<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>وبلاگ بانک ملی ایران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.bmiblog.ir/atom.xml" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1</id>
   <updated>2012-01-31T06:48:48Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/"> Movable Type Pro 4.3-en</generator>


<entry>
   <title>پروانه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/11/636.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.636</id>
   
   <published>2012-01-31T06:47:32Z</published>
   <updated>2012-01-31T06:48:48Z</updated>
   
   <summary>یکی به پروانه گفت، ای کوچک جثه، دون پایه، برآن باش تا محبوبی همتای خویش بدست آری و در طریقی که امیدوار هستی به منزل مقصود برسی، گام برداری. تو را با شمع کدام نسبت و الفت ؟...</summary>
   <author>
      <name>مدیر وبلاگ</name>
      
   </author>
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      یکی به پروانه گفت، ای کوچک جثه، دون پایه، برآن باش تا محبوبی همتای خویش بدست آری و در طریقی که امیدوار هستی به منزل مقصود برسی، گام برداری. تو را با شمع کدام نسبت و الفت ؟ 
      بین تو و شمع تفاوت از زمین تا آسمانست. چون سمندر نیستی، پیرامون آتش طواف مکن. چرا که نخست باید مرد پیکار بود، آنگاه جنگ آوری کرد. خفاش با آفتاب روبرو نمی شود، زیرا زورآزمائی با پولاد بازوان، حد اعلای نادانیست و شایسته نیست آن را که دشمن جان خودشناسی، به دوستی گزینی. رای صاحب نظران بر این است که سزاوار نیست جان خود را در سودای با او از دست بدهی. اگر فقیری بی خانمان، دختر پادشاهی را به همسری خود طلب و خواستگاری کند، از این آرزوی خام، جز سیلی و کتک خوردن، بهره دیگری نیابد. معشوق تو که امیران و شهریاران به او توجه و نظر دارند، کی فرد ضعیفی مثل تو را دوست خواهد داشت؟ تصور نکن که دختر پادشاه در محفل بزرگان و اغنیاء به فردی تهیدست و بی مقداری مثل تو مهر بورزد و اگر با همه مدارا و نرمی پیشه سازد، با بیچاره ناتوانی مانند تو، خشونت و تندخوئی پیش گیرد و خرمن هستی تو را بسوزاند. 
پروانه سوخته درون گفت: از نصیحت تو شگفت زده شدم چون که مرا از سوختن بیمی نیست، و مانند ابراهیم خلیل، آتشی در درون من فروزان است که گوئی، شعله سوزان شمع، به چشم من باغ گل و ریحان است. این دل من نیست که دست به دامان دلدار زده است. بلکه محبت اوست که گریبان خاطرم رها نمی کند و مرا به سوی او می کشاند. من از روی اختیار برخود آتش نمی افروزم، بلکه سلسله عشق مرا بسته است و بسوی محبوب میراند. شعله شمع هم، هنگام جدائی از وی مرا بسوخت، نه این هنگام که در خرمن وجودم آتش افروخت. زیبائی و دلربائی معشوق آن چنان است که دل از مهرش نمی توان گرفت و با او نمی توان بیهوده لاف بیزاری از عشق زد. کیست که مرا از هواخواهی محبوب سرزنش کند و مرا از خطر بترساند؟ 
من خود می خواهم در قدم جانان سر بر افشانم و جان سپارم. از تو تمنا دارم، مرا به تکرار نگو که در جستجوی یار موافق و همتای خویش باش که او نیز با تو مهربان باشد. چرا که محبت آتش سوزان و 


و نصیحت بادوزان است. از نصایح تو دریافتم که به من ستم روا می داری که مرا به دل بستن به چون خودی می خوانی یابد مهلت کوتاه زندگی و حیات را غنیمت دانست و در پی از خود برتری بود تا اوقات عمر تضییع نگردد. آنانکه فریفته حب نفس و جاه و مقام باشند، جویای صحبت و مجالست با امثال خویشند. در حالیکه سرمستان شراب عشق، در عرصه خطر و پایمردی گام نهند. چون به ناگاه اجل آدمی به حکم تقدیر و سرنوشت از نهان گاه برآید و دفتر عمر ببندد، پس آن خوشتر و شایسته تر که این کالا و متاع عاریه ای و و فانی را در قدوم جانان و به محبوب تسلیم کنیم.

افتخار ما عضویت در خانواده بزرگ و عزت آفرین بانک ملی ایران است. ما عاشق مشتریان بانک هستیم و از نقاط قوت و عشق سرشارمان برای خدمت به آنها بهره می جویم. 

ارادتمند : افشار محمدیان 
تلخیص و اقتباس از بوستان سعدی

   </content>
</entry>

<entry>
   <title>ماهیگیری</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/commentate/1390/11/634.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.634</id>
   
   <published>2012-01-27T17:21:31Z</published>
   <updated>2012-01-28T03:57:34Z</updated>
   
   <summary>عذرخواهی دردفاع از بانک</summary>
   <author>
      <name>احمد قادری پور</name>
      
   </author>
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      سلام
عذزرخواهی میکنم .عذرخواهی میکنم از همه همکاران وبلاگ نویس وآقای حسین زاده دوست خوب وبلاگ نویسان **بانک .از اینکه برای حمایت از بانک در برابر اظهارات سایت الف دیر اقدام کردم .اما بقول قدیمیها ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه اس.حالا منم میخوام تور ماهیگیریم روتوی اب بندازموانشااله که بتونم یه ماهی بزرگ وخوشمزه صید کنم دوستای خوبم من به مهمونی اقای حسین زاده نرسیدم علتش هم این بود که دعوتنامه من توی کیف شیک اقای مدیر!جاموند یاشایدم گم شد یاشایدهم...حالا بماند که بالاخره چی شداما بهرحال دعوتنامه بدست ما نرسید که نرسیداما آقای مدیر به هدفش خیلی خیلی خوب رسید.بابا ای ولله دست خوش. انشااله که همیشه اقامدیرا به هدفشون برسن بعداین ماجرامیخواستم نوشتن برای بانک رو بذارم کنارچون ظاهرا آقامدیر میترسید یه وقت من بشم مدیرواون بشه تحولدار اونوقت دیگه واویلا بیاودرستش کن !خلاصه سکوت اختیارکردم وباخودم گفتم حتما بچه هاآماده روکم کنی هستن که یه چیز دندون شکن بنویسن واز بانک ملی وهمکاران دفاع کنن ولی واقعا دلم طاقت نیاورد وگفتم یه جواب دندون شکن به این سایت الف بدم یه خورده دل همکارامون خنک شه  وبعدشم اینکه دیگه سایت الف به خودش اجازه نده به بانک ما وبه خود ما وبه اعتبار مادربین مردم توهین کنه این جوابیه رو بادلی شکسته تقدیم میکنم به همه  همکارانی که دلسوزانه برای بانک دلسوزی میکنند حتی اگه **تحویدار باشند

در آینده از ما بیشتر خواهید شنیدچون کار ما گفتن است برای شنیدن
آیا گوش شنوایی هست؟


السلام وعلی من اتبع الهدی

      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>بدون عنوان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/bmi-news/1390/11/633.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.633</id>
   
   <published>2012-01-27T13:08:31Z</published>
   <updated>2012-01-28T03:55:23Z</updated>
   
   <summary>چهار سال قبل برای اولین بار بابا شدم و برای اولین بار واژه بابایی و بابا را به زبان آوردم. راستش هیچ گاه نه این واژه را گفته بودم و نه برایم ملموس بود. حتی وقتی هم که ازدواج کردم...</summary>
   <author>
      <name>محمد رضا چراغی زرمهری</name>
      
   </author>
   
      <category term="اخبار بانک ملی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[<div style="text-align: right;">چهار سال قبل برای اولین بار بابا شدم و برای اولین بار واژه بابایی و بابا را به زبان آوردم. راستش هیچ گاه نه این واژه را گفته بودم و نه برایم ملموس بود. حتی وقتی هم که ازدواج کردم نتوانستم این لغت را نسبت به پدر همسرم بر زبان جاری سازم. چرا که این کلمه واقعا برایم ناشناخته بود. پس از آنکه چند وقتی از پدر شدن و بابایی گفتنم گذشت، تازه متوجه شدم که چه واژه شیرین و چه نعمتی را نداشتم. وقتی پسرم مرا صدا میکند یا چیزی میخواهد با نهایت عشق و علاقه به او جان میگویم و کمبودی که خود داشتم را با وجود او جبران میکنم. اما برخی اوقات به او حسودیم میشود. همانطور که درخردسالی آرزوی داشتنش همیشه در ذهنم بود. آنروزها وقتی یکی پدرش را صدا میزد تمام وجودم را درد میگرفت. اما مادرم میگفت پدرت همینک نزد خداست و در حال دیدن اعمال و رفتار ماست. آری او ما را درست زمانی که در اوج جوانی بود و من غرق کودکی بودم، تنها گذاشت. امروز حتی تصویرش را هم به یاد نمی آورم. او ما را ترک کرد تا با دژخیمان و ظلم زمان بجنگد تا امروز من و امثال من آسوده خاطر و در نهایت امنیت و رفاه کودکمان را بوسیده و در آغوش بگیریم. جوانان آن زمان که خود در دل هزاران امید و آرزو داشتند به این امید از آمال و خاطرات خود دست کشیدند و خانواده ی خود را به خدا سپردند که جان ، مال ، ناموس ، شرف و دین ما اسیر فساد و تباهی بیگانگان نشود. ]]>
      <![CDATA[هزاران شهید، هزاران جانباز، صدها آزاده و آنهایی که هنوز هیچ اثری از آنها نیست همگی به امید حفظ کشور و ایمان و غیرت این مملکت جانفشانی کردند و فرزندان بسیاری را در حسرت داشتن پدر گذاشتند.آنها ما را به خدا سپردند و جان خود را در برابر هدف دشمن قرار دادند به امید آنکه در نهایت امنیت امروز ما بتوانیم زندگی کرده و ایرانی آباد بسازیم. اما همیشه برایم این مطلب سوال است که آیا آنها به هدفشان رسیدند؟ آیا ما که نسل بعد آنها هستیم توانسته ایم با اعمال و رفتار خود موجب شادی روح آنها شویم؟ آنروزها کشور ما درگیر مشکلات بسیاری بود و آن جنگ هرچند موجب تجربه، استقامت و رشادت بود ، لیکن کشور را از مسیر توسعه و پیشرفت دور ساخت و این وظیفه به نسل دوم و سومی هایی واگذار شد که آنروزها کودک، دانش آموز یا دانشجو بودند. قطعا آنها به خاطر دارند که دسته دسته از جوانان این کشور به نیت استقلال و سربلندی کشور رفتند و فقط خاطره ای از خود برجای گذاشتند. پس امروز همه ی ما از بالاترین رده مسئولین گرفته تا کودکی که امروز چشم به جهان گشوده، همگی مدیون خون آنها هستیم و این وظیفه ی شرعی و وجدانی ماست که برای پیشرفت و آبادانی کشور تلاش کنیم و دست کفر، مزدور، فساد را از جامعه کوتاه سازیم. در پایان پیامی هم به مسئولین و گردانندگان اقتصاد کشور دارم و اینکه اگر براستی روزی آنها از شما بپرسند بعد از ما چه کردید و چه گونه عزت و عابروی کشور و نظام را که ما برایش جان دادیم حفظ نمودید،چه خواهید گفت؟ بهتر نیست طوری عمل نمایید که حرفی برای دفاع داشته باشید که خون آنها هم پایمال نشده باشد؟!؟
التماس دعا. محمدرضا چراغی زرمهری شعبه تربت حیدریه 
</div>]]>
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>تراژدی به نام سود بانکی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/cat-1/1390/11/632.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.632</id>
   
