امروز حیات هر سازمان در ارتباط با مشتریان اوست و اگر مشتری رضایت نداشته باشد و بازگشت و افزایش مشتری نباشد، سازمان در بازار رقابت جایگاه مطمئنی نخواهد داشت. گر چه امروزه اتکاء به مشتری و رضایت آن نیز دیگر کافی نیست، بلکه سازمانها باید در پی خشنودی و وفاداری آنها باشند. مفهوم مشتری هم مشتریان داخلی یعنی کارکنان و هم مشتریان بیرونی یا به عبارتی خریداران و مصرفکنندگان را در بر میگیرد. شناخت و درک خواستههای آنان و تلاش در جهت بر آوردهکردن آنها، وظیفه اصلی مدیران ارشد است. کسب رضایت و خشنودی مشتریان بیرونی و دستیابی به مشتریان وفادار، بدون داشتن کارکنان دارای رضایت و خشنودی و غرور کاری، امکانپذیر نیست. باید بخاطر داشت رضایت شغلی تنها در دستمزد مناسب خلاصه نمیشود. بلکه عواملی مانند عدالت، احترام، عدم تبعیض و تأمین شرایط محیط کاری متناسب با منزلت انسانی، در زمره عوامل مهمترو تأثیرگذارتری نسبت به عامل دستمزد است.
با طرح چند پرسش ادامه بحث را دنبال میکنیم. باید قبول کرد سئوالات اصلی پیرامون محیط کار ما و کیفیت انتخاب سئوالات موجب ارائه راه حل مناسبتر برای مسائل اطراف ما خواهند شد. بعبارتی سئوالات خود پاسخها هستند. اگر بخواهیم کیفیت زندگی و کار سازمان را تغییر دهیم، باید سئوالاتی را که از روی عادت از خود میپرسیم، تغییر دهیم. در واقع پیشرفتهای جدید حاصل سئوالات جدید و پاسخهای جدید است. و حالا: چگونه رضایت کارکنان خود را بشناسیم؟ چگونه ارزشهای موجود بین کارکنان را تشخیص دهیم؟ چگونه باورهای آنها را تغییر دهیم؟ چگونه رضایت کارکنان را افزایش دهیم؟ چگونه باورها و اعتقادات کارکنان را به سمت ارائه خدمات بهتر هدایت کنیم؟ چطور کارکنان در حین کار از محیط خود لذت ببرند؟ چگونه کارکنان در محیط کار احساس شادی و هیجان نمایند؟ چطور کارکنان به سازمان خود افتخار می کنند؟ چطور میتوان کیفیت زندگی کاری کارکنان را ارتقاء داد؟ چگونه میتوان تمرکز کارکنان را به حل مسائل شهری افزایش داد؟ چگونه میتوان فرهنگ یادگیری و یاددهندگی را در بین کارکنان و خودمان ترویج کرد؟ چگونه کار گروهی و تیمی در بین کارکنان افزایش مییابد؟ چگونه بهرهوری کار در بین کارکنان زیاد می شود؟ چگونه میتوان پیش زمینههای ذهنی کارکنان را تغییر داد؟ چگونه میتوان احساس امنیت شغلی و منزلت اجتماعی کارکنان را ارتقاء داد؟
تعریف انگیزش: عبارت است از حالتی درونی که انسان را به انجام فعالیتی خاص ترغیب میکند.
نظریه سلسله مراتب: این نظریه توسط آبراهام مزلو ارائه شده و از معتبرترین نظریههای ارائه شده است. طبق این نظریه نیازهای اساسی انسان عبارتند از: نیازهای جسمانی اولیه مانند نیاز به غذا و پوشاک و مسکن و ... نیازهای ایمنی مانند نیاز به رهایی از ترس و نگرانی و امنیت شغلی، نیاز به احترام، نیاز به خود شکوفایی، نیاز به دانستن، نیاز به زیبایی شناختی از نظر مزلو ارضاء شدن نسبی هر سطح از نیازها سطحی دیگر از نیازها ی انسان را مطرح میسازد.
نظریه عوامل بهداشت روانی و انگیزاننده: طبق این نظریه، آدمی با عوامل مؤثر بر رضایت شغلی خویش برخوردی دوگانه دارد. گاهی در اثر فقدان برخی از عوامل احساس عدم رضایت میکند و گاهی در صورت فراهم آمدن عوامل بتدریج احساس رضایت می کند.
