظه اولین، این زمان ناگفتنی،
اگرهرگز واقعاً توصیف نشده است به این دلیل است که عملاً همیشه مانند رویائی است فراموش
شده. تصاویری ناپایدار که گاه فقط با روش تداعی آزاد - اختراع فوق العاده <a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank">فروید</a> - می
توان آنها را بازیافت</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">با وجود خستگی، تصاویر و کلمات مانند همیشه راه خود
را می رفتند</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA">واقعیت هرگز
نمی گوید چیست ولی مدام می گوید که چه چیز نیست. زمانیکه سربرمی آورد، سیل خاطرات سرازیر
می شوند. ولی ... به شکلی خستگی ناپذیر آنها را پس می زند. اعتراض می کند : من این
نیستم، این هم نیستم و نه این</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA">تعجبی ندارد
که برای ساختن دوباره خود، در برابر این تجربه جدید، که گیج کننده است و ترسناک، برای
یافتن یک خصوصیت شخصی به هر قیمت که شده، آن ویژگی خویش، با ناامیدی تلاش کنیم تا در
گفتار خود تا آنجا که ممکن است تداعی معنا بگنجانیم. مبارزه ای بین تخیلات گوناگون</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span></p>

<p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">هر یک برای دیگری،
شهری است که در آن می بایست با خطر کردن و درد کشیدن، بیآموزد چگونه خود را پیدا کند.
هزار توئی که پس از پیشروی ها و پسروی های بسیار - توالی پیش بینی ناپذیر انتظارات
و نا امیدی ها -، سرانجام موفق می شویم کم و بیش با سختی از آن خارج شویم</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;">
<span style="" lang="AR-SA">گوش دادن به دیگری - آن دیگری، حتی نزدیک ترین آنها -، یعنی به او
این فرصت را دادن که علیه ما خود را از نو بسازد. همین را هم در گفته های او باز می
یابیم : راهی که می بایست وی انتخاب کند برای «متمایز کردن خود از ما»، از این شهر
آکنده از تاریخ، این هزارتوئی که ما تداعی آن هستیم. و پیش می آید که ما را از کوره
بدر برد، چنانچه با وجود خطوطی که از ما وام می گیرد - یک سبک، ادا و اطوار، آهنگ حرکتی
که با ناشیگری تقلید می کند - موفق به این بازسازی نمی شود. گویی که ما از او دلخور
هستیم به این دلیل که نتوانسه است بفهمد و در نتیجه به ما نیز کمک کند تا بتوانیم بر
آن خصوصیتی که از آن ماست و گاه اندکی بر ما سنگینی می کند، فائق آئیم</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span></p>

<p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">در برابر چهره ای
تازه، حافظه به تمامی منقلب می شود از یک موج عظیم که او را بیدار می کند و تا قدیمی
ترین تصاویر گالری های بسیار دوردست پیش می رود. در ادامه، کم کم ، مانند کشتی ای که
دیگر نیازی به یدک کشیدن آن نیست، چهره جدید تصاویر ما را بیرون می ریزد و به سوی ساحل
می رود. و آن «دیگری» تقلیل ناپذیر در اقیانوس حافظه ما جای می گیرد و به خاطره بدل
می شود</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA"><a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank">فروید</a> تمامی
زندگی اش را صرف از نو ساختن خویش علیه خویش کرده بود (</span></span><span style="font-size: 13pt;" lang="FA">۲</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">).</span><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">برای ژاک ماری، شاگرد سابق مدرسه استانیسلاس، دیدار
این</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr"> schnorrer (</span><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">گدای یهودی) اهل
وین، این طنین تصورناپذیر، یک سرآغاز مطلق بود. در برابر آن بیگانگی نگران کننده، او
آزادانه و به طرزی دیوانه وار، در تمامی رشته های ممکن از ریاضیات تا زبانشناسی به
جستجوی تداعی معانی پرداخته بود؛ در علم بصری نیز، که برایش مسحورکننده بود، نمونه
های جدید می یافت. </span></p>