   <published>2012-01-25T14:31:32Z</published>
   <updated>2012-01-26T08:15:22Z</updated>
   
   <summary>سود بانکی که از آن به نام نرخ بهره در دول غرب یاد میشود ابزاریست جهت جذب نقدینگی سرگردان و بلاتکلیف در جامعه که رابطه مستقیمی با نرخ تورم دارد. در کشور ما چندسالیست که با سیاست های دولت از...</summary>
   <author>
      <name>محمد رضا چراغی زرمهری</name>
      
   </author>
   
      <category term="اخبار اقتصادی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="اخبار بانک ملی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="بازاریابی بانکی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="بانکداری الکترونیکی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="مفاهیم بانکداری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="نکات مدیریتی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      سود بانکی که از آن به نام نرخ بهره در دول غرب یاد میشود ابزاریست جهت جذب نقدینگی سرگردان و بلاتکلیف در جامعه که رابطه مستقیمی با نرخ تورم دارد. در کشور ما چندسالیست که با سیاست های دولت از قبیل پرداخت نقدی یارانه ها، انواع و اقسام تسهیلات اعتباری، کمک های بلاعوض و.... میزان نقدینگی موجود در بازار به شدت افزایش یافته که این خود موجب افزایش تورم نیز میشود. اما با بالارفتن میزان نقدینگی تقاضا برای سرمایه گذاری و حفظ ارزش پول بالا رفته و از آنجا که بانک ها سود خوبی که توان رقابت با تورم را داشته باشد، جهت جذب مشتری نداشتند،  
       خواه نا خواه مردم به فکر سرمایه گذاری در بازارهای کاذب طلا و ارز افتادند به گونه ای که در ابتدای سال جاری رشد قیمت و حباب در آنها جدی و ملموس بود. آنروز خیلی از اقتصاد دان ها و اساتید برجسته اقتصاد هشدار این روزها را داده و نبود رابطه ای بین نرخ تورم و سود بانکی را گوش زد کردند ، اما گوشی برای شنیدنش وجود نداشت. رئیس کل بانک مرکزی هم چند باری این درخواست را از مقامات داشت که در طی سال بی ثمر بود. از طرفی سودی که برخی افراد در مدت زمان کوتاهی با سرمایه های خود در بازار های طلا و ارز  میکردند طمع سایرین را هم به کار انداخت و قصه بدانجا پیش رفت که در نانوایی و تاکسی هم حرف از سکه و ارز بود. تصور بفرمائید انسانی را که سپرده ای در بانک داشته و پانزده درصد در سال سود میگرفته است حالا تجربه ی سود پنجاه تا صد درصدی را در فقط چند ماه دارد. این بود که اشتیاق به ورود به بازارهای غیرمولد بیشتر و بیشتر شد تا بدانجا که بانک مرکزی که متوجه آن شد که دلارهایش در منازل مردم در حال خاک خوردن است تصمیم به ممنوع نمودن خرید و فروش ارز گرفت. پس از آن خریداران و فروشنده گانی که از این راه نان خورده و سود کلانی را میگرفتند حاضر به سپرده گذاری در بانکها با نرخ حداکثر ۱۵ درصد در سال نبوده و بازار سکه را هدف گرفتند. ناگاه سکه ای که ده گرم هم وزن نداشت معادل با ده میلیون از واحد پول کشورمان شد. یعنی میبایست هزار اسکناس ده هزار ریالی منقش و مزین به عکس امام (ره) را میدادی تا به یک سکه هشت گرمی امامی برسی. البته باز هم دوباره اقتصاد دانان و متخصصین این حوزه هشدار حباب موجود در این تکه فلز را دادند لیکن بازهم خیلی ها راضی به خرید این کالا حتی با ریسک فوق العاده بالایش بودند. چرا که اینطرف قضیه ابزار جذب نقدینگی وجود نداشت. تا این که تراژدی سود بانکی به ورق های آخرش نزدیک شد و بانک مرکزی با اقدامی زیرکانه آن را  در اختیار بانکها گذاشت تا هم فضای رقابتی بیشتر شود و هم تبلیغات رنگارنگ آنها بتواند مشتریان و سرمایه های آنها که همان آزدهای مخوف نقدینگیست را خاموش سازد. حال باید دید و شنید که مدیران عالی بانکها چه میکنند. به امیدی که بهتربن تصمیات در بانک ملی ایران گرفته شود و تمامی این نقدینگی عظیم جذب این بانک شده و اژدهای وحشتناک نقدینگی را کارکنان ساعی این بانک غرق خواب سازند.  التماس دعا  محمدرضا چراغی زرمهری شعبه تربت حیدریه
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>تقدیم به مولا امام رضا (ع)</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir//1390/11/631.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.631</id>
   
   <published>2012-01-24T07:50:47Z</published>
   <updated>2012-01-26T08:14:21Z</updated>
   
   <summary>تا یوسف اشکم، سر بازار نیاید کالای مرا، هیچ خریدار نیاید خارم من و در سینه من، عشق شکفته است تا خلق نگویند، گل از خار نیاید ای حجت هشتم که خدا خوانده رضایت وصف تو جز از ایزد دادار...</summary>
   <author>
      <name>امیر هیودی</name>
      <uri>http://hivedy.blogfa.com/</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      تا یوسف اشکم، سر بازار نیاید

کالای مرا، هیچ خریدار نیاید

خارم من و در سینه من، عشق شکفته است

تا خلق نگویند، گل از خار نیاید

ای حجت هشتم که خدا خوانده رضایت

وصف تو جز از ایزد دادار نیاید

ما عافیت از چشم تو داریم، که گوید

بیمار به دلجویی بیمار نیاید؟

آخر به کجا روی کند، ای همه رحمت!

گر در حرمت ، شخص گرفتار نیاید؟

دیدم هم جا بر در و دیوار حریمت

جایی ننوشته است، گنه کار نیاید
موید
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>طوفانی با طعم اقتصاد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/11/630.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.630</id>
   
   <published>2012-01-22T13:55:23Z</published>
   <updated>2012-01-25T14:38:16Z</updated>
   
   <summary>کشتی بحران زده اقتصاد کشور در اقیانوس مواج و طوفانی اقتصاد در حال جا به جا شدن است و چشم ها همه به امید آرام شدن طوفان وحشتناک و لنگر انداختن این کشتی در نقطه ایست. اما بیم همه از...</summary>
   <author>
      <name>محمد رضا چراغی زرمهری</name>
      
   </author>
   
      <category term="بانکداری الکترونیکی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="مشتریان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="نکات مدیریتی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="پولشویی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      کشتی بحران زده اقتصاد کشور در اقیانوس مواج و طوفانی اقتصاد در حال جا به جا شدن است و چشم ها همه به امید آرام شدن طوفان وحشتناک و لنگر انداختن این کشتی در نقطه ایست. اما بیم همه از آنجاست که قبل از آنکه کشتی در اسکله ای لنگر بندازد در این طوفان به گل نشسته یا در امواج خروشان آن غرق گردد. به راستی ناخدای این کشتی کیست؟ چرا سکان را در دست نمیگیرد و آرامش را به عرشه نمی آورد؟ شاید ناخدا خوابش برده است! یا شاید ناخدا از جانش سیر شده است! آخر گناه مسافران آن چیست؟ مگر این ناخدا تعهدی نسبت به آنها ندارد؟ شاید هم ناخدا را دزدان دریایی اسیر کرده و منتظر واژگونی کشتی و تاراج اموال هستند؟ اما اگر اینطور است چرا ناخدا فریاد کمک سر نمیدهد؟ یعنی غرورش تا بدین حد پیش رفته که حتی در این شرایط هم کمک نمیخواهد؟ کاش نویدی از سوی وی به کابین مسافران میرسید و ندایی می آمد که حداقل او زنده است تا دل مسافران آرام بگیرد. اما هیچ روزنه امیدی به چشم آنها نمی آید. تنها ملوانی در قسمت پایین کشتی برای آرام کردن مسافران صحبت میکند و به آنها میگوید همه چیز آرام است و هیچ جای نگرانی نیست. اما همه با خنده و تمسخر به وی مینگرند و هیچ کس حرف وی را باور نمیکند. حال چه باید کرد؟ منجی که میخواهد باشد؟ کی از این طوفان نجات خواهیم یافت؟ آیا زنده به مقصد میرسیم؟ آیا نجات خواهیم یافت؟ یعنی واقعا ناخدا خواب است؟
التماس دعا .محمدرضا چراغی زرمهری شعبه تربت حیدریه
      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>قطره ای از دریای بیکران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir//1390/11/629.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.629</id>
   
   <published>2012-01-22T09:05:53Z</published>
   <updated>2012-01-23T12:18:37Z</updated>
   
   <summary>نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان &quot;رضا&quot; به معنای &quot;خشنودی&quot; می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند:...</summary>
   <author>
      <name>علیرضا خلج زاده</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان &quot;رضا&quot; به معنای &quot;خشنودی&quot; می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: &quot;خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند.&quot;

یکی از القاب مشهور حضرت &quot;عالم آل محمد&quot; است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش &quot;جنبه علمی امام&quot; آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد. 
       در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز ۲۹ صفر سال ۲۰۳ هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>خصوصیات اخلاقی پیامبر اکرم (ص)</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir//1390/11/628.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.628</id>
   
   <published>2012-01-22T04:51:54Z</published>
   <updated>2012-01-23T12:17:35Z</updated>
   
   <summary>در حدیثى از امام حسین علیه السلام) آمده است که مى گوید : از پدرم امیر مؤمنان على (علیه السلام) در باره ویژگیهاى زندگى پیامبر (ص) و اخلاق او سؤال کردم ، و پدرم مشروحا به من پاسخ فرمود ،...</summary>
   <author>
      <name>امیر هیودی</name>
      <uri>http://hivedy.blogfa.com/</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      در حدیثى از امام حسین علیه السلام) آمده است که مى گوید : از پدرم امیر مؤمنان على (علیه السلام) در باره ویژگیهاى زندگى پیامبر (ص) و اخلاق او سؤال کردم ، و پدرم مشروحا به من پاسخ فرمود ، در بخشى از این حدیث آمده است : رفتار پیامبر (ص) با همنشینانش چنین بود که دائما خوشرو و خندان و سهل الخلق و ملایم بود ، هرگز خشن و سنگدل و پرخاشگر و بدزبان و عیبجو و مدیحه گر نبود ، هیچکس از او مایوس نمى شد ، و هر کس به در خانه او مى آمد نومید بازنمى گشت : سه چیز را از خود رها کرده بود : مجادله در سخن ، پرگوئى ، و دخالت در کارى که به او مربوط نبود ، و سه چیز را در مورد مردم رها کرده بود : کسى را مذمت نمى کرد ، و سرزنش نمى فرمود ، و از لغزشها و عیوب پنهانى مردم جستجو نمى کرد . 
هرگز سخن نمى گفت مگر در مورد امورى که ثواب الهى را امید داشت ، در موقع سخن گفتن به قدرى نافذ الکلمه بود که همه سکوت اختیار مى کردند و تکان نمى خوردند ، و به هنگامى که ساکت مى شد آنها به سخن درمى آمدند ، اما نزد او هرگز نزاع و مجادله نمى کردند ... هرگاه فرد غریب و ناآگاهى با خشونت سخن مى گفت و درخواستى مى کرد تحمل مى نمود ، و به یارانش مى فرمود : هرگاه کسى را دیدید که حاجتى دارد به او عطا کنید ، و هرگز کلام کسى را قطع نمى کرد تا سخنش پایان گیرد . آرى اگر این اخلاق کریمه و این ملکات فاضله نبود آن ملت عقب مانده جاهلى و آن جمع خشن انعطاف ناپذیر در آغوش اسلام قرار نمى گرفتند ، و به مصداق لانفضوا من حولک همه پراکنده مى شدند .