نظریه برابری: equity theory طبق این نظریه ادعا میشود کارکنان اگر احساس کنند با آنان ناعادلانه برخورد میشود، برانگیخته شده تا عدالت را برقرار سازند. این نظریه از این جهت که رهنمود مشخصی برای برقراری عدالت ارائه نمیکند، مورد انتقاد است. کارکنان ممکن است برای کاهش بیعدالتی ، یکی از راههای زیر را انتخاب کنند:
1- انرژی کمتری برای کار مصرف کنند. 2- تقاضای افزایش حقوق یا ارتقاء شغلی نمایند. 3- سازمان را ترک کنند. 4- دیگر کارکنان را از کار اضافی منصرف نمایند. 5- چنا نچه مدیران اطلاعات دقیق در باره آوردهها و دریافتیهای هر فرد و مزایای دیگران در اختیار کارکنان قرار دهند، احساس بیعدالتی کاهش مییابد.
نظریه هدفگذاری: طبق این نظریه، اگر برای هر فرد هدفی معین شود افراد برای دستیابی به هدفها برانگیخته میشوند.
تواناسازی کارکنان: محیط کار توانمند، محیطی است که در آن کارکنان نیروی محرکه اصلی هستند. کارکنان توانمند به سازمان و خودشان نفع میرسانند. آنها مشاغل و یا زندگی خود را بیشتر از دیگران دارای هدف حس میکنند. در سازمان توانمند، کارکنان با احساس هیجان، مالکیت و افتخار، بهترین ابداعات و اختراعات را پیاده میسازند و با احساس مسئولیت، کار کرده و منافع سازمان را بر منافع خود ترجیح میدهند. برای تواناسازی اولاً نباید "دیوان مدار" بود، ثانیاً کارکنان و مدیران باید در محیط آزاد پویا و توانمند باشند. تغییر در طرز تفکر و نگرش مدیر و کارکنان اولین چیزی است که ابتدا باید متحول شود. آن طرز فکری که در گذشته منجر به رسیدن ما به این مرحله شد، قطعاً نمیتواند رهنمودی برای رسیدن به آینده ما باشد. تواناسازی باید از بالاترین سطح سازمان شروع شود. افراد را در اطلاعات سازمانی باید سهیم کرد، تا اعتماد بوجود آمده و از وضعیت فعلی سازمان درک روشنی داشته باشند. این امر حس مالکیت و مسئولیت را در آنان افزایش میدهد.
نوشته شده توسط ساسان مهرانپور در تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت | نظرات (0)
نویسنده:میرمهدی گل آراء
راهکارهای مدیریتی (8)-تقسیم بازار و بازاریاب:
یکی از موفقترین و تکنیکال ترین استراتژیهای مدیران بازاریابی تقسیم بازار به منظور گزینش بازار هدف و بدست آوردن بیشترین موفقیت دربازارهدف میباشد.تقسیم بازار یکی از قدیمیترین و رایج ترین استراتژیهائیست که معمولا به شیوه ای رایج و تکراری اعمال میشود و معیارهای کاملا مشخصی دارد ازجمله:
تقسیم بازار براساس:
1) متغیرهای جغرافیائی
2)متغیرهای جمعیت شناختی ازقبیل جنسیت ،سن ،نژاد وسایر پارامترهای جمعیت شناختی
3)براساس متغیرهای روانشناختی
4)براساس متغیرهای رفتاری
که از توضیح و تفسیر موارد یاد شده بلحاظ تکراری بودن بحث در مباحث مختلف بازاریابی کلاسیک صرفنظر مینمایم،اما آنچه که مدیران پیشتاز را از سایرین متمایز میکند ،نوع جدیدی از تقسیم بندی تحت عنوان تقسیم "بازاریاب" یا "تقسیم فروشنده"میباشد،در کلیه مباحث و تئوریهای رایج بازاریابی به وفور و تکرارا معیارها ،مزایا و معایب تقسیم بازار تشریح گردیده است ولی معمولا در این مباحث اشاره ای به لزوم تقسیم بازاریاب نگردیده است و صرفا برروی تقسیم بازار به جهت ایجاد تنوع در محصولات و یا خدمات تولیدی تمرکز میشود.حال آنکه مدیران موفق براساس همین تقسیم بندی و شناخت بازارهای هدف خود اقدام به سازماندهی نیروهای انسانی هم مینمایند و علاوه بر ایجاد تنوع در محصولات و یا خدمات تولیدی خود که مناسب با بازارهای شناخته شده و مشخص میباشد در نیروهای انسانی خود نیز همین تنوع و تناسب را رعایت نموده و این مسئله موجب میشود تا ارتباط مورد نظری که باید بارابطین موسسه و مصرف کننده بوجود بیاید تامین شوددر حالیکه مدیران سنتی بدون توجه به این امر مهم و حیاتی دربازارهای رقابتی امروزی ازتوفیق چندانی برخوردار نمیشوند.
