با توجه به مشكلات مردم و همكاران با كارمزدهاي بانكي مطلبي را در وبلاگ” كارمند بانك ملي ” در مورد مقايسه شش بانك تجاري ايران با هفت بانك منتخب دنيا درخصوص سهم كارمزدهاي بانكي خواندم كه اطلاع از آن مي تواند ديدمان را نسبت به اين مسئله روشنتر نمايد
ادامه»تاریخ: ۱ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۰۰ | لینک ثابت | نظرات (4)

خدا گفت: ليلي يک ماجراست، ماجرايي آکنده از من.
ماجرايي که بايد بسازيش.
شيطان گفت: تنها يک اتفاق است. بنشين تا بيفتد.
آنان که حرف شيطان را باور کردند، نشستند.
و ليلي هيچ گاه اتفاق نيفتاد.
مجنون اما بلند شد، رفت تا ليلي را بسازد.
خدا گفت: ليلي درد است. درد زادني نو. تولدي به دست خويشتن.
شيطان گفت: آسودگي ست. خيالي ست خوش.
خدا گفت: ليلي، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شيطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.
خدا گفت: ليلي جستجوست. ليلي نرسيدن است و بخشيدن.
شيطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.
خدا گفت: ليلي سخت است. دير است و دور از دست.
شيطان گفت: ساده است. همين جايي و دم دست.
و دنيا پر شد از ليلي هاي زود. ليلي هاي ساده اينجايي.
گردآوری و تنظیم از: سعید یسایی
http://www.moraghebe.blogfa.com
تاریخ: ۱۰ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۰ | لینک ثابت | نظرات (1)

تقسیمبندی انسانها از دیدگاه دکتر شریعتی:
1- آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم نیستند. ( حضور عمده آدمها مبتنی بر فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.)
2- آنانی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند هم نیستند ( مردگانی متحرک در جهان، خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار، هرگز به چشم نمیآیند، مرده و زندهشان یکی است.)
3- آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم هستند ( آدمهای معتبر و باشخصیت، کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود را میگذارند کسانی که همواره در خاطر ما میمانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم.)
4- آنهایی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند، هستند ( شگفتانگیزترین آدمها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوهند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی که از پیش ما میروند نرمنرم و آهسته آهسته وجودشان را درک میکنیم.)
گردآوری: سعید یسایی
http://www.moraghebe.blogfa.com
تاریخ: ۱۰ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۰ | لینک ثابت | نظرات (0)

انسان و همه خلقت انرژی ست و هر انرژی فرکانس دارد .
فرکانس انسان توسط اندیشه و احساساتش به جهان اطراف ارسال می شود.
پس نتیجه می گیریم که:
1 : همه ما در یک میدان انرژی واحد هستیم.
هر آنچه برای دیگری بخواهیم در اصل برای خودمان درخواست کرده ایم.
۲ : هر چیزی که جذب می کنم , همان چیزی ست که مخابره کرده ام.
3 : و خدا برای آنان که راضی اند به رضایش , بهترین انتخابگر امواج دریافتی ست.
نویسنده: سعید یسایی
http://www.moraghebe.blogfa.com
تاریخ: ۱۰ دی ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۰ | لینک ثابت