      هرگز اجازه نمى داد به هنگامى که سوار بود افرادى در رکاب او پیاده راه بروند ، بلکه مى فرمود : شما به فلان مکان بروید و من هم مى آیم و در آنجا به هم مى رسیم ، حرکت کردن پیاده در کنار سواره سبب غرور سوار و ذلت پیاده مى شود !

خلق نازنینش بسیار نرم بود، به این معنا که نه کسى را با کلام خود مى‏آزرد و نه به کسى اهانت مى‏نمود، نعمت در نظرش بزرگ جلوه مى‏نمود، اگر چه هم ناچیز مى‏بود، و هیچ نعمتى را مذمت نمى‏فرمود، و در خصوص طعامها مذمت نمى‏کرد و از طعم آن تعریف هم نمى‏نمود، دنیا و ناملایمات آن هرگز او را به خشم در نمى‏آورد، و وقتى که حقى پایمال مى‏شد از شدت خشم کسى او را نمى‏شناخت، و از هیچ چیزى پروا نداشت تا آنکه احقاق حق مى‏کرد، و اگر به چیزى اشاره مى‏فرمود با تمام کف دست اشاره مى‏نمود، و وقتى از مطلبى تعجب مى‏کرد دست‏ها را پشت و روى مى‏کرد و وقتى سخن مى‏گفت انگشت ابهام دست چپ را به کف دست راست مى‏زد، و وقتى غضب مى‏فرمود، روى مبارک را مى‏گرداند در حالتى که چشمها را هم مى‏بست، و وقتى مى‏خندید خنده‏اش تبسمى شیرین بود به طورى که تنها دندانهاى چون تگرگش نمایان مى‏شد.

اهل فضل را با ادب خود ایثار مى‏فرمود، و هر کس را به مقدار فضیلتى که در دین داشت احترام مى‏نمود، و حوائج‏شان را برطرف مى‏ساخت، چون حوائج‏شان یکسان نبود، بعضى را یک حاجت بود و بعضى را دو حاجت و بعضى را بیشتر، رسول خدا (ص) با ایشان مشغول مى‏شد و ایشان را سرگرم اصلاح نواقص‏شان مى‏کرد، و از ایشان در باره امورشان پرسش مى‏کرد، و به معارف دینیشان آشنا مى‏ساخت.

زبان خود را از غیر سخنان مورد لزوم باز مى‏داشت، و با مردم انس مى‏گرفت، و آنان را از خود رنجیده خاطر نمى‏کرد، بزرگ هر قومى را احترام مى‏کرد، و تولیت امور قوم را به او واگذار مى‏نمود، همیشه از مردم بر حذر بود، و خود را مى‏پائید، و در عین حال بشره و خلق خود را درهم نمى‏پیچید، همواره از اصحاب خود تفقد مى‏کرد، و از مردم حال مردم را مى‏پرسید، و هر عمل نیکى را تحسین و تقویت مى‏کرد، و هر عمل زشتى را تقبیح مى‏نمود، در همه امور میانه رو بود، گاهى افراط و گاهى تفریط نمى‏کرد، از غفلت مسلمین و انحراف‏شان غافل نبود، و در باره حق، کوتاهى نمى‏کرد و از آن تجاوز نمى‏نمود، در میان اطرافیان خود کسى را برگزیده‏تر و بهتر مى‏دانست که داراى فضیلت بیشتر و براى مسلمین خیرخواه‏تر بود، و در نزد او مقام و منزلت آن کسى بزرگ‏تر بود که مواسات و پشتیبانیش براى مسلمین بهتر بود.

هیچ نشست و برخاستى نمى‏کرد مگر با ذکر خدا، و در هیچ مجلسى جاى مخصوصى براى خود انتخاب نمى‏کرد، و از صدرنشینى نهى مى‏فرمود، و در مجالس هر جا که خالى بود مى‏نشست، و اصحاب را هم دستور مى‏داد که چنان کنند. و در مجلس، حق همه را ادا مى‏کرد، به طورى که احدى از همنشینانش احساس نمى‏کرد که از دیگران در نزد او محترم‏تر است.

دائما خوش‏رو و نرم‏خو بود، خشن و درشت خو و داد و فریاد کن و فحاش و عیب جو و همچنین مداح نبود، و به هر چیزى که رغبت و میل نداشت بى میلى خود را در قیافه خود نشان نمى‏داد و لذا اشخاص از پیشنهاد آن مایوس نبودند، امیدواران را ناامید نمى‏کرد، نفس خود را از سه چیز پرهیز میداد: ۱- مراء و مجادله ۲- پر حرفى ۳- گفتن حرف‏هاى بدرد نخور. و نسبت به مردم نیز از سه چیز پرهیز مى‏کرد: ۱- هرگز احدى را مذمت و سرزنش نمى‏کرد ۲- هرگز لغزش و عیب‏هایشان را جستجو نمى‏نمود ۳- هیچ وقت حرف نمى‏زد مگر در جایى که امید ثواب در آن‏ مى‏داشت.

و وقتى تکلم مى‏فرمود همنشینانش سرها را به زیر مى‏انداختند گویى مرگ بر سر آنها سایه افکنده است، و وقتى ساکت مى‏شد، آنها تکلم مى‏کردند، و در حضور او نزاع و مشاجره نمى‏کردند، و اگر کسى تکلم مى‏کرد دیگران سکوت مى‏کردند تا کلامش پایان پذیرد، و تکلم‏شان در حضور آن جناب به نوبت بود، اگر همنشینانش از چیزى به خنده مى‏افتادند، آن جناب نیز مى‏خندید و اگر از چیزى تعجب مى‏کردند او نیز تعجب مى‏کرد، و اگر ناشناسى از آن حضرت چیزى مى‏خواست و در درخواستش اسائه ادب و جفایى مى‏کرد، آن جناب تحمل مى‏نمود، به حدى که اصحابش در صدد رفع مزاحمت او برمیامدند و آن حضرت مى‏فرمود: همیشه صاحبان حاجت را معاونت و یارى کنید، و هرگز ثناى کسى را نمى‏پذیرفت مگر اینکه به وى احسانى کرده باشد، و کلام احدى را قطع نمى‏کرد مگر اینکه مى‏دید که از حد مشروع تجاوز مى‏کند که در این صورت یا به نهى و بازداریش از تجاوز یا به برخاستن از مجلس کلامش را قطع مى‏کرد.

سید الشهداء (ع) مى‏فرماید: سپس از سکوت آن حضرت پرسیدم، فرمود:
سکوت رسول خدا (ص) چهار جور بود: ۱- حلم ۲- حذر ۳- تقدیر ۴- تفکر. سکوتش از حلم و صبر این بود که هیچ چیز آن حضرت را به خشم در نمى‏آورد و از جاى نمى‏کند، و سکوتش از حذر در چهار مورد بود:
۱- در جایى که مى‏خواست وجهه نیکو و پسندیده کار را پیدا کند تا مردم نیز در آن کار به وى اقتدا نمایند.
۲- در جایى که حرف زدن قبیح بود و مى‏خواست بطرف یاد دهد تا او نیز از آن خوددارى کند.
۳- در جایى که مى‏خواست در باره صلاح امتش مطالعه و فکر کند.
۴- در مواردى که مى‏خواست دست به کارى زند که خیر دنیا و آخرتش در آن بود.

و سکوتش از تقدیر این بود که مى‏خواست همه مردم را به یک چشم دیده و به گفتار همه به یک نحو استماع فرماید، و اما سکوتش در تفکر عبارت بود از تفکر در اینکه چه چیزى باقى است و چه چیزى فانى. 
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>کارت هوشمند بانکی یک ضرورت نه انتخاب</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/ebanking/1390/11/627.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.627</id>
   
   <published>2012-01-21T06:51:29Z</published>
   <updated>2012-01-21T11:10:04Z</updated>
   
   <summary>از زمانی که بانک مرکزی از بانک ها خواست تا نسبت به جایگزینی کارت های هوشمند به جای مغناطیسی اقدام کنند حدود هفت سال می گذرد واینکه چرا تا کنون هیچ اقدام جدی از سوی بانک ها صورت نگرفته دلایل...</summary>
   <author>
      <name>روح اله غضنفري</name>
      <uri>http://anformatist.ir/</uri>
   </author>
   
      <category term="بانکداری الکترونیکی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[<div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;">از زمانی که بانک مرکزی از بانک ها خواست تا نسبت به جایگزینی کارت های هوشمند به جای مغناطیسی اقدام کنند حدود هفت سال می گذرد واینکه چرا تا کنون هیچ اقدام جدی از سوی بانک ها صورت نگرفته دلایل زیادی دارد اما مهمترین دلیل شاید بی توجهی جامعه بانکی کشور به عبارت آشنای " علاج واقعه پیش ازوقوع "باشد چرا که پایین بودن ضریب امنیتی کارت های مغناطیسی مساله ای است که از مدت ها پیش کارشناسان حوزه بانکداری الکترونیک با استناد به تجارب کشورهای پیشرو روی آن تاکید کرده اند.

اساسا کارت های هوشمند مزایای زیادی نسبت به کارت های مغناطیسی دارند اما در شرایط فعلی ترویج این تکنولوزی به دلیل مزایای امنیتی ضروری تر می نماید چراکه کارت های مغناطیسی فاقد استانداردهای امنیتی لازم بوده بنابراین بهتر است پیش از ایجاد مشکلات امنیتی جایگزین مناسب انها  ترویج یابد.
به گفته کارشناسان اگر چه کارت های مغناطیسی به دلیل تکنولوزی ساده ای که دارند ارزان هستند اما کپی شدن به آسانی  ،از بزرگترین معایب انها محسوب می شود که به شدت ضریب امنیتی انها را پایین می اورد.

]]>
      <![CDATA[
علاوه بر قابلیت کپی شدن ،دوام پایین وکمبود فضا برای ذخیره اطلاعات وهمچنین تک کاربره بودن نیز از دیگر معایب انها بر شمرده می شود.
این در حالی است که مهمترین مشخصه کارت های هوشمند این است که به راحتی قابل کپی شدن نیستند واین مشخصه ضریب امنیتی انها را افزایش داده است همچنین پردوام بوده ودارای فضای کافی برای ذخیره اطلاعات هستند .


علاوه بر این کارتهای هوشمند به دلیل خاصیت چند کاربره بودن کاربردهای فراوانی ار جمله تشخیص وتصدیق هویت ، ذخیره اطلاعات شخصی ، برداشت وجه الکترونیکی ، بلیط های سفر کارتهای تلفن ، کارت های سوخت ، کلیدهای ورودی و... را دارند.


کارشناسان یکی از  دلایل بی توجهی بانک ها به صدور کارت های هوشمند را عدم پشتیبانی بانک مرکزی می دانند انها  معتقدند از انجا که این جایگزینی هزینه هنگفتی را به بانک ها متحمل می کند وهمچنین به خاطرضروریت امنیتی بانک مرکزی نباید تنها به یک دستور العمل بسنده کند بلکه این کار یک پروزه ملی محسوب می شود وپشتیبانی بانک مرکزی را به عنوان مقام ناظر می طلبد.


همچنین گفته می شود از یک سو ایران تحت تحریم است واز سوی دیگر شرکت ها ومتخصصان چندانی که روی Application کارت هوشمند کار کنند وجود ندارد.