نوشته شده توسط میرمهدی گل آراء در تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت | نظرات (0)
نویسنده:میرمهدی گل آراء
سلام و درود فراوان بر شما زحمتکشان عرصه تعلیم و تربیت کشور اسلامی و عزیزمان ایران سرافراز.ما کارکنان صدیق بانک ملی بوسه مینهیم بر دستان شما معلمان و مربیان عزیز که شغل انبیاءرا برای خود برگزیده اید و شبانه روز درراه تربیت و تعلیم فرزندان این مرز و بوم تلاش میکنید.
ادامه»نوشته شده توسط میرمهدی گل آراء در تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت | نظرات (2)
همراه بانک چیست ؟ ایا تاکنون از ان استفاده کرده اید معایب و مزایا ان را میدانید در اینجا میخواهم باب این صحبت را با شما باز کنیم و نگاهی به ان داشته باشیم
امروزه اکثر بانکها در جای جای جهان میکوشند راهکاری را پیدا کنند تا بتوانند باکمترین هزینه و صرف زمان کمتری بهترین سرویس دهی را به مشتریان ارائه دهند یکی از این راهکارها استفاده از سیستم بانکداری بر پایه تلفن همراه یا به اصطلاح خودمان همراه بانک میباشد در این سیستم نیاز به مراجعه حضوری مشتری به شعبه نمیباشد وخود او میتواند با امکاناتی که سرویس همراه بانک در اختیارش قرار میدهد کارهای بانکی خود را انجام دهد در اینجا به چند مورد ان اشاره میکنیم
پرداخت قبوض : با استفاده از این قابلیت مشتری میتواند کلیه قبوض خود را پرداخت کند البته نیاز به شماره کارت ورمز دوم کارت دارد لازم به ذکر است رمز دوم کارت از طریق دستگاههای خودپرداز قابل دسترسی میباشد
نقل و انتقال بین حسابهای یک مشتری :با استفاده از این توانائی مشتری میتواند بین حسابهای خود مثلا از حساب کوتاه مدت به جاری پول انتقال دهد
مانده حساب : اخرین مانده جاری مشتری نمایش داده میشود
این تنها بخشی از قابلیتهای همراه بانک میباشد در مطالب بعدی بیشتر با این نوع سامانه اشنا خواهیم شد
جهت دریافت نرم افزار میتوانید به ادرس زیر مراجعه کنید
http://bmi.ir/Fa/BMIServicesShow.aspx?sid=۱۷۶
تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت | نظرات (8)
به هر فصلی که خدمت نام دارد
سرآغاز است نام بانک ملی
چو دریایی که لبریز از صداقت
خروشان است جام بانک ملی
بسازم آشیانی از پس انداز
که باشد امن بام بانک ملی
دروغ و اختلاس و رشوه و جرم
شود له زیر گام بانک ملی
و هر جا صحبتی از اعتماد است
درخشان است نام بانک ملی
نوشته شده توسط امیر هیودی در تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت | نظرات (1)
نویسنده:میرمهدی گل آراء
ریاست محترم اداره امورشعب استان آذربایجانشرقی جناب آقای علی علینجاتی
