صفحه اول / خرداد ۱۳۸۸
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق!!!

نویسنده :میرمهدی گل آراء

%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%AE%D9%85%D9%8A%D9%86%D9%8A.jpg

وقتى که خبر رحلت امــام منتشر شـد , گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است , بغضها تـرکیـد و سرتاسر ایران و همـه کانـونهایـى کـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــکپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل کنترل مردم را در آن روزها تـوصیف کند...

اما من میگویم و این را با قاطعیت میگویم امام همیشه زنده است ،گرچه دستان نوازشگرش بر سر فرزندان داغدیده نوازشی نمیکند ،گرچه با دلداریهایش غصه از دلهای رنج کشیده مان دیگر نمیزداید،گرچه گرمای وجودش بر دلهای گاه یخ زده مان دیگر نمیتابد اما راهش باقیست و کلامش هم، هنوز نامش لرزه بر وجود سراسر سنگی حاکمانی می اندازد که هرگز از چپاول انسان و انسانیت سیری ندارند و هنوز کلامش راهنمای عارفانیست که در جستجوی سر انالحق ریاضتها میکشند و دنیای فانی را با تمامی زرق وبرقش به دیناری هم خریدار نیستند.امام عاشق بود ،نگویم بود که هوز هم هست و میشود گرمی نفسهایش را ،دلنگرانیهایش را و تپش قلب مهربانش را هنوز هم احساس کرد و مست شد...
در اینروزها که سیل جمعیت عاشق و دلسوخته عازم زیارت حرم مقدس حضرت امام وتجدید میثاق با حضرتش هستند ،ضمن التماس دعا از این عزیزان بدندیدم مروری بر گوشه هائی از وصایا یا بهتر بگویم نصایحش داشته باشم که همیشه و بی هیچ زمان انقضائی راهگشای ایرانی سرافراز و تمامی آزادگان جهان است:
... من اکنون به ملتهای شریف ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه می کنم که از این راه مستقیم الهی که نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر کافر وابسته است ، بلکه به صراطی که خداوند به آنها نصیب فرموده است محکم و استوار ومتعهد و پایدار پایبند بوده ، و لحظه (ای) از شکر این نعمت غفلت نکرده ودستهای ناپاک عمال ابرقدرتها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر ازخارجی ، تزلزلی در نیت پاک و اراده آهنین آنان رخنه نکند؛ و بدانند که هرچه رسانه های گروهی عالم و قدرتهای شیطانی غرب و شرق اشتلم می زنند دلیل برقدرت الهی آنان است و خداوند بزرگ سزای آنان را هم در این عالم و هم درعوالم دیگر خواهد داد. "انه ولی النعم و بیده ملکوت کل شی ء"...

...و یک وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملتهای مبتلا به حکومتهای فاسدو دربند قدرتهای بزرگ می کنم ؛ اما به ملت عزیز ایران توصیه می کنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن ،که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که ان تنصرواالله ینصرکم ویثبت اقدامکم . و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک ودر رفع آنها کوشا باشید، و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.

و به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می نمایم که قدر این ملت رابدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و بافداکاریهای آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است ،فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید و حکومتهای طاغوتی را که چپاولگرانی بی فرهنگ و زورگویانی تهی مغز بودند و هستند را همیشه محکوم نمایید، البته با اعمال انسانی که شایسته برای یک حکومت اسلامی است...
... و وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات ، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی که انتخاب می کنند روی ضوابطی باشد که اعتبار می شود مثلا در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان راروی موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند، چه بسا که خساراتی به اسلام و کشوروارد شود که جبران پذیر نباشد. و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول می باشند.