به گفته کارشناسان عدم فرهنگ سازی در استفاده از کارت های هوشمند نیز یکی از مهمترین دلایل عدم گسترش این تکنولوزی بوده است .


نکته  اخر اینکه رواج کارت های هوشمند ارتباط مستقیمی با گسترش دولت الکترونیک دارد زیرا کارت های هوشمند به دلیل مشخصه چند کاربره بودن می توانند رابط بین نظام بانکی با سایر بازار ها باشند واز آنجا که یک کیف پول الکترونیک محسوب می شوند فرهنگ سازی برای رواج این تکنولوزی با کمک سایر نهادها مانند سازمان حمل ونقل و... نیز می تواند موثر افتد.</div>
منبع:پایگاه خبری بانکداری الکترونیک</div>]]>
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>قانون چک</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/10/625.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.625</id>
   
   <published>2012-01-18T17:30:27Z</published>
   <updated>2012-01-21T11:11:34Z</updated>
   
   <summary>هرکس مرتکب بزه صدور چک بلامحل گردد به شرح زیر محکوم خواهد شد: مبلغ چک کمتر از ده میلیون ریال باشد به حبس حداکثر تا شش ماه محکوم می شود. مبلغ چک از ده میلیون ریال تا پنجاه میلیون ریال...</summary>
   <author>
      <name>مصطفی اعتصامی فام</name>
      
   </author>
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      هرکس مرتکب بزه صدور چک بلامحل گردد به شرح زیر محکوم خواهد شد:
مبلغ چک کمتر از ده میلیون ریال باشد به حبس حداکثر تا شش ماه محکوم می شود.
مبلغ چک از ده میلیون ریال تا پنجاه میلیون ریال باشد به حبس از ۶ ماه تا یک سال محکوم می شود.
مبلغ چک از پنجاه میلیون ریال بیشتر باشد به حبس از یک سال تا دو سال و ممنوعیت داشتن چک به مدت دو سال محکوم می شود.
☺ این مجازاتها در مواردی که ثابت شود بابت معاملات نا مشروع یا بهره ربا (نزول )بوده است نمی شود. ☺
♣)هر گاه در متن چک شرطی برای پرداخت ذکر شده باشد بانک به آن شرط ترتیب اثر نخواهد داد.
♣)چک فقط در تاریخ مندرج در آن یا پس از تاریخ مذ کور قابل وصول از بانک است.
♣)هرگاه چک پس از برگشت از بانک به شخص دیگری منتقل شود حق شکایت کیفری را ندارد مگر اینکه انتقال قهری باشد.
♣)

      در موارد زیر صادر کننده چک قابل تعقیب کیفری نیست:
در چکهای سفید امضاء
هرگاه در متن چک قید شود(یا بدون قید در متن چک ثابت شود) وصول آن منوط به تحقق شرطی باشد یا چک بابت تضمین انجام معامله یا تعهدی بوده است
چک بدون تاریخ صادر شود یا تاریخ واقعی صدور چک مقدم بر تاریخ مندرج در متن چک باشد.
♣)می توان با دستور کتبی و با دلایل سرقت ،مفقود شدن، جعل ، کلاهبرداری ، خیانت در امانت و...بانک رااز پرداخت چک خود داری کرد اما باید ظرف مدت یک هفته شکایت خود رابه مراجع قضایی تسلیم کرده و گواهی تقدیم شکایت به بانک ارائه نمود در غیر اینصورت پس از انقضاء مدت مذکور بانک می تواند چک پرداخت کند.
♣)حداکثر تا ظرف مدت ۱۰روز می توان علیه ضامن (پشت امضاء)چک شکایت کرد.
♣)بانک در صورتی عکس یا رونوشت چک را به صا حب حساب خواهد داد که گیرنده چک همان کسی باشد که چک بنام او صادر شده در غیر اینصورت به منظور حفظ اسرار ظهر نویسان فقط به مراجع ذیصلاح داده خواهد شد.
♣)حداکثر تا ۶ ماه از تاریخ صدور چک دارنده چک می تواند با مراجعه به بانک به چک برگشت بزند (گواهی عدم پرداخت)و تا ۶ ماه از تاریخ برگشت چک حق شکایت کیفری دارد در غیر اینصورت حق شکایت کیفری از وی سلب می شود.
♣)اگر شخصی چکی را که دروجه او صادر شده بدون ظهر نویس در اختیار دیگری قرار دهد این اقدام منطبق با قانون نیست و کسی که چک در اختیار اوست دارنده چک به مفهومی که در قانون آمده است تلق نمی شودو طرح شکایت کیفری یا حقوقی از وی قا نونا جایز نیست.
♣)اگر چکی برگشت شده باشد و صاحب حساب وجه آنرا قبل از جلسه دادگاه پرداخت نماید، دارنده چک می تواند خسارت و هزینه های دادرسی را چه قبل از صدور حکم وچه بعداز آن مطالبه نماید وداداگاه کلیه هزینه ها بر مبنای تورم از تاریخ سررسید چک تا زمان پرداخت محکوم نماید.
♣) بعد از برگشت چک از بانک دارنده چک می تواند نسبت به مانده موجودی حساب مبلغ موجود را مطالبه نماید و بانک مبلغ موجود در حساب مشتری را پرداخت ونسبت به مابقی از مبلغ چک برگشت صادر کند که در اینصورت گواهی عدم پرداخت قبلی باطل و برگشت جدید به جای چک اصلی به دارنده چک تحویل داده می شود.
♣)اگر درچک تاریخ سال قید نشود چک بدون تاریخ محسوب شده و اعتبار و امتیاز چک راندارد.
♣)اگر برای چکی برگشت صادر شود صاحب حساب باید ظرف مدت ۱۰روز از تاریخ برگشت نسبت به تحویل لاشه چک به بانک اقدام کند در غیر اینصورت اطلاعات چک برگشتی به بانک مرکزی ارسال شده وبرای مشتری سابقه محسوب می شود.
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>درمان سردرد بدون استفاده از داروهای شیمیایی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/bmi-personnel/1390/10/623.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.623</id>
   
   <published>2012-01-18T17:27:03Z</published>
   <updated>2012-01-21T11:09:13Z</updated>
   
   <summary>درد،راه طبیعی بیان عملکرد نادرست بدن است تا از راه تشخیص به موقع آن بتوان ازآسیب بیشتر جلوگیری کرد. در سردرد ابتدا سرخ رگهای خونی منقبض می شوند سپس به طور غیرطبیعی متورم می شوند که باعث اختلال در جریان...</summary>
   <author>
      <name>مصطفی اعتصامی فام</name>
      
   </author>
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      درد،راه طبیعی بیان عملکرد نادرست بدن است تا از راه تشخیص به موقع آن بتوان ازآسیب بیشتر جلوگیری کرد.
در سردرد ابتدا سرخ رگهای خونی منقبض می شوند سپس به طور غیرطبیعی متورم می شوند که باعث اختلال در جریان خون می شوند.
میگرن حالت بسیار شدید سردرد است که در یک طرف سر ایجاد می شودوبا حالت تهوع ،استفراغ و بیزاری از نور روشن شروع می شود.
علایم میگرن : سردرد-اختلالات بینائی-احساس بیماری -استفراغ-بیزاری از نور -بیزاری از غذاو خواب آلودگی از جمله این علایم هستند.
دیر غذا خوردن ،نخوردن غذا،غذای ناکافی-کمبود خواب یا خواب زیاد-دردچشم ،سینوس ها،گردن ،درد دندان و فک-استرس و نگرانی-نورهای روشن و چشمک زن،فعالیت کاری زیاد،سفر ،تغییرات آب وهوایی ،بوهای تند ،صدای بلند،محیطهای دود آلوده و گرم و فضاهای بسته از جمله عوامل تحریک کننده سردرد، مخصوصا در افراد مستعدهستند.
توجه : (سردردی که در روز پی در پی ایجاد می شود میگرن نیست) :توجه
طرز نادرست نشستن بر روی صندلی و وضع بد قرار گرفتن سر و گردن با بقیه اعضاء بدن در ایجاد درد و بیماری موثر است.
انجام فعالیت های که چشم باید از فاصله نزدیک برروی آنها تمرکز کند یا پس از مطاله کردن و همچنین در کارهایی که با چشم سرو کار دارد،در اثر خستگی چشم و ضعف عضله های چشم گاهی موجب بروز سردرد می شود.
وقتی عوامل تحریک کننده به صورت ترکیبی عمل می کنندو به مقدار لازم برسند باعث بروز سردرد می شوند.
باتوجه به مطالب بسیار جزئی یاد شده برای درمان سردرد بهتر است کارهای زیر راانجام دهیم:
فیزیو تراپی به خصوص برای درمان مشکلات پشت گردن مفید است.
مصرف روزانه چهار برگ گل مینا تازه یا ۲۰۰ میلی گرم از آن از هفته ششم به بعد دارای تاثیرات قابل ملاحظه ای است.
زنجبیل و نعناع در کاهش حالت تهوع و کمک به هضم غذا مفید است.مالیدن روغن اسطو خودوس بر روی شقیقه ها برای تسکین درد مفید است.
طب سوزنی برای بهبود سردرد مفید است .
فشار بر روی نقاط درد در تسکین درد موثر است.
با روان درمانی برای تشخیص استرس، می توان از عوامل تحریک کننده سردرد کاست که راهی برای بهبود سردرد است.
ماساژ عضله ها به طور مرتب مخصوصا با روغن های گیاهی موجب کاهش کشش عضله ها می گردد و سردرد های ناشی از استرس را کاهش میدهد و در تسکین کمی خواب و دردهای سینوسی پیشانی و گونه مفید است.
یوگا باعث شل شدن عضلات، تسکین استرس ،تنفس بهتر وتسکین فشارها می شود .
تمرین های بدنی سخت در صورتی که آمادگی جسمانی نداشته باشیم موجب تحریک سردرد می شود اما با تمرین های ورزشی منظم و بدون زیاده روی در حرکات مانع تحریک سردرد می شود این تمرین ها به تنفس و تقویت عضلات کمک می کند و بدن را وادار به ترشح مسکن های طبیعی از خود می کندتا فرد احساس سلامتی و شادابی نماید.
استفاده منظم ازانواع قرص های مسکن (آسپرین و استامینوفن و...) احتمال زیادی وجود دارد که به سردردهای روزانه دچار شوید.
با آرزوی زندگی شاد وسالم انشاء الله

      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>سایه شیطانی ابراج البیت بر سر بیت الله الحرام </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir//1390/10/622.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.622</id>
   