<p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">در هر یک از این
طرح های کلی، خود را از نو کشف می کرد. تولدی دوباره که در آن با شعف ترکیب و تلفیقی
را تجربه می کرد که به او امکان جهشی دوباره - امکان پیشدستی - می بخشید. تلفیقی موقتی،
مرحله ای گذرا ولی ضروری، در طی یک تحلیل پایان ناپذیر. سبک نگارش او بازگو کننده داستان
این مبارزه است. و هم کیشان آن دوره. آیا <a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank">فروید</a> درباره او همان چیزی را تکرار می کرد
که در مورد آنها، یعنی سورئالیست ها، می گفت : «دیوانه های کامل (بگوئیم </span><span style="font-size: 13pt;" lang="FA">۹۵</span><span style="font-size: 13pt;" lang="FA"> </span><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">درصدی، مثل الکل
خالص) ؟ از این دیدار با <a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank">فروید</a>، وی خاطره ای از یک حریق حفظ کرده بود. ونسان وان گوگ
چهره خود را به شکل شعله نقاشی می کند. سالوادور دالی، در اتوپرتره خود این «من» در
حال بازسازی را نشان می دهد : گونه ها، چانه، گوش ها، که به سختی با کمک چفت و بست
نگه داشته شده اند</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA">او روی این
تداعی ها و نمونه های خود کار کرده بود، به همان شکلی که سالوادور دالی اشیاء را کار
می کرد، آنها را می کشید، تزئین می کرد یا لختشان می کرد، و به تمام اشکال ممکن آنها
را به همدیگر نزدیک می کرد</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span></p>

<p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">برای یافتن <a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank">فروید</a>
به شکل زنده، یعنی به گونه ای قلب او را به تپش انداختن، مانند شعبده بازی که ساعتی
از کار افتاده را دوباره به راه می اندازد، ناگزیر شده بود نظریه خود را تحریف کند،
جنبه هائی که فرو نشسته و آرام شده بودند را بزرگ کند و هولناکی و جنون آنها را به
ایشان بازگرداند. «فآست من، <a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank">فروید</a> من»، یا چگونه می توان با منعکس کردن فردیت و هولناکی
خویش، برداشتی جدید یافت</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA">او این کار
را کرده بود</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA"><a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank">فروید</a> برای
او پیوندی زنده از نمادها بود. خود را از نو ساختن «علیه» و «به همراه» او، تنها راه
بود برای پیوند با وی. پس زدن دیگری هرگز چیزی جز شکست یک بازسازی نیست. به دلیل این
شکست است که در سال </span></span><span style="font-size: 13pt;" lang="FA">۱۹۶۳</span><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">، انجمن روانکاوی
بین الملل</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr"> (International
Psychoanalytical Association)</span><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">، عاجز از درک ابداع او، وی
را طرد کرده بود</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA">رویا، این
طغیان، با این حال هر شب یادآوری می کند که سازماندهی دیگری ممکن است</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;">
<span style="" lang="AR-SA">او مکتب خود را منحل کرد زمانی که مریدانش از مکاشفات وی، کلیشه هائی
ساخته بودند به مانند حرف های رمزی یک فرقه</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;">
</span></p>

<p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">او صدا و فریاد را
به کلیشه ترجیح می داد</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA">می اندیشید.
هنگامی که به طور قطعی <a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank">فروید</a> و اسپینوزا را ترک کند، و همچنین زندگی را، و همچنین خودش
را، چشم ها را گشوده نگه خواهد داشت تا زمانی دراز پس از مرگش، دیگران بتوانند تصوری
داشته باشند از دیدگاه او</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA">و سپس آن
را یافت</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;"> <span style="" lang="AR-SA">طرح کلی را</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span><span style="font-size: 13pt;">
<span style="" lang="AR-SA">او سرانجام و برای نخستین بار آن را می دید،. او آنجا بود، در برابر
دیدگانش، ساده چون الماس، و او هرگز نخواهد توانست این را بر آنها افشا کند. واقعیت
را. این قیام دائمی را</span></span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">.</span></p>

<p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="AR-SA">پانویس ها</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">
:</span></p>

