|
بیایید همدیگر را آزادبگذاریم
۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۱۱
بياييد همديگر را آزاد بگذاريم! آنكس كه كنترل ميكند و آن كس كه كنترل ميشود از هم گسسته و در رنج است. خود ما بدبختي خود را انتخاب ميكنيم، ديگران به ما اطلاعات ميدهند و ما تصميم ميگيريم كه چه كنيم رفتارهاي عصبي از خود صادر كنيم. ما بر اساس قوانين ذهن خودمان لذت و شادي را آواز ميدهيم.ما موجوداتي انتخابگر هستيم، امروز اگر در رنجيم به شكلي خود خواسته ايم و خود كرده را تدبير نيست. تو عادت كردهايي كه آدرسهاي عوضي بدهي، تو عمريست كه به دنبال يك متهم ميگردي، ديگران به راحتي ميتوانند ترا شاد كنند و به راحتي عصبانيات كنند و تو سيستم تشويق و تنبيهات را از بيرون دريافت ميكني و باز خود خواستهايي. عمريست آويزاني و دهن به دهن ميچرخي. زن ميخواهد مرد ر ا كنترل كند، مرد ميخواهد زن را كنترل كند، حكومت ميخواهد مردم را كنترل كند، معلم ميخواهد شاگرد را كنترل كند، مدير ميخواهد كارمند را كنترل كند و همه به نوعي شكلي از فرار و درصدد تنبيه همديگرند و كسي گوشش شنيدار آزاد كلام ديگري نيست، كسي به آزادي شخصي ديگري معتقد نيست، همه در وسواس كنترل يكديگر واماندهايم، تو زماني كه بخواهي خودت را هم كنترل كني، از دست خودت هم فرار ميكني و زير بار خودت نميروي، سالهاست حكومتها ميخواهند مردمان را كنترل كنند و به شكلهاي مختلف تنبيه به وجود آوردهاند اما سياستمداران هم شكلي از عقب ماندگي ذهني را تجربه كردهاند.
از زنان و مردان بسيار شنيدهایم كه با حساسيتهاي خود درگير جنگ و گريز شدهاند و هرچه تف انداختهاند بر صورت خويش افتاده است، هر آنچه ميخواستند داشته باشند بيشتر از دست دادهاند. كسي كه سايه كنترل را بر خود داشته نتيجتاً او فيلسوفي دروغگو شده است. انسانها با بيرحمي تمام با كنترل، قرباني ميشوند. آدمها وقتي تصميم ميگيرند همديگر را هدايت و ارشاد كنند خود را به رفتارهاي زيرزميني و ضداجتماعي سوق دادهاند، انسان از دست همنوع خويش در رنج است. انسان در مرز تخريب است، از دست انسانهايي كه پشت ديوارها با چشمان نامريي خود سايه ترس ايجاد ميكنند. كنترل ميتواند به ظرافت يك نگاه باشد و يا به صراحت يك تهديد، هر چه هست ما در زندگي عادت داريم به نوعي، همديگر را مجبور كنيم تا طبق خواستههاي ما حركت كنند، انسانها آنقدر نشانگان اجبار در كنار هم ميكارند تا روزي در پرتو اين كنترل، ترس و نفرت به وجود بيايد. بذر بدبختي ما در سالهايي كاشته شده است كه ديگران به صلاح ما ميانديشند و اين يك سنت مخرب است كه سطح اصطكاك انسانها را بالا برده است، واقعاً ما چگونه ميتوانيم طبق ميل خودمان زندگي كنيم و همزمان با ديگران هم كنار بياييم.ما عادت داريم، در هر مقطعي از زندگي حق انتخاب را از هم دريغ كنيم، هر فردي در زندگي با فضاي اختياري كه در اختيارش قرار ميگيرد ميتواند خلاقيت خويش را تجربه كند من تا ياد دارم دلسوزانم را ديدهام كه از روانشناسي كنترل قهرآميز و زورمدار در ارتباط با من استفاده كردهاند. در جامعه ما بيشتر متغيرهاي تشويق كننده فعالاند يا كنترل كننده؟ در جامعه ما، هر كسي در جايگاه خود شكلي از مالكيت را بر ديگران تحميل ميكند. زن و مرد، احساس مالكيت شديدي بر هم دارند و هر دو از زمان خروسخوان تا شامگاه خستگي به كنترل همديگر مشغولند و آخر شبها در اتاق خلوت، به سينجين مشغول ميشوند و فردا به دنبال درماناند و نميدانند كه اختلافات آنها محصول و فرهنگ فضولي بيش از حد در حريم خصوصي همديگر است، اگر كمي به آزادي شخصي هم احترام ميگذاشتند، اينهمه خانههاي خلوت يكديگر را موشك و خمپاره نميانداختند. زنان عاشق ما هر روز نقش كارآگاه را بازي ميكنند و مرد بر هم پيدر پي به تصرف تنها ميانديشند. و هر دو در رنجاند. هر فضايي كه بر آن احساس كنترل كردن و يا شدن حاكم باشد شما هيچ مرد و زن عاشقي را رويت نخواهيد كرد. خروسها ، كبوترها وگنجشكها، صبحها بر روي درخت خانه هامان ميخوانند و كسي آنها را كنترل نميكند و اگر اين همه صداي تركيبي زيبا در طبيعت شنيده ميشود به خاطر اين است كه هيات نظارت و دادگاهي نيست. اگر فردوسي و سعدي، حافظ و مولانا به دادگاه فكر ميكردند، هرگز خلق نميكردند. و قطعاً در تحير و تعجب طبيعت غوطهور نبودند. چرا امروز روز رقص و شورش و طغياني نيست، چرا اينهمه مردان و زنان تملق و چاپلوسي به وجود آمده است، چرا زماني كه از آزادي شخصي سخن ميرانيم، آنرا يك سخني توهمي ميدانند. چرا شعرهاي فردوسي در گوشها احساس نميشود و زير لبها زمزمه نميشود. انسان امروز وسواس كنترل و در دل عقده مالكيت همه چيز را دارد. زماني كه از آزادي شخصي يك گلدان ياد بود ميسازي بدان كه در بند و فضاي كنترل گرفتار آمده اي. اولين لطفي كه همه ما به هم ما ميتوانيم بكنيم اين است كه در حريم خصوصي هم دخالت نكنيم. و دست از گروگانگيري هم برداريم. بياييد همديگر را آزاد بگذاريم. نظرات (1) |
|
|
تمامی حقوق این وبلاگ برای بانک ملی ايران محفوظ است
Copyright © 2008-2011 Bank Melli Iran, All rights reserved
Powered by Tapesh
|
سلام و درود فراوان بر همكاران عزيزترازجان.
مطلب بسيار مفيدي بود.ياد جمله معروف «فوكو»افتادم كه ميگه :"جلادان جوامع دموكرات هميشه لبخند برلب دارند".در هر جامعه اي و درهرزماني اعمال قدرت بيكي از صور خود وجودداشته ودارد.امان از اين بشر سلطه جو كه حتي در لبخند زدن نيز بدنبال اعمال نوعي قدرت نامرئي است.
ارسال شده توسط داستانسرا(عمولي) | February 20, 2009 23:28