   <published>2012-01-17T19:57:53Z</published>
   <updated>2012-01-18T03:53:42Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[&nbsp; سایه شیطانی ابراج البیت بر سر بیت الله الحرام بزرگترین مأموریّت وهّابیون تا سال ۲۰۱۲ م. به اجرا در خواهد آمد، تا این سال، همه نشانه‌ها، نمادها و سوابق مسلمانان سلف و اهل بیت(ع) در امّ القرای اسلامی نابود...]]></summary>
   <author>
      <name>حبيبي</name>
      <uri>http://takbrand.ir</uri>
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      <![CDATA[<p><br />&nbsp;	سایه شیطانی ابراج البیت بر سر بیت الله الحرام بزرگترین مأموریّت وهّابیون تا سال ۲۰۱۲ م. به اجرا در خواهد آمد، تا این سال، همه نشانه‌ها، نمادها و سوابق مسلمانان سلف و اهل بیت(ع) در امّ القرای اسلامی نابود خواهد شد و در غیبت همة سنّت‌های اسلامی که در اثر بدعت‌های سلفی و شرک‌آلود خواندن آن سنّت‌ها از میان مسلمانان رخ بربسته، در بنای اصلی «مسجدالحرام و مسجد النّبی» نیز در تیررس تیرهای زهرآلود ماسونی و شیطانی از جمله ابراج البیت، کارکردهای خود را از دست خواهد داد تا فراماسونری جهانی یا همان دجّال آخرالزّمان به راحتی بتواند حکومت جهانی شیطان را مستقر نماید. تا چند سال پیش، بلندترین بنای مُشرف به صحن مسجدالحرام، قصر ملک فهد، سلطان پیشین مملکت عربی سعودی یا همان خادم الحرمینی بود که بر بلندای ابوقُبیس، صدها متر فراتر از مخدوم خود نشسته بود. مهمانان خاصّ پادشاهی سعودی در ایّام حج در این قصر ضیافت اتراق می‌کردند تا ضمن انجام اعمال، از آن بلندا ناظر صحن مسجد و طواف حاجیان باشند. امّا امروزه دیگر، این بنا در برابر برج در دست ساخت «ابراج البیت» کوچک می‌نماید. درست مقابل رکن یمانی. این بنا که معرّفی‌اش خواهم کرد، قرار است در سال ۲۰۱۲ م. افتتاح شود. بر این مُژده گر سر فشانم رواست. در تمام نقاط جهان و میان همة اماکن مقدّس مذهبی، هیچ بنایی تاکنون مجال و جرئت قد برافراشتن به این قدّ و قواره را نداشته است. برج‌های تجاری مکه (ابراج البیت)، که در واقع باید «شا‌خ‌های شیطان» خوانده شود، سرشار از نمادهای ماسونی، بنای کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن» [۱] [۲] [۳] در سال ۲۰۱۲، که از دیدگاه فرقه‌های شیطانی شروع «نظم نوین دنیوی» است ساختمان "ابراج البیت" به پایان می‌رسد و کعبه چنین در سایه نمادهای شیطانی قرار خواهد گرفت. برج رفیعی که در میان دو بال قرار گرفته، در نوع خود بزرگترین ستون اوبلیکس جهان است که از عهد مصر باستان تاکنون ساخته شده است. همة کسانی که تا یکی دو سال پیش در ایّام برگزاری حجّ تمتّع در رمی جمرات، ستون شیطان را سنگباران کرده‌اند، شکل ستون میانی خانة شیطان را به یاد دارند. ستونی چهارگوش که در انتها، نوک هرمی مشکلش خود را می‌نمایاند. این ستون همان ابلیسک است که امروزه به عنوان یکی از معروف‌ترین نماد فراماسونرهای جهان قابل شناسایی است. میدان بزرگ رو به روی کاخ سفید در واشینگتن، میدان ساختمان بزرگ واتیکان، پاریس، لندن، برزیل و صدها نقطة دیگر جهان، نمونه‌هایی از این ستون را به نمایش گذاشته‌اند. حضور این نماد در هر کجای جهان نشان دهندة حضور و سلطة فراماسونرها بر مقدورات و مقدّرات آن سرزمین است. در کشورهایی همچون ترکیه و مصر هم که برای مدّت‌هایی طولانی فراماسونرها زمام امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در اختیار داشته و دارند، این نماد مقدّس ماسونی خود را می‌نماید. در ایران خودمان هم نمونه‌هایی از این ستون را تا سال ۱۳۵۷ قد برافراشته داشتیم. برج ایفل در فرانسه و برج ساعت لندن دو نمونة فانتزی ابلیسک هستند که توسط معماران ماسونی ساخته شده‌اند. امّا ابراج البیت بر بلندای مسجدالحرام گوی سبقت را از همگان ربوده است. این برج‌ها، در خود بزرگترین ابلیسک جهان را در امّ القرای جهان اسلام جای داده‌اند؛ البتّه، با تخریب ستون خانة شیطان در رمی جمرات و جایگزین شدن دیوار عریضی به جای آن. این برج‌ها با ابتکار معمار معروف ماسون‌ها؛ یعنی آقای لرد فاستر قد برافراشتند تا هم پاسخی به اسائة ادب مسلمانان به شیطان در وقت تخریب ستون‌های خانة‌ شیطان در رمی جمرات باشد و هم جبرانی برای آن. فاستر تا کنون بیش از ۲۰۰ برج ابلیسک در جهان طراحی و ساخته است. در واقع او معروف ترین معمار سازنده سازنده ابلیسک مورد نظر فراماسونرهاست. از اینجا، برج‌های مشرف بر مسجدالحرام و خانة کعبه با دو برج بزرگ دروازه‌ای شکل ساخته شد تا به همگان اعلام نماید نه تنها مملکت سعودی، بلکه خانة مقدّس مسلمانان جهان نیز در آغوش ما و تحت سلطة ماست. ماجرای «دروازه‌ها» نیز جالب است. در مصر باستان در میان ساحران و پس از آن در میان کابالیست‌ها و فراماسونرها، دو ستون دروازه‌ای شکل بر پهنة زمینی شطرنجی (مانند کف‌پوش شطرنجی تمامی لژهای ماسونی) به عنوان دروازة ارتباط با جهان ماورایی ابلیسی شناخته می‌شدند. اعمال کثیف مانند توهین به مقدّسات و مناسک شیطان پرستان و جادوگران، باعث بودند تا امکان ارتباط انسان‌ها (یا همان جادوگران و ساحران) با نیروهای اهریمنی شیطانی و جنّی ممکن شود. امروزه اشرار یهود و فراماسونرهای درجة بالا و کابالیست‌ها برای ارتباط با نیروهای شیطانی و اعمال قدرت بر رقیبان و مخالفان و مبارزة بی‌امان با انسان و ادیان در مناسک ویژه، از صفحات شطرنجی و دروازه‌ها و ستون‌ها بهره می‌برند. چند سال قبل، در سفری به فرانسه، در منطقة مدرن و نوساز پاریس، بنای رفیع دروازه‌ای شکل شیشه‌ای را ملاحظه کردم. البتّه شما هم از دیدار نمونة کاملی از آن بی‌نصیب نمانده‌اید. طیّ سه چهار سال اخیر دو نمونة بزرگ از برج‌های دروازه‌ای شکل شیشه‌ای را در حاشیة ‌غربی بزرگراه مدرّس ساخته‌اند. بر تپّه‌های معروف عبّاس آباد. <br /></p>]]>
      جالب اینجاست که در این دروازه‌ها که از اتّفاق، دولتی هم هستند، هرم معروف
 چشم جهان‌بین All seeing eye را هم ساخته‌اند. این واقعه را به حساب هر کس
 می‌خواهید بگذارید با خودتان. به هر روی نمادها و نمادسازها کار خود را 
می‌کنند. بگذریم! از «شاخ‌های شیطان» قد برافراشته بر فراز مسجدالحرام 
می‌گفتم. بخش انتهایی و بالای دو بال این بنا که ابلیسک بلند مزیّن به ساعت
 بزرگی را در خود جای داده‌اند، به شکل بخش انتهایی بال‌های خفّاش ساخته 
شده‌اند. قابل ذکر است این برج بزرگ در ۷۲ طبقه برکشیده شده است. با توجه 
به حرکت های نمادین فراماسونرها انتخاب عدد ۷۲ که به عنوان عدد قدرت نزد 
کابالیست ها شناخته می شود قابل توجه است. از نظر آنان ۷۲ تعداد شیاطینی 
هستند که (نیروهای جنی) حضرت سلیمان (ع) آنان رابرای ساختن معبد بزرگ در 
خدمت آورده بود. جز این افتتاح برج در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ نیر قابل توجه است. 
زیرا از نظر فراماسونرها و گردانندگان سازمان های مخفی در این روز که معروف
 به روز شیطان است از طریق ابراج البیت سایه این بنای شیطانی بر روی کعبه 
خواهد افتاد. بد نیست بدانید که در ادبیّات مسیحی، شیطان در شمایل حیوانی 
با بال‌های خفّاش، پاهای شیر و سری چون سر قوچ به تصویر کشیده می‌شود. این 
نماد را در بسیاری از فیلم‌های هالیوود و از جمله امگا کد ۲ می‌توانید 
ببینید. گوییا که معمار صاحب سبک این برج‌ها می‌خواهد به همگان القاء کند 
که بال‌های شیطان مسجدالحرام را در خود گرفته‌اند. در واقع، رمی و سنگباران
 معکوس از بلندای مسجد آغاز شده است. سنگ‌های پنهانی نیروهای اهریمنی بر سر
 و روی حجّاج طواف کننده و عمره گزاران. امواج منفی شیطانی که جان مسلمانان
 را هدف تیرهای زهراگین می‌سازد. بسیاری از محقّقان بر این باورند که، 
انفجار دو برج نیویورک در یازده سپتامبر، در واقع، حاصل پروژة انفجار 
دروازه‌ای بود که در آن زمان و مکان خاص و البتّه از نظر فراماسونرهای 
نشسته بر اریکة قدرت سازمان‌های مخفی، راه ورود نیروهای شیطانی را بیش از 
پیش در زمین و در صحن حیات اجتماعی ساکنان زمین هموار ساخت. چنان که عرض 
کردم، قرار است این بنا و بال‌های شیطانی‌اش در سال ۲۰۱۲ م. افتتاح شود. از
 نظر فرقه‌های شیطانی و طرّاحان نظم نوین جهانی، سال ۲۰۱۲ م. سال شروع نظم 
نوین دنیوی است. در این سال کعبه در سایة نمادهای شیطانی ابراج البیت قرار 
خواهد گرفت. افتتاح برج در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ م، ارتباط این برج را با فاجعة 
پیش‌بینی و اعلام شده توسط غربی‌ها در سال ۲۰۱۲ م. نشان می‌دهد. در آثار 
متعدّد و فراوانی که طیّ سال‌های اخیر دربارة فاجعة جهانی در سال ۲۰۱۲ م. 