<p style="text-align: right; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="rtl" class=" "><span style="font-size: 13pt;" lang="FA">۱</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">- </span><span style="font-size: 13pt;" lang="FA">ژان برتران پونتالیس، روانکاو
و نویسنده، شاگرد ژان پل سارتر و سپس ژاک لاکان بود که در سال ۱۹۶۴ برای بنیانگذاری
انجمن روانکاوی فرانسه و پیش از بنیانگذاری «مجله جدید روانکاوی» در سال ۱۹۶۷، او را
ترک کرد. او راین سوال را در سمینار در باره «من» که در ۱۲ ماه مه ۱۹۵۵ برگزار شده
بود، از لاکان پرسیده بود. ن. ک. به</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr"> : Jacques Lacan, Le
Séminaire, livre II : Le moi dans la théorie de Freud et dans la technique de
la psychanalyse, Seuil, Paris, ۱۹۷۷, p. ۲۵۴-۲۵۶ .</span></p>

<span style="font-size: 13pt;" lang="FA">۲</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr">- </span><span style="font-size: 13pt;" lang="FA">در اینجا به یادآوری سرخوردگی
لاکان اکتفا می کنیم هنگامی که در سال ۱۹۳۳ پایان نامه خود را برای <a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank">فروید</a> فرستاده بود
و تنها پاسخی که دریافت کرده بود، این بود :«از اینکه پایان نامه تان را برای من فرستادید،
متشکرم.» لاکان سعی نکرد با <a style="" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank">فروید</a> در حین توقف کوتاهش در پاریس پیش از تبعیدش به لندن
در سال ۱۹۳۸ملاقات کند . ن. ک. به</span><span style="font-size: 13pt;" dir="ltr"> : Elisabeth Roudinesco,
Jacaues Lacan : Esquisse d'une vie, histoire d'un système de pensée, Fayard,
</span>]]>
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>گرامیداشت هفته معلم در اداره آموزش و پرورش ناحیه ۳ کرمانشاه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1391/02/774.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.774</id>
   
   <published>2012-05-05T06:48:36Z</published>
   <updated>2012-05-14T03:49:11Z</updated>
   
   <summary> ای اسوه صبر و تقوی ،ای انسان ساز بی ادعا، ای سرو ایستاده به عزت و شرافت، ای تو همه خوبی ، ای معلم تو را سپاس به مناسبت هفته بزرگداشت مقام معلم به نمایندگی از طرف شعبه شرکت...</summary>
   <author>
      <name>محمدرضا محموديان</name>
      
   </author>
   
      <category term="اخبار بانک ملی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[
<strong>
 ای اسوه صبر و تقوی ،ای انسان ساز بی ادعا، ای سرو ایستاده به عزت و شرافت، ای تو همه خوبی ،
  ای معلم تو را سپاس 
به مناسبت  هفته بزرگداشت مقام معلم به نمایندگی از طرف شعبه شرکت نفت کرمانشاه ضمن حضور در اداره آموزش و پرورش ناحیه ۳ با مدیر ناحیه دیدار و با  اهداء گل، شیرینی و هدایایی این روز به وی و همکاران اداره تبریک گفنه شد.
در این دیدارصمیمی طی سخنانی با مدیر ناحیه، ضمن تبریک این روز به مدیر و همکاران، بر اهمیت نقش و تلاش معلمان در پرورش دانش آموزان و همچنین استفاده از تجربیات پیشکسوتان تعلیم و تربیت مطالبی بیان شد وضمن معرفی خدمات بانکداری الکترونیک برای ارائه بیشتر خدمات بانکی به فرهنگیان اعلام آمادگی گردید.
 آقای زمانی علوی مدیر ناحیه۳ از زحمات کارکنان بانک ملی به خصوص شعبه شرکت نفت تقدیر و تشکر کرد وبا بی سابقه خواندن اینگونه دیدارهای مناسبتی  گفت: بحمداله با تعامل و همکاری بانک ملی و آموزش و پرورش اقدامات مثبت و خوبی صورت گرفته است و نصب دستگاه عابر بانک یکی از این اقدامات بود که بسیاری از مشکلات را برای همکاران اداره ومراجعین به ناحیه حل و آسان نموده است.
در پایان با مدیر و جمعی از همکاران عکس یادگاری گرفتیم.</strong>