از این قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علمای بزرگ تا طبقه بازاری وکشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام می باشند؛چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آتیه ؛ و چه بسا که در بعض مقاطع ، عدم حضور و مسامحه ، گناهی باشد که در راس گناهان کبیره است . پس علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد، و الا کار از دست همه خارج خواهد شد. و این حقیقتی است که بعد از مشروطه لمس نموده اید و نموده ایم . چه هیچ علاجی بالاتر ووالاتر از آن نیست که ملت در سرتاسر کشور در کارهایی که محول به اوست برطبق ضوابط اسلامی و قانون اساسی انجام دهد؛ و در تعیین رئیس جمهور ووکلای مجلس با طبقه تحصیلکرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجاری امور وغیروابسته به کشورهای قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام وجمهوری اسلامی مشورت کرده ، و با علما و روحانیون با تقوا و متعهد به جمهوری اسلامی نیز مشورت نموده ؛ و توجه داشته باشند رئیس جمهور ووکلای مجلس از طبقه ای باشند؛ که محرومیت و مظلومیت مستضعفان ومحرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه داران و زمینخواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت ورنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی توانند بفهمند.
و باید بدانیم که اگر رئیس جمهور و نمایندگان مجلس ، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمی آید؛ ومشکلاتی اگر باشد رفع می شود. و همین معنی در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر با ویژگی خاص باید در نظر گرفته شود؛ که اگر خبرگان که با انتخاب ملت تعیین می شوند از روی کمال دقت و با مشورت با مراجع عظام هر عصر و علمای بزرگ سرتاسر کشور و متدینین و دانشمندان متعهد، به مجلس خبرگان بروند، بسیاری از مهمات و مشکلات به واسطه تعیین شایسته ترین و متعهدترین شخصیتها برای رهبری یا شورای رهبری پیش نخواهد آمد، یا باشایستگی رفع خواهد شد. و با نظر به اصل یکصد و نهم و یکصد و دهم قانون اساسی ، وظیفه سنگین ملت در تعیین خبرگان و نمایندگان در تعیین رهبر یاشورای رهبری روشن خواهد شد، که اندک مسامحه در انتخاب ، چه آسیبی به اسلام و کشور و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد که احتمال آن ، که در سطح بالای از اهمیت است برای آنان تکلیف الهی ایجاد می کند...
...
وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانه ها بودجه ای که از آن ارتزاق می کنید مال ملت ، و باید همه خدمتگزار ملت و خصوصا مستضعفان باشید، و ایجاد زحمت برای مردم و مخالف وظیفه عمل کردن حرام و خدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی می شود، همه شما به پشتیبانی ملت احتیاج دارید. با پشتیبانی مردم خصوصا طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد ودست ستمشاهی از کشور و ذخائر آن کوتاه گردید. و اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید، شماها کنار گذاشته می شوید و همچون رژیم شاهنشاهی ستمکاربه جای شما ستم پیشگان پستها را اشغال می نمایند. بنابر این حقیقت ملموس ،باید کوشش در جلب نظر ملت بنمایید و از رفتار غیر اسلامی - انسانی احتراز نمایید.

نوشته شده توسط میرمهدی گل آراء در تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت | نظرات (0)


بازاريابي آوانگارد (10)