پس از عرض سلام و درود و خسته نباشید و احوالپرسی اگر از احوال ما نیز جویا باشید باید بگویم که بسیار خوبیم اما شما باور مکنید!!!برادر من اینکه نمیشود ٰاززمانیکه شما تصدی این سمت را دراختیار گرفته اید ما درحسرت شنیدن یک کلمه دروغ روزوشب نداریم!!!هرروز به امید شنیدن یک وعده دروغ سرکار حاضر میشویم اما آخرروز ناامید و دلشکسته برمیگردیم.چه معنی دارد رئیس اداره دروغ نگوید؟!نمیگوئید ما سالیان سال بشنیدن وعده های دروغین عادت کرده ایم و به این زودی نمیتوانیم ترک کنیم؟!ماهم دل داریم عزیز من.آخرین وعده ای که قبل از عید داده بودید کمی امیدوارمان کردٰهمانکه گفته بودید درصورت افزایش سپرده هاپاداش خواهید دادٰاینبار دیگر کمی امیدوارشدیم و گفتیم انشاءالله این وعده حداقل دروغ از آب درمیاید و مقداری از این کمبود دروغ خونمان جبران میشود ٰهمچون سالهای پیشین که همیشه دم عید یک عالمه از اینگونه وعده ها دریافت مینمودیم و کلی خوش بحالمان میشد اما دقیقا بعد از تحقق شروطی که ماکارکنان میبایست آنهارا بجا میاوردیم تمامی این وعده ها بدست فراموشی سپرده میشد و نمیدانید چقدر حالمان جامیامد.اما افسوس که امسال برای اولین بار شما به این وعده خود هم عمل نموده و حسابی ناامیدمان کردید!!!
نمیدانم چرا شما تا اینحد از این ابزار مهم مدیریت دوری میگزینید؟!باور کنید ابزار بسیار توانمندیست در اداره اموراستان ما و سالهای سال امتحان خودش را پس داده ٰحتی اگر حمل برخودستائی ندانید باید بگویم که ما در این چند سال اخیر ابداع کننده نوعی مدیریت نوین به نام" مدیریت سرکاری" بوده ایم ٰمن افسوس میخورم که شما چرا ازاین افتخار منحصر بفردمان به این سادگی صرفنظر مینمائید و سنت شکنی میکنید؟!باورکنید اصلا کار شاقی نیست ٰکافیست هرزمان که با کاهش سپرده مواجه میشویم یک وعده نان و آبدار بدهید و مطمئن باشید که همه باجان و دل تلاششانرا خواهند کرد ٰبعدش را هم که خدا کریم است ٰتابحال یقه چه کسی را گرفته اند بخاطر وعده دروغ؟!یا مثلا میتوانید یک دفترچه یادداشت دردست بگیرید و یک خودنویس شیک و به هر کدام از زیردستانتان که میرسید به محض شنیدن گلایه ای از طرف او فورا اسمش را یادداشت کنید و حتی بدنیست دستی هم بر شانه هایش گذاشته و کمی هم چشمانتان را باحالتی پدرانه خمار کنید که دیگر نورعلی نورمیشودو سپس به او وعده دهید که نامش را درج کردید و دراولین فرصت مشکلش را حل خواهید نمود ٰبعدا یک حکم برایش صادر کنید که فعلا در ناکجاباد مشغول شود تا موقعیت بهتری برایش دست و پاکنید و همینطور سالهای سال بپیچانیدش و بفرستیدش دنبال نخود سیاه ٰباور کنید هیچ اتفاقی که نمیفتد ٰهیچ ٰتازه خیلی راحت از دست گلایه های همکاران نیز خلاص میشوید ٰوکلی هم محبوبیت !!!بدست میاورید ٰمیگوئید نه؟!خوب بروید از دیگران !!!بپرسیدٰلازم هم نیست جای زیاد دوری بروید همین اطراف هم میشود یک عالمه از صاحب نظران و زعمای این شیوه مدیریتی کشف نمود!!! از آنها بپرسید قشنگ الفبایش را آموزش میدهند!!!بخدا حیف است چنین فرصتی را ازدست بدهیدو از وجود چنین استعدادهائی فیض نبرید!.
نوشته شده توسط میرمهدی گل آراء در تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت | نظرات (4)
اعتبار اسنادی LC چیست؟
اعتبار اسنادی تعهدی از بانک است که به خریدار و فروشنده داده می شود.