ساخته شده و پهنة وسیعی از سینما و حتّی مستندات تلویزیونی آمریکایی و 
اروپایی را اشغال کرده، این سال را سال ظهور مسیح دجّال یا همان مسیح 
دروغین اعلام کرده‌اند. عدد ۱۱، عدد مقدّس فراماسونرهاست. قراینی حکایت از 
این دارد که سران مجامع مخفی، کمر همّت بسته‌اند تا با زمینه‌سازی ذهنی و 
تبلیغات گسترده، وقوع حوادثی در ابعاد جهانی را در سال ۲۰۱۲ محتوم، مقدور و
 پیش‌بینی شده معرّفی کنند. هم اینک در اثر ساخت مجموعه‌هایی از مستندات 
تلویزیونی، میلیون‌ها نفر در آمریکا و اروپا چشم به این سال دوخته‌اند و با
 نگرانی روزها را می‌شمارند. آنها حتّی به مردم القا کرده‌اند این تاریخ و 
واقعة مصیبت باری که بخش عمده‌ای از جهان را نابود خواهد کرد، توسط اقوام 
مایا و توسط پیش‌گویانی چون نوستر آداموس که از اتّفاق خودش در زمرة 
کابالیست‌ها است، پیش‌گویی شده است. آنچه برای ما مسلّم است، آن است که، 
غرب و سران مجامع مخفی شیطان‌پرست و فراماسونر که اداره و کنترل جهان را 
عهده دارند، برای اجرای آخرین بخش از پروژة نظم نوین جهانی یا همان جهان تک
 حکومتی شیطانی، عجولانه در پی نمادسازی و اقدام پیش‌دستانه‌اند و با مدد 
گرفتن از نیروهای غیر ارگانیک، ماوراء الطّبیعه‌ای ابلیسی و جنّی، خود را 
مهیّای اقدامی در ابعاد جهانی برای نابودی مستضعفان و اسلام کرده‌اند. 
مسیحیّت و سایر مذاهب محرّف در این میان جایگاهی ندارند؛ زیرا مسیحیّت و 
کانون‌های بزرگ مسیحی و از جمله کلیسای کاتولیک تمام عیار در اختیار همین 
کانون‌های قدرت است و سران این کانون به ظاهر مذهبی از اعضای اصلی مجامع 
مخفی‌اند و بازیگران بخش‌هایی از سناریوی طرّاحی شده هستند. حساب مستضعفان 
مسیحی و روحانیان مستقل را باید از این کانون جدا دانست. تنها اسلام، 
مسلمانان، کعبه و بزرگترین کانون شیعی؛ یعنی ایران اسلامی است که به عنوان 
مزاحم و آخرین بازمانده‌های دینداری در برابر مجامع مخفی و کانون‌های قدرت 
شیطانی ایستاده است. سازندة فیلم ۲۰۱۲ م. در فیلمش و در هنگام به تصویر 
کشیدن فاجعة جهانی، نشان می‌دهد که همة بناها و کانون‌های مذهبی مسیحی، 
بودایی و غیره منهدم و از بین می‌رود، امّا، ‌همو از ترس اعتراض و عکس 
العمل مسلمانان از به تصویر کشیدن ویران شدن کعبه خودداری کرده بود. 
بزرگترین مأموریّت وهّابیون تا سال ۲۰۱۲ م. به اجرا در خواهد آمد، تا این 
سال، همة نشانه‌ها، نمادها و سوابق مسلمانان سلف و اهل بیت(ع) در امّ 
القرای اسلامی نابود خواهد شد و در غیبت همة سنّت‌های اسلامی که در اثر 
بدعت‌های سلفی و شرک‌آلود خواندن آن سنّت‌ها از میان مسلمانان رخ بربسته، 
در بنای اصلی «مسجدالحرام و مسجد النّبی» نیز در تیررس تیرهای زهرآلود 
ماسونی و شیطانی از جمله ابراج البیت، کارکردهای خود را از دست خواهد داد 
تا فراماسونری جهانی یا همان دجّال آخرالزّمان به راحتی بتواند حکومت جهانی
 شیطان را مستقر نماید. هر کس می‌تواند به اقتضای گرایش و حسّاسیت خود به 
نوعی و از وجهی به ابراج البیت بنگرد. این بنا، مسجدالحرام،‌ کعبه و طواف 
را تحت الشّعاع خود قرار می‌دهد. برج اصلی با ارتفاع ۵۹۵ متر در کنار شش 
برج بزرگ مسکونی، که جملگی متعلّق به «مجموعة بن لادن» هستند. حتّی اجازه 
نمی‌دهد شما تصویری از مسجدالحرام، گلدسته‌ها و پهنای آسمان داشته باشید. 
سازمان جهانی و از جمله یونسکو، در حالی چشم خود را بر این هیکل ابلیسی 
بسته‌اند که برای ثبت ابنیة تاریخی در ایران مانند میدان بزرگ امام در 
اصفهان، شرط خود را کوتاه شدن و تقلیل طبقات برج جهان نما در حاشیة میدان 
اعلام می‌کنند. سکوت سازمان‌های جهانی بی‌وجه نیست. آنها جملگی تحت مدیریّت
 سازمان‌های ماسونی عمل می‌کنند. یونسکو به عنوان یکی از بازوهای اصلی و 
فرهنگی فراماسونری جهانی قابل شناسایی است و رؤسای آن عمدتاً خود فراماسونر
 هستند، امّا سکوت سازمان‌های فرهنگی اسلامی در سراسر جهان اسلام و از جمله
 ایران توجیه پذیر نیست. مدیران سازمان‌های مسئول میراث فرهنگی، در حالی از
 این موضوع مهم که به آیندة اسلام و ایران بستگی دارد، غفلت می‌ورزند که از
 ردّ و نشان ستون‌های تخت جمشید و لوح‌های گلی برای لحظه‌ای غفلت نمی‌ورزند
 و سرمایه‌های بزرگی را صرف برگزاری نمایشگاهی از این آثار در ایران و 
اروپا می‌کنند و گاه رؤیای جشن‌های بزرگ ملّی عید نوروز را در خرابه‌های 
پرسپولیس در سر می‌پرورند و همّت خود را مصروف آن می‌دارند. به قول شاعر من
 در این بحر تفکّر به کجا و تو کجایی؟ امّا از وجهی دیگر و مهم‌تر، پروژة 
۲۰۱۲ م. که اینک «ایران اسلامی» را به دلیل رویکرد شیعی و ولایی‌اش از یک 
سو و «حرمین مکّه و مدینه» را از دیگر سو، چون یک سیبل در تیررس اهداف 
شیطانی خود قرار داده، به عنوان انتقام‌گیری شیطان از خدای ابراهیم و آل 
ابراهیم(ع) قابل شناسایی است. شجرة طیّبه‌ای که غرس شد تا از طریق 
بنی‌اسماعیل و اوصیای پیامبر آخرالزّمان، دین جهانی و حکومت جهانی مستضعفان
 در عرصة زمین مستقر شود اعلام پادشاهی جهانی بنی‌اسرائیل، اینک مشروط به 
در هم پیچیدن طومار آیین ابراهیم خلیل الرّحمن و «بنی‌اسماعیل» شده است. 
ظهور کبرای امام عصر(ع) به منزلة تحقّق طرح آسمانی استقرار شجرة طیّبه‌ای 
است که با حضرت ابراهیم(ع) غرس شد تا در دولت کریمة آخرین فرزند این 
خانواده به برگ و بار بنشیند. ابراج البیت و پروژة ساختن شهرکی مسیحی‌نشین 
در مکّه که به بهانة آشنا ساختن غیرمسلمانان با اسلام در حال شکل‌گیری است،
 اوّلاً؛ جغرافیای حرم را در هم شکسته و این قلعة بزرگ فتح نشدنی را مورد 
تعرّض و تجاوز اجانب و غیرمسلمانان قرار می‌دهد. پایگاهی که تاکنون در 
تصرّف در نیامده و حتّی از آسمانش هیچ هواپیمایی امکان گذر ندارد تا چه رسد
 به اینکه غیرمسلمانان در آن سکنا گزینند یا جرئت دست‌اندازی به مسجدالحرام
 را پیدا کنند؛ این برج‌ها سایة خود را بر مسجدالحرام می‌افکنند و تمامی 
آداب، مناسک صرفاً معنوی و آسمانی را تحت الشّعاع خود قرار می‌دهد. 
تأثیرگذاری بر امواج و تشعشعات روحانی و معنوی مسجدالحرام و بی‌اثر ساختن 
یا حدّاقل تضعیف این تشعشعات از طریق ابلیسک شیطانی در زمرة دومین هدف 
پنهانی فراماسونری جهانی شیطان‌پرست قابل شناسایی است؛ دست‌اندازی جنود 
ابلیسی در سال‌هایی که به ظهور می‌انجامد و وارد کردن خسارات بزرگ مادّی و 
معنوی به «انسان‌ها و ادیان»، در گرو حذف موانع باز دارنده است؛ حذف 
نمادهای بزرگ، مردان بزرگ و تحریف مناسک و آیین‌ها، به تدریج همة سپرهای 
حفاظتی بشر را که مانع از نفوذ و دخالت جنود شیطانی است، از بین می‌برد تا 
بشر در بی‌پناهی تمام آماج تیرهای مستقیم شیطانی و جنودش شود؛ توسعة مراسم و
 مناسک شیطان‌پرستی و رواج فرقه‌های ضدّ دین و شیطانی، بر کشیدن نمادهای 
فراماسونری در اقصانقاط جهان اسلام و به ویژه در اطراف اماکن مذهبی، همة 
سپرهای حفاظتی را از بین برده یا حدّاقل از میدان تأثیر امواج روحانی آنها 
می‌کاهد و بشر را بیش از هر زمان در برابر جنود ابلیس بی‌پناه می‌سازد؛ این
 همه، بر میزان القای خطوات و الهامات و وسواس شیطانی که منشأ همة 
آلودگی‌ها، گناهان و منکرات در انسان است، می‌افزاید. ابتلای وحشتناک به 
غربزدگی مانع از درک این موضوع است. ابلیس و جنودش از طریق القا، الهام، 
وسوسه، تسریف و تزیین در مراحل اوّلیه انسان را برای انجام گناه تشویق 
می‌کنند، امّا در مراحل بالاتر با سلطه یافتن بر انسان‌ها، از آنها به 
عنوان آلت فعل خود بهره می‍‌جویند. سلطة شیطان بر انسان با طیّ مراتبی 
اتّفاق می‌افتد تا آنجا که برخی از انسان‌ها در عمل و نظر فرزند خواندة 
شیطان می‌شوند. از اینجا همة جوانان مسلمان جهان اسلام، مسلمانان عرب، 
فارس، ترک و سایر اقوام را برای مقابله با این دسیسه‌ها فرا می‌خوانم. آنها
 می‌توانند از طریق بمباران رسانه‌ای موج تبلیغاتی وسیعی را برای متوقّف 
کردن پروژه‌های غیر رحمانی در سراسر جهان اسلام به راه بیندازند. جوانان 
غیور عرب زبان در عربستان، یمن، عراق، لبنان و شبه قارّة هند از توانمندی 
ویژه‌ای برای ایجاد این موج فرهنگی و رسانه‌ای برخوردارند. رایزنان فرهنگی 
را، در صورتی که از مادّه و تبصره‌های اداری خلاص ‌شوند، سفیرانی مکلّف 
می‌شناسم تا ضمن رصد کردن طرح‌ها و توطئه‌ها، همة‌ اعتراض خود را در مجامع 
مذهبی، فرهنگی و حتّی سازمان‌های بین‌المللی اعلام و مواضع خود را آشکار 
سازند.
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>سخنرانی فیلیپ کاتلر در ارمنستان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/cat/1390/10/621.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.621</id>
   