راهكارهاي مديريتي(2)-سيستمهاي خودكنترل بازاريابي
نويسنده:ميرمهدي گل آراء

Self_Control.jpg

عليرغم تعاريف كلاسيك و بسيار پيچيده اي كه از سيستمهاي خود كنترل(self control) ارائه شده است اگر بخواهيم در يك تعريف بسيار ساده و كاربردي از اينگونه سيستمها سخن بگوئيم بايد گفت عبارتند از"سيستمهائي كه در آنها اجزا و زير سيستمها همديگررا كنترل نموده ونيازي به كنترل كننده دائمي ندارند".بسياري از سيستمها با تبعيت از اين قانون بسيار ساده از دير باز به چرخه خود ادامه ميدهند و ميتوان گفت كه نه تنها درسيستمهاي انبوه بلكه در كوچكترين سيستمهاي مكانيكي و فيزيكي هم همچون ساعت ،اتومبيل ،دستگاه هاي تراشكاري و ساير ماشين آلات صنعتي مدرن نيز به نوعي از اين نوع كنترل بهره گرفته ميشود ،ولي آنچه مد نظر ماست صرفا آندسته از سيستمهاي خود كنترل ميباشد كه مورد بحث سيستمهاي مديريتي ميباشد،نظر به اينكه اينگونه سيستمها در مديريت نيز از ديرباز طراحي و مورد استفاده قرار گرفته اند لذا بعنوان يك مبحث كلاسيك مطرح بوده و بعنوان يك پديده آوانگارد مد نظر نيست ولي از اين لحاظ كه درحيطه بازاريابي بعنوان يك شگرد تازه در قرن حاضر بهره برداريهاي بسيار خلاقانه اي از آن گرديده است لذا ميتوان سيستمهاي خودكنترل بازاريابي رابه عنوان يك مبحث مدرن مورد بررسي قرار داد و فاكتورهاي آوانگارد آنرا تجزيه وتحليل نمود و باارائه تعريفي ساده از آن چنين گفت كه :"سيستمهاي خودكنترل بازاريابي به سيستمهائي اطلاق ميشود كه در آن مديران سيستم با تعبيه قانونمنديهاي خاص بازاريابان مجموعه خودرا به فعاليت واداشته و بدون اعمال نظارت و كنترلهاي دائمي آنان را بطور خودكار مامور تامين اهداف بازاريابي سيستم مينمايند".ازشايعترين اين سيستمها سيستمهاي پورسانتي است كه در آن افراد برحسب ميزان بازاريابي و فروش خود از سازمان پورسانت دريافت ميكنند،دراين سيستمها بدون اينكه نيازي به انواع نظارتها برروي افراد باشد،هر فرد بازارياب هر روز بطور اتوماتيك از اولين دقايق شروع فعاليت بازار ،فعاليت خودرا آغاز ميكند بدون اينكه كسي ساعت شروع بكار وي را كنترل نمايد و تا آخرين دقايق اتمام فعاليت بازار عمليات بازاريابي خودرا دنبال مينمايد و حتي بسيار مشاهده شده است كه فرد با تواني مضاعف و بدون كمترين خستگي و با بيشترين بهره وري و بدون اتلاف كمترين زماني كار ميكند چرا كه هرچه بيشتر بفروشد بهمان ميزان درآمدبيشتري خواهد داشت و همين مسئله بعنوان مهمترين عامل ايجاد انگيزه وي را بطور خودكار وادار به فعاليت مضاعف مينمايد.سيستمهاي پورسانتي نيز بلحاظ ديرينه اي كه در صنعت بازاريابي دارند به هيچ وجه بعنوان يك پديده آوانگارد مطرح نيستند فقط گاهگداري شاهد خلاقيتها و ابتكارات جزئي مديراني هستيم كه به اين نوع سيستمها در حد بسيار محدودي تازگي ميبخشد ،اما انقلابي كه اخيرا در اين نوع سيستمها بوقوع پيوست و بعنوان يك حركت كاملا آوانگارد و خلاق توانست بعنوان يك شاهكار بازاريابي خيل عظيمي از افراد جهان را بصورت كاملا خودكار و اتوماتيك تبديل به بازاريابان متعهد و خستگي ناپذير موسسات خاصي نمايد همان سيستمهاي تجارت هرمي بود كه با عناوين مختلف شروع به فعاليت نمودند،صرفنظر از جنبه غير قانوني اين موسسات چيزيكه بحث برانگيز است ابتكاري بود كه به واسطه آن مديران اين موسسات توانستند افرادي را كه حتي هرگز نديده بودند و هيچ تماسي با آنها نداشتند وادار به بازاريابي براي موسسات خود نمايند و در عرض كمترين زماني افراد بسياري از اقصي نقاط جهان بدون آنكه هيچ شناخت كاملي از موسسات و مديران آنها داشته باشند بااشتياق تمام و صداقت و تعصب مشغول بازاريابي براي آنان شوند.پور سانت تصاعدي عامل موفقيت اين موسسات گرديده بود بدين معني كه بطور مثال افراد با افزايش يك واحد مشتري بجاي يك واحد افزايش دردرآمد به دو واحدافزايش درآمد دست ميافتند.در يك قياس ساده مابين سيستمهاي پورسانتي و اينگونه سيستمها ميتوان مشاهده نمود كه در سيستمهاي پورسانتي هنوز هم نظارتهاي مختصر و كنترلهائي هرچند جزئي از سوي مديران اعمال ميشود ولي در اينگونه سيستمها كوچكترين كنترلي نياز نبوده و تماما توسط يكسري قوانين و مقررات كنترل كننده افراد فعاليت ميكنند.
امروزه با توجه به ازبين رفتن بازارهاي اختصاصي و وجود رقابت بسيار تنگاتنگ در ميان موسسات ،صنايع و بطور اخص در بانكها ميتوان بجرات گفت كه مدلهاي سنتي ديگر هيچ كاربردي نداشته و فقط ميتوانند هزينه هاي هنگفتي را بر موسسات تحميل نمايند.حقوق ثابتي كه افراد در قبال فعاليتهاي خود از موسسات دريافت ميكنند هرچند بعنوان يك عامل دلگرم كننده و تامين كننده امنيت درآمد ميتواند درافراد ايجاد انگيزه اوليه نمايد ولي تعبيه درآمدهائي متغير كه بنسبت فعاليت و جذب مشتري توسط افراد بصورت تصاعدي افزايش و با ازدست دادن حتي يك مشتري با قانونمندي خاصي بصورت تصاعدي كاهش پيدا كند ميتواند انگيزه مضاعفي در افراد شاغل در اين موسسات بوجود آورد و سازمان و افراد زير مجموعه اش هميشه حالت پويائي خودرا حفظ نمايند.معزل بسيار خطرناكي كه امروزه گريبانگير اغلب موسسات جهان سومي است بيتفاوتي و انفعال پرسنل آنهاست.افراد دچار نوعي روزمرگي گشته و انگيزه هيچ تلاش مضاعف و خلاقيتي در آنان وجودندارد ،هرماه منتظر رسيدن آخر برج و دريافت حقوق ثابتي هستند كه مطمئنا نسبت به ماههاي قبل تفاوت فاحشي نخواهد داشت و حتي اگر برفرض محال كوچكترين فعاليت مثبتي هم كه تامين كننده اهداف موسسه باشد انجام داده باشند باز كمترين تاثيري در مبلغ اين دريافتي نخواهد داشت و همچنين است اگر نسبت به ماه قبلتر فعاليت كمتري نموده و حتي مشترياني را هم از دست داده باشند باز هيچ تفاوتي نخواهد كرد و فلسفه بيتفاوتي افراد ازهمينجا شكل ميگيرد و اولين آثار رخوت و بيعملي را در آنان بجاي ميگذارد.در حاليكه در يك سيستم پويا چنين روزمرگي ابدا جائي ندارد ،كمترين فعاليت مثبت افراد در درآمد،موقعيت شغلي،امكانات رفاهي و ساير ستانده هاي فرد از سيستم تاثير مثبت ميگذارد همچنين عملكرد منفي آنان نيز تاثيري منفي بدنبال خواهد داشت و بدين ترتيب تمامي افراد همه روزه سعي در بهبود عملكرد خود وداشته و نهايتا سازمان عملكرد روبه رشدي خواهد داشت.