تعهد می شود که میزان پرداختی خریدار به فروشنده بموقع و با مبلغ صحیح به دست فروشنده خواهد رسید.هرگاه که خریدار قادر به پرداخت مبلغ خرید نباشد، بانک موظف است باقیمانده یا تمام مبلغ خرید را بپردازد.اعتبارات اسنادی اغلب در معاملات بین المللی به منظور اطمینان از دریافت مبالغ پرداختی مورد استفاده قرار می گیرد
بدلیل ماهیت معاملات بین المللی که شامل عواملی همچون مسافت و تفاوت قوانین کشورهاو ...، اعتبارات اسنادی یک جنبه بسیار مهم در تجارت بین المللی شده است. بانک همچنین به نیابت از خریدار که نگهدارنده اعتبارات اسنادی است تا زمان در یافت تائیدیه که کالاهای خریداری شده حمل شده اند وجه را پرداخت نخواهد کرد.
مزايای اعتبارات اسنادی:
۱- اطمينان فروشنده از اينکه پس از ارايه اسناد حمل وجه اعتبار را مطابق شرايط اعتبار از بانک کارگزار يا تاييد کننده دريافت ميکند.
۲-امکان کنترل تاريخ حمل و تحويل نهايی کالا.
۳-تحصيل اسناد حمل مطابق با مفاد موافقت اوليه تحت شرايط قرارداد ميان طرفين
۴-اطمينان از اينکه پرداخت وجه اعتبار به فروشنده فقط بعد از انتقال و فک مالکيت کالا از وی صورت ميگيرد .
۵-امکان کسب تسهيلات بيشتر برای فروشنده در مقابل اعتبار گشايش يافته برای تهيه کالای سفارش شده
۶- تعهد بانک برای پرداخت بها در معاملات بجای فرد فروشنده
در مورد اعتبارات اسنادی از جهات مختلف، تقسيماتی وجود دارد که مهمترين آنها به شرح زير ميباشد:
در رابطه با اعتبارات اسنادی در ايران بايد خاطر نشان کرد که به دليل محدوديتهاي وضع شده توسط بانک مرکزی انواعی از اين اعتبارات غير قابل استفاده در ايران ميباشد و يا احتياج به مجوز بانک مرکزی دارد.
انواع اعتبار اسنادی
۱- اعتبار اسنادی وارداتی يا صادراتی:
به اعتباری که خريدار برای واردات به کشور خود گشايش مي کند اعتبار وارداتی و اين اعتبار از لحاظ فروشنده کالا که در کشور ديگر قرار دارد اعتبار صادراتی ميباشد.
۲- اعتبارات اسنادی قابل برگشت: Revocable L/C
در اين نوع اعتبار ، خريدار و يا بانک گشايش کننده اعتبار ميتواند بدون اطلاع ذينفع ، هرگونه تغيير يا اصلاحی در شرايط اعتبار بوجود آورد(بدون اجازه فروشنده)
واضح است از اين نوع اعتبار استفاده چندانی نميشود زيرا فروشنده اطمينان لازم را نسبت به پايدار ماندن اعتبار و انجام تعهدات خريدار ندارد.
با کمال تعجب اگر خريدار ايرانی بخواهد اعتبار قابل برگشت گشايش نمايد سيستم بانکی از وی مجوز خاص بانک مرکزی را مطالبه مينمايد در حاليکه اعتبار غير قابل برگشت احتياجی به مجوز ندارد.
..
نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت
اگر نمي خواهيد رفتارهاي ضعيف را تشويق كنيد، براي آن وقت زيادي صرف نكنيد و انرژي را به جاي ديگري انتقال دهيد.
ايجاد اطمينان تاكيد مثبت وقتي اشتباهي رخ مي دهد، انرژي را دوباره هدايت كنيد.
بدون پاسخ پاسخ منفي هدايت مجدد پاسخ مثبت
اشتباه و مشكل را هرچه زودتر، به طور واضح و بدون سرزنش بگوييد.
اثرات منفي آن را نشان دهيد.
براي روشن كردن وظيفه ، خجالت نكشيد.
به جزئيات وظيفه رجوع كنيد و مطمئن شويد كه تفهيم شده است.
اطمينان و اعتماد دائمي خود را به فرد نشان دهيد.
نوشته شده توسط مهرداد عباسي در تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت | نظرات (1)