<div style="text-align: center;"></div>
  <a href="http://www.kermanshah.medu.ir/3503/3503Docs/news/sdhnrtsuhnj%20g.JPG">فایل ضمیمه </a>
 
 

 
]]>
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>پول شویی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir//1391/02/773.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.773</id>
   
   <published>2012-05-04T19:34:34Z</published>
   <updated>2012-05-05T10:17:44Z</updated>
   
   <summary>پول شویی پول شویی فرایندی است که مجرمین یا گروه های سازمان یافته با توسل به آن، ریشه و ماهیت مال حاصل از جرم را تغییر داده و آن را بر حوزه اقتصاد رسمی وارد می سازند. در این فرایند...</summary>
   <author>
      <name>روح اله جمالي کاکرودي</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[<strong>پول شویی</strong>

پول شویی فرایندی است که مجرمین یا گروه های سازمان یافته با توسل به آن، ریشه و ماهیت مال حاصل از جرم را تغییر داده و آن را بر حوزه اقتصاد رسمی وارد می سازند. در این فرایند از ابزارهای مالی و حسابداری و حقوقی به عنوان وسیله ای برای تغییر منشا، ماهیت، شکل و مالکیت مال غیرقانونی استفاده می شود. در تکمیل این موضوع باید به این مطلب توجه داشت که اقتصاد غیررسمی (اقتصاد سایه یا موازی و زیرزمینی) نه تنها عملیات مجرمانه بلکه کلید عملیات غیرقانونی از جمله فرار مالیاتی، اجتناب از پرداخت مالیات و درآمدهای گزارش نشده که از فروش کالا و خدمات قانونی در معاملا ت پولی و سایر مبادلا ت و تهاترها حاصل شده را نیز در برمی گیرد. گفته می شود وسعت بازار غیررسمی در کشورهای در حال توسعه بین ۳۵ تا ۴۵ درصد و کشورهای در حال گذر ۲۱ تا ۳۰ درصد و کشورهای صنعتی ۱۳ تا ۱۵ درصد از حجم تولید ناخالص داخلی است. به طور ساده اقتصاد غیررسمی را می توان به دو شکل عملیات مجرمانه و عملیات غیرقانونی تقسیم بندی کرد. عملیات مجرمانه شامل معاملا ت مربوط به قاچاق کالا ، ارز، مواد مخدر، انسان، ارتشا، اختلا س و اخاذی و غیره و عملیات غیرقانونی شامل فرارمالیاتی و امتناع از دادن مالیات (عدم گزارش درآمدهای مشمول مالیات از قبیل دستمزد یا خدمات و سرویس های ارائه شده یا مالیات ناشی از درآمدها یا خدمات ارائه شده) می باشد. بنا بر ضرورت جهت تکمیل فرایند جرم پول شویی، پول به سه دسته پول خاکستری، پول کثیف و پول ملتهب تقسیم بندی می شود.
]]>
      پول خاکستری ناشی از عملیات غیرقانونی یا حتی قانونی است در حالی که پول کثیف ناشی از عملیات مجرمانه است. با این توضیح که ارتکاب برخی از اعمال علا وه بر مذموم بودن موجب محکومیت شخص خواهد شد. یعنی قانون با اعمال مجازات می خواهد از جامعه محافظت نماید. به طور مثال فرار مالیاتی در مقام مقایسه با قاچاق موادمخدر از منظر جامعه و افکار عمومی در یک رده قرار نمی گیرد. پول ملتهب به نوعی پول اطلا ق می شود که به لحاظ تغییرات سریع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از کشورها خارج و به مناطق امن روانه می شود. با این توضیح که اکثر اوقات پول شویی با فرار سرمایه از کشورها همراه است که آن هم ترکیبی از پول کثیف، خاکستری و حتی پول های تمیز است. اولین مرحله از فرآیند جرم پول شویی، جایگذاری یا تزریق عواید حاصل از فعالیت های مجرمانه به شبکه مالی رسمی، با هدف تبدیل و تغییر مالکیت آن است. جایگذاری عواید حاصل از جرم، با تقسیم وجوه نقدی کلا ن به مبالغ کوچک صورت می گیرد. این شیوه که اصطلا حا «اس مورفینگ» نامیده می شود، به نحوی است که وجوه سپرده گذاری شده (به دفعات و کمتر از سقف معین پیش بینی شده برای گزارش دهی) به خارج انتقال می یابند و به سرعت استرداد می شوند. یکی دیگر از روش هایی که مورد استفاده تطهیرکنندگان پول قرار می گیرد، استفاده از نام بستگان نزدیک یا سایر اشخاصی است که به گونه ای با آنان در ارتباط هستند. همچنین تشکیل شرکت های صوری یا شرکت هایی که اساسا به منظور پول شویی تاسیس می شوند و در نقاطی به ثبت می رسند که مقررات در این خصوص اصل توازن بر روش های معمول در این زمینه است. روش دیگر که مورد استفاده اقلیت های قومی قرار می گیرد، این است که مهاجران مبالغ جزیی و کم را در یک حساب مشترک واریز می نمایند. گردش این حساب به نحوی است که واریز به آن، توسط اشخاص غیرمرتبط یا به صورت مبالغ جزیی صورت می گیرد.