نوشته شده توسط میرمهدی گل آراء در تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت | نظرات (1)


بازاريابي آوانگارد(11)

راهكارهاي مديريتي(3)-انگيزه كاركنان

نويسنده:ميرمهدي گل آرا

%D9%86%DA%AF%D9%8A%D8%B2%D9%87.jpg


هرچندمباحث مربوط به انگيزش كاركنان بصورت جدي از اواسط قرن نوزدهم توسط دانشمندان و روانشناسان و محققان علوم رفتاري مطرح شد و بيشترين نظريات مربوط به همين سالها و سنوات بعد از آنست ولي آنچه سير تحولي صنايع و اشكال مختلف مديريتي نشان ميدهد آنست كه اين مسئله از دير باز كم و بيش مورد توجه مديران مختلف و آگاه بوده است هرچند شايد در گونه هاي سنتي مديريت انگيزه كاركنان بطور ابتدائي ،خام و غير آكادميك مورد بررسي قرار ميگرفته ولي بي ترديد در عصر حاضر بعلت رشد فوق العاده صنايع و بوجود آمدن بازارهاي رقابتي و نياز مبرم سازمانها به اينكه تك تك كاركنان يك مجموعه در بحد اكثر رساندن سهم بازار نقش مفيد و فعالي داشته باشند اين مباحث را جزو دغدغه هاي اصلي مديران نموده است.شايد زماني ايجاد انگيزه تنها بمنظور انجام وظايف روزمره و معمولي كاركنان درنظر گرفته ميشد اما امروزه بعنوان مهمترين عامل جهت ايجاد مشاركت خودجوش در تك تك افراد يك سازمان جهت رسيدن به اهداف عالي و بلند مدت مورد بحث محافل گوناگون مديريتي است واين مسئله كه چه كنيم تا همه افراد يك سازمان در بازاريابي كالا و خدمات موسسه نقش فعال و موثري داشته باشند يكي از مسائل مهم مديران موفق امروزيست.شايد بنظر برسد افراديكه مشاغل آنان در يك سازمان هيچ ارتباطي با بازار و ياحتي كيفيت محصول ندارد چه نقشي ميتوانند در جذب سهم بازار داشته باشند بعنوان مثال پرسنلي كه وظايف آنان انجام امورات تنظيفي يك سازمان است چه نقشي ميتوانند در اين مهم بعهده داشته باشند و اصولا ايجاد انگيزه در چنين افرادي كداميك از مشكلات يك سازمان را ميتواند حل نمايد،

ادامه»

نوشته شده توسط میرمهدی گل آراء در تاریخ: ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۰ | لینک ثابت | نظرات (3)