   <published>2012-01-17T08:11:45Z</published>
   <updated>2012-01-18T03:55:01Z</updated>
   
   <summary>آنچه در پی آمده است، گزیده‌ای است از اصلی‌ترین سخنان فیلیپ کاتلر پدر بازاریابی نوین که بعدازظهر روز دوشنبه ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۰ درارمنستان سخنرانی کرد: صحبت خود را با تاریخچه علم بازاریابی و فروش آغاز می‌کنم. می‌خواهیم ببینیم فروش...</summary>
   <author>
      <name>محمدرضا محموديان</name>
      
   </author>
   
      <category term="بازاریابی بانکی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      آنچه در پی آمده است، گزیده‌ای است از اصلی‌ترین سخنان فیلیپ کاتلر پدر بازاریابی نوین که بعدازظهر روز دوشنبه ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۰ درارمنستان سخنرانی کرد:
صحبت خود را با تاریخچه علم بازاریابی و فروش آغاز می‌کنم. می‌خواهیم ببینیم فروش چه تاریخچه‌ای دارد؟ تاریخ بازاریابی با فروش آغاز شده و تاکنون ادامه دارد. گروه خاصی از افراد شروع به انجام این کار خاص کردند، بنابراین بازاریابها دست به کار شده و کاری کردند که فروش فروشنده‌ها بیشتر و کسب‌وکارشان موفق‌تر شود.
فروشنده‌ای را در نظر بگیرید که جلوی خانه مردم ایستاده و از آنها تقاضا می‌کند که محصول او را بخرند، در این شرایط یک نفر باید باشد که به فروشنده بگوید به سراغ چه کسانی برود و بهترین مشتری او چه کسانی هستند. خوب چه کسی این کار را می‌کند؟ یک محقق بازاریابی. کسی که بتواند ابعاد بازار را اندازه‌گیری و بتواند فروشنده را راهنمایی کند و همچنین آموزش اینکه با چه کسی و چطور ارتباط برقرار کند تا فروشنده مستقیماً سراغ آنها رفته تا بتواند محصولات خود را به فروش برساند. نکته جالبی که در این مورد وجود دارد این است که فروشنده‌ها به هیچ عنوان تهدید و هیجان را دوست ندارند و هیچ علاقه‌ای به این‌ که بدانند بازار دست چه کسی است و روند بازار چگونه است ندارند تنها هدف آنها فروش محصولاتشان است. مورد دیگر اینکه ما نمی‌توانیم کاری بکنیم که فروشنده را مجبور به کار تبلیغ و تهیه بروشور بکنیم، آنها به کسی نیاز دارند که این کار را انجام دهد.
نکته جالب دیگری که در مورد بازاریابی وجود دارد این است که اساساً و در ابتدا بخشی از کار فروش بوده و بخش بزرگی از فروش را تشکیل می‌داده. شرکت‌هایی را می‌دیدیم که تعدادی متخصص با نام محقق بازار، ارتباط‌دهنده و یا بخش روابط‌عمومی مشغول به کار بودند، اما امروزه شرایط کاملا متفاوت است. این گروه آنقدر بزرگ شده و وسعت پیدا کرده که یک واحد جداگانه به نام واحد بازاریابی تشکیل داده‌اند.
خود کلمه بازاریابی، کلمه جدیدی است.
خیابانی را تصور کنید در شهری در قرون وسطی و خانم و آقایی که در کنار خیابان مشغول فروختن محصول خاصی هستند، از همان دوران بازار وجود داشته و افراد کنار هم جمع می‌شدند و اجناس مختلفی را می‌فروختند با این حال یک تیم بازاری نبودند.

اتفاق جدیدی که درسال ۱۹۱۰ افتاد، این بود که کلمه Marketing ایجاد شد، تا این مفهوم را برساند که کارکردن با بازار به چه شکلی است و به این افراد مارکتولوژیست (بازار شناس) گفته می‌شد. در سال ۱۹۲۰ کتابهایی نوشته شد که کلمه مارکتینگ در آنها به کار رفته بود. این کتابها توسط اقتصاددانان نوشته شد. اتفاقی که در این سال افتاد این بود که اقتصاددانان اظهار کردند در رابطه با بازاریابی اطلاعاتی ندارند و صرفاً در مورد عرضه و تقاضا می‌توانند اظهارنظر کنند.
آنها در رابطه با عاملان فروش، خرده‌فروشان، عمده‌فروشان و اینکه نمایندگان شرکت چه کسانی هستند، صحبت نمی‌کردند. اقتصاد دانان صرفاً انتزاعی صحبت می‌کنند و این‌طور بود که چاپ کتابهای بازاریابی شروع شد.


      در سال ۱۹۶۷ من اولین کتاب خود را در این زمینه نوشتم (مدیریت بازاریابی).کتابهایی که قبلاً در رابطه با بازاریابی نوشته می‌شد، بیشتر توصیفی بودند. به عنوان مثال گفته می‌شد کار عمده‌فروش چیست و یا فروشنده خوب چه خصوصیاتی دارد. و بیشتر به توصیف و توضیح شرایط می‌پرداختند. و به شما قدرت تصمیم‌گیری نمی‌داد. و همچنین اینکه به چند فروشنده نیاز دارید و چطور باید آگهی داده و تبلیغات کنید و چطور باید برای محصول قیمت بگذارید. کتابی که من نوشتم بیشتر راجع به تصمیم‌گیری بود و اینکه گروه‌های بازاریابی چه می‌خواهند و دنبال چه چیزی هستند و همین‌طور در مورد جایگاه محصول و نحوه قیمت‌گذاری برای آن بود. بازاریابی همیشه در حال تغییر است؛ درست برعکس هندسه. تئوری‌ها و فرضیه‌های هندسه همیشه ثابت بوده ولی علم بازاریابی این‌طور نیست.
در سال ۱۹۵۰ تعدادی از شرکت‌ها شروع کردند به اضافه کردن این نظریه که بازاریابی خوب، راضی کردن و راضی نگه داشتن مشتری است و اینکه نیاز مشتری را بدانیم و بتوانیم آن را برآورده سازیم.
بازاریابی را می توان در ۳ کلمه تعریف کرد: احساس کردن، نیاز ها، سودآوری.
در واقع بازاریابی درک کردن نیازها و برآورده کردن آنها و در نهایت رسیدن به بیشترین سودآوری است. در واقع بازاریابی در نوع خود یک نوع حرفه است، چرا که باید همه تلاشمان را بکنیم تا بتوانیم مردم را خوشحال بکنیم. به نظر برخی، مقبولیت بازاریابی افزایش استانداردهای زندگی است. این که بتوانیم خدمات خوبی در زندگی خود ارائه بدهیم می‌شود بازاریابی و یا به عبارتی ایجاد راه‌حل‌های خوب برای بهتر کردن زندگی است.
پس نتیجه می‌گیریم که بازاریابی کار سختی است چرا که باید همه چیز را رشد دهیم تا بتوانیم چیزهای بهتری ارائه دهیم.
فرض کنید شما یک برند را به وجود می‌آورید و مردم برند شما را می‌شناسند؛ این برند می‌تواند کوکاکولا، مک‌دونالد، و... باشد. برند چیست؟ برند نوعی تعهد است و حس انتظار در مشتری ایجاد می کند. حالا آیا می‌توانیم به این تعهد عمل کنیم یا نه؟! آیا می‌توان در زمان و مکان مناسب این تعهد را انجام داد و نیاز مشتری را برآورده ساخت؟ این کاری است که بخش بازاریابی باید انجام دهد. این بخش وابسته به بخشهای لجستیک، توزیع، حسابداری و تولید است و نوع برخورد تک‌تک این بخش‌ها با مشتری بسیار مهم است و با برخورد نامناسب می‌توانند برند شما را نابود سازند و باعث از دست دادن مشتری شوند. بخش بازاریابی می‌تواند از سایر بخش‌ها مجزا باشد. افرادی که می‌توانند در واحد بازاریابی باشند، عبارتند از مدیر واحد بازاریابی که امروزه به Chef marketing معروف است و همچنین مدیر ارشد بازاریابی. بین این دو نفر تفاوت‌های زیادی وجود دارد، چرا که این دو را با مدیران واحدهای مختلف مثل مدیر مالی و مدیر روابط‌عمومی مقایسه می‌کنیم.
یکی دیگر از مدیران ارشد شرکت‌ها، مدیر برند است. شرکت‌های بزرگی هستند که برندهای مختلفی دارند مثل شرکت P&amp;G که ۸ برند مختلف دارد. و همین‌طور شرکت پپسی‌کولا که رستورانهای زنجیره‌ای زیادی دارد. در این موارد شرکت نیاز به مدیرانی دارد که در بخشهای مختلف فعالیت دارند. به عنوان مثال شرکت پپسی نیاز به این مدیران برای بخش‌های تولید نوشابه و همین‌طور بخش رستوران‌های زنجیره‌ای دارد به این دلیل که هر بخش یک مقوله جدا از سایر بخش‌ها است.
در شرکت‌های امریکایی یک نفر هست که صرفاً بخش مصرف‌کنندگان و ارتباطات را مدیریت می‌کند و همین‌طور مدیر بخش مشتریان سیاه‌پوست و مشتریان آسیایی. در بازاریابی مدیر بخش توزیع و بخش پیشنهادات نیز باید داشته باشیم همان‌طور که می‌دانید بازاریابی شامل ۴P است (price، product، place، promotion). نوع خاصی از مدیران هستند که به ۴P کاری ندارند یعنی بیش از این را تصور می‌کنند. و یک سری سؤالات اساسی مطرح می‌کنند. و می‌خواهند بدانند به چه بخشی از بازار باید بپردازند و همین‌طور دریابند مشتری‌ها چطور انسانهایی هستند چرا که اگر آنها را بشناسند می‌توانند محصولی بهتر و مطابق با میل آنها تولید کنند بنابراین بازار را دسته‌بندی (Segmentation)، هدف را مشخص(Targeting)، و نهایتاً یک بخش خاص را مشخص کرده و به آن می‌پردازند و در آخر موقعیت‌گذاری (Positioning) می‌کنند.
اگر STP را بخواهیم شروع بکنیم، و بعد از آن ۴P را انجام بدهیم، کارها به نحو بهتری انجام می‌شوند.
شرکت‌هایی هستند که از این فراتر می‌روند این شرکت‌ها می‌گویند که بازاریابی یعنی همه چیز (Marketing is every thing). منظور آنها این نیست که بخش بازاریابی باید همه کارها را انجام دهد در واقع منظور آنها این است که هر کسی که در شرکت مشغول به کار است باید ایده بازاریابی داشته باشد و اینجا است که باید از خودمان بپرسیم کار من چطور بر روی نظر مشتری اثر می‌گذارد؟ چرا که اگر کارمان را دست انجام ندهیم، قطعاً مشتری را از دست می‌دهیم.
مدیریت ارشد بازاریابی باید ۶ کار را انجام دهد:

۱- باید نماینده صدای مشتری باشد.
۲- باید ایده‌های جدید بیان کند.
۳- نگرش جدید نسبت به بازار داشته باشد.
۴- باید بداند کدام محصول رشد داشته، رشد کدام محصول ثابت و کدام یک باید حذف شود؟
۵- فناوری، تکنولوژی و اطلاعات را باید به‌روز کند.
۶- باید بتواند نشان دهد که یک بخش بازاریابی چه اثری می‌تواند بر روی شرکت داشته باشد و تأثیر بازاریابی بر فروش شرکت چقدر بوده است؟
نکته قابل توجه این است که اغلب مدیران بازاریابی از ۶ مورد یاد شده به ۲ مورد می‌توانند عمل کنند چون انجام هر ۶ مورد مستلزم صرف هزینه و وقت زیادی است. و یک مدیر ارشد بازاریابی باید حداقل ۵۰% از وقت خود را خارج از محیط کار خود سپری کند و باید با مدیران واحدهای دیگر همکاری کند و حمایت آنها را جلب کند بخصوص مدیرانی که می‌توانند به برنامه‌های بازاریابی صدمه بزنند، مثل مدیر مالی و مدیر تولید.
وقتی در یک شرکت وارد یکی از بخش‌های فروش و بازاریابی می‌شویم و از هر بخش راجع به کارمندان بخش دیگر سؤال می‌پرسیم، در صورتی که این دو بخش از هم راضی نباشند و از هم بدگویی کنند این به ضرر شرکت بوده و باعث افت فروش شرکت می‌شود. ممکن است این سؤال پیش آید که چرا این دو بخش روابط خوبی با هم ندارند. اصولاً بخش بازاریابی از طریق تلفن و تبلیغات کار خود را پیش می‌برد و بخش فروش از طریق حضوری. اکثر فروشنده‌ها وکارمندان بخش فروش از برنامه‌های بازاریابی خوششان نمی‌آید به دلیل اینکه بازاریابان قیمت کالا و محصول را بالا گذاشته ولی نظر فروشنده‌ها این است که با این سطح قیمت آنها نمی‌توانند محصول خود را بفروشند. واقعیت این است که در چنین مواردی فروشنده نمی‌خواهد تلاش کند و از روی تنبلی این حرف‌ها را می‌زند. شعار آنها این است که تبلیغات تأثیری بر فروش نداشته بلکه، این فروشنده خوب است که می‌تواند فروش را بالا ببرد.
دهه ۱۹۵۰ تا۱۹۶۰ تمرکز بازاریابان بر روی محصول بود اما از آن پس تمرکز بر روی مدیریت مشتری شکل گرفت. و همین‌طور مدیریت ارزش که در حال حاضر بسیار مهم شده است. یعنی این بازاریابی عالی است که ارزش برای مشتری ایجاد می‌کند. در واقع این ارزش است که ما به مشتری می‌فروشیم نه محصول، و هدفمان این است که به مشتری نشان دهیم با خرید محصول ما، کار او بهتر و راحت‌تر انجام می‌شود. در واقع ما محصول نمی‌فروشیم یک نوع راه‌حل می‌فروشیم.