خاطرنشان می سازد این روش که مهاجران به شکل قانونی برای فرستادن وجوه خود از آن استفاده می کنند، مورد استفاده مجرمان نیز قرار می گیرد.سرمایه گذاری مرحله دیگری از جرم پول شویی می باشد. این مرحله معطوف به جداسازی عواید حاصل از جرم، از منشا غیرقانونی آن است. این عمل از طریق ایجاد لایه های پیچیده ناشی از معاملات (نقل و انتقال) چند گانه با هدف مبهم ساختن زنجیره عطف حسابرسی و عدم امکان ردیابی سرچشمه مال صورت می پذیرد. این امر، متضمن انجام دادن عملیاتی مانند حواله وجه سپرده شده نزدیک موسسه مالی به موسسه دیگر، یا تبدیل سپرده نقدی به اسناد پولی دیگر (ارواق بهادار، سهام و چک های مسافرتی) است. به بیان دیگر لایه گذاری یا لایه چینی یعنی فرایند جداکردن پول از ریشه غیر قانونی که در این مرحله سه تکنیک رایج می باشد:
اولین تکنیک اختلاط پول کثیف با پول تمیز است که اغلب عواید حاصل از جرم با انجام معاملاتی از قبیل صادرات و واردات کالا و توسل به کم نمایی سیاهه صادراتی و گران نمایی سیاهه وارداتی وارد چرخه رسمی اقتصاد می گردد.
دومین روش انتقال پول از طریق واسطه است مانند تبدیل وجوه نقد به ژتون و... و تبدیل مجدد آن که در این صورت تشخیص ماهیت غیرقانونی مال مشکل می شود.
روش سوم، پنهان نمودن مالک واقعی مال آلوده است. بسیاری از خدماتی که از طریق موسسات مالی مانند ارایه وثایق در مقابل خرید اسناد یا تشکیل حساب های امانی صورت می گیرد از این دسته است.
به عبارت دیگر لایه گذاری عبارت از یک سری معاملاتی است که برای جلوگیری از رد مالی یا مبهم نمودن زنجیره عطف حسابرسی صورت گرفته که امکان شناسایی مالک واقعی و منشا مجرمانه را غیرممکن بلکه مشکل می سازد.
آخرین مرحله در فرآیند پول شویی، یکپارچه سازی یا فراهم آوردن پوشش ظاهری مشروع برای توجیه قانونی عواید حاصل از فعالیت های مجرمانه است. چنانچه مرحله لایه چینی با موفقیت انجام شود، عواید حاصل از جرم باید به نحوی وارد چرخه اقتصاد قانونی و رسمی گردد. این مرحله از طریق روش های متعددی، مانند سوق دارایی های نامشروع به سوی اشخاص و شرکت هایی که به نحوی با مجرمان در تماس هستند، یا از طریق روش های دیگری مانند تاسیس شرکت های پوششی و غیره انجام می پذیرد.
آگاهی کشور های توسعه یافته از آثار پول شویی و تدوین قوانین و مقررات لازم در این خصوص موجب گردیده که عواید حاصل از جرم به کشورهایی سوق یابد که فاقد ساز و کارهای نظام نظارتی و قانون مبارزه با پول شویی می باشند و بدون تردید این امر مشکلات فراوانی برای آنها ایجاد می نماید. از این رو اولین اقدام برای مقابله با این مشکل، داشتن قوانین و مقررات مناسب است و پیش شرط داشتن چنین قوانینی علاوه بر نگاه دقیق به حوزه های مختلف اقتصاد زیرزمینی، نگاه دقیق و بی طرفانه به اسناد و پیمان نامه های بین المللی و اصول چهل گانه FATF است. امروزه پیشنهادهای چهل گانه FATF توسط یکصد و سی کشور جهان پذیرفته شده و در سطح گسترده ای به عنوان معیارهای مهم پذیرفته شده بین المللی برای مقابله با پدیده پول شویی به تصویب رسیده و به طور موفقیت آمیزی به مرحله اجرا گذاشته شده است.
گروه کاری اقدام مالی برای مبارزه با پول شویی (FATF) نهادی است بین المللی که با هدف توسعه سیاست های مبارزه با پول شویی در سطح ملی و بین المللی در اجلاس کشورهای گروه هفت که در سال ۱۹۸۹ در شهر پاریس برگزارشد، موجودیت یافت. موسسان FATF، ۱۶ عضو، شامل کشورهای عضو گروه هفت، کمیسیون اروپا و هشت کشور دیگر بودند.

   </content>
</entry>

<entry>
   <title>درد دل مردم </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/commentate/1391/02/770.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.770</id>
   
   <published>2012-05-03T17:19:44Z</published>
   <updated>2012-05-05T10:15:47Z</updated>
   
   <summary>عدم انصراف از یارانه ها ؛ جنجالی بیهوده برای حق مسلم مردم .......</summary>
   <author>
      <name>علیرضا حسامی</name>
      
   </author>
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="مشتریان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      با درود 



سخن را کوتاه می کنم . اصل مطلب این که این چند روز که مردم سرگردان  ثبت عدم انصراف از دریافت یارانه هستند ، علاوه بر این که باعث ایجاد دردسر برای پیر و جوان برای مراجعه به کافی نت و بانک و چند اداره و سازمان شده و همچنین هزینه هایی برای این تلاش که در بسیاری موارد بی فایده هم بوده به آنان تحمیل شده .

این هجوم به بانک برای ثبت عدم انصراف  یا ثبت شماره موبایل یا هر تایید و انصرافی که در این روز ها به وجود آمد ،باعث شد نه تنها سایت &quot; ebank  قابل دسترسی نباشد ،بلکه شعب از دسترسی به قسمت هایی از سایت خود که مربوط به کارهای داخلی بانک بود نیز محروم شوند .

پرسش بزرگ در این میان که از طرف مردم و مشتریان بیان شده این است که :

۱.آیا این همه هزینه و وقت گذاشتن برای این کار لازم بود ؟

۲.مگر یارانه پرداختی به مردم ، سهم آنان از منابع طبیعی (نفت و گاز ) کشور نیست که به حساب  آنان واریز می شود ؟ پس چرا این قدر اصرار بر انصراف آنان از دریافت یارانه به صورت غیر مستقیم وجود دارد .اگر کسی نیاز مالی هم نداشته باشد ، این یارانه باید به عنوان سهم او و برابر با دیگران به وی   پرداخت شود و تفاوت در جایی مشخص شود که به هزینه های خانوار بستگی دارد . یعنی خانواری که مصرف بیشتری دارد به علت آزاد بودن نرخ حامل های انرژی باید هزینه بیشتری پرداخت کند و در برابر آن خانوار روستایی که از حامل انرژی کمتر مصرف می کند ، می تواند از این یارانه برای بالا بردن سطح زندگی خود در جنبه های دیگر استفاده کند . 

پس بهتر نبود به جای این همه فشار مستقیم و غیر مستقیم بر روی مردم  برای صرف نظر کردن از حق خودشان ، به دنبال بالا بردن سطح رفاه مردم و مبارزه با گرانی بود ؟

      
   </content>
</entry>

</feed>