در بازاریابی ۵ اتفاق بزرگ رخ می‌دهد؛ ۵ تغییر بزرگ:

استراتژیهایمان را باید تغییر دهیم.
باید به جای بهبود محصول نوآوری کنیم.
به جای مدیریت بر بازار به دنبال تعالی بازار باشیم.
به جای اینکه تمرکزمان صرفاً بر روی نیروی عملیاتی باشد باید بر روی مشتری باشد.
امروزه شرایط تغییر کرده و برای کمک به بازاریابی باید یک سری موارد رعایت شود. مدیریت Data base. حفظ کردن سوابق مشتری. مشتری‌ها دنبال چه بودند و چه هستند. همه این کارها توسط مدیریت ارتباط با مشتری(CRM) انجام می‌شود. نکته دیگر تهیه اطلاعات و تحلیل‌های مربوط به کسب‌وکار است یا به عبارتی همان سیستم‌های اطلاعاتی که از این طریق خواهیم فهمید رقبا چه کار می‌کنند و در بازار چه اتفاقاتی می‌افتد. نکته بعد استخدام فردی است که الگویی از بازار را برای شما طراحی کند که در واقع همان مدیر تحلیل است که وضعیت بازار و تولید شما را پیش‌بینی و بررسی می‌کند. واحد بازاریابی به فردی احتیاج دارد که مدیر دارایی خوبی باشد یعنی نه تنها برندسازی کند بلکه، بتواند به‌خوبی از آن نگهداری کند. برندها معمولاً مثل نان هستند و بیات می‌شوند. افراد بعد از مدتی که برند را می‌شناسند دیگر هیجانی نسبت به آن ندارند. پس چطور می‌توان یک برند را بازسازی کرد به آن روح داد و آن را تازه کرد؟

به عنوان مثال شرکت مک‌دونالد طی ۵ سال پیش فروشش ثابت شد و افزایش پیدا نکرد. مردم ذائقه‌شان عوض شده بود، بنابراین مک‌دونالد تصمیم گرفت کاری صورت بدهد. اولین کار این بود که ظاهر رستوران‌های خود را تغیییر داد و بهتر کرد همچنین فهرست غذاها (منو)ی خود را تغییر داد و یک سری موارد به آن اضافه کردو همین‌طور برای تبلیغاتش از ستاره‌های سینما استفاده کرد.

نکته بعد مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) است. در گذشته هدف شرکت‌ها افزایش فروش بود و وقتشان را برای مشتری نمی‌گذاشتند ولی در حال حاضر شرایط عوض شده و باید وقت گذاشت تا با مشتری ارتباط برقرار کرد. قطعاً شرکتی مثل بوئینگ برای فروش هواپیما از مسافران تقاضای خرید نمی‌کند این شرکت مشتری را شناخته و ایجاد ارتباط می‌کند و سپس سعی در فروش محصول خود می‌کند که این کار خود یک مهارت به شمار می‌آید.

مورد بعدی نوآوری است؛ بیشتر نوآوری‌ها با شکست مواجه می‌شوند ولی شرکتهایی که نوآوری نمی‌کنند، می‌میرند. به عنوان مثال شرکتی که ۱۰ نوع سوپ جدید تولید می‌کند، حتی اگر یک طعم آن موفق شود و فروش بالایی به دست آورد، می‌تواند هزینه تولید ۹ طعم دیگر را جبران کند. کاری که باعث می‌شود در کسب‌وکار موفق شویم بازاریابی و نوآوری توأم با هم است و یکی بدون دیگری بی‌نتیجه است. ابزار خوب در بخش تحقیق و توسعه و محصولات خوب در بخش بازاریابی نهفته شده‌اند. در واقع این بخش بازاریابی است که به محصول معنی داده و توصیف می‌کند که کاربرد این محصول چیست. نوآوری در موارد بسیاری می‌تواند باشد. در محصول در خدمات و در بازاریابی.

نوآوری در بازاریابی: به عنوان مثال با خرید محصولی خاص تخفیف ویژه شامل حال مشتری می‌شود. و یا استفاده از گروپان، که کاربرد آن همانند کوپن است با این تفاوت که قابلیت آن قابل تغییر است و هر روز قابلیت جدیدی پیدا می‌کند.

Browser: شخصی است جستجوگر که به دنبال ایده‌های جدید است. پس از این افراد می‌توان برای ایجاد خلاقیت و بازاریابی استفاده کرد.

ممکن است چیزی که مشتری می‌خواهد صرفاً محصول نباشد به عنوان مثال فرد با خرید نوع خاصی از ماشین در صدد است که به آرزوهایش (امیال درونی) برسد به عنوان مثال ماشینی بخواهد که حس کند فرد مهمی است.

شرکت‌های باهوش شرکت‌هایی هستند که به طور عمیق وارد احساسات افراد شده و صرفاً خرید محصول و سودآوری برایشان مهم نیست. آنها دنبال بازده هستند و اینکه بتوانند مشتری را نگه دارند. و یک نوع حس احترام به خود دارند، وهمین‌طور حس تمایز نسبت به سایر شرکت‌ها و رقبا.

به عنوان مثال شرکت Esi Jonson محصولات بهداشتی، اسپری خوشبوکننده هوا، حشره‌کش، و... تولید می‌کند. تفکر این شرکت این است که نقطه قوت ما کارمندانمان هستند و ایده‌اش این است که کاری کنیم که بسته‌بندی محصولاتمان کوچکتر و ارزانتر باشد تا افراد کم‌درآمد نیز بتوانند این محصول را تهیه کنند. این کار همیشه ارزش افزوده داشته و به حل مشکلات بشر کمک می‌کند.

و همین‌طور از بخش بازاریابی شرکت Jonson&amp;Jonson پرسیده شد مهمترین گروه هدف شما چه کسانی هستند؟ آنها قبلاً در پاسخ گفتند سهامداران و صاحبان شرکت ولی در حال حاضر می‌گویند؛ اول مشتری، دوم کارمند، سوم جامعه و نهایتاً سهامداران. واکنش سهامداران در مقابل این پاسخ این بود که چرا ما در آخر هستیم؟ پاسخ این بود که ما شما را ثروتمند می‌کنیم در صورتی که بتوانیم به ۳ گروه اول توجه کنیم.

شرکت‌های دیگری هستند که مردم عاشق آنها هستند. این به این معنی است که شرکتی که شور و اشتیاق و هیجان ایجاد نکند شرکت خوبی نیست. از جمله این شرکت‌ها می‌توان به اپل، مک‌دونالد، مایکروسافت و  اشاره کرد.

در صورت داشتن یک سری ویژگی‌ها شرکت‌ها موفق هستند:

به همه ذینفعان اهمیت بدهند.
حقوق مدیر عامل خیلی بالا نباشد.
کاری کنند که ایده‌های جدید وارد بازار شود.
کارمندان شایسته استخدام کنند.
حقوق خوب پرداخت کنند تا کارمندان متعهد و ثابت بمانند.
کارهای تکراری انجام ندهند. شرکتی که طی چند سال کاری را مدام تکرار کند، ورشکست می‌شود پس باید در نوآوری پیشرو باشند.





برگرفته از وبلاگ آقای دکتر درگی 

   </content>
</entry>

<entry>
   <title>افزایش سود سپرده بانکی ، آرزویی دور از دست </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/economic-news/1390/10/620.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.620</id>
   
   <published>2012-01-16T18:08:30Z</published>
   <updated>2012-01-17T06:34:34Z</updated>
   
   <summary>بازهم مصوبه شورای پول و اعتبار برای افزایش نرخ سود سپرده بانکی که می توانست در این بازار آشفته ارز و طلا از یک طرف و هجوم سپرده گذاران برای خروج سپرده ها از بانک ها برای شرکت در بازار سیاه طلا و ارز از طرف دیگر ،مقداری از اثرات بحران بکاهد از طرف رییس جمهوری رد شد .</summary>
   <author>
      <name>علیرضا حسامی</name>
      
   </author>
   
      <category term="اخبار اقتصادی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="مفاهیم بانکداری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      با درود خدمت دوستان و همکاران گرامی 

بازهم مصوبه شورای پول و اعتبار برای افزایش نرخ سود سپرده بانکی که می توانست در این بازار آشفته ارز و طلا از یک طرف و هجوم سپرده گذاران برای خروج سپرده ها از بانک ها برای شرکت در بازار سیاه طلا و ارز از طرف دیگر ،مقداری از اثرات بحران بکاهد از طرف رییس جمهوری رد شد .
منبع :http://www.ghatreh.com
این در حالی است که تمام همکاران شاهد این حقیقت هستند که مشتریان بانک که حساسیت زیادی به نرخ سود نشان می دهند  در انتظار نتیجه پیشنهاد بانک مرکزی به شورای پول و اعتبار در مورد افزایش نرخ سود سپرده بانکی بودند و از هم اکنون می توان اثرات این عدم افزایش را در ماه های پایانی سال بر روی قیمت ها و تورم پیش بینی کرد ؛ چراکه با این اقدام سپرده گذاران مبالغ بیشتری را از بانک ها خارج کرده و باعث افزایش نقدینگی در جامعه شده و تورم طبیعی پایان هر سال را بیشتر تشدید می کنند .

ای کاش مسوولان به این نکته توجه می کردند که با تکذیب و انکار و بخشنامه نمی توان نرخ تورم را کاهش داد و به اصول اقتصادی ثابت شده در جهان اندکی اعتقاد پیدا می کردند .

ادامه این روند  به نفع هیچ ایرانی نیست و باید کارشناسان و دست اندر کاران اقتصاد کشور تمام سعی خود را برای اصلاح این وضعیت بحران زا بنمایند .

البته تلاش های بانک مرکزی و جناب دکتر بهمنی در این مورد قابل تقدیر است که امیدواریم به نتیجه مورد نظر برسد .

 

      
   </content>
</entry>

<entry>
   <title>او الان یک بازیگر است</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bmiblog.ir/customers/1390/10/619.php" />
   <id>tag:www.bmiblog.ir,2012://1.619</id>
   
   <published>2012-01-16T14:45:21Z</published>
   <updated>2012-01-17T06:30:32Z</updated>
   
   <summary> مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟ جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که...</summary>
   <author>
      <name>علیرضا خلج زاده</name>
      
   </author>
   
      <category term="حاشیه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="مشتریان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="نکات مدیریتی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
      <category term="کارکنان بانک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bmiblog.ir/">
      
مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟

جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !

یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید . . .

 مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود !

یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود . . .

مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست !

یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شده اند . . .

مرد نشسته بود . دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید .

به فکر فرو رفت . . .

باید کاری می کرد . باید خودش را اصلاح می کرد !

ناگهان فکری به ذهنش رسید . او می توانست بازیگر باشد :

از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد!

او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد!

وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم !!!

سفارش های مشتریانش  را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود . . .

حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده  و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!!

اما او دیگر  با خودش «صادق » نیست .

او الان یک بازیگر است .

      
   </content>
</entry>

</feed>

